مهران هستم و 36 سالمه
اسم همسرم سپیده ست و الان نزدیک 15 سال هست که با هم زندگی میکنیم . رابطه ما نمیگم خیلی خوب ولی اوکی هست و سعی کردیم با مشکلاتی که بین مون بوده بسازیم و رابطه مون رو ادامه بدیم .سکس بین ما همیشه تقریبا مرتب بوده و فکر میکنم هر دو تا مون همیشه ازش لذت بردیم و چیزی برای هم کم نذاشتیم . سپیده همه جوره پایه سکس مون هست و برام چیزی کم نذاشته. ولی این فانتزی لعنتی بعضی وقتا انقدر مثل خوره به جون آدم میفته که نمیدونی باید چیکار کنی .
سپیده همیشه توی سکس مون صحبتش از نفر سوم ( دختر ) بود و دوست داشت من رو اینجوری بیشتر حشری کنه و سکس مون لذت بخش تر بشه . منم واقعیت و شاید حتی واقعی تر از حرف سپیده به سکس سه نفره ( با مرد دیگه ) فکر میکردم ولی هیچ جوری نمی تونستم به زبون بیارمش و همیشه موقع سکس بهش فکر میکردم .
چند ماهی به این قضیه فکر میکردم و دیگه توی روز عادی هم مغزم رو قلقلک می داد . ولی خب چکار میتونستم کنم . با غریبه انجام دادنش یه داستان بود و با آشنا شاید دردسر بیشتری داشت . دیگه این قضیه برام در حد حرف مونده بود و فقط به عنوان یه فانتزی ذهنی توی ذهنم باهاش کنار اومده بودم .
تصور سپیده زیر یه کیر دیگه ، خوردن کیر یه نفر دیگه جلوی من ، خیس کردن کسش با زبونم و هل دادن یه کیر دیگه داخل کس سپیده دائما توی مغزم بود . تمام فیلم های سکسی که میدیدم سه نفره بود و انقدر برام جذاب شده بود که اصلا سکس دو نفره برام لذتش کم شده بود .
مهرداد پسر دایی من بود و ما واقعیت از بچگی همیشه تا وقت گیر میاوردیم با هم حال میکردیم و همدیگه رو یا با دست ارضا می کردیم یا روی هم میخوابیدیم و … . هیچ کدوم مون علاقه ای به ساک زدن و کون دادن نداشتیم ولی سعی می کردیم به روشی همدیگه رو ارضا کنیم . ولی خب این قضیه بعد از بزرگ تر شدن مون و ازدواج هامون دیگه از بین رفته بود و به روی خودمون نمی آوردیم .
همیشه سپیده رو زیر کیر خیلی ها سعی می کردم تصور کنم ولی اونی که همیشه حس میکردم باید یه روز سه تایی باهاش سکس کنیم مهرداد بود . ولی خب سخت بود بعد این همه سال و اینکه چی برم بگم بهش آخه ؟ نمیدونم شاید درک کردن این حس برای خیلی هاتون سخت باشه ولی متاسفانه ( بله متاسفانه ) توی من وجود داشت و من از این قضیه لذت میبردم. از اون طرف هم توی جامعه من کس دیگه ای بودم و خیلی از ماها اونی که توی ذهنمون هستیم توی دوستان و آشنایان مون نیستیم .
یه بار با خودم گفتم با مهرداد صحبت میکنم همینجوری و ببینم شاید حرفش بشه و نمیدونم شاید جور بشه دیگه . تنها کسی که میتونستم این کار رو باهاش کنم مهرداد بود . بهش زنگ زدم و رفتم دنبالش و با هم رفتیم دور بزنیم . با اینکه صد بار کیر همدیگه رو تو دست گرفته بودیم و با هم کلی ور رفته بودیم ولی بعد این همه مدت یه جوری بود . دلو زدم به دریا گفتم تهش ضایع میشم دیگه ولی سر صبحت با شوخی باز میکنم .
تو ماشین بودیم و به مهرداد گفتم حال مهرداد کوچولو چطوره . چند ساله ندیدیمش ها ! مهرداد خندید و گفت پسر چه کارا که نمیکردیم . دیدم یکم حرفش داره میشه . گفتم مهرداد پایه ای یه بار دیگه با هم حرکت بزنیم ؟! مهرداد گفت بابا بیخیال بزرگ شدیم ! گفتم ما که دوران نوجوونی مون با هم گهی شده چی داریم از هم پنهون کنیم ؟ گفت چی بگم ؟ گفتم کیر خر بابا . ناز میکنه برای من . دیگه من میگم که، نباید بهم نه بگی ! رفتم سمت خونه و میدونستم سپیده خونه مادرش هست و خونه نیست . رفتیم بالا و لخت شدیم و شروع کردم باهاش ور رفتن . اول انگار یه یخی بین مون بود ولی سریع آب شد و سرم رو بردم و شروع کردم کیرش رو لیس زدنو دیدم با تعجب میگه کی ساک زدن یاد گرفتی ؟! چند سال برام نمیزدی ! گفتم حالا بده ؟ کیرش رو میخوردم و همش توی ذهنم تصور می کردم این قراره سپیده رو بکنه . دوست داشتم خودم با دستای خودم کیرش رو خیس کنم و فشار بدم تو و لذت بردن جفتشون رو نگاه کنم .
به مهرداد گفتم حاجی کاش یه کس میاوردیم دیگه حالا که میتونیم . با هم میزدیم. مهرداد گفت آره والا الان اگر بود دو تایی پاره ش می کردیم . برش گردوندم و طبق کاری که قبلا میکردیم کیرم رو گذاشتم لای پاهاش و گفتم حیفه بابا سکس دوتایی باشه. باید سه نفره باشه . من اصلا سکس دوتایی بهم حال نمیده . مهرداد میدونم دوست داشت بگه ولی میترسید و با ترس و لرز گفت کلا سکس دوتایی بهت حال نمیده ؟ دیدم مسیر داره درست پیش میره و گفتم آره . هر سکسی باید هر دوتامون با هم باشیم . تو همون حالت که از پشت روش خوابیده بودم دستم رو بردم زیر و کیرش رو گرفتم دستم و گفتم نظر تو چیه ؟
مهرداد گفت منم نظرم همینه . گفتم مهرداد ما با هم تعارف نداریم . دیگه از این بیشتر که نمیشه دو نفر با هم داستان داشته باشن . یه چیزی میخوام بگم سخته ولی … گفت بگو بابا از چی خجالت میکشی . گفتم دوست داری زن ها مون رو با هم … بعدا فهمیدم مهرداد هم همین حس رو ظاهرا داشته و بهم گفت زنامون یا زنت ؟! گفتم بدم نمیاد زن تو هم تو بازی باشه . خدایی دید بدی بهش ندارم ولی سکس 4 تایی چی میشه ! مهرداد گفت من و تو با هم مشکلی نداریم . منم مثل خودتم تو وقتی مطرحش میکنی یعنی بهش فکر کردی و تا الان سکس سه نفره مون با زنت اوکیه . منم اوکی باشیم پایه ام . ولی آخه چه جوری باید اونا رو راضی کنیم ؟! ما از بچگی با هم حال کردیم و با هم نداریم. اونا چی . گفتم نمیدونم والا . من فقط تا همین جاش فکر کردم . گفتم مهرداد یه جا بگیریم شمال بریم مست کنیم و به بهونه مستی کار رو انجام بدیم . داستانی هم شد میندازیم گردن مستی . اوکی رو داد.
خلاصه شمال رو اوکی کردیم و چهارتایی رفتیم . همون شب اول با خنده گفتم این شمال چهارتایی به قصد پاره شدن میخواهیم مشروب بخوریم کسی بدخلقی کنه بامن طرفه ! ساعت حدود 9 شب بود که شروع کردیم و تا 12 شب انقدر خوردیم که مست مست بودیم . ولی واسه برنامه مون حواسمون جمع جمع بود . تا میشد به سپیده و مریم ( زن مهرداد ) مشروب دادیم و دو تا قرص هم بهشون دادیم و خراب شون کردیم و خودمون قرص ها رو نخوردیم . دست هر کدوم رو گرفتیم و بردیم تو اتاق . با هم هماهنگ کردیم و چند دقیقه که گذشت هر دو اومدیم بیرون . به مهرداد گفتم حاجی خیلی داستان میشه اگر نه بگن . خدا کنه مستی و قرصه یکم شل شون کرده باشه . گفتم دلو میزنیم به دریا . من جواب این کیر لامصب رو نمیتونم بدم . گفتم مهرداد تو برو اگر داستانی شد حداقل یکی به گا بره . اوکی شدی منم میرم اتاق شما . مهرداد رفت توی اتاقی که سپیده بود و منم جلوی در اتاق وایسادم و داشتم میدیدم . رفت کنار سپیده خوابید و سینه های سپیده رو با دستاش می مالید . سپیده تو حالت نیمه هوشیارش با صدای گرفته از بدن لش شده شدید بابت قرص ها یه نگاه کرد به مهرداد و دید من نیستم و گفت چیکار داری میکنی ؟ مهرداد بهش گفت شل کن اجازت رو گرفتم که اومدم . یکم سعی میکرد از زیر دست مهرداد فرار کنه و سریع رفتم داخل و طرف دیگه سپیده خوابیدم . گفتم سپیده امشب، شب چهارتایی. گفت یعنی مریم هم ؟! کو مریم ؟ گفتم اونم میاد . تو شل کن بابا من اینجام . امشب شب کیف کردنه . انقدر مست بود و داغون بود نای مقابله نداشت . دو تایی لباس هاش رو درآوردیم و من سینه هاش رو میمالیدم و مهرداد دستش رو کرده بود توی شورت سپیده و می مالید . سپیده هم که شاید میدونست همه اتفاقات امشب رو فردا میتونه بندازه گردن مستی شل کرده بود و لذت میبرد. یکم که حشری کردیمش بهش گفتم سپیده بریم مریم هم راضی کنیم ؟ نامردیه اون نباشه . سه تایی از اتاق بیرون اومدیم و رفتیم سمت تخت اتاق مهرداد اینا . سه تایی رفتیم روی تخت و مریم انگار بیهوش بود . لباس هاش رو درآوردیم و بعد یکم ور رفتن تازه متوجه شده بود یه داستانایی هست . سرم و بردم لای پاهاش و از روی شورت زبونم رو روی کسش میچرخوندم . انقدر عجیب بود این حس نخواستن و خواستن . هم دلش نمیخواست یهویی وارد این داستان بشه بدون مقدمه . هم اینکه بعد اون همه مشروب و این ور رفتن ما اصلا نمیتونست سکس نکنه . مهرداد هم همش در گوشش می گفت امشب رو بذار حال کنیم همگی . سپیده هم راضیه . تو هم سخت نگیر به تو هم خوش میگذره . یکم که گذشت و دیدیم مریم هم داره راه میاد خیالم راحت شد . مهرداد سپیده رو کنار مریم خوابوند و منم شروع کردم از مریم لب گرفتن . مهرداد سرش رو گذاشته بود روی کس سپیده و نقطه ضعفش رو بهش گفته بودم و داشت میخورد براش . نمیدونستم واقعیه یا خوابه . نشستم بالای سر مریم و کیرم رو گذاشتم روی لباش . سپیده قفلی زده بود و یکسره میگفت شما بی شرفا برنامه داشتین از قبل . مهرداد هم اذیتش میکرد و میگفت حالا بد شد ؟ انقدر اون حس و اون حال و هوا برام عجیب بود نمیدونستم باید چکار کنم . هر کاری مهرداد میکرد منم میکردم و منم رفتم دوباره کس مریم شروع کردم به لیس زدن . به مهرداد گفتم اومدی بخوری یا بکنی ؟! بکن دیگه دیوث . من مریم رو به روی شکم خوابوندم و مهرداد پاهای سپیده رو داد بالا و سر کیرش رو گذاشت روی کسش و بازی می کرد . گفتم مهرداد خشک خشک نکنی ها . دلم میخواست مثل همون موقع ها که بهش فکر میکردم با دست خودم بدم بره تو. سر کیرش رو گرفتم و دو سه تا لیس زدم و خیسش کردم و با دست فشار دادم بره توی کسش . مریم که قشنگ عین جنازه شده بود به زور زیرش یه پتو تا کردم و گذاشتم و خوابیدم روش و با فشار کیرم رو دادم داخل کسش . آروم آروم ناله میکرد. یه چشمم به مریم بود و موهاش رو از پشت گرفته بودم توی دستم . داشتم به چشای سپیده نگاه میکردم که قشنگ رفته بود . یه لحظه نگام کرد و فقط آروم میخندید . بهش لبخند زدم و به مهرداد گفتم ببین من این چند سال چی میکردم . با تلمبه های من مریم هم رو فرم اومده بود و خودش رو شل کرده بود . سینه هاش رو از زیر گرفته بودم توی دستم و خوابیده بودم روش . مهرداد که نفس نفس میزد گفت بی شعور از عقب نکنی ها ! گفتم قول نمیدم ولی فعلا برنامه ای براش ندارم ! مهرداد تند تند توی کس سپیده تلمبه میزد و دیدم کیرش رو درآورد و آبش رو پاشید روی شکم سپیده . صحنه رو که میدیدم تمام حشری شدنم رو روی مریم خالی میکردم و بیشتر فشار میدادم . سرم رو بردم در گوشش و گفتم کدوم بهتر می کنیم ؟! خندید و جواب نداد . سرم رو چرخوندم سمت سپیده و مهرداد و گفتم سپیده چرا نگاه میکنی . واسه تو آبش اومده . بخور دیگه . میدونستم خوشش نمیاد سپیده و مهرداد هم رفت بالاتر نشست و کیرش رو گذاشت روی لبای سپیده . دهنش رو باز نمیکرد و مهرداد کیرش که هنوز چند قطره منی روش بود می مالید روی لباش .
نمیدونستم از سکس خودم با مریم لذت ببرم یا از این صحنه که دارم با چشمای خودم میبینم . حس کردم دارم ارضا میشم و به مریم گفتم برگرد . مریم هم برگشت و سریع رفتم روی صورتش و آبم رو پاشیدم روی لبا و کل صورتش . مریم هم لباش رو بسته بود . با دست از دور دهنش پاک میکرد . یکم کنار هم دراز کشیدیم و به مهرداد گفتم شما دو تا خودتون اتاق ندارین ؟! دست سپیده رو بگیر ببر اتاق خودتون ما فعلا با هم کار داریم . اون شب که خود ما یه بار دیگه سکس کردیم و سپیده و مهرداد هم قطعا با هم انجامش دادن . واقعیت بعد از این اتفاق ترس داشتم نکنه زندگیم به مشکل بخوره . ولی الان نزدیک یکسال هست از اون قضیه میگذره و هر کاری تونستیم برای همدیگه کردیم و حداقل هفته ای یه شب دوتایی من و مریم توی یه خونه و سپیده و مهرداد پیش هم و توی اون یکی خونه هستیم و خیلی از اوقات هم که چهار نفره سکس میکنیم و نهایت لذت رو میبریم. قشنگ احساس میکنم به جز من و مهرداد که کلی کیف کردیم این چند وقت ، هم سپیده شدیدا راضی هست از اینکه دو نفر رو برای سکس داره هم مریم و هر چهار تایی حرمت رابطه اصلی مون رو سعی کردیم حفظ کنیم و خیلی خوشحالم که قضیه اینجوری جلو رفت که چهار تایی سکس کنیم وگرنه سه نفره حس میکنم یکم داستان داشت و سخت تر بود قبول کردن و ادامه دادنش برامون .
نوشته: خود خودم
22 پاسخ به “زنم رو بکن. منم زنت رو میکنم!”
آخر همه این کارها سردی و از بین رفتن عشقه.در آخر هم جداییه پس واقع بین باشید
خاطرات یه جقی کونی
پس مبارکه
تو و مهرداد کون همدیگه هم بزارید ، کیف داره
موفق باشید عزیزای دل، چه حالی میکنید دنیا واسه شماستعالی بود حال کردم خوندم
عزیزم من کاری به فانتزیهات ندارم ولی به قول داشمون baxepaye. آخر اینجور رابطه ها خوب نمیشه و بعد از یک مدت میبینی زنت با دو مرد دیگه حال میکنه که این اخرش جدایی میاره
آفرین این فکر کنم دومین داستانت باشه نویسنده خوبی هستی و مطمئنا در نوشته های بعدی بهتر هم مینویسیفضا سازی این داستانت هم خیلی خوب بود آفرین
از بس گفت واقعیت و متاسفانه ، نفهمیدم چی خوندممرتیکه جقی برو جقتو بزن دیگه چرا کسشعر تفت میدیقرصی که همراه که مستی طرف رو داغون کرده اسمش چی بود ؟
تراوشات ذهن یک جقی کوس ندیده که به رشته تحریر درآمده
ببین خوبه انجام بدین فانتزیتونوولی هفته ای یبار زیادهببین در حد هر سال دوسه بار مثلا یا اینکه اگه مسافرت رفتین میتونین شییر کنین پارتنراتونوما معمولا تو مسافرتا یه شب عوض میکنیم پارتنرامونوبه نظرم زیاد نباید بشه❤️
اونایی که تجربه ندارن اولا فکر میکنن اخرش اختلاف و جداییه و درک نمیکنن باعث بقا و جلای رابطه اس و دوما فکر میکنن تفکرات یه جقیهاما این یه لذت بینهایت و اوج صمیمیت یه کاپل هست که نصیب هر کسی نمیشه
کون همدیگه هم باید میزاشتین . مست بودین خب میگفتین اشتباه شده
کس گفتی داری مخ خانواده ها رو میزنی که زندگیتون به مشکل نخوره با این کستانتنه قدی نه وزنی نه سایز ممه و کیر هیچی رفتیم زدیم تپوندسم یگساله داریم میکنیم به این راحتی
ضربدری و کاکولدی بهترین حس دنیاس،به شرطی که یه زوج خوب و مطمئن و پایه و مورد اعتماد باشه
نوش کس و کیراتون باشه.همیشه شاد و همیشه موفق و آرزوی اینو دارم مشکلی پیش نیاد براتون
دقیقا حرمت رابطه قبلی یعنی چی؟
سلام کسکش
سامعلیکنخونده دیس لایک نپسندیدم کسکش پیش تو حرمت داره . احترام داره .پدر زن بدبختت دخترشو داده بود به تو ناموست بشه و مثل گل تقدیمت کرد. تو ببری بدی به هر خس وخاشاکی انسان ومرد مثلا به کجا چنین شتابان . این ره که تومیروی به سوی نابودی خانواده ات و گورستان است . چرا ؟ توبیغی و اون زن برادر داره و پدر داره بفمن سیرابی وشیر دونت پخش اسفالت خیابونه و شناسنامه ات باطل و تویه قبر سوپر دولوکس آتشین هم جاته .به خودت بیا . خاک بر سر بی غیرتت کنم .
جالبه آخرش میگه حرمت رابطه اصلی رو هم حفظ کردیم 😐
سامعلیکMtm1999@ و Man45mash@ببخشید ا یکی با خواهرت و دخترت همین حرکت بزنه بازم میگین خوبه . ایرانی غیرتت چی شده و چرا هرکی تابو مینویسه براش به به وچه چه می کنید .62 نفر که لایک کردین کجا دارین میرین کو اون جوانمردی ج ا ا با مردم چه کرده چرا بی همیتی شده ارزش یادم میاد زمان شاه سرناموس پرستی یکی تومحله های پایین شهر تهران دعوا شد و ریختند سرش کشتند ند ش تک گیر اورده بودنند3 کیلومتر لات و الوات وعرق خور و ادم هایی سبیل ازبنا گوش دررفته و ادم حسابی و مسجدی فلان و بهمان به احترامش که از دختر محله مزاحمش شده بودنند و متلک گفته بودنند و می خواستند چادرش بکشند . دفاع کرده بود وبه نامردی کشته شده بود علامت و طبل وسنج و دسته سینه زنی و زنجیر زنی راه افتاده بود که بیا و ببین.انگار عزاداری محرمه ما همون مردم هستیم حالا شماها نسل جدید و ماها نسل قدیم . خلاصه ناموست مفت حراجش نکن از جونت مایع بزار بمیر ولی این حقارت وخفت وخواری رو نپسند عزیزم که میگی زن وعوض کنند .چیزی که برای خودت نمی پسندی بر دیگران هم مپسند .زت زیاد
امیدوارم که حقیقت داشته باشه . من و همسرم بعد از سی سال زندگی تصمیم به این کار گرفتیم و حقیقتا لذتی که بردیم برامون خیلی ارزشمند بود بطوری که در طی سی سال هیچ وقت رضایت کامل نداشتیم .
من موندم، چقدر مستیبده،که پستی میاره