من از این که یه کم درد بیشتری بکشه لذت میبردم.و همیشه با این حالت شروع میکردم.
یه روز که هیشکی خونه نبود بردمش وسط پذیرایی لختش کردم همونجوری سگی از کون شروع کردم .دکتر بهم یه دارو داده بود که ربطی به سکس نداشت ولی بعد از یک ساعت کون مردن اخر ارضا نشدم .اون از وستای کوت دادنش التماس و خواهش میکرد ابتو بیار واین منو بیشتر حشری میکرد منم وقتی میدیدم درد داره هی بهش میگفتم الان میاد دوباره میگفتم نه فکر کنم 20 دیقه دیگه مونده و اون هم که منتظر ارضا شدنم بود با اینکه نمیتونست تحمل کنه مجبور بود قبول کنه و میداد حدود یک ساعت از کون حسابی گاییدمش ولی اخر ارضا نشدم.و دلم براش سوخت .فرداش خونشون خالی شد و ,رفتم پیشش .فکر میکرد فقط برای دلجویی رفتم پیشش .خلاصه به بهانه اینکه سوراختو ببینم چی شده عزیزم دوباره از کون کردمش.خیلی درد داشت .ولی ابم اومد.پس فردا شم طاقت نیووردم چ رفتم پیشش وقتی دم در منو دید انگار جا خورد خلاصه دوباره از کون کردمش.دو هفته پیشم نیومد. ,بعد از دوهفته انقد حشری بودم خلاصه تصمیم گرفتم سوراخ کونش و حسابی ببوسمو حشریش کنم.خلاصه اومد پیشم .وقتی شروارشو کشیدم پایین حسابی از عقب کسش و خوردم .انقد حشری بودم که کو نشو وا کردم سوراخشو حسابی بوسیدم به خودم اومدم دیدم دارم سوراخ کونش,و میخورم و دیدم چه جوری از حال رفته .و چقد سوراخ باز شده واماده کردنه .خلاصه از دلش در اومد و یه کون حسابی,بهم داد. چند وقتی همین روند ادامه داشت .تا یه روز که دیگه از کون دادن خسته شده بود بهم گفت انگشتت و بکن او کسم.ما قرار بود باهم ازدواج کنیم ولی قرار نبود از الان پردشو بزنم.خلاصه یواش یواش دیدم کس اکبندش حسابی داره باز میشه تا خلاصه تصمیم گرفتم بزارم جلو. چه روز خوبی براش بود .ولی جالب اینکه پردش پاره نشد .شاید هم به خاطر اینه اروم اروم بازش کرده بودم ولی بعد از ازدواجمون دکتر گفت زمانی که بچه دار شی پاره میشه من موندم یه کس باکره که هر سری از بس تنگ بود باید کلی بازش میکردم وبعد میکردمش.به به.تا یکی دوماهی فقط کسشو میکردم.ولی یه روز گفتم نوبت کون دادنته عزیزم.گفت من که بهت کس دادم دیگه کون واسه چی.منم بهش گفتم اینا ربطی بهم نداره و کون بازی دوباره شروع شد .اولش ناراحت بود ولی بعد همیشه تا خیلی دیوونه میشد بهم میگفت حالا از کون منو بکن.و من هم عشق دنیا رو میکردم.
تا خلاصه ازدواج کردیم.به هر مدلی که به فکرت برسه هر سری از کس و کون می کردمش.یه دختر خاله داشت که خیلی به هم نزدیک بودن و دختر خالش هم با من رابطش خوب بود و مثل زنم و بسیار خوشکل بود .همش دوست داشتم بکنمش.اینا همش با هم بودن .دختر خالش منتظر یه موقیت خوب واسه ازدواج بود و خیلی شبا هم خونه ما میموند.جا شو مینداختیم تو پذیرایی دقیقا پشت در اتاق خواب. چون خونمون خیلی بزرگ نبود.در اتاق خواب هم خیلی چفت نبود و از دور و زیر در و کانال کولر هم کاملا صدا میرفت بیرون.یه شب دیدم دخت خالش داشته با موبایل فیلم سوپر میدیده خوابش بردی و گوشیش سوپر داره پخش میکنه.زنم یه جوری جمش کرد . یه دفه یه سر صدای الکی از اشپز خونه بلند کردم دختر خاله رو از خواب پروندم.خانومم یه جورایی مشاورش بود و ازش بزرگتر بود و دختر خالش حر فشو میخرید.انقد حشری میشدم وقتی حس میکردم الان قراره کون دادنه خانوممو که براش حکم یه مشاور رو هم داره زیر شوهرش بشنوه که چه جوری این مشاور خودش زیر کیر شوهرش گیر کرده و راهی جز کون دادن نداره.خلاصه ما رفتیم بخوابیم.به خانومم گفتم عزیزم لباساتو در بیار .گفت نه امشب نه بزار بره بعدا .خلاصه راضیش کردم بهم اروم بده.اونم قبول کرد همش میگفت میشنوه زشته.خلاصه یه کم که گذشت زنم متوجه شد باید کون بده خیلی ازم خواست که از کون نکنمش که صداشو نشنوه.ولی اتفاقا من میخواستم دختر خالش بشنوه.با یه کم ولوم که دخار خالش بشنوه ازش کون میخواستم .و خلاصه با این که امادگی نداشت از کون با درد کون داد .منم یه حرکتیایی میزدم و هی می گفتم قشنگ قمبل کن سوراخ کونت باز شه , راحت تر کون بدی و میدونستم که حرفام قشنگ شنیده میشه. دیگه هر موقع دختر خالش میومد همین بساط بود تا یه روز دختر خالش 3 روز اونجا موند و هر شب کون زن خشکلم در به خاطر مهمون عزیزمون زیر کیرم گاییده میشد. تا یه مدت دخترخالش همش میومد شب میموند. زنمم روش نمیشد بگه شب نمون انقد زنمو از کون کردم که دیگه دختر خالش هیچ وقت شب اونجا نموند .البته کلا 8 ,9 بار.ولی با یه کم درد بیشتر که صدا خوب بره بیرون.من هیچ وقت زنمو تو بحثامون نزدم چون اصلا دوست ندارم یه دختر و بزنم .ولی همیشه وقتی عصبانی بودم بد جوری از کون میکردمش.و یه حرفایی بهش میزدم که اذیت شه.مثلا بهش میگفتم که عزیزم بیا بخواب باید کون بدی., تا یه شب,
تا بخاطر یه جریاناتی مامانش و داداشش که چند سالی از زنم بزرگتر بود پیش ما یه مدتی موندن.ما بخاطر اینکه صدامونو نشنون سکس نمیکردیم.تا یه شب وقتی صدا بیرون رفت مادرش از پیش ما رفت خونه خواهرش ولی داداشش که مجرد هم بود پیش ما موند. .یه شب منو خانومم بحثمون شد و طبق معمول بد جوری رفت رو اعصابم.منم بحث نکردم و تو دلم گفتم شب معلوم میشه.داداشش که دید زنم اذیتم کرد فهمید که حق با منه .و قتی زنم ,رفت بخوابه من هم سریع رفتم و شب بخیر گفتم و بخوابم .ولی زنم با ور نمی کرد که امشب شاهد پاره شدن کونش داداشش باشه چون یه جورایی به داداشش تکیه میکرد و خیالش از این بابت انگار کاملا راحت بود که من جرات این کا رو جلوی,داداشش ندارم .