ماجرا از این قرار بود که همسایه طبقه چهارم مون 1 سال بود شوهرش فوت کرده بود و یه زن 40 ساله خوشگل بود من 28 سالم ومن تو نخ اش بودم همیشه ولی چون همسایه بود جرات نمیکردم کاری کنم یه روز که مادرم خونه نبود با آشفتگی و استرس اومد زنگ خونه زد گفت یه عکسی رو تو وات ساپ استوری کرده اشتباهی و پاک نمیشه ( عکس خودش بود که با لباس خیلی باز بود ) منم گفتم بیا برات پاکش میکنم خلاصه چون گوشیش هنگ کرده بود نتونسته بود پاک کنه و دخترش (یه دختر 18 ساله داشت ) که خونه نبوده اومد بود پاین من کمکش کنم منم عکس پاک کردم گفتم بیا تو یه لباس خونگی با چادر خونگی سفید طوسی سرش بود گفت مامانت کجاست گفتم بیا تو نیستش برات بعدشربتی چیزی بیارم رنگ روت پریده گفت آبروم رفت همه دیدن گفتم نگران نباش درستش میکنیم گفت چه جوری گفتم یه استوری بزار گوشیم هک شده بود و کسی که میخواست ازت اخازی کنه اون عکس گذاشته اونم همین کار کرد تو همین هین اومد تو شربت شو خورد چادرش از سرش افتاده بود رو مبل و با یه شلوارک تا زانو و یه تاپ تنش بود رفتم نزدیکش حرف نزد منم استرس گرفته بودم دست مو گذاشتم رو رون هاش گفتم حالت بهتر شد سرشو به نشونه آره تکون داد گفتم میخوای بغلت کنم یکم آروم بشی یا یکم ماساژت بدم ( چون شغل دومم ماساژ در منزل بود همه میدونستن ) یکم من من بعد گفت مادرت اینا میان ببینن بد میشه برام گفتم میخوای بریم طبقه ۴ خونه خودت گفت آره اینجوری بهتر گفتم برو بالا منم الان میام با آسانسور رفت بالا منم رفتم یه قرص تاخیری خوردم و کاندوم ورداشتم رفتم بالا شروع کردم به ماساژ دانش گفتم هانیه کی (دخترش ) میاد گفت با دختر عمو هاش رفته بیرون احتمالا شب هم خونه عموش بمونه منم که خیالم راحت شده بود شروع کردم به ماساژ دادانش حدود ۱ ساعت ماساژ دادمش گفتم این برا مرحله اول بسه یکم نفس بگیرم دوباره ماساژت میدم گفت خوب چی کار کنیم گفتم یه چای چیزی بیار بریم یکم تلوزیون فیلمی چیزی ببینیم یه ۱ ساعتی حدودا گذشت گفت خستگیت در رفت گفتم آره میشه ماساژ فول خوب اندینگ بدی گفتم میدونی این ماساژ چیه گفت آره فیلم هاشو دیدم گفتم باشه رفت تو اتاقش منم پشت سرش رفتم دراز کشید شروع کردم به ماساژ دادن یه شرت لامبادا و سوتین فقط تنش مونده بود گفتم شرتت مزاحمه برای این نوع ماساژ باید درس بیارم گفت هرکاری صلاح انجام بده منم آروم شرت شو در آوردم شروع کردم به ماساژ دادن کص اش یه 5 دقیقه ماساژ دادم کص شو بعد رفتم سراغ سوراخ کونشو ماساژ بدن داشتم ماساژ میدادم که صدای نفس هاش به شماره افتاده بود بعد برش گردوندم و سینه هاشو ماساژ دادم بعد آروم اومدم پایین دوباره کص شو از جلو ماساژ میدادم کلا این مراحل تا اینجا تیم ساعت شده بود دیدم خودش اومد جلو گفت تو منو لخت کردی خودت نمیخوای لخت بشی پسررر (منم یه شلوارک و تیشرت تنم بود که از زیر شرتک شرت هم نپوشیده