سرگروهبان

سلام دوستان عزیز
خاطره ایی ک میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۳ سال پیش ک ۱۹ سالم بود و سرباز آموزشی بودم
من ی قیافه پسرانه سفید و لبای قرمز چشمان درشت موهای تقریبا بوری دارم
خب بریم سر ادامه ماجرا
یه سرباز وظیفه بود که مسئول ما سربازا بود وظیفه شم این بود ک مارو واسه نماز واسه صبحگاه صبحانه نهار شام و خاموشی آماده میکرد و اینکه نظافت مونو رعایت کنیم کلا مسئول نظم تو آسایشگاه بود ی پسر خوشگل و خوش قیافه بای اخلاق فوق‌العاده تخمی ب هر کسی ک می‌رسید بیخودی گیر میداد اما من تا میتونستم میخواستم کاری کنم ک پرش ب پرم نخوره و نخوام باهاش دهن ب دهن بشم
اونجا ما ی فرمانده داشتیم ک بهمون آموزش میداد و ی نفرم ب عنوان کمک مربی بود ک ی گروهبان بود گروه بان تقریبا ۳۳ ۴ سالش بود ی هیکل ورزشی و خفن داشت و ی ابهت خاصی داشت و ما خیلی ازش حساب می‌بردیم ی روز بعد از ظهر تو محوطه بودیم ک من با یکی از سربازا بحثمون شد و نزدیک بود کار ب کتک کاری بکشه و همون سرباز وظیفه ک فامیلشو میزاریم فاطمی مارو دید و آمد طرفمون با اینکه مقصر اون بود گیر داد ب من منم اینجور وقتا باید زبون ب دهن میگرفتم تو صورتش در اومدم و زبون درازی کردم اونم گفت ببین ی اشی واست بپزم و رفت شب شد هر شب ی نفر از کادر باید ب عنوان افسر نگهبان وای میستاد اون شب نوبت کمک مربی ما بود البته هر شب تو مرکز آموزش بود اما اون شب ب عنوان افسر نگهبان بود شب شد و ی نفر اومد و بهم گفت برو افسر نگهبانی سر گروه بان کارت داره منم رفتم دیدم فاطمی با این سر گروهبان خیلی نزدیک هم نشستن و مشکوک میزنن چون دستش دور گردن فاطمی بود من اومدم داخل خودشونو جم و جور کردن ی تخت اونجا بود ک دو نفرشون رو همون تخت نشسته بودن خلاصه بگذریم ک بعد فهمیدم سرگروهبان اینو میکرده اونشب من تنبیه شدم و تا صب نگهبانی دادم گذشت تا ی روز موقع نهار فاطمی وایستاده بود دم در و میگفت با ۳ تا سوت ک زدم نهارتونو تموم کرده باشین بین هر سوتشم دو دقیقه فاصله مینداخت گفت هر کی نخورده غذاشو ظرف غذارو خالی میکنم رو سرش سوت سوم رو زد من بی تفاوت داشتم غذامو میخوردم ک اومد غذا رو برداشت گوشه یقمو گرفت و همه غذارو خالی کرد تو پیراهنم اعصابم خیلی به هم ریخت و خواستم برم ب فرماندمون بگم ک گفتم اونا هم پشت همین عوضی هستن و دوباره خودم تنبیه میشم با ی سر افتاده و ی تحقیری ک از طرف ی حیوون شده بودم رفتیم آسایشگاه تا بعد از ظهر کلاس عقیدتی داشتیم اونجا فرمانده عقیدتی ک ی آخوند بود و همه مرکز آموزش ازش حساب میبردن میومد و بهمون درس میداد بعد از کلاس گفت بچه ها از کادر راضی هستید اذیتتون نمیکنن اینجا من بلند شدم و گفتم همه خوبن غیر از ی سرباز ک گذاشتنش مسئول ما .گفت چطور چی شده؟ ماجرای ریختن غذارو تو لباسم بهش گفتم و ی کمم پیاز داغشو زیاد کردم و گفتم از صب منو گشنه نگه داشته خیلی عصبانی شد صدا زد گفت این سربازا سریع بگین بیاد و به ماهم گفت برید خلاصه کاری کردم ک این فاطمی رو عوض کردن و دیگه مسئول ما نبود دو روز بعد سر گروه بان دوباره شیفت افسر نگهبانی بود اومد داخل خوابگاه بهم گفت چند دقیقه دیگه بیا دفتر من کارت دارم بعد از ده دقیقه رفتم احترام گذاشتم گفت بیا داخل درم ببند درو بستم گفت چرا رفتی ب حاج آقا گفتی ک فاطمی اینکارو کرده و چرا نیومدی ب من یا جناب سروان بگی گفتم میدونستم ک پشت اونو میگیرید گفت تو اول میگفتی بعد اگه کاری نمی‌کردیم بعد میرفتی اونجا میگفتی الان کلا از مرکز آموزش فرستادنش ی جای دیگه گفتم خب واقعا اذیت میکرد و زور میگفت گفت بچه کجایی بهش گفتم گفت ی چایی واسم درست کن منم رفتم ی چایی درست کردم واسش ریختم و اومدم گفت خودتم بشین گفت الان ک فاطمی رفته تو باید این کارا رو بکنی گفتم چشم گفت البته کار اونم درست نبوده ک غذارو ریخته تو لباست تموم مدت ک حرف میزد سرم پایین بود و گوش میکردم دیدم دستشو گذاشت رو سرم و نوازشم میکرد کم کم دستشو اورد گوشمو آروم می مالید فهمیدم امشب باید ب جای فاطمی زیرش بخوابم گفت میخوای این مدت ک اینجایی اموزشیت واست راحت بشه؟ گفتم کیه ک بدش بیاد گفت پس هرچی گفتم گوش میکنی هر کار خواستم انجام بده منم کاری میکنم ک اینجا واست سخت نگذره گفتم هرچی شما بگید خودش گفت من با فاطمی حال میکردم الان نیست خودت باید جاشو پر کنی البته اگه دوست نداری مشگلی نیست و این بین خودمون بمونه دید حرفی نمیزنم گفت پس برو خودتو بشور و بیا بلند شدم رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم برگشتم نشستم کنارش دست انداخت دور گردنم و صورتمو برد جلو صورتش شرو کرد ب بوسیدن و خوردن لبام داشت کیف میکرد منم داشتم واقعا لذت می‌بردم دستمو گذاشت رو کیرش ک منم شرو کردم مالیدن کیرش ی دفع یکی در زد منو ول کرد بلند شد رفت دم در ی سرباز بود ی کاریش داشت و رفت اومد داخل و گفت اینجا نمیشه ی کلید داد بهم گفت این مال موتور خونه آسایشگاهه برو درو باز کن برو داخل منم ی رب دیگه میام رفتم دیدم بله گوشه موتور خونه ی جای گرم ی پتو پهن شده با ی بالشت ک همیشه با فاطمی اونجا حال میکرده همونجا دراز کشیدم دیدم اومد درو قفل کرد دراز کشید روم با ولع داشت لبامو میخورد و کیرشو می‌مالید بهم منتظر بودم کیرشو در بیاره بی تاب دیدنش بودم دوس داشتم بدونم این هیکل و قد و بالا چجور کیری داره دیدم از خوردن لبام دست نمی کشه خودم دستمو بردم کیرشو گرفتم گفتم اینو میخوام گفت چششششم بلند شد شلوارشو داد پایین ی شرت پاش بود ک کون گنده و کیر شق شدش داشتن پارش می کردن گفت بیا خودت درش بیار رفتم کیرشو گرفتم تو دستم خیلی داغ بود آوردمش بیرون ی کیر با سایز معمولی اما خایه های بزرگ البته من توقع داشتم با این هیکل کیرش بزرگ تر باشه گفت بخورش شروع کردم واسش ساک زدن ی چند دقیقه واسش ساک زدم گفت بسه بلند شو بلند شدم لباسمو در اورد شروع کرد با بدنم ور رفتن مالیدن سوراخمو آروم انگشت می‌کرد همش آخ آخ میکرد گفت عجب کونی داری تا بحال دادی روم نمیشد حرف بزنم وقتی سوکوتمو دید فهمید دادم گفت پس قبل من افتتاح شدی گفت دراز بکش منو خوابوند ی تف بزرگ انداخت رو سوراخم با انگشت پخشش کرد داگیم کرد انگشت بزرگشو فرو کرد داخلم ی آخ از درد و لذت گفتم گفت جوووون خوشت میاد با انگشت خوب بازش کرد کیرشو آروم آروم فشار داد خیلی درد داشتم کیرش ک کامل رفت داخل دستشو اورد سینهامو گرفت و بغلم کرد و گفت بخواب دراز کشیدم اونم با وزن سنگینش خوابید روم شرو کرد ب تلمبه زدن کم کم سرعتشو بیشتر کرد مث ی جوجه زیرش گم شده بودم داشت با دهن و زبون تموم صورتمو میخورد و داشتیم جفتمون نهایت لذت رو می‌بردیم کیریم زیر فشار بدون دست زدن بهش آبش ریخت رو پتو کامل بی حال بودم تو بغلش گفت جوووون زیرم آبت اومد فهمید دیگه نا ندارم گفت چته ی کم ناله کن مگه نون نخوردی گفتم نمیتونم گفت الان تمومش میکنم از روم بلند شد نشست شلوار نظامیش و شرتش رو داده بود پایین اما درش نیاورده بود پوتینشم پاش بود یونیفورمشم تنش بود گفت بچرخ پاهاتو بده بال گفتم سر گروهبان نمیتونم دیگه بذار ساک میزنم ابتو میارم گفت نمیخواد میخوام کونتو بکنم من کون میخوام ی پنج دقیقه تحمل کنی تمومه پا هامو داد بالا گذاشت رو دوشش ی تف انداخت رو سوراخم دستشو اورد جلو دهنم گفت تف بده منم با بی حالی ی تف انداختم تو دستش مالید بکیرش و کیرشو کرد داخل مثل عروسک تو دستش بودم داشت با شدت تلمبه میزد و قربون صدقم میرفت سوراخم داشت ب شدت میسوخت ک التماس میکردم گفتم آقا تورو خدا تمومش کن سرعتش بالا رفت با ی آخ بلند داخل کونم ارضا شد روم دراز کشید ی کم دیگه لبامو خورد گفت اگه نا داشتی ی راند دیگه میکردمت اما چون شب اوله اشکال نداره و خودمم کار دارم اما دفع های بعدی از این خبرا نیست بلند شد شلوار و شرتشو کشید بالا ب منم گفت خودتو جم کن تو هم برو بخواب فردا هم نمیخواد واسه صبحگاه بیدار شی خودم ب ارشد میگم بیدارت نکنه مریضی بیدارم شدی میای دفتر فرماندهی از فردا آبدارچی فرمانده و من خودتی دیگه هم خواستی بیای پیشم این شرتای سفید بلندا رو نپوش خودم واست از بیرون دوتا شرت خوشگل میخرم خواستی بیای پیشم اونا رو بپوش (آخه وقتی آموزشی میری خودشون لباس و شرت و وسایل بهمون میدادن و باید همونا رو میپوشیدیم)گفتم چشم آقا و رفت منم ب زور بلند شدم رفتم دستشویی خودمو شستم و رفتم خوابیدم از اون شب ب بعد من تا پایان آموزشی شدم زیر خواب گروهبان و ی گروهبان دیگه ک دوستش بود و خودش بهم گفت ک ب اونم بدم
ببخشید طولانی شد مرسی که وقت گذاشتید نظراتتون واسم مهمه
پایان

نوشته: پیام

بازدید 17,410

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

7 پاسخ به “سرگروهبان”

  1. منم که آموزشی بودم فرمانده گردان مون که سرگرد بود یروز بهم گفت لباسشوییش تو خونه خراب شده و کمک لازم داره که تعمیرش کنه گفت پنجشنبه جمعه بیا خونم باهم تعمیرش کنیم زنم رفته شهرستان خونه خالیه بعدش بهت یه هفته مرخصی میدم ولی من ترسیدم و نرفتم

  2. تو سربازی کون دادن و کون کردن هست اما نه اینطور که شما گفتید تو برای یه حرکت سرباز که غذا رو داخل یقه لباست ریخت به عقیدتی گزارش دادی که اون سرباز رو جابجا کردن حالا گروهبان با چه جرئت به تو پیشنهاد اون هم سکس زوری میده نمی ترسید از تو که این قدر آدم معترض و شجاع هستی اگر پیشنهاد سکس خوشت نیاد زندگی گروهبان برباد میدی ! معمولا از سریاز معترض برحذر میکنن . داستانت حالب نبود میتونستی داستان کون دادنت رو تو سربازی یه طوری دیکه بنویسی که با عقل حور ببادخسته نباشی .

  3. خوب بد بخت میرفتی به سر گروهبان میگفتی تو راهم بکنه چرا زیراب فاطمی رو زدی البته از کون سوزیتبوده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید