زن زیبا بود در این زمانه بلا (۳)

با درود فراوان و تشکر از شما دوستانی که حمایت کردید میریم سراغ ادامه ی ماجر:
نازیلا روی پاهای من بود و در حالی که دو دستی کونش رو گرفته بودم، اونم دستاش دور گردنم بود و لب میگرفتیم. کُس خیسشو میمالید به کیرم و خیسش کرده بود. سینه هاشو گرفتم و شروع کردم به مالیدن و خوردن و حسابی کیف کردم. سینه هاش سایز هشتاده و پنجه و خیلی توی چشمه. واقعا حال داد و مالیدن و خوردنش لذت بخش بود.‌ رفت پایین و مشغول ساک زدن شد که دیدم روی اون یکی مبل لیلی وسط سروش و مهرداد نشسته و پاهاش رو باز کرده و لیندا داشت کُسش رو میخورد. مهرداد و سروش هم از دو طرف مشغول لب گرفتن و خوردن گردنش بودن و سینه هاش رو میمالیدن. به بچه های دیگه که نگاه کردم اونا هم مشغول بودن. مهناز با من چشم تو چشم شد و با یه چشمک و لبخند اشاره کردم بیا پیشم. اونم لبخند زد و اومد کنارم. نازیلا هنوز داشت کیر و خایه هام رو لیس میزد که مهناز رو بغل کردم و لب تو لب شدیم. گفتم دوست داری جلوی دوست پسرت بکنمت؟
با ناز و شهوت گفت آره که دوست دارم. دوباره لب گرفتیم و واقعا قشنگ لب میداد، با زبونشم کار میکرد و خیلی خوب بود. سینه هاش رو گرفتم خودش اومد بالا گذاشت توی دهنم. یکیشو گرفتم و اون یکی رو میخوردم. سینه هاش تقریبا کوچیکه و نوک تیزه و چندان خوشگل نیست ولی چهره و بدنش خیلی خوبه. بالاتنه لاغر و پایین تنه پُر. یعنی کونش و پایین تنه‌ش تپل و پُره. کون گنده‌ی برجسته و پهنی داره و واقعا گاییدن داره. لبهاشم ژل زده و کلا توی ساک زدن و لب دادن استاده. وقتی رفت پایین کیرمو ساک زد واقعا حال کردم. مخصوصا که قسمت زیادی از کیرمو میکرد توی دهنش و تا حلقش فرو میبرد. به قول معروف یه ساک حلقی توپ زد. نازیلا هم اومد بالا و لب و سینه هاشو میخوردم. دیشب سه بار آبم اومده بود و امشب شهوتم مثل دیشب نبود و خیالم راحت بود حسابی میتونم بکنمشون. با صدای ناله ی لیلی نگاهش کردم و دیدم با لیندا ۶۹ خوابیدن و در حالی که لیندا کُسش رو میخوره، اونم داره واسه مهرداد ساک میزنه و سروشم کرده توی کونش و تلمبه میزد. کونش موج می خورد و میلرزید.‌ دیدنش از اون زاویه و شنیدن صدای ناله هاش و ضربه هایی که سروش به کونش میزد خیلی حشریم کرد و اصلا فکر نمیکردم از گاییده شدن عشقم این حالت بهم دست بده. شاید وجود دو تا دختر کنارم و ساک حلقی مهناز باعث شده بود توی اون حال حشری و شهوتی، کون دادن عشقم برام لذت بخش باشه. کیر مهرداد رو کرد توی دهنش و با ضربه های سروش از عقب، به جلو میرفت و کیر مهرداد فرو می رفت توی دهنش. داشتن از جلو و عقب کون و دهنش رو میگاییدن و لیس زدن و مالیدن کُسش توسط لیندا شهوتش رو بیشتر میکرد.
نازیلا رو نشوندم روی مبل و شروع کردم به خوردن کُسش و لیس زدنش. حسابی آب انداخته بود و کُس باریک و قلمیش رو می کشیدم توی دهنم و میمکیدم. مهنازم لای پام خوابیده بود و کیرمو فرو میکردم توی حلقش و نگه میداشتم تا وقتی خودش میزد کنار پام و میکشیدم بیرون.‌ یه خورده که کُس نازیلا رو خوردم گفتم مهناز بیا بالا کُس تو رو هم بخورم… نازیلا گفت یه کم دیگه بخور دارم میام. مهناز نشست کنارش و باهاش لب تو لب شد و سینه ش رو میمالید، منم کُسشو میخوردم تا ارضا شد. بلند شدم ازش لب گرفتم و رفتم سراغ کُس مهناز. یه کُس تپل و قلبمه که مثل چشمه ازش آب راه افتاده بود. چنان خوردم و مکیدم و لیسش زدم که صدای آه و ناله ش از نازیلا هم بلندتر بود. صدای دخترای دیگه هم به گوش میرسید و صدای شالاپ و شولوپ هم از هر طرف میومد. کُس تپل مهناز خیلی خوردنی بود، نرم و سفید با داخل صورتی پررنگ. زبونمو میکشیدم لاش و لبه های کُسش رو آروم گاز میگرفتم. تشک مبل زیر کُسش از توف من و آب کُس خودش خیس شده بود. خلاصه اونم ارضا کردم و بلند شدم گفتم روی مبل قمبول کن و کونتو بده طرف من. حالت گرفت و کیرمو توف زدم و گذاشتم لای کون گنده ش. با یه فشار رفت توی کونش و آروم تا آخر فرو کردم. زدم روی کونش و شروع کردم به تلمبه زدن. کونش مثل دمبه موج میخورد و می لرزید. کونش نسبت به کون لیلی گشاد به حساب میومد و مطمئنا کیر اینها نمیتونه اینقدر گشادش کرده باشه. اصلا دردی نداشت و راحت داشت کون میداد و کونش رو میکوبید به کیر من. منم محکم تر میزدم و به کون گنده و نرمش که جلوم پهن شده بود نگاه میکردم. نازیلا هم دستشو آورده بود زیرش و همزمان کُسش رو واسش میمالید. به لیلی نگاه کردم و دیدم با لیندا روبروی هم داگی هستن و در حال لب گرفتن و ناله کردن. سروش اومده بود لیندا رو میکرد و مهرداد رفته بود پشت لیلی و کونش میذاشت. انگار از دیدن اونها حشری تر شدم و محکمتر مهناز رو میگاییدم. بعد به نازیلا گفتم تو بیا که مهناز گفت نه جان من، بکن دارم میام.‌ آاااههههه نازیلا تندتر بمال…
با نازیلا ادامه دادیم و اون کُسشو میمالید و منم کونشو میگاییدم و لمبرهاشو میمالیدم تا بالاخره بعد از یک دقیقه ارضا شد و چپ شد روی مبل. نازیلا قمبل کرد و رفتم پشتش. کون اونم به تنگی لیلی نبود ولی از کون مهناز تنگ تر بود. سوراخ کونشم خوشگل تر و نازکتر از کون مهناز بود. لبه ی تکیه گاه مبل رو چنگ زده بود و کونش رو میگاییدم. کون نازیلا بزرگ نیست و معمولیه ولی به جاش سینه هاش درشته و صورتش زیباست. چشماش رنگیه و بامزه ترش کرده. داشتم همینطور توی کونش تلمبه میزدم که مهنازم مثل اون شروع کرد به مالیدن کُس نازیلا. به لیلی نگاه کردم و دیدم مهرداد و سروش رفتن سراغ دخترای دیگه و اشکان و محسن اومدن سراغشون. اشکان لیلی رو دمر خوابونده بود و خوابیده بود روش و کونش میذاشت. محسنم لیندا رو از روبرو نشونده بود روی کیرش و در حالی که لیندا بالا پایین میشد لب میگرفتن. کون جمع و جور نازیلا خوب حالی میداد و کامل توی دستم بود. حس میکردم کون یه دختر ۱۵ ساله رو دارم میکنم. پوست کون اینم مثل کون لیلی براق و لطیف بود. خلاصه کون نازیلا رو هم حسابی کردم و با کمک مهناز ارضاش کردیم. بعدش نشستم وسط مهناز و نازیلا و داشتم نوبتی ازشون لب میگرفتم که مهناز اومد پشت به من نشست روی کیرم. روی کیرم قر میداد و بالا پایین میکرد و منم به کونش نگاه میکردم که نرم و گرم پهن شده بود روی من. لیلی حالا رفته بود روی کیر محسن نشسته بود و از هم لب میگرفتن، لیندا هم زیر اشکان خوابیده بود. کلا اشکان همه شون رو این مدلی دوست داشت بکنه و اون طرفم که بود داشت سوگل رو به حالت دمری میگایید. سروش مهناز رو صدا کرد مهناز رفت نشست روی کیرش. نازیلا اومد جای اون نشست روی کیر من و با هم لب میگرفتیم. لیلی صدام کرد و با چشم اشاره کرد مهنازو ببینم. دیدم در حالی که روی کیر سروش نشسته، مهردادم از پشت کیرشو همزمان کرده توی کون مهناز. یعنی دوتا کیر باهم توی کونش بود و باهم توش تلمبه میزدن.‌ تازه فهمیدم چرا کون گنده ی مهناز اینقدر گشاد بود. راحت به دوتاشون کون میداد و حتی خودش کونش رو میکوبید به کیراشون. صدای ناله ی مهناز پیچیده بود توی خونه و سوگل و شقایق هم داشتن سینه ها و کُسش رو میمالیدن. سوگل کُس مهناز و میمالید و معلوم بود مهناز خیلی حشری شده و داره حسابی حال میکنه.
نازیلا گفت میخوای مدل رو عوض کنیم؟ انگار بهت حال نمیده.
کونش رو گرفتم و گفتم نه گلم، حواسم پرت شد به مهناز.
گفت این کون گنده عادتشه. همیشه اینجوری دوتایی میکننش. همشم تقصیر دوست پسرش سروشه. دوست داره دوست دخترشو دو نفری بکنن. میگه وقتی ازدواج کنیم و کُسش باز بشه، راحت تر میشیم و کُس و کونش رو باهم میکنیم.‌
-یعنی میخوان ازدواج کنن؟
-آره، هم اینا هم لیندا و محسن. قرار ازدواج گذاشتن و خانواده هاشونم در جریانن. محسنم گفته بعد از عروسی دو به تک از جلو و عقب لیندا رو میکنیم.
-جالبه، لیندا رو هم مثل مهناز دوتایی از کون میکنن؟
-نه فقط مهناز میذاره دوتایی بکننش. کونش بزرگه و جواب میده. من که اصلا نمیتونم.
-بیخیال اینا، تو مال من باش. هر وقت بخوام میای پیشم؟
-تنهایی؟
-آره.
-نه، لیلی بفهمه ناراحت میشه. وقتی دور همیم هر چقدر بخوای باهاتم.
-آفرین، خوشم اومد که به دوستت وفاداری.
-قرارمون همینه که فقط توی جمع باهم باشیم. هیچ وقت تنهایی کسی به بقیه خیانت نکنه. البته سروش و مهناز با محسن و لیندا زیاد پیش هم میرن و هر وقت مکان باشه چهارتایی حال میکنن، گاهی مهرداد و اشکانم صدا میکنن و چهارتایی مهناز و لیندا رو میکنن.‌ البته گاهی شقایق و النازم میبرن باهاشون. ولی ما سه تا نمیریم. ما فقط اگه بیایم مسافرت یا کردان ویلا بگیریم باهاشون هستیم. لیلی که این بار دفعه ی سومشه. قبلا اصلا نمیومد یا اگه میومد فقط لز میکرد و با پسرها کاری نداشت.
-آره میدونم، گفت از وقتی یاشار ولش کرد اونم شروع کرده.
-آره، چند ماه که کلا دپرس بود، از تعطیلات آخر ترم قبل شروع کرد.
-درسته، همینو گفته بود. تو چرا یه دوست پسر نمیگیری؟ هم خوشگلی هم سکسی.
-از کسی خوشم نمیاد. یکی باشه که مثل تو با معرفت و با جنبه باشه میخوام، یکی که بتونم بیارمش توی این جمع و هول بازی در نیاره. اون دوستمو که بهت گفتم یه بار آوردم پیش اینا، از فرداش میخواست با همه ی اینا رابطه بگیره و تک تک ببره بکنه که بهم گفتن و منم باهاش کات کردم.
-حتما الان من بهت گفتم تنها بریم ناراحت شدی.
-نه، فهمیدم داری امتحانم میکنی، میدونم عاشق لیلی هستی.
-آفرین، تو خیلی باهوشی.
-بریم بقیه ی کارمون رو تنهایی توی اتاق بکنیم تا لیلی میاد؟
-آره بریم. روی تخت یه حال دیگه ای داره.
لیلی پشت به محسن روی کیرش نشسته بود و بالا پایین میشد و قر میداد. النازم اومده بود جلوش کُسش رو میمالید و لب میگرفتن. بهش اشاره کردم ما میریم بالا بیا‌. وسط پله ها بودیم که لیندا گفت منم بیام؟ گفتم بیا عزیزم. لیندا هم بدن خوبی داره، کونش پهن نیست و باریکه ولی گرد و قلمبه زده بیرون. سینه هاش سایز ۷۵ و قدش بلنده و هم قد لیلی میشه‌. صورتش کشیده و چشم هایم کشیده ست و مشکی. دماغش عملی و لبش ژل زده و برجسته اما دهنش کوچیکه.
اومد بالا و دست اونم گرفتم باهم رفتیم توی اتاق. افتادیم روی تخت و دو طرفم خوابیدن. نازیلا گفت فکر کنم چیزی نمونده بود آبت بیاد، نه؟
-نمیدونم، مهناز حواسمو پرت کرد و بعدشم که مشغول صحبت شدیم. چطور مگه؟
-اگه میخوای فعلا با لیندا حال کن، بعدش اگه دوست داشتی یه راند دیگه میریم.
لیندا: من دوست دارم کیرتو ساک بزنم، میری بشوریش؟
صبر کن فعلا بکنمت و آبم بیاد، بعد میشورم و واسه راند بعد ساک بزن و بلندش کن.‌
-نه منظورم اینه میخوام آبتو با ساک زدن بیارم.
نازیلا: عزیزم، لیندا عاشق ساک زدن و آب خوردنه. بریز دهنش همشو میخوره.‌
-واقعا؟
-آره، برو بشور بیا واست بخورمش.
-فکر کنم یه کم طول بکشه بیاد، بیا یه کم کونتو بکنم بعد میرم.
-انگار چشمت کونمو گرفته ها، تا نکنی بیخیال نمیشی.
خندیدیم و گفتم آره، دلم میخواد امتحانش کنم.
اومد روی سینم و لبش رو گذاشت رو لبم، یه لب سیر گرفتیم و دوباره کیرم سفت شد. بعد خودش به کیرم توف زد و نشست روش. دوباره بلند شد به کونش توف زد و یه بار دیگه نشست اینبار راحت رفت توی کونش. کامل نشست و کیرم تا آخر رفت توی کونش. خم شد لب گرفتیم و منم دو دستی کونش رو گرفتم و از زیر میزدم توش. بعد خودش شروع کرد به بالا پایین کردن و قر دادن روی کیرم. نازیلا هم اومد با من لب تو لب شد و بعدش رفت سراغ لیندا. کُسشو میمالید و از هم لب میگرفتن. منم دستمو از پشت کردم لای پای نازیلا و کُسش رو میمالیدم. انگار از اومدن آبم خبری نبود و این استراحت وسط سکس، آبمو عقب انداخته بود. لیندا روی کیرم قر میداد و ناله کنان حال میکرد. چشماش مست شهوت بود و نازیلا هم کسشو واسش میمالید.‌ گذاشتم خوب حال کنه و منم با کون نرمش و سوراخ داغش حال میکردم. خم شد شروع کرد از من لب گرفتن و همون موقع ارضا شد و لبم رو میمکید تا آروم گرفت. نازیلا هم کُسش رو ول کرد و دراز کشید کنارم. لیندا خوابیده بود روی من و گفت دهنت سرویس سهیل، کیرت چه حالی میده، چقدر داغه لامصب.
گفتم نوش جونت، خوشحالم که بهت حال داده…
داشتیم سه تایی از هم لب میگرفتیم که گفتم بیا پایین دمر بخواب، میخوام بخوابم روی کونت…
دمر شد و کیرمو توف زدم فرو کردم لای کونش. رفت توی سوراخش و خوابیدم روش. کون گرد و قلمبه ی باریکش کامل افتاد توی گودی دور کیرم و خیلی باحال بود. گفت سهیل قرار شد بدی بخورمش، خالی نکنی توی کونم.
حالا نمیشه یه وقت دیگه بخوریش؟ من با کردن کونت بیشتر حال میکنم تا ساک زدنت.
نازیلا سریع گفت بده واست بخوره، مطمئن باش مشتریش میشی.
-واقعا؟
-آره، امتحانش کن.
همونطوری که روی بدن و کون لیندا خوابیده بودم، چند تا بوسش کردم و گفتم باشه، ولی دلم نمیاد از روی کونت بلند بشم. قالب کیرمه.
لیندا: باشه عزیزم، هرجور دوست داری حال کن. زیرت خوابیدنم حال میده.
-شما کی ازدواج میکنید؟
-سال دیگه درس محسن تموم میش عقد میکنیم، بره سربازی و بیاد عروسی میکنیم.
-تا شب عروسی بکارتت رو نگه میداری یا بعد از عقد میدی بازش کنه؟
-اووووو کی میخواد تا اون موقع صبر کنه؟ بعد از عقد قراره راحتم کنه. با سروش و مهناز قرار گذاشتیم توی یه روز کنار هم عروس بشیم و بلافاصله هم جاشون رو عوض کنن تا کیر جفتشون با کُس جفتمون خونی بشه.
خندیدم و گفتم چه فانتزی هایی دارید شما. واقعا باور نکردنیه.
خودشم خندید و سوراخ کونش دور کیرم دل دل میزد. گفت حالا صبر کن و بعدش رو ببین. به همتون کُس میدیم و دو به تک از کُس و کون ما رو بکنید. شوهرامون عاشق این کارن و ما هم از خدامونه. مهنازو که الان نزدیک ده ماهه دارن دو به تک از کون میکنن. من نتونستم تحمل کنم ولی مهناز با اون کون گنده‌ش میتونه دو تا کیرو جا بده توی کونش. قراره یه بار لیلی هم امتحان کنه ببینه میتونه تحمل کنه یا نه، آخه اونم کونش بزرگه ولی نه به اندازه ی کون مهناز.
من: نازیلا برو صداش کن بیاد ببینم کِی میخواد اینکارو بکنه. منم باید باشم و ببینم.
نازیلا رفت از همون بالای پله ها صداش کرد و گفت بیا سهیل کارت داره. لیلی اومد بالا و گفت جانم عشقم؟
-شنیدم میخوای مثل مهناز دوکیره کون بدی؟
-هووووففففففف امان از دست این دهن لقها. من گفتم شاید امتحانش کنم، هنوز تصمیم نگرفتم که.
-دلت میاد کون خشکل و تنگت مثل کون مهناز گشاد بشه؟ میخوای سوراخت مثل سوراخ مهناز زشت بشه؟
-نه عزیزم، شاید فقط یه بار امتحان کنم ببینم چطوریه.
-بیا با خودم امتحان کن، کیو میخوای؟ بگو بیاد.
-نه کیر تو کلفته، شاید دو تا کیر اونا رو بشه تحمل کرد، ولی کیر تو با یه کیر دیگه پارم میکنه.
خندیدم و گفتم پس اگه فقط یه باره، باشه با اونا امتحان کن، ولی منم باشم و ببینم.‌
-باشه، چه بهتر، من گفتم شاید ناراحت بشی، میخواستم یواشکی تو نفهمی انجامش بدم.
-نشد دیگه، یواشکی نداریم، همه چیو به هم میگیم. اوکی؟
-اوکی.
-برو کارتو تموم کن بیا.
-میخوای امشب تو با بچه ها بخوابی و من برم پیش محسن اینا باشم، میگم سوگلم بیاد پیشتون.
-میخوای منو با سه تا دختر تنها بذاری تا صبح؟
-مگه بده؟ خیلی هم دلت بخواد.
خندیدیم و گفت برم؟
-باشه برو. سوگل رو نمیخواد بگی، باشه فردا شب.
-شقایق و الناز چی؟
-سه تاشون فردا شب. امشب مهنازو که کردم، لیندا و نازیلا هم پیشم هستن. فردا اون سه تا رو میکنم.
-‌یعنی فرا شبم من نیام پیشت؟
-بیا، امشبم بیا، تو خودت میگی برم.
-باشه، فردا شبم با اونا باش. به جاش یه شب دیگه هم میمونیم و خودمون دوتا تنهایی حال میکنیم.
-ایول، اینو خوب اومدی.
-پس شبت بخیر، صبح میبینمت… بچه ها شب بخیر…
به تلمبه زدن روی کون لیندا ادامه دادم و محکم بغلش کرده بودم. دستمو بردم زیرش و کُسشم میمالیدم و صورت و گوش و گردنش رو میخوردم. نازیلا پشت کمرم رو دست و ناخن می کشید و باعث میشد کمرم سفت تر بشه و آبم دیرتر بیاد. اومد کنارم نشست و پشت کمر و گردنم رو میخورد و گاز میگرفت. خیلی خوشم اومده بود و واقعا حال میداد. تمام تنم شده بود لذت و آه میکشیدم و گردن لیندا رو میخوردم. کیرمو فشار میدادم توی کونش و خودشم کونش رو بالا پایین میکرد. کُسش کف دستم آب انداخته بود و منم میمالیدمش تا ارضا شد و عضلات کونش رو فشار میداد به هم. چنان ناله میکرد که انگار زایمان کرده. دیگه تلمبه نزدم و خوابیدم روش. بوسش کردم و گفتم لعنتی خیلی کردنی هستی ها، خیلی حال میدی.
بلند شدم و رفتم کیرمو شستم اومدم دراز کشیدم روی تخت. لیندا رفت سراغ کیرم ساک زدن رو شروع کرد. کیرم دوباره سفت شد و لیندا با چه لذتی واسم ساک میزد. له له میزد و میگفت آبتو بده بخورم، ولش کن بذار بیاد. با این حرفش انگار آبم لج میکرد و نمیخواست بیاد. چند دقیقه با لب و دهن و زبون به کیرم حال میداد و منم واقعا حالشو میبردم. خلاصه اونقدر ساک زد تا آبم اومد و با چه لذتی میمکید و میخوردش. حتی یه قطره هم نذاشت حدر بره و تمامش رو مکید و خورد. خیلی بهم چسبید و حال داد. تا حالا هیچ کسی آبمو نخورده بود و برام جالب و هیجان انگیز بود.
اونشب وسط اون دوتا دختر سکسی و ناز خوابیدم اما قبلش یه بار دیگه هم برام ساک زدن و کون جفتشون رو گاییدم. بعدش با خیال راحت یه خواب توپ کردم که خیلی چسبید.
توی این دو شب اتفاقاتی افتاد و چیزایی دیدم که برام جدید و باور نکردنی بودن. از دیدن هفت تا دختر خوشگل با مایو تا بازی کردن و مالیدنشون توی استخر، رقصیدن توی اون جو و از همه مهمتر سکس دسته جمعی و آزاد که هر کی با هر کی دلش خواست جلوی بقیه سکس کنه. درسته گاییدن لیلی واسم آرزو بود و بهش رسیدم که خیلی باور نکردنی بود ولی این سکس دسته جمعی چیزی بود که حتی توی فکر و خیالمم باور نمیکردم یه روز ببینم و خودمم انجامش بدم. از هیجان این اتفاقات چنان حالی داشتم که اصلا نمیتونم توضیح بدم و توصیفش کنم. واسه خودم باورنکردنی بود و مثل یه خواب و رویا بود، وای به حال شما که دارید میخونید و مطمئنا میگید همش خالی بندی و دروغه. شب اول با فتح کون و کُس لیلی سوپرایز شدم و همون شب نزدیکترین دوستش یعنی نازیلا اومد بغلم و لب گرفتیم و واسم ساک زد، اونم دقیقا کنار لیلی. شب دومم که اینجوری شد و انگار توی شبکه‌ی برازرس بودم. انگار نه انگار که داخل ایرانیم. اینا واسه من که یه پسر حاجی و از یه خانواده ی متدین و مذهبی بودم، مسائل باور نکردنی و دست نیافتنی و فوق تخیلی بود که حالا واقعا برام اتفاق افتاده بود.
صبح که بیدار شدم و خودمو وسط دو تا دختر لخت دیدم، دیگه باورم شد که خواب و خیال نبوده. نشستم و همونجا به بدنهای لختشون نگاه میکردم و تمام اتفاقات شب گذشته رو مرور میکردم. بدون اینکه بیدارشون کنم، رفتم اتاق بغلی و دیدم یه عده اونجا خوابیدن و همه لخت بودن. رفتم پایین و دیدم لیلی وسط محسن و اشکان خوابیده و اونطرف اشکان مهناز دمر افتاده و کون گنده و پهنش خود نمایی میکرد.‌ برگشتم بالا و نازیلا رو بیدار کردم و توی بغلم با بوسه و نوازش حرف میزدیم. گفتم عزیزم من هنوز باورم نمیشه دیشب چکار کردیم. اصلا فکرشم نمیکردم یه روز سکس دسته جمعی کنم و کسی که عاشقشم جلوی چشمم به دیگران بده و زیرشون بخوابه.
نازیلا: عیب نداره، یکی دو بار دیگه برات همه چی عادی میشه. ولی چون دیر به دیر انجامش میدیم، همیشه لذت و هیجانش زیاده و خیلی حال میده.
-شاید اینجوری باشه، ولی دیشب به من خیلی حال داد، حتی از دیدن ساک زدن و کون دادن لیلی به بچه ها لذت بردم. فکر نمیکردم بتونم به این راحتی ها قبولش کنم و غیرتی نشم، ولی برعکس من دیشب از دیدنش تحریک میشدم.‌ باورت میشه؟
-آره عزیز دلم، خوب میفهمم چی میگی. فکر کردی واسه چی محسن و سروش به این کار علاقه دارن و لذت میبرن؟ الان خودت درک میکنی که چقدر تحریک کننده ست و حال میده.
-درسته، الان درکشون میکنم.‌
-بریم دوش بگیریم؟
-بریم عزیزم، لیندا رو هم بیدار کنم؟
-آره، بیدارش کن باهم بریم…
اون روزم همگی رفتیم بیرون واسه گردش و تفریح و غروب برگشتیم خونه. بازم بساط مشروب و رقص و استخر و آب بازی و شوخی رو به راه بود و آخرش به سکس دسته جمعی ختم شد. اونشب سوگل و شقایق و الناز رو گاییدم و شبم وسط سوگل و شقایق خوابیدم. لیلی هم واسه تمام پسر ها ساک زد و بهشون کون داد و حالشو میکرد. نمیخوام دوباره وارد جزئیات سکس بشم و توضیح بدم ولی واقعا اون شبم به من خوش گذشت و خیلی حال کردم. در عرض سه شب هفت تا دختر رو گاییده بودم که ملکه و گل سر سبدشون، عشق خودم لیلی بود. لیلی من زیر پسرها و بین بدنهاشون مثل یه پورن استار حرفه ای حال میکرد و پسرها تمام بدنش رو میمالیدن و میخوردن و میکردنش. تا اینکه بالاخره شب آخری که اونجا بودیم، موقع سکس گروپ، من فقط با لیلی بودم و باهم حال کردیم و جلوی بچه ها حسابی کونشو توی چند مدل گاییدم. بعدش گفت سهیل فکر کنم امشب وقتش باشه اون برنامه رو امتحان کنم. موافقی؟
-هر جور تو بخوای عشقم، حالا دوست داری با کدومشون انجام بدی؟
-فرقی نمیکنه ولی سروش و محسن توی این کار تجربه شون بیشتره و واردتر از بقیه هستن.
-اوکی، برو شروع کن.
محسن رو صدا کرد و گفت بیا امشب با سروش منو مثل مهناز دوتایی بکنید. اونقدر گفتی که بالاخره تصمیم گرفتم بهتون بدم. سروش که داشت الناز رو می گایید، از روش بلند شد و اومد جلوی پای من خوابید و گفت بیا عزیزم، بیا بشین روش.
لیلی: نه، اینجوری نه. من که مثل مهناز نیستم عادت داشته باشم. باید کون من و کیر جفتتون رو چرب کنید. بعدشم آروم بکنید.
خلاصه همون کارو کردن و بعدش لیلی رفت نشست روی کیر محسن و تا آخر جا داد توی کونش. خیلی راحت رفت توش و اصلا هیچ دردی نداشت. مخصوصا که قبلش خودم حسابی کونش رو گاییده بودم. سروش اومد پشتش و لیلی رو خم کرد. کیرشو آروم آروم از کنار کیر محسن فرو کرد توی کون لیلی. با وجود اون همه کرمی که به کیرشون و کون لیلی زده بودن و توفم روی کیرشون مالیده بود ولی لیلی آخ و اوخش در اومد و سینه ی محسن رو چنگ میزد. بالاخره تا آخر فرو کرد و شروع کرد یواش یواش تلمبه زدن. بعدش محسنم از زیر شروع کرد و همزمان به صورت منظم و نامنظم توی کونش تلمبه میزدن. خودم رفتم جلو و دستمو رسوندم به کُسش و چوچولش رو میمالیدم تا دردش کم بشه و لذت ببره. دیگه یواش یواش آخ و اوخ لیلی تبدیل و آه و ناله های شهوتناک شد و معلوم بود حسابی داره لذت میبره. منم دوباره کیرم شق شد و به مالیدن کُسش ادامه دادم. نزدیک ارضاشدنش بود که دیگه خودش داشت کونش رو عقب جلو میکرد. همه دست از سکس کشیده بودن و داشتن به ما چهار نفر نگاه میکردن. بالاخره لیلی ارضا شد و افتاد روی سینه‌ی محسن. سروش که قبلش داشت الناز رو میکرد، چند تا تلمبه ی دیگه توی کون لیلی زد و آبش اومد. یه سیلی زد روی کون لیلی و کیرشو درآورد و رفت روی مبل لم داد. دیدم الان کون لیلی آمادست، به کیرم توف زدم و رفتم پشتش. آروم کیرمو کردم توی کونش و تا ته فشار دادم. با آه و ناله گفت سهیل قرار نبود تو بکنی ها.
توی اون حالت که خوابیده بود روی محسن، نصف کیر محسن توی کونش بود و کیر من تا آخر رفته بود توش. گفتم الان اینا گشادت کردن، میتونی تحمل کنی. شروع کردم تلمبه زدن و کیرم روی کیر محسن ساییده میشد. تنگی کونش رو حس میکردم و با وجود اون همه کرم و توف و آبکیر سروش که توی کونش خالی کرده بود، کیرم راحت توش حرکت میکرد. موهاش رو گرفتم کشیدم اومد بالا. محسنم دو طرف کونش رو گرفت و همزمان با من مشغول تلمبه زدن شد. دوباره صدای آه و ناله ی لیلی بلند شده بود و دستمو رسوندم به کُسش. داشتم میمالیدمش و توی کونش تلمبه میزدم که لیندا اومد و گفت دستتو بردار من میمالمش. منم به جاش دو دستی سینه هاش رو گرفتم. دیگه وقتی تلمبه میزدم میکوبیدم به کونش و باعث میشد اون لمبرهای گرد و قلمبه موج بخوره و بلرزه. محسن دیگه نتونست طاقت بیاره و آبش اومد. ولی من هنوز داشتم تلمبه میزدم. آبکیر محسن و سروش توی کونش بود و لیز ترش کرده بود.‌ کیر محسن از کونش اومد بیرون خودم تنهایی داشتم میکردمش که مهرداد گفت من بیام جای محسن؟ گفتم بیا.
لیلی به من گفت تو بخواب بشینم روی کیر خودت.
همون کارو کردم و مهرداد اومد از پشت کرد توی کونش. لیندا هم دوباره مشغول مالیدن کُسش شد.‌ بازم دو نفری کردیمش تا یه بار دیگه ارضا شد. مهردادم آبشو توی کونش خالی کرد و رفت سوگل رو بغل کرد و ما رو نگاه میکردن. اشکان اومد جاش و دوباره دوتایی کردیمش تا اینبار همراه ارضا شدن لیلی، آب منم اومد و منم همون جا توی کونش خالی کردم. اشکان تنهایی به گاییدنش ادامه داد و لیلی هم خوابیده بود روی سینه ی من. کیرم خوابیده بود و از کونش در اومده بود. لیلی هم با من لب تو لب میشد و توی صورتم آه و ناله میکرد‌. اشکان دیگه حسابی محکم و سریع داشت توی کون عشقم تلمبه میزد و می کوبید تا اینکه اونم آبشو خالی کرد توی کون لیلی. پنج تا آبکیر توی کونش خالی شده بود و ولو شده بود روی من. گفتم خب عشقم، اینم چیزی که میخواستی. حال کردی؟ راضی بودی؟
-آره قربونت برم، خیلی حال داد. ممنونم ازت.
-فدات
-ولی فکر نمیکردم بتونم کیر تو رو با یه کیر دیگه تحمل کنم.
-سه شبه داری کون میدی، سوراخت گشاد و آماده بود.
لب گذاشت روی لبم و بعد از اینکه حسابی لب گرفتیم گفت من برم کونمو خالی کنم. همتون خالی کردین توی من.
مهناز از اون طرف گفت مبارکه لیلی جون.
همه زدن زیر خنده و لیلی گفت ولی کونم بدجور گشاد شده، خودم حس میکنم. هنوز داشتن میخندیدن که اشکان گفت گشاد که چه عرض کنم، غار شده. بازم خندیدن و بلند شد رفت دستشویی.
دیگه همه سکسشون رو کرده بودن و نشستیم دور هم حرف میزدیم که لیلی در گوشم گفت کُسم بدجور خیسه، بریم اتاق.
به بچه ها شب بخیر گفتیم و رفتیم بالا. میدونستم امشب شب آخریه که اینجاییم و معلوم نیست دوباره کی موقعیت بشه بتونیم سکس کنیم. واسه همین میخواستم حسابی بکنمش. اول رفتیم حموم دوتایی یه دوش سریع گرفتیم و کُس و کونش رو شستم و بدنش رو شامپو زدم. با اون هیکل فوق سکسی توی بغلم بود و مثل ماهی لیز میخورد و میمالیدمش. با اینکه دو بار آبم اومده بود ولی کیرم دوباره شق شد و میمالیدم لای کون و رونش. بعدش افتادیم روی تختخواب و رفتم تو کار لبهاش. از لب و صورت و گردن تا سینه ها و شکم و کُس و رون و کونش همه جاشو خوردم و مالیدم. لامصب چنان لذت بخش و حشری کننده ست که فقط دیدن بدنش تحریک و حشریت میکنه. حالا دیگه حساب کنید این بدن رو بمالی و ذره ذره ش رو بخوری. سوراخ کونش حسابی گشاد شده بود و راحت زبونم تا ته میرفت توش. ولی کُس تنگ و نازش رو که اختصاصی واسه خودم بود، بیشتر خوردم و آبشو که راه افتاده بود میمکیدم. اونقدر کُسش رو خوردم تا ارضا شد و بدون معطلی کیرمو کردم توش و خوابیدن روش. هنوز مست ارضا شدن بود و چشمهاش خمار بود. لب گذاشتم روی لبش و شروع کردم به کمر زدن و تلمبه زدن توی کُسش. لامصب کُسش از تنگی کیرمو بغل گرفته بود و انگار کیرمو کردم توی یه تونل تنگ و گرم. خیلی حشری بود پشت کمرم رو چنگ میزد و لبهامو میمکید و آه میکشید. گفتم خیلی حالت خرابه، الان این همه اون پایین کردیمت و چند بار ارضا شدی.
-آاااهههههه سهییییییل، بعد از کون دادن چنان کُسم آب میندازه و هوس میکنم که دیوونه میشم. دلم میخواد کُس بدم تا ارضای واقعی بشم.
-پس این دو شب که پیش من نخوابیدی و به بچه ها کون میدادی، چکار کردی و چطوری طاقت آوردی؟
-به زور خودمو نگه داشتم. دیشب دیگه میخواستم بیام سراغت ولی دخترا پیشت بودن و نمیشد. الان باید تلافی این دو شبم بکنی.
-ای به چشم، تو هر وقت خواستی بده، من نامردم نکنم😄…
همینجوری که توی کُس تنگ و آبدارش تلمبه میزدم و لب و گردنش رو میخوردم، اونم منو به خودش فشار میداد و کمرمو چنگ میزد تا ارضا شد. بعد گفت بلند شو داگی بشم… حالت گرفت و کمرشو قوس داد و کُس و کونش رو داد بیرون. فرو کردم توی کُسشو و لپهای کونش رو چنگ میزدم و میمالیدم. محکم تلمبه میزدم و صدای شالاپ شالاپ و ناله های شهوتناک لیلی توی اتاق پیچیده بود. تا آخرش فقط توی همون پوزیشن کُسشو گاییدم و دو بار دیگه هم ارضا شد تا آبم اومد. البته آخرش سینه ش رو گذاشته بود روی زمین و کُسش رو کامل داده بود بیرون. منم چنان میزدم توش که پتو و متکا رو چنگ میزد. آخرش کشیدم بیرون و کردم توی کونش. چند تا تلمبه زدم و خالی کردم توی کونش. همونجوری هولش دادم جلو و خوابیدم روش. داشتم بوسش میکردم و قربون صدقه ش میرفتم. گفتم عشقم سیر شدی یا بازم میخوای؟
-نه دیگه بسه، سیر شدم.
-پس بخوابیم ولی صبح یه بار دیگه میکنمت قبل از رفتن.
-باشه، هر چقدر دلت خواست بکن. اگه الانم خودت سیر نشدی و میخوای من نه نمیگم.
-نه دیگه بخواب استراحت کنیم، فردا با انرژی میکنمت.‌
-باشه عشقم.
از روش اومدم پایین و همدیگه رو بغل کردیم و لب و بوسه میگرفتیم که گفت سهیل با اینکه من جلوی چشمت به ۴ تا پسر دیگه کون دادم و دو شب کنارشون خوابیدم، واقعا بازم حاضری با من ازدواج کنی؟
-آره، اونا هم مثل ما بودن دیگه. تو هم گذاشتی من با ۶ تا دختر دیگه حال کنم.
-من بیشتر بهت حال میدم یا اونا؟
-معلومه که تو، خودت چطور؟ من یا اونا؟
-مطمئن باش تو… من و تو همیشه مال همیم، اونا واسه تنوع و تفریح ما هستن.
-درست میگی… ولی فکر نمیکردم به این زودی و به این راحتی بتونم با این مسئله کنار بیام. ولی انگار توی جو قرار گرفتم و زود قبولش کردم. شاید بعدا پشیمون بشم.
-حالا که بهمون خوش گذشت. بعدا اگه دوست نداشتی و پشیمون شدی، دیگه انجامش نمیدیم…
خلاصه از اون مسافرت برگشتیم و رابطه‌ی ما مثل قبل ادامه داشت و هر وقت میتونستیم میرفتیم بیرون. چه دوتایی باهم، چه با دوستاش که حالا دیگه واقعا دوستای منم شده بودن. یه ماه بعد لیلی گفت لیندا و مهناز واسه فردا دعوتمون کردن.
-کجا؟
-خونه‌ی لیندا اینا خالیه و قراره چهار نفری باهم باشن. میای بریم؟
-بازم اونجوری؟
-آره دیگه، اگه دوست نداری نریم.
-باشه بریم، میدونم خودتم دوست داری…
فرداش رفتیم و بعد از مشروب و بزن برقص، کارمون به سکس کشید. اول ساک زدن و هر سه تاشون رو چرخشی گاییدیم و هر کی آبشو توی کون دوست دختر اون یکی خالی کرد. منم که بعد از لیلی و لیندا، آخرین نفر مهناز رو گاییدم، آبمو توی کونش خالی کردم. راند بعد من و سروش مهناز رو دوتایی از کون کردیم و محسن اومد جای من ادامه داد، بعد من و محسن لیلی رو دوتایی از کون کردیم و من رفتم کنار سروش اومد با محسن ادامه داد. من بیشتر از مهناز با لیندا حال میکردم چون بدنش قشنگتره. مهناز کونش زیادی بزرگه. ولی در کل بین همه‌ی دخترها از نازیلا بیشتر خوشم میومد، چون دختری مهربون و احساسیه.
محسن و اشکان داشتن با لیلی حال میکردن و منم با کون ناز لیندا مشغول بودم و آبمو توش خالی کردم. یه ساعتی با بگو بخند و چند پیک مشروب و رقص مشغول بودیم که لیلی گفت بریم با هم دوش بگیریم و بریم خونه…
ما که همه هنوز لخت بودیم، دوتایی رفتیم حموم و لیلی در رو از داخل قفل کرد. گفت سهیل کُسم مثل رودخونه آب ازش راه افتاده.
-دو روز پیش بردم گاییدمش که.
-آره ولی الان کون دادم، خودت میدونی که بعدش باید کُس بدم.
بغلش کردم و زیر دوش شستمش و نشستم یه کُس حسابی ازش خوردم و ارضاش کردم. اونم واسم ساک زد و کیرمو خوب شق کرد. بعد دستاشو تکیه داد به دیوار و کونشو داد عقب. منم ازپشت گذاشتم توی کُسش و شالاپ شالاپ میکوبیدم توش. کونش مثل ژله فنری بالا پایین میشد و موج میخورد. سینه هاش رو گرفتم و محکم میکوبیدم توی کُسش. وای که چه حالی میداد سرپایی از پشت میکردمش. اون بدن زیبا و تراشیده، کون گرد و قلمبه و کمر باریک، لامصب هر چی ازش بگم کمه و هر چی بکنمش سیر نمیشم. یه پاشو بلند کردم و یه دستشو انداخت گردنم. دوباره شروع کردم به گاییدن کُس تنگش. سینه و لبش رو میخوردم و میکردمش و حالشو میبردم. لیلی هم آه و ناله هاش توی حموم پیچیده بود. لیندا اومد در زد و گفت نامردا تنهایی؟ منم میخوام. لیلی گفت تمومه دیگه، الان میایم. برو فعلا میخوام با عشقم تنها باشم.
لیندا: باشه بابا تنها خور. کوفتت بشه.
خندید و رفت. ما هم ادامه دادیم تا لیلی ارضا شد. نشستم روی زمین و گفتم بیا بشین روش. از روبرو همدیگه رو بغل کردیم و روی کیرم بالا پایین میکرد و کُسشو جلو عقب میکرد. چشماش از شدت شهوت باز نمی شد و اون چشمهای خوشگلش شهلا و خوشگل تر شده بود. صورت و لبهاشو میخوردم و میبوسیدم، گردنش رو میخوردم، همه جوره حال میکردم و از این همه زیبایی همه جوره لذت میبردم. وصف اون همه لذتی که توی سکسهام با لیلی میبرم واقعا بالاتر از هر کلمه ایه و نمیتونم بگم. سکس با زیباترین و خوش اندام ترین دختر سکسی عمرم که چشم خیلی ها دنبالش بوده و هست، یعنی نهایت عشق و حال و لذت. موقعی که باهم سکس میکنیم، هر دو حسابی داغ و حشری میشیم و توی اوج شهوت میریم و نهایت لذت رو میبریم. حیف بچه محل بودیم، وگرنه هر وقت خونه هامون خالی میشد، راحت باهم حال میکردیم. ولی مجبور بودیم اگه خونه ی دوستاش خالی میشد یا می رفتیم یه جای خلوت یا بیرون شهر و توی ماشین حال میکردیم. دیگه چاره ای نبود.
بعد از اون روز توی خونه ی لیندا اینا و سکس گروهی، دیگه برنامه ی گروهی نداشتیم تا آخر تابستون که رفتیم یه شب کردان ویلا اجاره کردیم. اون شب دیگه همه‌ی بچه ها بودن و مثل شمال دسته جمعی رقص و سکس کردیم. توی استخر، توی پذیرایی و اتاقها، همه با هم و هر کی با هر کی دلش خواست خوش بود. آخر شبم رفتیم با لیلی توی یه اتاق و یه دل سیر کُس تنگش رو گاییدم و خوابیدیم. فردا صبحشم تا بعد از ظهر همین بساط بود. دیگه وقتی برگشتم خونه کمر واسم نمونده بود و مثل جنازه افتادم و از خواب و خستگی بیهوش شدم. اون روزی هم که از شمال برگشتیم همینجوری بودم و کمر واسم نمونده بود و از خستگی بیهوش شدم.
مهرماه رسید و ترم جدید لیلی شروع شد. حالا دیگه راحت تر میتونست از خونه بیاد بیرون و بیشتر باهم بودیم. تا اینکه…
ادامه دارد…
دوستان لایکها و کامنتهای خوب شما باعث دلگرمیه منه. امیدوارم از داستانم لذت ببرید و لذتتون رو با لایکتون نشون بدید

نوشته: سهیل

ادامه…

بازدید 11,516

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “زن زیبا بود در این زمانه بلا (۳)”

  1. دمت گرم سهیل، داستانت واقعا عالی و حشری کننده ست. خیلی باحال و زیبا نوشتی. لایک کردم و منتظر ادامه ی داستانتم.‌👌👍قلمت عالیه. صحنه پردازیت زیباست و قشنگ میشه خودمو توی داستانت حس کنم. خیلی هم تحربک کننده ست.😘

  2. حالا اگر این چرندیات را ما نوشته بودیم صدتا تیر برق حوالمون میکردن . میگم خسته نشی این همه کس میکنی یه موقع به خودت میائی میبینی چیزی از کیرت باقی نمونده ها 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂

  3. سهیل جان نوشتارت عالیه اماااامثل سریالهای داخلی آب بستی پاشو هی میکشیشمثل قسمتهای قبل جالب نبودخیلی تکراری شده دیگه 🐐

  4. عالی نوشته بودیفقط یه چیز که عجیبه اونم اینه توی یه همچین جمع فوق حشری و آزادی چرا دخترا پرده دارن؟!؟؟

  5. خیلی عالی بود.انقدر از کیرم آب بیغیرتی اومده تمام شورتم خیس شده .منم دلم میخواد اینجوری جمعهارو

  6. چنتا عکس بدون چهره میزاشتی حداقل,لایکو بازدیدا ده برابر میشد،اینجوری فکر میکنیم الکیو تخیلی نوشتی

  7. من کاری به راست و دروغ این داستان ندارم ولی یه چیزی هست که خیلی مسخره میاد خترایی که جنده هستند و حسابی کون میدن محاله که از کس ندن و پرده‌شونو پاره نکنن اینا که جنده هستند دیگه از براشون مهم نیست یکی پرده‌شونو بزنه بعدم داستانت همش تکراری شد مش حرفای تکراری می‌زدی یه بار از هیکل دوست دخترت تعریف کردی دیگه بس کن یه بار از گروه گفتی نهایتش دوبار یه بار سومیش لذتی نداره حداقل یه چیز جدید اضافه کن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید