یادم نمیاد عاشق بودن چه حسی داشت، الان فقط میدونم فکر کردن بهش قلبمو زیادی سنگین میکنه.
یادم نمیاد لب هاش چه طعمی داشتند، فقط یادمه بوسیدنش بزرگ ترین لذت زندگیم بود.
یادم نمیاد بار اولی که رفتم خونشون یا سری های بعد که کلاس و خونواده و دوست و همه رو می پیچوندم تا بتونم کنارش باشم، چه دروغی سر هم میکردم و چقدر استرس میکشیدم، فقط یادمه حاضر بودم تمام زندگیمو بدم تا تو بغلش عطرشو نفس بکشم.
یادم نمیاد چه حسی بهم می داد وقتی زیر گوشم نفس میکشید و با لباش پوست گردنمو میبوسید و نوازش میکرد، فقط یادمه همیشه نگران بودم که گردنم سیاه بشه و خونوادم بفهمن و من دیگه نتونم ببینمش.
یادم نمیاد اولین باری که جلوش لخت شدم دقیقا چقدر خجالت کشیدم، فقط یادمه از بچگیم یه چیزی به اسم محرم و نامحرم رو واسم تعریف کرده بودند. حالا این اولین باری بود که محرم ترین نامحرم دنیام تنمو لخت میدید و دستام از جنگ بین احساس و افکار ضد و نقیضم یخ بسته بود.
یادم نمیاد وقتی نوک سینه هامو تو دهنش میکرد و مک میزد چه حسی تو وجودم می پیچید، فقط یادمه لذتش اینقدر زیاد بود که دوست داشتم زمان همونجا توی همون لحظه بایسته.
یادم نمیاد چقدر طول میکشید تا زخم نوک سینم و کبودی های دورش از بین بره، فقط یادمه عشق میکردم وقتی جلوی آینه می ایستادم و تن لختمو با مهر های سیاهی که یادگار اون بود تماشا میکردم. حتی یادمه جاهایی که گاز گرفته بود فشار میدادم تا دوباره بسوزه و درد بگیره و از همینم لذت میبردم.
یادم نمیاد چجوری تو اوج بی تجربگی واسش ساک میزدم، فقط یادمه من همون دختری بودم که میگفتم ساک زدن جزو چندش آور ترین کار های دنیاس و من هیچ وقت حاضر نیستم انجام بدم. ولی انجام دادم… به عشق دیدن چشم های خمارش که از لذت بسته میشد، بغضمو میخوردم و کارمو شروع میکردم و اینقدر ادامه میدادم که نفس کم بیارم و اشک تو چشمام جمع بشه. دست مزدم چی بود؟ اینکه بعد ساک زدن دیگه لبامو نمیبوسید.
یادم نمیاد چند دقیقه ارضا شدنش طول میکشید؛ یادم نمیاد چقدر زیرش درد میکشیدم و اون بی توجه کارشو میکرد؛ یادم نمیاد چقدر طول میکشید تا جای زخمم خوب بشه و درد و سوزشش از بین بره؛ اصن خوب میشد یا فقط با زخم و درد بعدی جایگزین میشد؟ یادم نمیاد. فقط یادمه من هیچ وقت کنارش ارضا نشدم. با این حال حاضر بودم تمام درد دنیا رو بکشم تا بتونم لذتو به وجود اون تزریق کنم.
یادم نمیاد چند بار یا اصلا سر چی دعوا کردیم، فقط یادمه هر بار من چه مقصر بودم چه نبودم کوتاه میومدم تا قهر و دعوا تموم بشه و بتونم کنارش به آرامش برسم.
یادم نمیاد چند بار با حرف ها و رفتارش تحقیرم کرد، فقط یادمه هزار بار بد بودنشو تحمل میکردم و یه بار خوب بودنش همه ی بدی های قبلی رو از قلبم میشت و میبرد.
یادم نمیاد وقتی فهمیدم خیلی وقته بهم خیانت میکنه چه حالی داشتم، فقط هنوزم با گذشت چند سال از اون ماجرا فکر خیانتش دستامو مشت میکنه و ضربان قلبمو از عصبانیت بالا میبره. راستی چند سال گذشته؟!
دیگه یادم نمیاد که چیا رو یادم نمیاد، فقط یادمه خیلی بیشتر از اینا تو ذهنم بود. خاطراتش مثه یه تصویره که همه چیش واست آشناعه ولی نمیتونی هیچ چیزی رو توش تشخیص بدی.
اه این پاکت سیگار کوفتی کی تموم شد؟!
+الهه…
+الهه اینجایی!!! چه غلطی داری میکنی تو؟ کل خونه رو دود برداشته. خودت خفه نمیشی؟ پاشو جمع کن خودتو. این پنجره رو هم باز کن بوی سیگار کل خونه رو برداشته.
_کم غر بزن. تو کی اومدی؟ مگه هزااار بار بهت نگفتم اون کلید بهت دادم فقط واسه وقتایی که من خونه نیستم. واسه چی وقتی خودم تو خونم کلید میندازی عین گاو میای وسط خونه ی من؟
+اولا گاو عمته عزیزم! دوما یه ساعته پشت درم. اون آیفون بدبخت سوخت موبایلتم جواب نمیدادی.
_بیخیال متوجه نشدم.
+الهه
_چیه؟
+سه سال گذشته… اون بعد از تو صد تا رابطه ی دیگه رو هم تموم کرده. تو نمیخوای تموم کنی این همه فکر و خیالو؟ سه سال خود خوری و عذاب بس نیست؟
_کص نگو تو فکر اون نبودم که، داشتم حساب میکردم چقدر کم دارم تا بتونم بالاخره یه ماشین
اصن ول کن این حرفا رو. سیگار داری؟
نوشته: الهه ی آتش
46 پاسخ به “سیگار داری؟”
خوب و خاص بود.
بد نبود.یغنی خوب بود ولی میشد خیلی بهتر باشه.روایتت مشکل خاصی نداشت ولی دیالوگای آخر،خوب نبودن.خواستی یه جوری ته داستانت رو هم خوب و هم بد ببندی ولی موفق نشدی.اشکالات نگارشی ت کمتر از غلطای املایی ت بود.یه بازخونی قبل از ارسال احتیاج داشت که عجله کردی.موفق باشی
“دیگه یادم نمیاد که چیا رو یادم نمیاد، فقط یادمه خیلی بیشتر از اینا تو ذهنم بود. خاطراتش مثه یه تصویره که همه چیش واست آشناعه ولی نمیتونی هیچ چیزی رو توش تشخیص بدی.”فقط بخاطر همین یدونه بند، لایک…
یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد یادم نمیاد …
چقدر زیاد هستن خاطراتی که در ذهن ماندگار میشن حتی اگه اصل ماجرا فراموش شده باشه، اما آثار زخم ایجاد شده در هر بزنگاهی جلوه میکنه…استرس از شنیدن واژهی عشق و یادآوری وقایعی که فکر میکردی عاشقانهست اما صرفا حاصل بوالهوسیهایی بوده که در لفافه عشق کادوپیچش کردن…
ایول امشب ماه از کدوم طرف دراومده…این چهارمین داستان خوب و مورد پسند قرار گرفته ی امشبه که خوندم علاوه بر خودم سایر دوستان هم پسندیدن…قابل توجه اون عزیزانیکه از اینکه بعضی از دوستان در کامنتها از خجالت نویسنده درمیومدن انتقاد میکردن و میگفتن ملت هرچی اینجا داستان بخونن آخرش نویسنده رو میبندن به فحش…دیدید وقتی داستان خوب و قوی باشه کسی فحش که نمیده هیچ تازه کلی هم از نویسنده تعریف و تمجید میکنن…لایییییییک 👍
یادم نمیاد آخرین بار به داستان کی نظر دادم، ولی حیفم اومد حس خوبی که از خوندن این داستان بهم دست داد رو فقط واسه خودم بردارم.نصفش ماله مننصفش ماله تو❤️
Archertanhaye_ashegh
Reza_sd77از تو که دیگه خیلی خیلی ممنونم 😍
لاکغلطگیر
بزنم_دهنت؟BangBangBang
Shayea_JR
madesagg
Lor-Boy
Dada saeedMamali_Refresh
Homa_u_n
الهه ی آتشمیشت به جای می شستواو های عطف و ربط و… چندتا دیگه.من در خدمتم اگه مشکلی از طرف شما نباشه.
hhasratt
اینا رو که نوشتی یعنی هنوز عاشقشی…ای خاک تو اون سرت،،دور و برتو نگاه کن و بقیه رو ببین که چقدر دوستت دارن انقدر احمق نباش!!
آفرین به شما.خیلی خوب بود.یه خاطره_داستان خوب و جمع و جور.👏👏
اصلا جالب نبود🙄🙄🙄
قشنگ بود دوست داشتم 👏
Farhad_soSexyMind
این ک همش یادم نمیاد یادم نمیاد شدمخ مشکل داره انگار
در استفاده از عنصر “تکرار” باید هوشیار باشید که به قول معروف “تو ذوق نزند”. متاسفانه بیش از حد از عبارت “یادم نمیاد…ولی یادم میاد…” استفاده کردید.
ناموسا نسخ شودم
یه وقتایی فراموش نمیشهیه وقتایی نمیخوای فراموش کنییادآوری خاطرات این مدلی درد عجیب و لذت بخشی دارهعجیبه که زجرآورترین خاطرات بعضی از آدما واسمون لذت بخشهمثل یه زخم خشک شدهیا کندن پوست لبی که خشک شده
یادم نمیاد چقدر داستانت را پسندیدم اما اساتید محترم سایت را که دیدم ونظرات مثبتشون را یادم اومد بگم لاااااایک بسیار ساده و گیرا در ضمن از نظر من هرکاری تو این دنیا انجام بدی شاید رد بشه و هیچوقت مشکلی برات پیش نیاد اما اگه حتی از طرف یه دل شکسته پشت زندگیت باشه دنیات بهشتم که باشه بالاخره یه لحظهام شده جهنم را تجربه میکنی یه لحظهای که شاید سالها قرنها و یا تا آخر عمرت برای پشت سر گذاشتنش وقت و هزینه بذاری و صرف کنی به نتیجه نمیرسی و زندگیت را کلا سیاه میکنه
اولین باری که حس کردم دوسم داره رو یادم نمیاد، اما اولین باری که گفتم «دوستت دارم » رو فراموش نمیکنم.لایک40 با افتخار
siamaklovelorn835
Majid766صدف هستم
Maniahoooot
الهه آتش عزیزکافکا یه معشوقه داشته به اسم ملیناتو یه نامه بهش گفته تو چاقویی هستی که من در درون خود میچرخانمهممون یه چاقو تو وجودمون داریم
Maniahoooot
الهه آتش عزیز لطف داری
دیالوگای اخرت یکم مشکل داشتن ولی در کل خوب بودلایک
Haji Sasan
Aida81
یه خانوم شیرازی بیاد خصوصی رابطه دو طرفه عاطفی جنسی همه چی.خوب بود داستان. اینارو بخیال سیگار داری؟
سلام و درود
artemis25
دیگه مشروب مست شده از من یه خاکسترم از این سیگار🍻🚬
خیلی خوب بود.
خیلی خوب نوشتی عزیز.واقعا بدتر از یک رابطه یک طرفه چیز دیگه ای نیست.و بدتر از اون اینکه نتونی ببینی کسی دوست داره.
RedvilsMohsen.66چآرلی چاپلین
اره واسه من الان ۶ سال گذشته، یادم نمیره اولین بار که گفت دوستت دارم وقتی بود که موزیک هیم اند آی هالزی پلی میشد رو پی سی و روی صندلی روی پام نشسته بود. بعد مدتها بهم گفته بودش …