ولی ,داداشش مجرد بود و تو کف.کاملا هم حق با من بود.و اون هم زنم بود.وقتی زنم دراز کشید بهش گفتم این متکا رو بزار زیرت و اون طفره رفت فهمید میخوام بکنمش .دمر خوابوندمش و متکا رو گذاشتم زیر کسش.کونش قشنگ قمبل شد و شلوارشو لباساشو کامل در اوردم.و قتی داشتم میخوابیدم روش بهش گفتم میدونی که امشب باید کون بدی .شروع کرد به بحث و با یه حالت عصبانی گفت میگم درد دارم.منم کیرمو که نیمه خواب بود گذاشتم دم سوراخ کونش کیرم خشک بود و اذیتش میکرد.یه جوری باهام دعواش شد و گفت که میگم درد میکنه که داداشش بشنوه شاید من خجالت بکشم از داداشش بترسم و بی خیال شم منم بلند گفتم بهت میگم امشب باید کون بدی وقتی دید من چی کار کردم دیگه صداش در نیومد چون میدونست اگه حتی یه کم ناله کنه داداشش کاملا میفهمه که داره کون میده .منم خودم قشنگ یه جوری توضیح میدادم که زنم میدونست داداشش کاملا میشنوه ومیدونه موضوع سره چیه .خلاصه تو همین حوالی دیدم نوک کیرم خیس شده و رو سوراخش دارم با فشاربازیش میدم.و به زنم میگفتم عزیزم تو که راهی نداری خودتم میدونی باید الان خیلی خوب کونت بزارم.مگه راهی داری.و جواب نمیداد و دوباره گفتم مگه الان بجز کون دادن راه دیگه ای هم هست .و خودم میگفتم نه دیگه . اونقد اونشب سوراخ کونه نازنینش تنگ و بسته بود و با اب خود کیرم حسابی خوب میرفت و میومد که میدیدم چه تنبهیه خوبی داره میشه .زنم و جلوی داداش از,سوراخ کون تنبیه میکردم داداشش 2 .متر با کون خواهرش,که داشت گاییده میشد فاصله داشت و هیچ کاری بجز دقت به ناله ریز خواهرش از دستش بر نمیومد .زنم هم هیچ کاری بجز یه کون پر درد به شوهرش دادن در حضور برادرش از دستش بر نمیومد پس کونش و میداد و درد میکشید. و این فشار کیر من بود که لحظه های اون و برادرش رو رقم میزد.حدود 20 دقیقه کردمش.هی کیرمو در میووردم و با سختی درد تو کونش فرو میکردم.سوراخ کونش مثل یه حلقه صفت رگ کیرمو از زیر میخواروند.تا دیگه داشت ابم میومد کیرم حسابی کلفت شده بود .که دیگه نتونست طاقت بیاره باعصبانیت گفت بسه دیگه.منم یه دفه کشیدم از کونش بیرون منم دوباره بلند گفتم عزیزم تنبیهت تموم شد حالا مبخوام از کون بکنمت و لذت ببرم .دوباره 20 دیقه دیگه از کون کردمش.ایت دفه ابمم ریختم تو کونش.چون دستشویی بیرون بود تا صبح اب و تو کونش نگه داشت .روش,نمیشد از اتاق بره بیرون.صبح که از خواب بیدار شدیم همه چی عادی بود انگار اصلا اتفاقی نیوفتاده.از اون به بعد زنم کاملا فهمید نباید لجبازی کنه .چون از پس اخر شبش بر نمیاد. الان خیلی وقته که یه جوری از کون میکنمش که اصلا درد نکشه.
نوشته: Esi
34 پاسخ به “ماجراهای من و سوراخ کون زنم”
اخه اين چه مدل نوشتنه؟شب بود تو كونش كردم.ظهربود تو كونش كردم.هوا سردبودتوكونش كردم.يك ليوان اب خوردم تو كونش كردم.چيزديگه بلدنيستي.توهرجمله نوشتي توكونش كردم
جغیکسخولسرکار گذاشتی
چی بود این؟من سه چهار بار کون دادم مردم این همه کون داد هیچیش نشد؟
chikar doOost dari ba ana bokoni?baba axe vagheie anaro gozashtam baratoOon chera hichi dar moredesh neminevisin???
