سلام دوستان امیر هستم و ۵۲ سالمه زن سابقم ندا ۴۶ سالشه و حدود ۱۸ سال پیش با هم ازدواج کردیم ندا پدرش فوت کرده بود و خودش بود یک مادر و خواهر بچه بزرگه بود. زندگی خوبی فکر میکردم داریم که یواش یواش دخالت های مادرش و خواهرش پریسا شروع شد که زندگیم را جهنم کرد ما صاحب یک دختر به اسم هلیا که الان ۱۸ سالشه و یک پسر به اسم هیراد که الان ۱۲ سالشه فکر میکردم دیگه از این رفتاراش ندا دست برمیداره ولی هر روز بدتر شد که برام خدا خواست و با خواست خدا مریضی ناعلاجی مادرس گرفت و رفت زیر خاک اینقدر از مادرش کینه داشتم سر خاکش تف کردم رو قبرش یک خونه تو تبریز داشتند که اجاره میگرفتن که سهم ندا را نمیدادند همیشه بهش میگفتم اونا دارن سرت کلاه میگذارند اجاره اون خونه سهم تو هم هست که یک موضوع دعوای ما همین بود من شغلم کارمند بانکه و خدا را شکر از ارث پدری و مزایای شغلم وضعم بد نبود ولی زورم میامد ندا و خانوادش یک خونه هم تو تهران که مشارکت کرده بودند که بسازند بعد از مرگ مادرش خونه تبریز را فروختن و ندا رفت با پولش یک خونه خرید و یک ماشین خوب و پریسا هم خونه تهران را برداشت و یک ماشین خوب برداشت که باز هم پریسا سر ندا را کلاه گذاشت چون خونه پریسا بیشتر میارزید حالا بماند ما هر روز داستان با این ندا خانم داشتیم پول امده تو دست و بالاش ماشین گرون قیمت و … با پریسا جیک تو جیک پریسا مجرد و دنبال جنده بازی و تلکه کردن پسرها یک نمونه از یکی از مدیراش بهش یک گوشی ایفون رسید وقتی با هم یک تور جنوب گردی رفتن معلوم نیست چه سرویسی به یارو داده که براش ایفون گرفته بود من به ندا شک کرده بودم هلیا دخترم براش چند سال پیش اینستا نصب کرده بود که رمزش را از دخترم گرفتم دیدن رفته یک پسر هیکلی را که نمایشگاه ماشین داشت و از اون ماشین گرفته فالو کرده و پیام بازی چه پیامهای قرار و مدار بیرون رفتن و اینها یک بار که تعقیبش کردم دیدم با ندا رفتن توی یک باغ ولی جرات نکردم برم پسره با دوتا از رفیقاش بود و ندا و دوتا دختر دیگه گفتم الان برم تو جر واجرم میکنند دیگه یک سری عکس و فیلم از رفت و امدش تو باغ گرفتم بهش نشان دادم یک دایی داشت که ادم محترمیه گفتم به اون میگم که خودش رضایت داد و طلاق توافقی گرفتیم و مهرش را هم بخشید بچه ها را هم بهش ندادم چون میدانستم با این جنده بازی هاش بجه ها را هم خراب میکنه ولی ندا جنده ول کن نبود تریپ مادر بودن برداشته بود که با رای دادگاه اجاره گرفت برای دو روز دو هفته بچه ها پیشش باشند ولی من همیشه کنترلشون میکردم بالاخره چندباری هم موس موس کرد بیا برگردیم که بهش گفتم من به درد تو نمیخورم تو برو به همون نمایشگاهی ها کص بده تو این بین خواهر جنده ترش یک پسر ساده شهرستانی را خر کرد بیاد بگیردش حالا رفته فکر کنم پردش را ترمیم کرده و کار دیگه نمیدانم و بعد از یک سال هم پریسا بچه دار شد و ندا شد لله دختر پریسا دید نه داره باز این خواهره داره ازش سواری میگیره دوباره امد سمت من که محل سگ ندادم بهش رفت تو نخ دخترم من خر از این دوتا قافل شدم که به خودم امدم دیدم دختره که الان ۱۸ سالش شده رفتارش مشکوکه به اسم کلاس داره با مادره میره این ور و اونور امسال هم کنکور داشت و امتحان نهایی هم که تجدیدی اورد و تو کنکور هم ریده بود شکم بهش بیشتر شد تعقیبشون کردم دیدم هلیا بله دوست پسر داره پسره ۲۴ سالشه و با ندا و هلیا بعضی وقتا قرار میگذارند بیرون یک روز کا داشتم تعقیبشون میکردم دیدم رفتن سمت کردان ندا و هلیا و پسره رفتن تو یک باغ به هر زوری بود رفتم تو باغ و دیدم هلیا با چه وضعی با ندا نشستن پیش پسره و دارند درینک میزنند که گرم که شدند ندا دست انداخت گردن پسره و ازش لب گرفت پسره هم کیرش سیخ شده بود بله دیگه مادر و دختر جنده با هم زده بود شروع کردن به فیلم گرفتن معلوم بود بار اول نیست رفتن رو تخت پسره هول ندا را داشت ندا را لخت کرد و هلیا خودش لخت شد پسره سرش لاپای ندا بود و داشت کص ندا را لیس میزد و هلیا هم با کصش رفت نشست رو دهن ندا بعد ندا و هلیا دوتایی برای پسره ساک زدند و هلیا ساک میزد و ندا تخمهای پسره را میخورد معلوم بود دوتایی دیگه جنده جنده شدند و بعد نشست رو کیر پسره و هلیا هن رفت رو دهنش و هلیا و ندا از هم لب میگرفتن پسره هم که معلوم بود تو فضا بعد پسره هلیا را داگ استایل کرد و ندا برای دخترم کرم زد به معقدش معلوم بود میخواهد هلیا را از کون بکنه کرد تو کون هلیا راحت رفت تو معلوم بود هلیا چند وقته داره بهش سرویس میده و ندا هم پستون و کص هلیا را می مالید که پسره نزدیک بود بیاد ندا را هم به همان حالت هلیا داگ استایل کرد و کرد تو کص ندا یک کم که تلمبه زد خودش را تا ته چسباند به ندا و همه ابش را ریخت تو کص ندا جنده این فیلم را گرفتم تا برم به داییش نشان بدم که برای همیشه از شر ندا و دخترم که دیگه راه نجاتی براش نمانده بود خلاص کنم که شنیدم پسره داشت میگفت خیلی حال دادید دفعه بعد پریسا را هم بیارید فهمیدم خواهر جندش هم بله چون دق دلی داشتم از پریسا تصمیم گرفتم فیلم پریسا را هم بگیرم و ابروی همشان را با هم ببرم .
نوشته: امیر
14 پاسخ به “زنم جنده بود دخترم را جنده کرد”
عمو چقد زندگی قراش میشی واسه خودت داستان کردی . قطعا این فقط یه داستان بود. لااقل تو داستان خودت رو قهرمان میکردی
اخی طفلک زن جنده
ببین اولا که میدونم تراوشاته ذهن مریضته… بر فرض محال اگه واقعیت هم داشته باشه یه پدر هیچوقت درباره دخترش اینجوری حرف نمیزنه. مگر اینکه لاشی باشه خودش
این چرت و پرتا چیه وایرال میشه یه مشت جقی داستان مینویسن
این همه سال پریسا زیر دستت بود نکردیش اسکل
میشه ننویسی؟
همین که احمد شاه گفت برازندته
چرندیات حاصل مصرف همزمان علف وتریاک با بافور
منکه این کصتانو نخوندم ولی کونی خان نقطه و ویرگول واست تعریف نشده؟
اگه دروغه که کیرم تو عاقبتتاگه راستهبجای لودادنشون ازشون سواستفاده کن
دلت خوشه مردی؟احمد بیا که خودت باید جوابشو بدی
به نظر من کوس شعر بود همه داستان حتی نیم درصد هم به حقیقت نزدیک نبود
دور تند گذاشته بود؟
کیرتو مغزت