تعطیلات عید بود که رفتم خونه مادر بزرگم( مادری ) اونجا هم شامل : یک دایی سافت ساکر دارم(تازه فهمیدم) و یک پسر خاله فاعل و
ل و مادر بزرگ و پدر بزرگ پیر
خب بزارید یذره از خودم بگم سر داستانمون من از بچگی همیشه حس اینکه بقیه ازم لذت ببرم و من نقش یک دختر یا زن رو بازی کنم دوست داشتم . این حس کم کم با بزرگ شدن بیشتر رشد کرد و من تا ۱۰ سالگی نمیدونستم جق چیه و فقط عکس و فیلم های سکسی رو از تو گوگل و همین سایت بکن تو میدیدم تا وقتی لو رفتم و یک کتک جانانه ای که از بابام خوردم (clap) و تا یکسال تخم نمیکردم دوباره برم تو اون سایت ها و از داشتن تبلت و گوشی تا یکسال محروم شدم.
مدتی گذشت و من دوباره یک گوشی j5 خریدم و تو تلگرام دنبال فیلم و عکس و داستان سکسی بودم …
چند روز بعد عید سال 94 بود که همین پسر خالم چنگیز ( نام مستعارش ) اومد خونمون و من اونجا برای اولین بار بهش لاپایی دادم و جق زدن رو یاد گرفتم( لازم به ذکر هست که پسر خالم از من بزرگتره) تا مدت ها با یاد لاپایی دادنم جق میزدم
حالا بریم سراغ داستانمون
چند سال گذشت و شد شب عید سال 97 رفتم خونه پدربزرگم ( خب ما با خانواده مادرم زیاد رابطه نداشتیم) تا اینکه پسرخالمو باز دیدم…
بزرگ تر شده بود و صداش هم مردونه تر
خیلی برای من جذاب بود و البته بهش حسودی میکردم چون بچه مایه دار بود و همیشه بهترین گوشی و لپتاپ رو داشت
من هم باهاش رسمی تر برخورد میکردم و به من گفت بیا تو اتاق بازی کنیم من رفتم تو اتاق و قلبم داشت تند تند میکوبید بهش گفتم چیزت چغدر رشد کرده که خندید و کشید پایین از ماله من دراز تر بود ولی خب کیر منم دست کمی از اون نداشت بهش گفتم میکنی؟ گفت تورو؟ مگه میدی؟
گفتم نه برا کنجکاوی ( الکی وگرنه من خودم مادر قوه ی روزگار بودم خخخخخ)
اومد گفت اول بیا یذره ساک بزن من از سره گیرش یه ماچ کردم و کیرش رو کردم تو دهنم بو عرق میداد و پشماش هم میرفت تو چشمم پنج دقیقه با ولع ساک زدن و بهش گفتم کون بکن تا منم بیشتر ساک بزنم
گفت باشه و اومد سرشو گذاشت رو سوراخم هی فشار داد نرفت تو گفتم باید روغن بزنی روغنو زد و کرد تو سرشو که من شروع کردم فحش دادن و گفتم کون نمیدم
گفت خب لاپایی لاپایی منو کرد لبش اومد یه نیم ساعت بعدم ساک زدن برایش اب منو خودش اومد…
این اولین داستان کنه امیدوارم خوشتون بیاد
نوشته: علی
10 پاسخ به “لاپایی که به پسر خالم دادم”
برا خودم متاسف شدم که گوشیم J5 اع
با محاسبات فوق العاده دقیق من اگه تو از روزای اول شروع به کار بکن تو هم میومدی توش الان باس نوزده سالت باشه…
اگه طرف کونیه، پس منم موفق شدم با خوندن نصف خط بفهم اینو.
مجلوق ، تو قسمت ارسال داستان نوشته دوباره مطالعه و ویرایش کنید. نفهم بفهم که این رو برای امثال تو نوشته که تراوشات ذهن مجلوقتون رو نزدیک به واقعیت کنید که وقت مردم رو هم نگیرید . دیس دهم رو بدید خدمت ایشون
من کشته اون یه نفریم که لایک کرده. ریدی برادرم.
عجب فامیل گرانقدری داری ! همه یا کونین یا کون کن!اگه میخوای بیشتر بهشون حال بدی کاری کن وقتی میکنن تو را و تا دسته کرده تو ، آبت بیاد تا لذت بیشتری بهشون بده. فشار خوبی به کیرشون میاری!!!
دوستان من نویسنده این داستانم اقا من که نمیدوم j5 کی اومده بعدم قضیه برا الان نیست که ولی بخدا واقعی بود شاید سوتیی داده باشم ولی واقعی بود
جای فوش نمونده خودت کفتی مادر قهوه ی روزگاری بعدشم کونی سال۹۴ تو ده سالکیت سایت بکن تو میتونستی بیای؟بعدشم جی پنج سال۹۴بود اصن چرا کص نیگی کرونی روـجقی ها هم اثر گذشته
یه چیزی هست به اسم نظافت شخصی
انشالله خداوند همه ما را ادم کنه