فانتزی سکسی امیر و مهسا (۱)

سلام
امیر هستم ۳۹ ساله متاهل اسم زنم مهساست
تفاوت من و مهسا در میل جنسمونه که من بیشتر میخوام و اون کمتر. البته که توی اکثر زوجها همین برقراره.
همینطور که از اسم داستان پیداست من فانتزیهایی دارم که معمولا به اجرا نمیرسن اونم به خاطر تفاوت شهوتی من و خانومم این شد که تصمیم گرفتم فانتزی های جنسیم رو در قالب داستان فانتزی جنسی بنویسم و خودمو خالی کنم.
توی این داستان مهسا هم ردیف خودمه و خیلی پایه فانتزیامه
که یک نمونش رو مینویسم.
در بدر دنبال ی جا می‌گشتیم که یذره حال کنیم، چون هر دومون سکس هیجانی رو بیشتر دوست داریم. یعنی هیجانش هم زودتر به اوج میرسونمتون هم عمیق تر حال میکنیم چون یک کار خفن کردیم مثلا
گفتم همینجا مگه چشه. گفت کنار اتوبان. گفتم آره خب. توی این سرعت کسی چیزی نمیبینه که. اگرم کسی سرعتشو کم کرد آروم حرکت میکنم تا فکر کنه راه افتادیم. گفت باشه من که واقعا میخوام. گفتم بزار ببینم…
قرار گذاشته بودیم ی تیپ سکسی بزنه. من که کاری نمیتونستم بکنم. تنها چیزی که تنم بود ی شلوار ورزشی مشکی و یک تیشرت سفید. اونم قرار بود از حجم لباساش کم کنه یعنی قطعا شرت و سوتین نداشته باشه. پس یه لگ مشکی براق پوشیده بود با ی تاپ نیم تنه مشکی. نگم که تا همین الان همش نگاهم روی سفیدی بدنش بود و تپلی کسش که از زیر لگ جذب براقش کاملا خطشو میشد دید. البته ناگفته نماند که شلوار ورزشی من هم جلو بالا اومدن کیر منو نمی‌گرفت و همش تا وایسم میگفت الان دنده ماشین اینجاست یا اونجا و با کلمه اونجا ی دستی به ساقه کیرم می‌کشید. آره خب درست فکر کردید منم نذاشته بودم تا اینجا قسر در بره و چند باری حواسشو پرت کرده بودم به سمت راست و ی فشار سکسی به سینه هاش داده بودم و یهو غافلگیر میشد و آی سکسی می‌کشید و خودشو جمع می‌کرد. جمع می‌کرد یعنی بازوهاشو میداد جلو که دست منو پس بزنه. نمیدونه که با این کار سینه هاش بیرون تر میاد و جذاب‌تر میشن. بعد سومین بارم دیدم یهو دستاشو در حالی که جمع می‌کرد برد لای کسش و محکم فشارشون داد و چشاش سیاهی رفت و با ی لرزشی گفت آآآی. مطمئن بودم دیگه خیسه خیسه.
وقتی گفتم بذار ببینم انگار منتظر دستور من بود کمرشو بلند کرد و تا زانو لگ براقش رو پایین کشید و دستمو گرفت و گذاشت روی کسش. میدونست که بلدم چیکار کنم. این یعنی اجازه دارم هر کاری بکنم. از ترس اینکه صندلی خیس نشه قدری پایین خزید طوری که کسش ۱۰ سانت از لبه کفی صندلی بیرون تر بود. خزیدنش روی صندلی باعث شد تاپ نیمه تنش از کمرش بالا بره و از جلو به نوک سینش برسه. خم شدم و آروم با لبم دو سانت تاپشو بالا زدم و پستونشو مکیدم. به خودم اومدم دیدم لای انگشتام پر آب کسه. فوری از پایین کسش تا بالا اومدم و روی چوچولش متمرکز شدم و آروم مالیدم. انگشتاشو کرده بود لای موهامو میگفت چقدر خوب میخوری. جووون بخور برام. حرفش بیشتر حشرم کرد و کسشو تندتر مالیدم. دیگه داشت رسما ناله می‌کرد و بلند میگفت کیر میخوام. کیر میخوام. انگشتمو آروم کردم تو کسش و نرم عقب جلو کردم. از شدت لذت سینشو چنگ میزد. گفتم بسه یا ادامه بدم. گفت کیر میخوام. کیر بهم بده. سریع چندتا دستمال کاغذی بیرون کشیدم و دستمو پاک کردم و گذاشتم رو کسش تا تمیزش کنه. گفتم تحمل کن و کمربند رو بستم و تیز گازشو گرفتم بریم مرحله بعدی…
الان باید برم روی کار مهسا منتظر منه
مرحله بعدی رو دوباره میام مینویسم براتون

نوشته: امیر…مهسا

بازدید 17,371

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “فانتزی سکسی امیر و مهسا (۱)”

  1. کم پیش میاد داستان زن و شوهری رو کامنت منفی بزنم… ولی خداییش خیلی تخمی و بدون رعایت اصول نوشتاری بود… کاش این مزخرفات رو یه بار قبلش خودت میخوندی و ویرایش میکردی بعد دگمه ارسال رو میزدی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید