تا چند روز اکبر اقا میومد دنبالم منو میبرد بیرون بهم کرم کارامل میداد بخورم. بعد هم میگفت مامانت نفهمه این یه راز مردونس. منم چیزی نمیگفتم. تا یه روز که مامانم خونه نبود اکبر اقا اومد خونمون. گفتم کارامل آوردی گفت نه امروز میخواهیم دکتر بازی کنیم. من رفتم پیشش و اون مثلا آمپول نوشت. بعد گفت باید آمپول بزنی. منم شلوارمو کشیدم پایین و خوابیدم رو تخت. اکبر اقا شروع کرد یه باسنم و رونهام دست بکشه. بعد دست کرد زیر شکمم و ممه هام. من مور مور شده بودم. کیف کرده بودم. اکبر اقا گفت حالا مثل حالت سجده باسنت را بیار بالا. بعد لای قمبلهامو باز کرد. با زبون شروع کرد سوراخ کونمو بلیسه. من خنده ام گرفته بود. سوراخ کونم خیس خیس شده بود. اکبر اقا اومد رو تخت شیطونک را در آورد. مالید روی سوراخ کونم. حسابی قلقلکم شده بود که یهو درد شدید احساس کردم و با جیغ از روی تخت پریدم. اکبر اقا گفت این درد آمپوله یا امپول میزنی یا دیگه از شیطونک بازی خبری نیست. من مثل بره خوابیدم روی تخت. قمبلهامو بردم بالا. اکبرآقا شیطونک را کرد تو سوراخم. بعد از چند لحظه آبش اومد. روی قملهام احساس گرمی و لزجی کردم. تا چند ماه کار اکبرآقا همین بود تا یه روز وقتی فکر میکدیم مامانم دیر میاد من و اکبر آقا مشغول بودیم که مامانم اومد تو!! اکبر آقا سریع از خونه در رفت. مامانم شوکه شده بود. من لباسمو پوشیدم و نشستم کنار مامان. مامان گفت چیکار میکردید. من همه چیز را گفتم. وسط تعریفهام مامان هی تکون میخورد. گاهی پاهاشو به هم میمالید. بعد به من گفت برم حموم. شب از اتاق مامان صداهایی می اومد. فکر کردم نماز شب میخونه اما صداش فرق میکرد. رفتم از لای در دیدم مامانم قمبلشو هوا کرده و با دست بین پاهاشو میماله میگه اکبر جون… کیرتو بورم… اکبرجون کیرت تو کسم… چند رور بعد از بیرون اومدم دیدم اکبرآقا خونمونه. پریدم تو بغل عمو اکبر. زود منو پایین گذاشت و گفت برم تو اتاقم. مامانم چادر مشکی سرش بود اما یه تاپ قرمز زیرش پوشیده بود. چند دقیقه بعد صدای آه مامانمو شنیدم. دیدم اکبرآقا مامانم قمبل کرده. بعد منو صدا زد. رفتم پیشش. مامانم گفت مصطفی جان این کیر تو کونت میرفت؟ شلوارمو در آوردم و موازی مامانم قمبل کردم. اکبر آقا کیرشو کرد تو کونم. مامانم جیغ زد درش بیار درش بیار کیرت مال منه. اکبر آقا دراورد و گرفت جلووی صورت مامانم. مامانم خامه حسابی خورد!! از اون روز کسی نیست منو بکنه. کونم کیر اکبر آقا را میخواد.
نوشته: ؟
31 پاسخ به “قیم من و مامان”
خواستی از این اکبر ها بدمت پیام بده
کس گفتی دروغ گو …شوهر خاله نمیتونه قیم شه
خاک بر سرت مردتیکه ولد الزنای عوضیمیخوای بدی! بده! چرا دیگه دادنت رو با تخیل دادن مادرت قاطی میکنی؟حیوون خودتو خود معرف به دارالمجانین معرفی کن! یه اشغال از سطح شهر کم شه! باز جای شکر داره!اورانگوتان ننویس حالمون به هم خورد
عزیزم خوش بحاله بابات که گور به گور شد و ندید تو کونی شدی و مامانت جنده البته فکر نکنم اون مامانت بوده باشه احتمالا مامانه واقعیت مرده اون جنده بوده شیطونکه اکبر اقا تو کونه خالت بره کونی کیری جنده اینقدر زدی که باباتو گور بگور کردی ننتم جنده خودتم اوبی خوب نزن عزیزم کونی نزن اینطوری به ۲۰ سالم نمیرسی جقی حان
این بچه با کی کار داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟کیر میخوای بیا بکنمت این کس شعرا چیه نوشتی
برو تو اتاقت بگیر بخواب بچه تا این وقت شب بیدار نمیمونهادمین از تو دیگه انتظار نمیره این داستانا رو اپ کنیرفتی بخوابی بچههههههههههههههههههههه؟ولم کنین تا نکشمش اروم نمیشم
خودتو ننتو اکبرو کلاشهرتونو گله سگه ارمنی بگاد این چی بود آخهwacko
الان اکبر مذهبی بود؟اون ننه جنده ات مذهبی بود؟فهمید اکبر بچشو میکنه بهش حسودی کرد؟گفت اکبر تو منو بکن.کارامل با ژله شیش رنگ به صورت لرزون تو کونت
زشته
به جون خودم این کاربر ۸ ساله از کلان شهر یا خرد شهر هستش. من تا حالا ندیدم پدر کسی بمیره شوهر خاله بشه قیم ادم. یعنی انقد عمو و پدر بزرگ ها و دایی ها و اقوام پدری و مادری نه یک راست قاضی رفته سراغ کرم کارامل؟ببخشید شوهر خاله؟جون خودم این دیگه ۸ سالش بود. من فکر کنم یکی می خواد مارو بخندونه نمیدونه چجوری بخندونه.
به جرأت میتونم بگم تخمی ترین داستانی بود که تا حالا خوندم
اخه کسکشاز کدوم دهاتی اومدی که کیر ندیدی!!!خامه اومد!!!
اگه واقعا هستی من اکبر اقا میشم برات
واقعأ برای همه بچه هایی که میان این کس شعرا رو میخونن و نظر میدن متاسفم یه گشتی تو سایت بزنید متوجه میشید چه خبره !!! این کس و شعرا همه ش تخیلات تخمی ذهن جقی ادمین همین سایته که همه تونو گذاشته سرکار . هر دفعه هم کس و شعراشو یه جوری میتابونه.برای اطمینان وقتی یوزر وپسورد زدید و وارد سایت شدید برید تو قسمت حساب من و پیگیری اسم نویسنده داستان میاد.خودتون میبینید که اکثر داستانا از ذهن مجلوق ادمینه.
این ملت چه فانتزی هایی دارن !!!والا با این نوناشون… 😀
با این داستانت فقط خواستی دینو مذهبو زیره سوال ببری لاشی چرا پایه نمازو وسط میکشی اخه کسه ننتو خودت کنم عوضی
بسیار بسیار بسیار مزخرف و دروغ و احمقانه و هرچی تو این مایه ها بگم، بودخااااااااااک بر سرت
رییییییییییدییییی مطلقا
اون اکبر آقا بوده یا سوپری سر کوچه؟همش داشته کرم کارامل و خامه عسل بهت میداده اونم از تولید به مصرف :|پتانسیل کونی شدن رو داری ولی به مادر بدبختت چیکار داری یابوووو…
مهدی دیوث گاییدمتتتت ننویس ازین کس شعرا اینجا نظر بده چاقال
همچین شیطونک همه بکن تو ها توی دهنت که یه گالن خامه بخوری شیطونک تو کونت بود؟خاک تو سرت بدبخت اکبر آقا خوب خودتو مادرتو گاییده خوب بلایی سرت آورده از خدا میخوام این حقیقت داشته باشه چون تورو باس با شیطونک جلو مامانت آمپول کاری کرد.گرفتی مارو؟خیلی بچه ای.برو خودتو درست کن.برو برو نبینمتآبرومونو پیش همه بکن تو ها بردی به تو هم میگن مرد؟خیلی خرابیnea
شل ریدی عمو
اشغال عوضی کونی کس کش حرومزاده بی ناموس …مامان توی فرهنگ و خراب شده ای که بزرگ شدی یعنی چی؟؟؟
اکبر اقای حقیقیبدو بیا بغل عمو اکبر کونی جون
اخه -بچه کونی کمتر دروغ بگو -اینجور می خوای مذهبی ها را خرا کنی .کونت پاره می کنم.
کیرِ خر تو سولاخ دماعت…
منم اکبر اقا میخام
و باز هم کصشری دیگر از قیور مرغان کونی… مملکت دسته شماهاس وضعش اینه دیگه
وحمق
دوستان این بنده خدا راس میگه الان یه هفتس هی میاد پیشم براش امپول بزنم اذیتش نکنید D:
چجور مادری از تجاوز به بچش (بله آقا تجاوزه. سکس با کسی که سکس رو نمیشناسه تجاوزه) تحریک میشه؟ حالم به هم خورد