بودم) من تا اومدم جواب بدم خودش اومد سمت شلوارک ام مو کشید پاین یه هو کیر ام افتاد بیرون که یه هو گفت تو شرت نمی پوشی گفتم نه همین شلوارک راحتی ها خوبه خلاصه کیر مو گرفت تو دستش یکم بازی کرد باهاش بعد شروع کرد به خوردن کیرم تو همین حین منم تیشرت مو در آوردم همین که داشت میخورد گفتنم منم میخوام کص تو بخورم بریم پوزیشن 69 گفت باشه رفتیم پوزشین 69 چند دقیقه ای برا همدیگه خوردیم بعد گفتم بسه میخوام بکنم اونم اومد پوزشین داگی منم تا کیرمو گذاشتم دم کص اش اونم خودشو آورد عقب تر یه هو رفت توش اصلا باورم نمیشد اون زن 40 ساله همچین کص داغ تنگی داشته باشه آنقدر کص اش داغ بود انگار کیر مو بای کیسه اب گرم گذاشته بودن خلاصه 5 دقیقه تلمبه زدم ازکص در آوردم که اب ام زود نیاد یه مکسی کردم گفتم از کون هم اجازه هست که سرشو به نشانه رضایت تکون داد منم شروع کردم به کردن از کونش که 7 دقیقه بعد اون ارضا شد اما من چون قرص خورده بودم آب ام نیومده بود گفت بیا میخوام بخورم آب تو تو دهنم بیار اومد برام چند دقیقه ای خورد ابم تو دهنش اومد و تا 1 سال بعد که همسایه مون بودن هروقت خون یکی مون اوکی بود باهم سکس میکردیم که بعدش از این خونه رفتن…
نوشته: علی ماساژور
16 پاسخ به “سکس علی با زن همسایه”
خدا قسمت ما بکنه
عمو جون پاشو صبح شده
علی خالیبند
جقم میزنی حداقل یکم خلاق باش تو تصوراتت🤣
همون شربتی که نوشتی معلوم شد خالی بندی علی جقی
مدرسه ات دیر نشه شاشو
کسشعر محض
تا گفتی شربت فهمیدم بچه جقی هستی.بقیه اش خوندن نداشت😅
هنرنمایی دوباره شربت رو شاهد بودیم
استوری رو چکار کردیاگه درستش کرده بودی که نیاز نبود ماساژش بدیاگه نه بیهیال آبرو شد و گفت فعلا ماساژ بده همه ملت ببینن بعد درستش کن؟در هردو حالت چرت و پرت گفتیهمون ادامه تو کف موندنت رو ادامه بده
چرندیات حاصل مصرف همزمان کراتین واب رادیاتور
اصلا کس ازنزدیک دیدی خالی بند ؟ازکونش دراوردی گذاشتی تودهنش کسخول گیراوردی مردمو
خوب اندینگخخخخخخخخخخ
اتفاقا تو همسایگی من، یه پدر و پسر بودند که پسر همسن تو بود و ناناز بود خدایی، ناناز میگم و میشنوی، بی نظیر بود!!؟ و گاهی که تنها بود می یومد پیش من و من هم حسابی میکردمش، البته اول اندازه یه عدس شیره ناب با چای میخوردم و بعد چنان تلمبه میزدم که ناله میکرد و میگفت:جان من، جان من، زن نگیر و منو بکن، من زنت هستم .زیر کیرم ناله می کرد و مثل مار به خودش میپیچید و ادامه میداد:جان، جان، جان، آب کیرت رو میخام.یه وقتایی که برام ساک میزد، تو چشم هام نگاه میگرد و و با زبون بی زبونی و با نگاهش آبم رو می خواست…امیدوارم که تو هم اینجوری نباشی و بر عکس تعریف کنی 😁😁😁😁😁😁
خیلی تند رفتی ، هیچوقت یه زن تو جلسه اول به یه مرد اونم از خودش کوچیکتر و مخصوصا همسایه نمیده یک کم تخیلات رو واقعی کن
کیر ۲۶ تا ماساژور بره تو کون آدم دروغگو