Velamma
چه بگم نظر شخصی یه نفر در سکس با زنش بود
فک کنم وقتی داشتی می نوشتی هم تو کونش کردی و کیرت تو کونش بوده
دادا سوراخای دیگم بجز کون دارهوالا تو سولاخ گوشش میکردی اینقد خاطرمونو مکدر نمیکردی
hidden71 🙄 🙄 🙄
خلاصه داستان:از کون کردمش,فرداش کردمش, پس فردا خیلی بد کردمش,بعدش به هوای عذر خواهی رفتم جاش بازم کردمش (hypnotized)(در حالی که باها قهر بود) (hypnotized)به بعضیام باس گفت دوست عزیزززز تو تصوراتت دو دیقه نکنش نظر بدیم 🙁
نظر شما چیه؟خیلی مزخرف…
کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر کسشر
عریزم اگه دو دقیقه کونشو نمیکنی یه نظر بدیم ما
kosesh khun naumad chon man zade bodam aval
تو سوراخ دیوارم انقد بکنی چیزی ازش نمیمونه پودر میشه ،اونوخت تو یه قدم برداشتی کونش گذاشتی دوباره یه قدم برداشتی کونش گذاشتی؟
🙄 وای مردم از خنده …
تاحالا تو عمرم انقد نخندیده بودم نظرات تک تک بچه ها عاااالی بود 🙄
بد بخت عقده ایی .روانی.قرصات خوردی.فکر نکنم خورده باشی .اخه خیلی کس وشعر تفت میدی.برو عزیرم اول قرصاتو بخور همون هایی که دکتر برا کسخولیت تجویز کرده.بعد یک جق بزن.ولی لطفا کس شعر ننویس.افرین کس خول مالیاتی
اوهه… هُشَهمردک اینهمه رو اگر داخل توپ میریختی و سنبه میزدی …صدباره ترکیده بود . طول و عرض ارتفاع رو از بس به کون بستی تا حالا میبایست دویست تخته و پونصد تغار کون اسقاط میکردی و همین تعداد هم باید به خانواده زنت دیه دوبله پرداخت میکردی …خودتم هفتاد کفن تو هفتاد گور پوسونده بودی …هُشه بابا !اینهایی که گفتی فقط از متن سری داستانهایی بنام “غلام سیاه و کُره خر نازنینش و طویله متروکه ” میشه استخراج کرد و جای داستان دیگه بخورد خلق اله داد .! فتق مغزی بگیری ذلیل مرده گلابی.
جق کم بزن جق میفهمی جق کم بزن
az jagh zadan be chert o pert nevisi oftadiye modat nazan
کیری ترین داستانی بود که خوندمتمام داستان کردم توکونش
کیرم تو داستان گفتنت (dash) :-*
تو طایفه البویه رو هم کردی با با این کسشعر نوشتند اینجا کردم اونجا کرده تا امد لباشو خوردم جاکش اون صابون چیه مصرف میکنی عوض کن باو گاییدم ننتو
من کسی ام که نظر 11رو داد رد میشد گفتم بپرسم هنوز داری کونشو میکنی؟؟؟؟! ? 🙄 🙄 🙄
داستانت که خنده دار بود ولی نظرات خیلی خنده دار تر بود ? تو این روزای پرغصه کمی خندیدم دمت گرم
این داستان بود یا فیلم سینمایی
منم عاشق کونم هرکی دوست داره پیام بده
مهسا جوون میتونم باهات آشنا شم البته هدف سکسه عزیزم
بهتره اول حسابی شهوتیش کنی وسوراخ کونشوماساژبدی بعدبکنی توی کونش که اونهم خوشش بیاد
بیا کون منم برار خخخخ
بیا تو کونت یه خودکار بکنم دیوث ببینی درد داره یا نه کوس کش خجالت بکش از کون کردن هم حدی داره بعدا نمیتونه ندفوعشو کنترل کنه چون اسفنگترهای مقعدش شل میشه بیشعور الاغ تو کدوم طویله بررگ شدی
شما مشکل شخصیتی داری و عقده ای هستی . همین خانمی که اینقدر از کون میکنی و پیش مادر و برادرش ضایعش کردی شریک زندگیته و فردا مادر بچه هات و یک عمر باید سرتون رو روی یه بالش بذارید آقای کونی .
زن گرفتی یا کونکسکش زندگی اینی نیست که او انجامش میدی