اسمم مبین هست الان 35 سال دارم اسم دختر همسايه ماهرخ و. 11 سالگی و2تا داداش داداش بزرگ پیمان 9 ساله و کوچک فرخ 7ساله
این داستان تان مربوط به دوره 12 تا 16 سالگی هستش
مادرم منو تا 15 سالگی حموم میبرد گه گاهی هم سارا خواهرم که 3 سال ازم بزرگتره
خونه مون یه آپارتمان 12 طبقه است تو وسط شهر تهران و دیوار عایق ندارند و حرف و حدیث همون تو همسایه ها به همين خاطره حموم خونه مون رو چسبیده به اتاق خواب همسایه بغلی هر وقت که منو حموم صدا م تو اتاق خواب بود
یه بار ماهرخ بهم گفت ببینم مگه 12 ساله نیستی
گفتم چرا
دستش گذاشت روی دودولم گفت که دربیار یا دربیارم
گفتم چرا
گفت آخه من دودول فرخ و پیمان راحت درمیارم برای بازی شل ول هستش چندبار پسر دایی دیدم اما نذاشت دست بزنم میگه اسباب بازی نیست
گفتم چطوری درآورد
گفت پیمان و فرخ جیش داشتن همزمان درآوردم اونم جیش داشت اودش کنارم سیخ بود مثل مال تو
گفتم زشته
خندید نه اینکه خودت تنها میری حموم دیروز تو ماشين بغل سارا نبودی مگه
گفتم چرا
گفت پیاده شدنی زیپ شلوارک باز بود موقع پیاده شدن دست سارا اومد بیرون خودت زیپ شلوارک دادی بالا
قرمز شدم گفتم آخه جیش داشتم کمک کرد دودولم نگه داشته منم نایلون گرفتم سرش
گفت حالا چکار کنم
گفتم در بیار
رو تخت خواب دراز کشیدم ماهرخ با ولع تمام درآورد و شلوار و شورتم درآورد منم سیخ کردم
ماهرخ مدام داشت دودولم تکون تکون میداد یکم میکشید برای اولین بار بود یه حالی بهم دست داد
یهو ماهرخ گفت این چیه ریخت
نگاه کردم دیدم یه چیز سفید رنگ تو دستش بعد فهمیدم که اسپرم
گفتم نمیدونم
چند روز بعد رفتم خونه ماهرخ بازی می کردم
جیش داشتیم دوتایی ماهرخ دامن پاش بود
گفت دوتای بریم جیش کنیم
فکر کردم دامنش در میاره
گفتم بریم
اخه دستشویی اونا فرنگی و سنتی یه ایستاده داشتنیه جا بود
بهم گفت من سنتی تو ایستاده جیش کنیم
گفتم باشه
کون لخت نشستم رو فرنگی ماهرخ گفت چرا اینجوریه آخه پیمان و فرخ ایستاده میارم
گفتم بلد نیستم
گفت چند لحظه نشست جیش کرد گفتم شورت و دامن خندید گفت شورت نپوشیدم راحتم بلند شد دودولم گرفت روبه دستشویی سرپایی گفت جیش جیش دودول بیا بیرون
گفتم تو چرا استفاده نکنی
جیش کردم تموم شد دودولم دستش بود
گفت من از اینا ندارم 😭 ولی. دختر داییم 16 ساله است میگه دخترا میتونن درآمد داشته باشن پرسیدم خندید جوابش اینه 4 سال دیگه میگم 🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
دستم گذاشته وسط پاش گفتم کو دربیار
یه ذره بیضه هام فشار داد گفت بعد
تا 14 سالگی همینطور گذشت
خواهرم سارا منو برد حموم موقع شستن من اون ماده سفید رنگ از دودولم ریخت بیرون سارا پرسید برای اولین بار این در میاد خندید
گفتم نه آخه 2 سال ماهرخ درمیاره 2 هفته رفتن مسافرت کسی نیست دست بزنه
سارا ببین اونجایی ماهرخ دیدی
گفتم نشون نمیده
.گفت بچه چرا نپرسیدی این چیه 🤣
گفتم چیه گفت اسپرم مواظب باش نره اونجایی دختر وگرنه حامله میشه
دستم گذاشته وسط شلوار سارا گفتم چیزی نیست که
شلوارش کشی بود گفت دست ببر تو شورتم
بروم یه چیزی بود پاره شده گفتم چرا بخیه نزدی چی شده
سارا گفت بخیه لازم نيست دودول دختراست
دستم از شلوار کشید بیرون
بهم گفت تو دلت نیت غسل جنابت کن بشورمت
کردم منو شست
موقع لباس پوشیدن سارا گفت شورت و شلوار نپوش بزار به ماما بگم گفتم چی
گفت نترس تو ماهرخ نمیگم فقط بالغ شدن میگم بپرسه میگم اسپرمش ریخته شاید دوباره خواست جق بزنه
گفتم جق
گفت ریختن اسپرم پسرا با دست خودش
گفتم اینا رو کی گفته
گفت ماما
گفتم نمیخوای منو ببری حموم
گفت چرا میبرمت
رفتیم پیش مامان سارا ریختن اسپرم گفت مامان هم امتحان کرد دید سارا درست گفته به سارا گفت ببرش بشورش فعلا هر وقت خواست تنها
چند روز بعد روز بعد هم رفتم خونه ماهرخ زنگ زدم
ماهرخ اومد دمه در آخه آپارتمان ما هر واحد 2 تا درب ورودی داشت اولی شیشه ای دوم ضد سرقت
دیدم ماهرخ پشت شیشه مات لختی وایستاد گفت چیه کارم گفتم بعد گفتم ماهرخ چرا لختی قرمز شد گفت آخه حموم بودم کسی خونه نیست گفتم لخت ببینم نذاشت درو باز گذاشت رفت با عجله رفتم دیدم شورت پوشیده دودولش ندیدم
با ماما چیزی دیگه لازم داشت رفتم درب ماهرخ با حوله حمام در باز کرد
گفتم چرا اینجوری خندید گفت لختم گفتم ببینم
حوله رو باز کرد
دودول خطی دیدم 😂
بهش گفتم تنها حمام میری
گفت فقط با پیمان بعض وقت
گفتم براش جق میزنی
خندید گفت دودول اونا کار میکنه بچه است
یهو ممه اش دیدم جوانه زدن
گفتم بزرگ شدی
خواستم دست بزنم
گفت نه
یه لگد زدن به بیضه هام تو راه رو نشستم
دودولم درآورد بریم جیش کنی بهتر میشی
منو دولا دولا برد جیش کردم
تو دستشویی اولش کیرم کوچولو بود بعد از بلند شدنم سیخ شد
ماهرخ گفت بهتر شدی گلم
گفتم آره
گفت بهتر دیگه هر کی با خواهر و برادری حال کنه
من 2 تا بردار دارم پیمان مثل تو اسپرم داره فرخ نه
پیمان خودش کنترل میکنه اسپرم بیرون می ریزه
اما فرخ چون بیضه هاش کار نمیکنه برامون بهتره
الان تری سام میزنم
گفتم ماهرخ آخه لخت شدنم جلوی خواهرم
گفت ببین اتاقم چسبیده به حمام شما دیواره نازکه صدای تو و سارا هم میرید شنیدم سارا علاقه میخواد سکس کنه اما از تو خجالت میکشه شورتشو دربیاره
من 2 تا داداش دارم راحتم ماما وبابا کاری ندارن جلوشون سکس داریم
این داستان تان مربوط به دوره 12 تا 16 سالگی هستش
مادرم منو تا 15 سالگی حموم میبرد گه گاهی هم سارا خواهرم که 3 سال ازم بزرگتره
خونه مون یه آپارتمان 12 طبقه است تو وسط شهر تهران و دیوار عایق ندارند و حرف و حدیث همون تو همسایه ها به همين خاطره حموم خونه مون رو چسبیده به اتاق خواب همسایه بغلی هر وقت که منو حموم صدا م تو اتاق خواب بود
یه بار ماهرخ بهم گفت ببینم مگه 12 ساله نیستی
گفتم چرا
دستش گذاشت روی دودولم گفت که دربیار یا دربیارم
گفتم چرا
گفت آخه من دودول فرخ و پیمان راحت درمیارم برای بازی شل ول هستش چندبار پسر دایی دیدم اما نذاشت دست بزنم میگه اسباب بازی نیست
گفتم چطوری درآورد
گفت پیمان و فرخ جیش داشتن همزمان درآوردم اونم جیش داشت اودش کنارم سیخ بود مثل مال تو
گفتم زشته
خندید نه اینکه خودت تنها میری حموم دیروز تو ماشين بغل سارا نبودی مگه
گفتم چرا
گفت پیاده شدنی زیپ شلوارک باز بود موقع پیاده شدن دست سارا اومد بیرون خودت زیپ شلوارک دادی بالا
قرمز شدم گفتم آخه جیش داشتم کمک کرد دودولم نگه داشته منم نایلون گرفتم سرش
گفت حالا چکار کنم
گفتم در بیار
رو تخت خواب دراز کشیدم ماهرخ با ولع تمام درآورد و شلوار و شورتم درآورد منم سیخ کردم
ماهرخ مدام داشت دودولم تکون تکون میداد یکم میکشید برای اولین بار بود یه حالی بهم دست داد
یهو ماهرخ گفت این چیه ریخت
نگاه کردم دیدم یه چیز سفید رنگ تو دستش بعد فهمیدم که اسپرم
گفتم نمیدونم
چند روز بعد رفتم خونه ماهرخ بازی می کردم
جیش داشتیم دوتایی ماهرخ دامن پاش بود
گفت دوتای بریم جیش کنیم
فکر کردم دامنش در میاره
گفتم بریم
اخه دستشویی اونا فرنگی و سنتی یه ایستاده داشتنیه جا بود
بهم گفت من سنتی تو ایستاده جیش کنیم
گفتم باشه
کون لخت نشستم رو فرنگی ماهرخ گفت چرا اینجوریه آخه پیمان و فرخ ایستاده میارم
گفتم بلد نیستم
گفت چند لحظه نشست جیش کرد گفتم شورت و دامن خندید گفت شورت نپوشیدم راحتم بلند شد دودولم گرفت روبه دستشویی سرپایی گفت جیش جیش دودول بیا بیرون
گفتم تو چرا استفاده نکنی
جیش کردم تموم شد دودولم دستش بود
گفت من از اینا ندارم 😭 ولی. دختر داییم 16 ساله است میگه دخترا میتونن درآمد داشته باشن پرسیدم خندید جوابش اینه 4 سال دیگه میگم 🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔
دستم گذاشته وسط پاش گفتم کو دربیار
یه ذره بیضه هام فشار داد گفت بعد
تا 14 سالگی همینطور گذشت
خواهرم سارا منو برد حموم موقع شستن من اون ماده سفید رنگ از دودولم ریخت بیرون سارا پرسید برای اولین بار این در میاد خندید
گفتم نه آخه 2 سال ماهرخ درمیاره 2 هفته رفتن مسافرت کسی نیست دست بزنه
سارا ببین اونجایی ماهرخ دیدی
گفتم نشون نمیده
.گفت بچه چرا نپرسیدی این چیه 🤣
گفتم چیه گفت اسپرم مواظب باش نره اونجایی دختر وگرنه حامله میشه
دستم گذاشته وسط شلوار سارا گفتم چیزی نیست که
شلوارش کشی بود گفت دست ببر تو شورتم
بروم یه چیزی بود پاره شده گفتم چرا بخیه نزدی چی شده
سارا گفت بخیه لازم نيست دودول دختراست
دستم از شلوار کشید بیرون
بهم گفت تو دلت نیت غسل جنابت کن بشورمت
کردم منو شست
موقع لباس پوشیدن سارا گفت شورت و شلوار نپوش بزار به ماما بگم گفتم چی
گفت نترس تو ماهرخ نمیگم فقط بالغ شدن میگم بپرسه میگم اسپرمش ریخته شاید دوباره خواست جق بزنه
گفتم جق
گفت ریختن اسپرم پسرا با دست خودش
گفتم اینا رو کی گفته
گفت ماما
گفتم نمیخوای منو ببری حموم
گفت چرا میبرمت
رفتیم پیش مامان سارا ریختن اسپرم گفت مامان هم امتحان کرد دید سارا درست گفته به سارا گفت ببرش بشورش فعلا هر وقت خواست تنها
چند روز بعد روز بعد هم رفتم خونه ماهرخ زنگ زدم
ماهرخ اومد دمه در آخه آپارتمان ما هر واحد 2 تا درب ورودی داشت اولی شیشه ای دوم ضد سرقت
دیدم ماهرخ پشت شیشه مات لختی وایستاد گفت چیه کارم گفتم بعد گفتم ماهرخ چرا لختی قرمز شد گفت آخه حموم بودم کسی خونه نیست گفتم لخت ببینم نذاشت درو باز گذاشت رفت با عجله رفتم دیدم شورت پوشیده دودولش ندیدم
با ماما چیزی دیگه لازم داشت رفتم درب ماهرخ با حوله حمام در باز کرد
گفتم چرا اینجوری خندید گفت لختم گفتم ببینم
حوله رو باز کرد
دودول خطی دیدم 😂
بهش گفتم تنها حمام میری
گفت فقط با پیمان بعض وقت
گفتم براش جق میزنی
خندید گفت دودول اونا کار میکنه بچه است
یهو ممه اش دیدم جوانه زدن
گفتم بزرگ شدی
خواستم دست بزنم
گفت نه
یه لگد زدن به بیضه هام تو راه رو نشستم
دودولم درآورد بریم جیش کنی بهتر میشی
منو دولا دولا برد جیش کردم
تو دستشویی اولش کیرم کوچولو بود بعد از بلند شدنم سیخ شد
ماهرخ گفت بهتر شدی گلم
گفتم آره
گفت بهتر دیگه هر کی با خواهر و برادری حال کنه
من 2 تا بردار دارم پیمان مثل تو اسپرم داره فرخ نه
پیمان خودش کنترل میکنه اسپرم بیرون می ریزه
اما فرخ چون بیضه هاش کار نمیکنه برامون بهتره
الان تری سام میزنم
گفتم ماهرخ آخه لخت شدنم جلوی خواهرم
گفت ببین اتاقم چسبیده به حمام شما دیواره نازکه صدای تو و سارا هم میرید شنیدم سارا علاقه میخواد سکس کنه اما از تو خجالت میکشه شورتشو دربیاره
من 2 تا داداش دارم راحتم ماما وبابا کاری ندارن جلوشون سکس داریم
نوشته: کبین
15 پاسخ به “لخت شدن پسر نوجوان جلوی دختر همسایه”
کسکش این چی هست نوشتیهمش دودول همش در آوردن
بابا تو شهرزندگی کردید لااقل تا پنجم که خوانیدبه شعورمخاطب احترام بگذارید ویکبار بخوانید وبعد ارسال کنیدچرا واقعا بعضی دست درشلوارتایپ میکنند 👎
این چه سمی بود من خوندم
کوس ننه جنده ات اگه دوباره بنویسی
ریدی که …خواهر و مادر و ماهرخ و مامانش رو همه رو یه جا گاییدم.همگی جنده هستن .کدوم مادری برا پسرش جق میزنه ببینه بلوغ رسیده یا نه؟کدوم پدر مادری اجازه میده بچه هاش تریسام بزنن.سیکتیر بابا، روانی
تو روی همه بیسوادا و خالی بندا رو سفید کردی ، من از سایت آویزون تا الان دارم داستان سکسی میخونم به جرأت میگم از داستان تو بی سر و ته تر ندیدم و نخوندمتو به تنهایی مرزهای خالیبندیو چندین هزار سال نوری جابه جا کردی
مغز کسی که سندرم داون داره بهتر از تو کار می کنه، کیری ترین داستان چند وقت اخیر سایت با اختلاف
چی نوشتی،اصن خودت فهمیدیچند سطر خوندم معلوم نشد چی به چیه
انگار ب چت چی بی تی گفتی داستان بنویس، برات نوشته.جمله بندی نداشت که.به فکر ما هم باش ک میخایم کیرمون راست شه و یه جقی بزنیم.فعل و فاعل و جمله بندیه داستان رو ک میبینیم، اصن کیرمون بیخیال جق میشه
متوهمی که همچین چیزیو بهش فکر کرده، بعد تصمیم گرفته تایپش کنه رو باید مثله کرد.
گفت کیر ،گفتی کو، گفتم اینجاست تو شلوارم، گفتی ببینم، گفتم نه میخوام دهنت بگایم. بعدش زیر دودولت سولاخ کنم،بچه کون سولاخی این چرت و پرت چیه نوشتی.شکمت حامله نشد ای نهمه اب ازش چکید ، تو…🤣🤣🤣🤮🤮
خدابیش این چی بود یه مشت جفنگیات خودت فهمیدی چه کسشعری تف دادی؟
الان توقع داری باور کنیم اینو یه مبین نام 35 ساله نوشته؟د آخه سولاخی
ریدی آبم قطعه کسکش گوه میخوری بلد نیستی داستان مینویسی حتی اگ تخیلی هم باشه خار تخیلتو گاییدم که ریده کیرم دهنت که تخیل درست حسابیم نداری کیر تو کس خواهرت سارا اگ دوباره داستان بنویسی کسشر تفت بدی
خفه شو بابا