زنم رو به یک برده‌ی مطیع تبدیل کردم (۳)

تا اینجای کار زنم که ازش خسته شده بودم و میخواستم طلاقش بدم، حاضر شد که تحقیر و ذلت زیادی رو تحمل کنه و از اینکه موفق شده بود شانسی برای نجات زندگیش داشته باشه خوشحال بود. اما من نقشه ی دیگه ای واسش داشتم. تنها حالتی که حاضر بودم این دختر گند اخلاق اما خوش هیکل سکسی تو زندگیم بمونه این بود که تبدیلش کنم به یک برده ی جنسی مطیع که حتی بتونم به بقیه هم کرایه اش بدم.

ادامه ی داستان

چهارشنبه تا از کار رفت خونه مادرش و وسایلش رو جمع کرد و اومد تقریباً آخر شب بود. حتی تحمل شنیدن صدای زنی که سلیطه رو نداشتم. اما تماشا کردن کون برنزه اش و سینه های گرد 75 اش و بدن موزونش همیشه لذت بخش بود. لحظه ی ورود با نشاط و انرژی سلام و احوال کرد و بلافاصله رفت تو اتاق خواب که وسایلش رو بذاره تو کمد ها. تا متوجه شدم سریع رفتم تو اتاق و دست هام رو گذاشتم دو طرف بازوهاش و به هم چسبوندم و همونجوری هلش دادم سمت تخت خواب که باعث شد دولا بشه و به صورتش تو تخت فرو بره. تا اومد به خودش بیاد جفت دست هاش رو از پشتش با یک دستم قفل کردم و با دست دیگه یه اسپنک محکم از روی شلوار جین که پوشیده بود نثار کونش کردم.

-داری چیکار میکنی زنیکه؟
-چته؟ دارم وسایلم رو میذارم سر جاش
-(یه اسپنک محکم دیگه نثار کونش کردم) تو غلط میکنی
-آآآآآآآآی! خودت گفتی بیام. نمیشه که هر موقع دلت خواست نظرت رو عوض کنی
-(یکی دیگه زدم محکم تر از قبلی ها. جوری که کل بدنش افتاد جلو و دادش هوا رفت) من تو رو ادبت میکنم سلیطه. به یک مو بنده که از خونه پرتت کنم بیرون. دیگه هیچ حقی اینجا نداری. حتی حق داشتن لباس یا حرف اضافه زدن. شلوارت رو بکش پایین. هنوز نیومده لازم شد تنبیهت کنم. زنیکه ی بی مصرف.

تا اومد جواب بده دستم رو آوردم بالا که یه اسپنک محکم دیگه نثار کون گردش کنم. از ترس حرفشو قطع کرد و نفسش رو حبس کرد که آماده ضربه بشه. نزدم اما گفتم «یا شلوارت رو همین الآن میکشی پایین که ادبت کنم یا خدافظ». دستش رو هم ول کردم. اول اومد یه چیزی بگه اما در جا ساکت شد. بعد یکم با خودش فکر کرد و تصمیمش رو گرفت. همونطور که صورتش چسبیده بود به تخت و از کون خم شده بود دستاش رو برد زیرش رو مشغول باز کردن دکمه های شلوارش شد. من هم دیگه صبر نکردم. یک دستم رو گذاشتم رو کمرش و با دست دیگه شورت و شلوارش رو با هم یکجا کشیدم پایین. کون برنزه اش نمایان شد. پوستش از ترس و هیجان دون دون شده بود. جایی هم که زده بودم سرخیش معلوم بود. همچنان با یه دستم روی تخت قفل شده نگهش داشته بودم. دست دیگه ام رو کشیدم روی کونش و یکم مالیدم. یکم هم توی مشتم چلوندمش. واقعاً کون خوبی داشت. ارزش این وقتی که برای تربیت کردنش میذاشتم رو داشت. دلم میخواست برم سراغ کصش و با انگشتام بگامش اما فعلاً وقت زهر چشم گرفتن از این جنده ی آینده بود. واسه همین جلو خودم رو گرفتم.

-دفعه قبلی که تنبیهت کردم چند تا زدم؟
-(با طلبکاری گفت) نمیشه که هر وقت دلت خواست بگیری تنبیهم کنی.
-(یه اسپنک محکم چسبوندم به کونش) حرف اضافه بزنی بیشتر میشه. گفتم چند تا زدم؟
-(یکم سکوت کرد. تسلیم شد. آروم جواب داد) پنجاه تا
-اگه موقع تنبیه پررو بازی در نیاری و آدم باشی شاید رحمم اومد کمتر کردم. حالا بشمار.

پنجاه تاش رو زدم و مثل دفعه قبل کونش سرخ شد و چشماش اشکی. تجربه ی درد و شمردن باعث شده بود حالا دیگه رام شده باشه. کونش هم داغ شده بود و از درد شل شده بود. ولش کردم بهش گفتم واسته لباس هاش رو در بیاره. دوباره اون سینه ها و نوک برجسته شون نمایان شد. واستاده بود و سرش رو انداخته بود پایین.

-یک دست لباس برای خونه. یک دست لباس برای بیرون. انتخاب میکنی میاری ببینم تأیید میکنم یا نه. بقیه رو هم میذاری تو چمدون بمونه تا وقتی که ادب شدی اجازه بدم بپوشی.
-(سرش رو انداخته بود پایین و هیچی نمیگفت)
-(تشر زدم) فهمیدی یا دوباره تنبیهت کنم؟
-(از ترس یک لحظه پرید. بعد با دهن کجی گفت) باشه انتخاب میکنم

برای توی خونه شورت و سوتین اجازه ندادم بپوشه. فقط یک شلوار و پیراهن خوابه گشاد. واسه بیرون هم شلوار جین و بلوز مانتو معمولی. بقیه رو جمع کرد و لباس خوابش رو پوشید. بعد که کارش تموم شد اومد تو حال که رو مبل نشسته بودم و سرم تو گوشی بود و نشست کنارم. انتظار داشت سر صحبتی باز کنم یا دلجویی کنم یا چیزی. در عوض دستمو بردم موهای بلند و مشکیش رو گرفتم تو مشتم و با دست دیگه شلوارم رو از جلو یکم کشیدم پایین تا کیرم افتاد بیرون. بعد بدون اینکه حرفی بزنم سرش رو کشیدم پایین و کیرم رو تنظیم کردم بین لباش و فشارش دادم تا واسم بخوره. تو ساک زدن بد نیست. تکیه داده بودم به مبل. دستم پشتش بود که رسیده بود به موهاش که مشت کرده بودم. دست دیگه ام هم موبایلم بود که داشتم واسه خودم میچرخیدم و همزمان از دهن مهدیه داشتم واسه جق زدن استفاده میکردم. رفتم تو چت با خاله تیام بهش پیام دادم «تربیتش داره خوب پیش میره. همین الآن که دارم واست مینویسم کیرم دهنشه داره سرویس میده». تیام هم خوشش اومد و گفت عکس بفرست. همون جوری گوشی رو یکم آوردم عقب چند ثانیه از لبای مهدیه که رو طول کیر 16 سانتیم بالا پایین میرفت و با آب دهنش برق افتاده بود فیلم گرفتم. به تیام گفتم تا بشه یک برده ی با ادب شش ماهی طول میکشه. که اون هم جواب داد اگه سه ماهه برسونیش ترتیبشو بدم 10 میلیون نقد میدم بهت. گفتم ببینم چی کار میکنم و خداحافظی کردیم.

نیم ساعتی بود داشتم با دهنش حال میکردم. معلوم بود مهدیه هم فکش دیگه درد گرفته و نمیتونه. از حالتی که داشت حدس زدم این حرکتم رو به حساب یه جور آشتی و بخشش گذاشته. دهنش رو از کیرم کندم و بهش گفتم «بخوابیم دیگه. برو دستشویی آماده شو. بعد هم لخت شو بیا تو اتاق بخوابیم. من هم تا وقتی رفتم پایین تخت روی زمین واسش جا پهن کردم که اونجا بخوابه. از در که اومد بهش گفتم تو جاش پایین تخت دراز بکشه. بعد رفتم بالا سرش وایسادم. پاهام دو طرف کمرش. کیرم و درآوردم و مشغول جق زدن شدم. شکم صاف و ناف قشنگی هم داره. نفس های عمیقی که زیر کیرم میکشید و سینه هاش رو بالا پایین میبرد و دیدن منظره کس لختش حسابی به وجدم آورد. نگاه متعجب که اولین بار بود دارم باهاش همچین کاری میکنم هم جالب بود. به همه نقشه هایی که واسش داشتم فکر میکردم و جق میزدم. تا اینکه آبم اومد و از همون بالا پخش کردم رو کل بدن داغ و سکسیش. بعد هم همونجوری زانو زدم روش و سینه اش رو مشت کردم و ته مونده آبم رو با مالوندن کیرم به سینه اش تمیز کردم. تحقیر خوبی بود واسش. ازش استفاده کردم اما خودش هیچ حالی نکرده بود. بهش گفتم حق خوابیدن تو تخت رو هم نداری. فقط وقتی که بهت گفتم بیا تو تخت اجازه داری بیای. اون هم حداقل واسه امشب رام شده بود. برق ها رو خاموش کردم و خوابیدم.

نوشته: MrCrainer

بازدید 16,942

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

7 پاسخ به “زنم رو به یک برده‌ی مطیع تبدیل کردم (۳)”

  1. مجبورش کن چند تا کس برات جور کنه بیاره بکنی از دوستاش گر مادر زن جوونی داری بیار بکنش تا حساب کار دستشو بیاد

  2. فقط،یک روانی میتونه اینچنین باشه …واقعا میشه بهتون گقت انسان …البته امیدوارم واقعیت نداشته باشه و یک داستان تخیلی باشه

  3. ببین، فقط سمت کرایه دادنش نرو و جوری پیش ببر که منصرف بشه و بخواد واسه خودش نگهش دارهچون اگه اونوری بره، واقعا به سمت بدی میره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید