سلام اسم من محمده وخاطره ی که میخوام براتون تعریف کنم واقعیه و چون واقعی هست زیاد توش سکس نیست خاطره من بر میگرده به دو هفته ی پیش من یه دوست دختر داشتم به اسم مریم نمیگم چه جوری با هم آشنا شدیم چون مطمعانم باور نمیکنید خوب بریم سر اصل مطلب:مریم(دوس دخترم)خیلی بهم پا میداد واسه خونه خالی منم که تون روز ها خونه خالی داشتم خواهرمینا رفته بودن شمال و کلید های خونه شون پیش من بود منم پیش خودم گفتم که حالا یه پیشنهاد بهش میدم بینم چی میگه وقتی که بهش گفتم قبول کرد باورم نمیشد خلاصه قرار شد ظهر بیاد منم آدرس و بهش دادم قرار شد بیاد البته چون خونه رو بلد نبود تا نصف راه میومد بعدش من میرفتم دنبالش خلاصه ظهر شدو زنگ زد من سر قرارم منم موتورو ورداشتمو آوردمش خونه خالی اول خوب باهاش حرف زدم تو هال نشسته بودیم بعد من بهش پیشنهاد دادم بریم تو اتاق خواب اونم قبول کرد این و هم بگم که ما هنوز به هم دست نزده بودیم رفت رو تخت نشست و منم رفتم کنارش نشستم کیرم بد جور سیخ شده بود کم کم دست زدم به زانوش که دیدم چیزی نگفت آروم آروم دستم رو بردم بالا روی رگ کسش بهش گفتم بیا بخوابیم خوابیدیم و همین جوری که روی یه طرف خوابیده بود منم از پشت بهش چسپیده بودم کم کم دکمه های ماتوش رو باز کردم و مانتوش رو در اوردم زیرش یه تاپ سفید پوشیده بود و سوتین هم نزده بود اگه تازه 17سالش شده بودمنم تازه18سالم شده بود واولین سکس حرفه یم محسوب میشد خلاصه سینه هاش که کمی در اومده بود رو خوردم و بهش گفتم شروارتو در میراری اونم قبول کرد منم که خودمو محیای یه صحنه ی فوق العاده کرده بودم در کمال نا باوری دیدم زیر شروارش یه شروارک پوشیده آقا ما رو میگی کپ کرده بودیم پیش خودم گفتم اشکال نداره کم کم نرمش میکنم خلاصه دوباره شروع کردم به حال کردن و لب گرفتنو از پشت گردنشو میخوردم بهش گفتم دیگه خسه شدم شروارکت رو در بیار میخوام بکنمت بازم هم در کمال نا باوری اون گفت:نه دیگه این دیگه نه ایشالله دفعه ی بعد منم پیش خودم فکر کردم گفتم که الان اگه بخوام بزور کنم واسه دفعه های بعدم خراب میشه و بهش گفتم اشکال نداره و بهش گفتم عقلا رو شکم بخواب یه کم با کونت حال کنم خلاصه رو شکم خوابیدو منم که کیرم رو در اورده بودم خوایبدم روش اصلا حال نمیداد نزدیک بود پوست کیرم کنده بشه بلند شدم و اونم تو اوج شهوت بود اون هنوز رو شکم خوابیده بود که من یهو شروارکشو کشیدم پایین و وای خدای من چی دیدم پس بگو که مریم خانوم ما پریوده منم وقتی فهمیدم زیاد بهش گیر ندادم و همون جا با یه جلغ آب دار که روش زدم همه چی رو تموم کردم خلاصه اونم وقتی فهمید کار من تموم شده از تخت اومد پایینو لباساش رو پوشید خداحافظی کردیمو رفت.
بخدا تمام داستان واقعی بود و چون واقعی بود زیاد سکس توش نبود
امید وارم خوشتون اومده باشه
پایان
بخدا تمام داستان واقعی بود و چون واقعی بود زیاد سکس توش نبود
امید وارم خوشتون اومده باشه
پایان
نوشته: محمد
21 پاسخ به “سکس معمولی با مریم”
شروار؟؟؟اگه تازه 17 سالش شده بود منم تازه 18 سالم شده بوود؟؟؟عقلا؟؟؟؟خسه؟؟؟جلغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زیر شروارش شروارک بود؟؟ تو هم کپ کردی؟؟؟مگه زیر شروارش کیر دیدی؟؟نمیگم چطور باهاش آشنا شدم چون باورتو نمیشه…مرتیکه فکر کردی داستانت حالا خیلی باور پذیره؟؟؟؟ ~X( ~X( ~X( ~X( ~X(
معمولی!؟!!!خیلی معمولی خواهش دارم دیگه ننویس.دفه بعد غیر معمولی میشه. . . 😀
با نظر رضا(اگه درست فهمیده باشم) موافقم!
علیرضا عزیزمدوستان با لهجه میگن عررضا.
roodi:
آخه بی همه چیز اومدی داستان جلغ!!!(به قول خودت؛ الاغ جون اون جلقه!) زدنتو تعریف کردی؟؟؟ این تو محل شما اسمش “سکس معمولیه”؟؟ ضمنن تا وقتی فارسی یاد نگرفتی ننویس آقای شروار! و شروارک!
🙂 چشم
roodi:
عزیز من اولا شلوارک وشلوار درسته نه شروارک وشروار دوما دختر 17ساله تو این زمونه سینه اش اندازه کلته نه تازه دراومده .خودت ببین چه گندی زدی…خلاصه سینه هاش که کمی در اومده بود رو خوردم وبهش گفتم شروارتو در میراری اونم قبول کرد …مجبور نیستی بنویسی عزیزم جلق بزن منفعتش واست بیشتره
بابا بچه است، راه خونشونو گم کرده ،اومده تو بکن تو داستان اپ کرده،برو خونتون تا اقا گرگه نیومده سراغت بدو بدو
آها علیرضا…!لهجه کجایی؟
بخدا تمام داستان واقعی بود و چون واقعی بود زیاد سکس توش نبود…قسم نخور …نه اینجوری نمیفهمی مثل خودت بنوبسم شاید خرفهم شدی …فصم نخول لاس میدی بیال شروارشو در آلم بدالم لا حلقت بمالم تو کونش آبت بیاد معجون شه بخولی جقی سفت شه کونتحالاجسارتا این کسای کسخلو کجا مبشه پبدا کرد اگه تو خونتون هست بیال شروارشو در آلیم لوله اوله کنیم لفاستیم سولاخای دماغت کیپ شه بوی پریودش کونتو جر نده…
این کامنتای شما فوق العاده س!خدا خیرتون بده؛مدتها بود اینجوری نخندیده بودم!! =))
جالب وتخم تخیلی بودش
sarisa jaan lahje esfahanni
خوب چشاتو باز کن دیگه تخیل فانتزیات تموم شد.حالا برو اون بالشی که روش پاشیدی رو بشور تا مامانت نیومده!
ﻣﺜﻞ ﺷﺮﻭاﺭﻛﺶ ﭘﺮ اﺯ ﺷﺮ و ﻭﺭ ﺑﻮﺩ
نابودی بشر درراه است . جهان به حیوانات سپرده خواهد شد . خداحافظ بشریت … خداحافظ انسان/حدایا تا کس مغز هست هیچ ظهوری فایده نداره هیچکس را نفرست باید بقول سهراب دیده راشست اما ما ملت شستن مغزمون از عکس کس واجبتره به این … بگو تا اوضاع بدتر نشده بازشود یک خانه عفاف …بخدا هیچ خر وقاطریو بزور نمیشه برد بهشت…
معمولی:اومد گفتم میخوام بکنمت.کردمش شروارشو تنش کرد و رفت…خیلی شیک و مجلسیباز دمش گرم نگفت دختره بهش پیشنهاد سکس داده
ایو حله
یخ عروش عزیز داستان سکسی درجه یک یعنی همین دیگه…خلاصه وتاثیر گذار …