یه روز سرظهر زنگ زد و چندتا جنس سفارش داد و گفت که براش ببرم،منم سریع جنساش رو جمع کردم و بردم در خونه اش،در مغازه هم داداش کوچیکم رو گذاشته بودم،خونه ازین ویلایی های بزرگ قدیمی بودش زنگ رو زدم و رفتم داخل حیاط که بهم گگفت پولش چقدر شد بیا بدم رفتم داخل که جنسهارو بزارم تو آشپزخونه،بهم گفت آقا سعید یه زحمتی دارم برات خواستم یه لوله کش بیاری این دوش حموم خراب شده و آبش داره میره،گفتم خودم درستش میکنم اگه ابزار داشته باشی،یه جعبه ابزار داشت تو انباری که تکمیل بود رفتم آچار فرانسه و شلاقی رو آوردم و تا واشر دوش رو عوض کنم،خلاصه درستش کردمو بهش گفتم که دیگه حله،من رفتم فلکه رو باز کردم که یهو صدای جیغ و فریادش رو شنیدم،اومدم تو حموم دیدم همه جاش خیس شده و لباساش چسبیده به بدنش،اوووووف یه لحظه کف کردم با این سن و سال همچین بدنی واقعا حرررف نداشت،نگو دوش باز بوده تا فلکه رو باز کردم با فشار آب پاشیده همه جاش من تا آب رو بببندم همه جام خیس شد،بعدش یه نیگاه بهم کردو گفت لباساتو در بیار خشک شه بعد اینجوری زشته بری،منم واقعیتش اون لحظه زده بود بالا و دلم میخواست بکنمش،گفتم باشه رفت برام حوله بیاره،وقتی راه میرفت اووووف شلوارش چسبیده بود به کونش و شلپ شلپ صدا میکرد وقتی راه میرفت،من لخت شدم و حوله رو که آورد خواست بهم بده،گفت لباسام چسبیده کمکم کن درشون بیارم،وااااای پشتشو کرد بهم و دستاشو برد بالا،منم ناخواسته از عقب چسبوندم بهش و لباسشو در آوردم و سوتین مشکی داشت داشتم از حشر میمردم اون بدتر از من دیدم داره به شورتم نگاه میکنه و دور زبونشو میلیسه،بعد دیگه نفهمیدم چی شد که دیدم جلوم زانو زده و داره جوری برام ساک میزنه که تو عمرم همچین چیزی رو تجربه نکردم،چند دقه که ساک زد آبمو پاشیدم تو دهنش باورم نمیشد آبمو داشت میک میزد و میخوردش،بعدش انگاری که اون میخواد منو بکنه دستمو گرفت و بردش سمت تختخوابش،یه چند دقه ای هم رو تختش برام ساک زد و تا کرد تو کوسش آبم اومد،دیدم فایده نداره،بهونه آوردم که برم مغازه داداشم دست تنهاست باشه آخر شب میام تا خود صبح در خدمتم،رفتم یه دورخیز اساسی کردم و اندازه یه نخود انداختم بالا و نعشه کردم و …
ادامه اش رو اگه خوشتون اومد براتون تعریف میکنم.
نوشته: hott_man6969
10 پاسخ به “زن رقاصه سن بالا (۱)”
نوشته: سعید طوسی در حمام زنانه 😐
چطوری دور زبون میلیسن نه یکی بگه چطوری کیرم تو تفکراتت ملجوق عوضی
بازگشت عمو کانی… یعنی چیز ببخشید عموجانی!! ?
همه داستانا سوپری میره سفارشا رو بده لوله حموم خرابه بعد میره درستش کنهجمش کنین بابا
مگه میزاری ادم نزاکت داشته باشه کیرم تو مغزت
مشغول ضمه ای اگه ادامه اشو بنویسی ملجوق…دیس پنجم مال منه
چه کیری
دوره زبونشو میلیسه؟wtf???
خانما لطفا موقع ساک زدن دندون نزنین حس آدم میپره دقت کنین لطفا اینجوری که نمیشه
معتادی خاک . . .!!!