سلام
من اولین باره مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد
اونایی هم که دوست ندارن نخونن
خواهرم تازه از شوهرش طلاق گرفته بود و با مهریه اش یه آپارتمان گرفته بود با حقوقی که از اداره میگرفت زندگی خوبی داشت( آخه کارمنده)
بعد یه مدت متوجه شدم که کمی گوشه گیر شده و اکثر وقتها غمگینه یه روز ازش پرسیدم گفت چیزیم نیست یه روز که خونش بودم دیدم هی ناله میکنه گفتم چته گفت کمرم درد میکنه من گفتم بیا چرب کنم با کمی من من کردن راضی شد پماد داد و خوابید من بلیزش رو دادم بالا وکمرش رو چرب کردم البته بدون این که شهوتی بشم یا کار اضافه ای انجام بدم دو روز بعد زنگ زد گفت اگه زحمت نیست بیا کمرم رو چرب کن .رفتم خونش دیدم طرز لباسش فرق کرده کمی باز تر لباس پوشیده بود دامن تقریبا کوتاه با یه تونیک تنگ که سینه هاش داشت میزد بیرون خوابید و من دوباره چرب کردم کمرش رو ولی این بار داشت زیر دستم آخ آخ میکرد و هی کمر و کونش رو قر میداد که باعث شد کمی کیرم تکون بخوره ولی خودمو کنترل کردم ولی کیرم راست شد کارم تموم شد گفتم کافی هست گفت کمی بیشتر ماساژ بده آخه دکتر گفته هرچی بیشتر بمالید اثرش بهتره من هم کلا لباسش رو دادم بالا بند سوتینش معلوم شد تا زیر بند ماساژ میدادم که گفت شونه هام رو هم ماساژ بده گفتم لباس زیرت منظورم سوتینش بود چرب میشه گفت اشکال نداره میشورمش که من دل زدم به دریا و از پشت گردن تا نزدیک کونش چرب کردم و ماساژ دادم خیلی آخ آخ میکرد و غر میداد من هم جرات پیدا کردم بدون این که بهش بگم بند سوتینش رو باز کردم اون هم هیچی نگفت دیدم هیچی نگفت رفتم نشستم رو کونش و از پایین به بالا ماساژ دادم و مالیدمش کیرم داشت منفجر میشد خم که میشدم سر شونها رو ماساژ بدم قشنگ کیرم میرفت لا کونش با چند بار مالیدن به کونش ابم اومد تو شلوارم به رو خودم نیاوردم و خوب ماساژ دادم فکر کنم اون هم خسته شد گفت مرسی من بلند شدم رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم دستم شستم رفتم
یه چند روزی گذشت زنگ زدم گفتم کمرت بهتر شد گفت وقتی چرب میکنم بهتره گفتم شب بیام چرب کنم گفت آره
بعد کار رفتم خونش زنگ زدم در رو باز کرد رفتم تو دیدم آرایش کرده خوشگل شده بود به ساپورت تنگ نارک پوشیده بود که شرت قرمزش معلوم بود و به تاب آوری که سوتینش دیده میشد تا رفتم تو گفت ببخش دوستام اینجا بودن بشین لباس عوض کنم بیام گفتم اشکال ندارد بیا چرب کنم میخوام برم کار دارم گفتم بریم رو تخت که راحت باشی قبول کرد رفتیم اتاق خواب دراز کشید لباسش رو دادم بالا بندش رو باز کردم نشستم رو باسنش و شروع کردم چرب کردن البته اینبار دقیقا داشتم با بدنش حال میکردم مثل این ماساژورهای سکسی داشتم ماساژ میدادم گفتم کمی تونیکرو بده پایین چرب نشه خودش کونش رو داد بالا و کشید پایین که قشنگ در کونش معلوم شد در جا کیرم راست شد شلوارم پارچه ای بود گفتم در بیارم چرورک میشه گفت در بیار درش آوردم با شرت نشستم رو کونش و شروع کردم مالیدن دستم رو بردم کنار بدنش و کنار سینهاش رو ماساژ میدادم دیدم کونش رو داد بالا داشت ابم میزد بیرون قشنگ کیرم رفت لا کونش کمی صبر کرد و داد پایین کمکم نفسش به شماره افتاد داشت از حال میرفت پرو تر شدم و گفتم پاهات رو چرب کنم گفت آره گفتم پاشو دامن بپوشد دامن پوشید دراز کشید شروع کردم رونهاش رو ماساژ دادن و چرب کردن دامن دامنش رو دادم بالا تا زیر کونش ماساژ دادم ولی بیشتر جرعت نکردم پیش برم ولی شرتش خیس بود و معلوم بود حشری شده .
گفتم برگرد تالار جلو ماساژ بدن چرخید ولی با دستش سوتینش رو تنظیم کرد رو سینه اش و چشاش رو بست من روغن ریختم رو شکمش و شروع کردم به ماساژ دادن تا زیر سینه هاشو رفتم و برگشتم تا کنار دامنش دستم رو بردم زیر بند دامنش تا نزدیک کسش یه آهی کشید و لبش رو به دندون گرفت بعد کمی مالوندنش رفتم روی رونش رو چرب کردم و مالوندن که آشکارا داشت اه اه میکرد گفتم چی شده گفت هیچی درد داره ولی تو کارت رو بکن دل رو زدم به دریا و گفتم دستهات رو ببر بالا با این کار نصف سینهاش زد بیرون که دوباره رفتم سر وقت بالا تنه و داشتم آشکارا نصف سینش رو میمالیدم بلند شدم که بشینم رو پاش که گفت چی شد گفتم هیچی بزار بشینم رو پات تا راحت تر ماساژ بدم هیچی نگفت دوباره چشم هایش رو بست نشستم رو بدنش که دوباره آه کشید من شروع کردم ماساژ و دل زدم به دریا دو سینش رو گرفتم تو دستم و فشار دادم لبش رو گاز گرفت گفت آخ خ خ علنا داشتم سینهاش رو میمالیدم و اون هم دادش رفت هوا کمی خودم رو کشیدم عقب و خم شدم روش کیرم تنظیم شد به کسش با اولین مالش تیم اومد تو همون حالت موندم چند لحظه بعد بلند شدم رفتم دستشویی اومدم دیدم به شکم خوابیده به پاش رو جمع کرده قشنگ شورتش و لبه های کسش معلوم بود شرتش خیس شده بود معلوم بود گفتم من برم هیچی نگفت لباس پوشیدم زدم بیرون.
آخر شب پیام داد شب پیام داد برای خواب میتونی بیا اینجا من هم بلند شدم به مامانم گفتم من میرم دوستم تصادف کرده از خونه زدم بیرون رسیدم در خونه خواهرم زنگ زدم این برداشت گفت بیا تو رفتم دیدم ولی چی پوشیده یه دامن کوتاه تا لبه کونش که سرعتش دیده می شد و یه تاپ یقه باز آستین حلقه ای که نصف سینه هاش بیرون بود اومد جلو منو ماچ کرد گفت با ماساژ عصر کلا کمر دردم خوب شد ممنون
من اولین باره مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد
اونایی هم که دوست ندارن نخونن
خواهرم تازه از شوهرش طلاق گرفته بود و با مهریه اش یه آپارتمان گرفته بود با حقوقی که از اداره میگرفت زندگی خوبی داشت( آخه کارمنده)
بعد یه مدت متوجه شدم که کمی گوشه گیر شده و اکثر وقتها غمگینه یه روز ازش پرسیدم گفت چیزیم نیست یه روز که خونش بودم دیدم هی ناله میکنه گفتم چته گفت کمرم درد میکنه من گفتم بیا چرب کنم با کمی من من کردن راضی شد پماد داد و خوابید من بلیزش رو دادم بالا وکمرش رو چرب کردم البته بدون این که شهوتی بشم یا کار اضافه ای انجام بدم دو روز بعد زنگ زد گفت اگه زحمت نیست بیا کمرم رو چرب کن .رفتم خونش دیدم طرز لباسش فرق کرده کمی باز تر لباس پوشیده بود دامن تقریبا کوتاه با یه تونیک تنگ که سینه هاش داشت میزد بیرون خوابید و من دوباره چرب کردم کمرش رو ولی این بار داشت زیر دستم آخ آخ میکرد و هی کمر و کونش رو قر میداد که باعث شد کمی کیرم تکون بخوره ولی خودمو کنترل کردم ولی کیرم راست شد کارم تموم شد گفتم کافی هست گفت کمی بیشتر ماساژ بده آخه دکتر گفته هرچی بیشتر بمالید اثرش بهتره من هم کلا لباسش رو دادم بالا بند سوتینش معلوم شد تا زیر بند ماساژ میدادم که گفت شونه هام رو هم ماساژ بده گفتم لباس زیرت منظورم سوتینش بود چرب میشه گفت اشکال نداره میشورمش که من دل زدم به دریا و از پشت گردن تا نزدیک کونش چرب کردم و ماساژ دادم خیلی آخ آخ میکرد و غر میداد من هم جرات پیدا کردم بدون این که بهش بگم بند سوتینش رو باز کردم اون هم هیچی نگفت دیدم هیچی نگفت رفتم نشستم رو کونش و از پایین به بالا ماساژ دادم و مالیدمش کیرم داشت منفجر میشد خم که میشدم سر شونها رو ماساژ بدم قشنگ کیرم میرفت لا کونش با چند بار مالیدن به کونش ابم اومد تو شلوارم به رو خودم نیاوردم و خوب ماساژ دادم فکر کنم اون هم خسته شد گفت مرسی من بلند شدم رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم دستم شستم رفتم
یه چند روزی گذشت زنگ زدم گفتم کمرت بهتر شد گفت وقتی چرب میکنم بهتره گفتم شب بیام چرب کنم گفت آره
بعد کار رفتم خونش زنگ زدم در رو باز کرد رفتم تو دیدم آرایش کرده خوشگل شده بود به ساپورت تنگ نارک پوشیده بود که شرت قرمزش معلوم بود و به تاب آوری که سوتینش دیده میشد تا رفتم تو گفت ببخش دوستام اینجا بودن بشین لباس عوض کنم بیام گفتم اشکال ندارد بیا چرب کنم میخوام برم کار دارم گفتم بریم رو تخت که راحت باشی قبول کرد رفتیم اتاق خواب دراز کشید لباسش رو دادم بالا بندش رو باز کردم نشستم رو باسنش و شروع کردم چرب کردن البته اینبار دقیقا داشتم با بدنش حال میکردم مثل این ماساژورهای سکسی داشتم ماساژ میدادم گفتم کمی تونیکرو بده پایین چرب نشه خودش کونش رو داد بالا و کشید پایین که قشنگ در کونش معلوم شد در جا کیرم راست شد شلوارم پارچه ای بود گفتم در بیارم چرورک میشه گفت در بیار درش آوردم با شرت نشستم رو کونش و شروع کردم مالیدن دستم رو بردم کنار بدنش و کنار سینهاش رو ماساژ میدادم دیدم کونش رو داد بالا داشت ابم میزد بیرون قشنگ کیرم رفت لا کونش کمی صبر کرد و داد پایین کمکم نفسش به شماره افتاد داشت از حال میرفت پرو تر شدم و گفتم پاهات رو چرب کنم گفت آره گفتم پاشو دامن بپوشد دامن پوشید دراز کشید شروع کردم رونهاش رو ماساژ دادن و چرب کردن دامن دامنش رو دادم بالا تا زیر کونش ماساژ دادم ولی بیشتر جرعت نکردم پیش برم ولی شرتش خیس بود و معلوم بود حشری شده .
گفتم برگرد تالار جلو ماساژ بدن چرخید ولی با دستش سوتینش رو تنظیم کرد رو سینه اش و چشاش رو بست من روغن ریختم رو شکمش و شروع کردم به ماساژ دادن تا زیر سینه هاشو رفتم و برگشتم تا کنار دامنش دستم رو بردم زیر بند دامنش تا نزدیک کسش یه آهی کشید و لبش رو به دندون گرفت بعد کمی مالوندنش رفتم روی رونش رو چرب کردم و مالوندن که آشکارا داشت اه اه میکرد گفتم چی شده گفت هیچی درد داره ولی تو کارت رو بکن دل رو زدم به دریا و گفتم دستهات رو ببر بالا با این کار نصف سینهاش زد بیرون که دوباره رفتم سر وقت بالا تنه و داشتم آشکارا نصف سینش رو میمالیدم بلند شدم که بشینم رو پاش که گفت چی شد گفتم هیچی بزار بشینم رو پات تا راحت تر ماساژ بدم هیچی نگفت دوباره چشم هایش رو بست نشستم رو بدنش که دوباره آه کشید من شروع کردم ماساژ و دل زدم به دریا دو سینش رو گرفتم تو دستم و فشار دادم لبش رو گاز گرفت گفت آخ خ خ علنا داشتم سینهاش رو میمالیدم و اون هم دادش رفت هوا کمی خودم رو کشیدم عقب و خم شدم روش کیرم تنظیم شد به کسش با اولین مالش تیم اومد تو همون حالت موندم چند لحظه بعد بلند شدم رفتم دستشویی اومدم دیدم به شکم خوابیده به پاش رو جمع کرده قشنگ شورتش و لبه های کسش معلوم بود شرتش خیس شده بود معلوم بود گفتم من برم هیچی نگفت لباس پوشیدم زدم بیرون.
آخر شب پیام داد شب پیام داد برای خواب میتونی بیا اینجا من هم بلند شدم به مامانم گفتم من میرم دوستم تصادف کرده از خونه زدم بیرون رسیدم در خونه خواهرم زنگ زدم این برداشت گفت بیا تو رفتم دیدم ولی چی پوشیده یه دامن کوتاه تا لبه کونش که سرعتش دیده می شد و یه تاپ یقه باز آستین حلقه ای که نصف سینه هاش بیرون بود اومد جلو منو ماچ کرد گفت با ماساژ عصر کلا کمر دردم خوب شد ممنون
نوشته: رامین
26 پاسخ به “ماساژ خواهرم رها”
کس کش چقد غلط املایی داریننویس بابا دیوس اینا چیه اخه خالیبندی حدی داره
چه لحجه و گویشی نوشتید؟ کیش همان کصشه؟
این کسکش اکابر هم نرفته . خواهرتو گاییدم . پاره شدم تا ترجمه کردم کسشعراتو . خوب لاشی نمیشه که همزمان هم جق بزنی هم تایپ کنی
چندین فوش هست مثل کوسکش و کونکش و چند تای دیگه اما به تو ی فوش جدید باید گفت،(کوس آب انداز) یعنی فقط کوس زن را آب می ندازی اما نمی تونی بکنیش و آماده اش می کتی واسه یکی دیگه، چطوری آقای کوس آب انداز
چطور ممکنه همون اول داستان،هنوز شروع نشده و هنوز نخونده کسی داستانتو دوست داشته باشه یا نداشته باشه؟!!!..با این نوشتن غلطغلوط دستورم میده!
به نظرم فحش های کلاسیک و کش دار دیگه جواب نمیده دوستان چند تا فحش جدید برای این یارو ابداع کنید
تو ب دراوردن شرت هم نمیرسیدی و ابت میومدپسر خاله ای همسایه ای کسی جور کن دوتاتونو بکنه
احمق کون گشاد بی سوادخودت یه بار این کستان و بخونببینچه گندی زدی به هیکل خودت
تونیک مگه بالا پوش نبود؟چرا بعنوان شلوار ازش یاد کردی اسکل؟
خوب بود . ادمه بده رامین جان🌺
به به
عالی بود ، کیرمو سیخ کردی
دلت همش تو دریا بود
کیرمو ترکوندی با داستانت تا اوج گرفت تمومش کردی😐
خوب بودعالی بود
جقی افغانی ۵ ساله الدنگ عابت اومد نصفه نوشتی یابو؟؟!!!
داستانا همه کپی پیست همه اسکی از رو همدیگه من نمیدونم کی به اینا میگه داستان بنویسن اخهتا یه داستان میخونن اسمارو عوض میکنن و بایه دست به کیر شروع به تایپ میکنن داستان همیشگی کمر درد و ماساژ و ابجیه رفتارش عوض میشه میاد کصو میندازه بیرون میگه بیا منو بکن کسشرررر فقط چندخط اولشو خوندم دیسلایککککک
جنده کردن آبجیت مبارک .کردیش مثل تلفن همگانی ؟شمارشو بزار دوستان از خجالتش در بیان
ادامه بده
خیلی خوب بودفکر میکنم داستان ت واقعی بود اگر تونستی ادامه ش رو هم بنویس
این بافتی ولی نکردی😂😂😂
تا اونجا که گفتی زنگ زد گفت بیا کمرمو چرب کن،خوندم، چرت پرت هاتو بعنوان داستان بخورد ملت نده،جلقوز
قشنگ بود نمیشه کامل کرد منم همینجوری دختره خیلی باهوشیه متوجه شده چون فقط پدر داریم از پله افتاد کبود بود ماساژ دادن شروع کردم یه دختر به روز خوشگل اسکیت باز چند شب ماساژ دادم بدن سفیدش نه میگم مثل داستان چرت سینه اش صورتیه یا کس اش سفید کسش اش سفیده سینه شرقی قهوه ایی شونزده سالش هفتاد سینه هاش هستن باسن بدی نداره فقط یه جوری فهموند بهم سوتین و شرتش دست نزنم منم خجالت میکشم میگم چشمات ببند اروم ماساژ میدم وقتی حالم خوب نیست میمالمش نه هم کون میکنم یا انقدر راحته تا اومدن ابم میمالمش اونم زود ارضا است از ده تا پانزده دقیقه کمرش کونش تمون میخوره میدونم ابش اومده شهر ما بشذت مذهبی دوست دختر اینا سخت پیدا میشه یبار فقط خودش پایین آورد با یکی دوست شذ تا تونستم با بدبختی بکنم
فکر کنم اگه ماساژ نبود سایت بکن تو نصف میشد .
عالی
با سلام این یعنی چی سرعتش دیگه کجاش بود ؟ ((ولی چی پوشیده یه دامن کوتاه تا لبه کونش که سرعتش دیده می شد))