فقط علی

سلام
اونروز وقتی از حموم اومدم بیرون داشتم خودمو خشک میکردم تو این فک بودم که دارم کار درستی میکنم یا نه،ولی وقتی به علی فک میکردم همه چیز از یادم میرفت… بهتره از خودم بگم:همه میگن صورته با مزه ای دارم،قدم۱۷۵،هیکله توپری دارم،سایز سینه هام۸۵…
خلاصه حسابی به خودم رسیدمو ارایش ملایمی کردمو رفتم طرف خونه ی علی که سمت شرق تهران بود (خیلی وقت بود که با علی دوست بودم ۴سالی میشد،ولی باور کنید اونروز اولین سکس ما بود)اون توی نمایشگاه ماشین کار میکرد،از همین طریقم باهاش اشنا شدم…

خلاصه سوار ماشینم شدم و رفتم،وقتی در زدم دیدم علی درو باز کرد دیدم با همیشش فرق داره،خیلی زیباتر از قبلش شده بود،عادی رفتار کردم و نشستم،علی برام قهوه اورد وقتی داشتیم قهوه رو میخوردیم من گفتم تو مطمئنی علی،گفت از چی؟ گفتم از این که سکس رابطمونو خراب نمیکنه…؟اومد بقلم نشست دستشو انداخت دوره گردنم و گفت:هیچی رابطمونو خراب نمیکنه…این حرفش خیلی ارومم کرد… نمیدونم چرا ولی یه حسی میگفت من شروع کنم… دستشو کشیدم و گذاشتم رو سینه هام،اونم صبرنکردو سریع لبشو گذاشت رو لبام،لبش خیلی داغ بود طوری که یک لحظه لبم سوخت ولی اون سوختنو دوست داشتم… همینطور داشتیم لبازی میکردی لباسامونو دراوردیم…من یه ستی پوشیده بودم که خودم بادیدنشحشری میشدم چه برسه به علی وقتی سینه هامو دید عینه یه فرد گرسنهافتاد به جونشونو همرو خورد،منم که تو فضا بودم سریع شلوارمو دراوردم علی با دیدن این صحنه نمیدونم چراماتش برد از رو همون شرت کسمو که اب ازش رااوفتاده بودو میخورد دیگه طاقت نداشتم میخواسم کیرشو ببینم،اونم مسکه فهمیده بود سریع شلوارشو دراورد از رو شورت که دیدم خیییییلیی بزرگ بود،وقتی دراوردش که اصن قولی بود واسه خودش…وقتی داشت به پشتم کرم میزد(اخه من دختر بودم)نمیدونسم باید چیکار کنم،ولی حاضر بودم واسه عشقم جونمم بدم،با هزار زور و زحمت کیرش رفت تو کونم،اولش خییییلی درد داشت ولی بدش همون درده شد لذت،لذتی که تو عمرم نبرده بودم،علی بده یک ربع تلمبه زدن ابش اومد…منم انقدر با خودم ور رفتم تا ارضا شدم…اون شب تا صبح با علی سکس کردیمو تلافی اون ۴سالو دراوردیم… هنوزم که هنوز بازم دوسش دارم و میگم فقط علییییییی ببخشید اگه غلط املایی داشتم،نظر یادتون نره… دوستووون دارم… خداحافظ…

نوشته: سمانه

بازدید 17,376

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “فقط علی”

  1. خوب بودموفق باشید و اگه راست بود به پای هم پیربشید.ی نصیحت هیچوقت نذار بدونه که خیلی دوسش داری.

  2. [quote=یه کسخل نوشت]لبش خیلی داغ بود طوری که یک لحظه لبم سوخت ولی اون سوختنو دوست داشتم[/quote]پماد سوختگی نبود کنار تختش؟واقعا نمیدونم چی بگمچطور میشه 4 سال با یکی باشی سکس نکنیبعد وقتی بعد از این مدت خواستی سکس کنی طرف سریع و بدون مقدمه کیرشو بکنه تو کونت!!!و اصلا هم به فکر ارضای تو نباشه!!و آخرشم خودت با خودت ور بری و خودتو ارضا کنی!عجب عشقایی بودین واس هم و عجب سکس عاشقانه ای داشتین بعد 4 سالبرو بابا دلت خوشه کیر تو دهن علی بره با توشاشیدم به سرسرای وجودت متوهم جقی

  3. <<اونروز وقتی از حموم اومدم بیرون داشتم>>از همون اولش یه حسی بهم میگفت ملجوقی بیش نیستیالان مطمئن شدم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید