رابطه تصادفی با راننده تریلی

داستان تم گی داره دوست ندارید نخونید

پارتنر فاب نداشتم کلا یه مدتی بود کیس خوب نمی تونستم پیدا کنم و یکم اعتماد به نفسمو از دست داده بودم
چون تقریبا ۲۵ سالم شده بود و کلا گرایش به سن بالا داشتم و اکثرا سن بالاتر ها با بچه های کم سن حال میکنن
منم نمیگم خیلی خوشگلم ولی بخاطر ژنتیک و ریش درنیاوردن سنم کمتر میخورد ولی هیچوقت مشکل کیس پیدا کردن نداشتم
اما این چند وقت اخیر سخت شده بود برام و با خودم فکر‌میکردم شاید بخاطر سنم باشه

یه نفری از قبل دوست بودیم یه سالی بود ندیده بودمش چون ظاهری زیاد کیسم نبود اما چون سایز و سکسش خوب بود و هم دوطرفه اوکی بود چند بار باهاش سکس کرده بودم
هر از گاهی بهم پیام میداد ولی من می پیچوندم
هفته پیش پیام داد این بار اوکی دادم بهش چون نیاز داشتم به سکس واقعا
قرار شد آخر هفته برم پیشش
مصطفی یه شهر دیگه بود در حد ۴۰ ۵۰ دقیقه فاصله داشتیم ولی مسیر یه جوری بود که بیشتر کامیون رو بود
خلاصه روز قرار رسید من به خودم‌رسیدم شیو کردم و سوار ماشین راه افتادم سمتش
سر ظهر راه افتادم و‌ خیلی گرم بود
بین راه یه پارکینگ بزرگ که یه مغازه داشت ایستادم تا یه نوشیدنی خنک بگیرم
چندتایی تریلی و سواری پارک‌ بود من کلا فتیش تریلی و راننده داشتم کلا سبک راننده ها خیلی واسم جذابه اکثرا بدن های تو پر و سیبیلو و با ابهت خاصی هستن
چشمم به ماشین ها بود و رفتم داخل مغازه چندتایی مشتری داشت من یه دلستر برداشتم و پشت منتظر بودم که کار این راه بیفته و برم حساب کنم که یکی دیگه اومد داخل اخ نگم براتون که چقدر کیسم بود
یه اقا تقریبا ۴۵ ۴۴ ساله قدش یکم از من بلندتر بود حدود ۱۸۳ اینا میشد بدن پر چهارشونه یکم شکم جذاب با یه سبیل مشکی پر پشت صورت آنکارد و پوست نسبتا سفید شلوار کردی مشکی پاش بود و یه پیرهن آستین کوتاه سفید تنش که دکمه های بالاییش باز بودن و پشمای سینه و دستش که پر و مشکی بودن با پوست و پیرهن سفیدش یه پارادوکس خوشگل ایجاد کرده بود و من غرفش بودم
یه لحظه چشم تو چشم شدیم و من ناخودآگاه سری تکون دادم براش و سلام کردم
اونم با تعجب جواب داد و رفت سمت قفسه های مغازه
با دیدنش حسابی داغ کردم و نزدیک بود شق کنم
سریع رفتم حساب کردم و رفتم تو ماشین ولی راه نیفتادم با خودم گفتم بزار بیاد بیرون یبار دیگه ببینمش
اومد بیرون یکم اطراف نگاه کرد منم که شیشه ماشین داده بودم پایین و زل زده بودم به در مغازه بازم چشم تو چشم شدیم و یه لبخد زد و رفت سمت یه تریلی داف سفید
وقتی دیدم راننده تریلی هم هست حسم بیشتر شد و قشنگ راست کرده بودم و پیش خودم میگفتم کاش جای مصطفی با این قرار داشتم
ماشین روشن کرد و راه افتاد و چیزی که واسم جالب بود وقتی داشت می افتاد تو جاده نگاه به سمت من کرد و یه بوق زد برام
منم سریع راه افتادم و موقع سبقت گرفتن ازش بوق زدم براش ولی دیگه رفتم چون قرار داشتم
۱۵ دقیقه ای داشتم رانندگی میکردم که گوشی زنگ خورد مصطفی بود
-امیر واسم مهمون یهویی اومد قرار نبود بیان نمیشه بیرونشون کنم شرمنده
یکم ناراحت شدم و با حالت عصبانیت
-یعنی چی من نزدیک شدم این همه راه اومدم مگه مسخره ی توام
-بخدا نمیدونم چرا یهویی اومدن میدونی که من دوست دا
-برو بابا چه دوست داشتنی سرکار گذاشتی مارو دیگه شمارتو رو‌ گوشیم‌نبینم
و قطع کردم
با حال خراب و کیر شق شده اطراف نگاه کردم یه پارکینگ دیدم زدم بغل تا یکم اعصابم آروم بشه و برگردم سمت خونه

ضد حال بدی خورده بودم با دیدن اون راننده هم حشری تر شده بودم و این طرفم قرار سکسم کنسل شده بود با حال خراب سرمو گذاشته بودم رو‌ فرمون و دندون هامو به هم فشار میدادم
چند دقیقه ای گذشت که یکی زد به شیشه در
یکم ترسیدم سرمو بلند کردم که‌دیدم‌همون راننده
نگو حواسش به جاده بوده و وقتی ماشین منو تو‌پارکینگ‌دیده زده بغل
-سلام خوبی؟ چیزی شده؟ چرا اینجا وایسادی؟ حالت خوبه؟
-سلام ممنون شما خوبی؟ اره اره خوبم چیز خاصی نیست
-اخه قیافت یکم داغونه اینجا وایسادی سر رو فرمون گذاشتی فکر کردم اتفاقی افتاده
-نه داشتم میرفتم جایی زنگ زدن کنسل شد یکم اعصابم به هم ریخت زدم بغل که حوصلم بیاد سر جاش بعد برگردم
-اهان باشه عزیز منم‌ اینجا واستادم یکم استراحت کنم کاری داشتی چیزی لازم داشتی تو‌ این ماشینم
ماشینش رو موازی با ماشین من با یکم فاصله پارک کرده بود و هر دو پشت به جاده بودیم
-ممنونم خیلی لطف داری شما
یه لبخند زد و رفت سمت ماشینش
من چشمم بهش بود از سمت شاگرد سوار شد و موقع سوار شدن هم باز یه نگاه بهم کرد و یه سر تکون داد برام
من شوکه بودم قشنگ عصبانیتم فروکش شده بود و داشتم به تریلیه نگاه میکردم
ما گی ها چی داریم بین خودمون که من بهش میگم رادار
اصولا وقتی یکی رو ببینیم که گی باشه و ازمون خوشش بیاد این رادار ها حس میکنن از طرفی هم این آقا با زبان بدن و حرفاش قشنگ داشت باهام لاس میزد
فول کیسمم بود و واقعا میخواستمش مخصوصا که واسه سکس هم آماده شده بودم و ضد حال خورده بودم حشر رو سقف بود اما باز سختم بود که برم سمتش چون هم خیلی خجالتی و‌درونگرا هستم ارتباط گرفتن حضوری برام سخته همم نمیدونستم حسش چطوری هست یکم با خودم کلنجار رفتم تا با خودم گفتم تهش اینه که فقط میکنه و میره دیگه لااقل یکم حسم‌میخوابه و اروم میشم خودمو به سختی قانع کردم که به بهونه اب خنک گرفتن برم سمتش
در رو زدم باز کرد
-ببخشید مزاحم میشم اب خوردن دارید؟
-اره عزیزم بیا بالا تا برات بیارم
-نه مزاحم نمیشم اگه میشه که یه لیوان بدید اینجا‌مغازه نیست منم یادم رفت بخرم تشنه موندم
-بیا بالا مزاحم چیه
دستمو گرفت کمک کرد پله های تریلی رو رفتم بالا و قبل سوار شدن گفت کفشاتو درار
داخل ماشین تمیز بود و بوی خوبی میداد
خودش نشست رو قسمت جا خواب منم رو‌صندلی شاگرد بودم از به لیوان آب برام ریخت و داد بهم
یکم صحبت کردیم فهمیدم اهل ارومیه هست اسمش رضا و‌داره برمیگرده سمت شهرشون
من دیگه حسابی داغ شده بودم اونم مشخص بود دلش میخواد ولی هیچ کدوم رومون‌نمیشد چیزی بگیم
-امیرجان یچی‌بگم ناراحت نمیشی؟
-نه بگو راحت باش
-من ازت خوشم اومد و حس میکنم تو هم اهل دلی درسته؟
سرمو انداختم پایین و با خجالت و اروم گفتم بله
یه ای جااان گفت و دستم رو گرفت کشید سمت خودش
نشوندتم رو پاش و شروع کرد لب گرفتن
خیلی سریع اتفاق افتاد و من خشکم زده بود بعد چند ثانیه منم به خودم اومدم و شروع کردم به همراهی کردن
یواش یواش تو جا خواب دراز شد و منم روش مشغول لب بازی بودیم
سرمو بلند کردم داشتم دکمه هاشو باز میکردم که گفت یه لحظه صبر کن
بلند شد پرده های کابین رو کشید کولر رو هم بیشتر کرد و خودش شروع کرد دکمه هاشو باز کردن
اوووف که یه بدن پر و پشمالو میدیدم دستم بردم سمت شلوار کردیش و خودم واسش کشیدم پایین
کیرش کامل شق شده بود و زیر شورت خود نمایی میکرد
شورتش دراوردم یه کیر سفید تقریبا ۱۶ سانتی ولی خیلی کلفت افتاد جلوم کیرش خیلی خوردنی و خوشگل بود ولی واقعا کلفت بود و یکم ترسیدم رضا خندید و گفت نترس گلم تا هرجا دوست داشتی پیش میریم
سرمو نزدیک کردم و شروع کردم به خوردن کیرش
واقعا عالی بود همونی که دوست داشتم یه کیر نرم و‌ گوشتی خوراک ساک زدن کیر های استخونی هم موقع سکس اذیت میکنن هم موقع ساک زدن زیاد حال نمیده ولی کیرای گوشتی عالی هستن رگ زیر کیرشو لیس میزدم تخماشو میخوردم و کیرشو کامل میکردم تو حلقم
حسابی صداش بلند شده بود و ناله میکرد مشخص بود داره لذت میبره
دهنم خسته شد و رفتم عقب
با یه جوون کش دار نزدیکم شد و شروع کرد ازم لب گرفتن لباس هامو‌ کامل دراورد و مدام از بدنم تعریف میکرد و کیرم‌ دستش بود یه نگاه به کیرم کرد و گفت مناسب حال کردنه و یه چشمک بهم زد کیر من ۱۴ سانت و کلفتی معمولی داره
دهنشو نزدیک کرد و شروع کرد ساک زدن
واقعا داشتم بال درمیاوردم اصلا فکر نمیکردم اینقدر پایه باشه
خیلی هم خوب ساک میزد ته حلقی میبرد و وقتی سیبیلاش میخورد به بدنم قلقلک عجیب و لذت خاصی داشت برام
بلند شد و 69 شد همزمان کیر همو میخوردیم
من زیر بودم و کونش رو میدیدم
یه باسن تپل گنده خوش فرم سفید که پشمای دور سوراخ رو زده بود ولی باسنش پشمالو بود
انگار خدا این مرد رو از روی تخیلات موقع جق زدن من ساخته بود همه چیزش همونی بود که دوست داشتم
موقع خوردن تخماش حس شیطنتم گل کرد و چون سوراخش تمیز بود و بوی خوب هم میداد (بعدا فهمیدم عادت به شلنگ‌گرفتن داره و کلا تمیزه همیشه سوراخش) اروم اروم زبونم بردم سمت سوراخش وقتی زبونم خورد بهش یکم لرزید و یه اخخخ بلند گفت
منم دیدم خوشش میاد بی رحمی نکردم و شروع کردم لیسیدن و زبون زدن اونم انگار جون تازه گرفته باشه بیشتر کیرمو میخورد و با انگشت با سوراخم بازی میکرد
چند دقیقه ای اینجوری گذشت و رضا بلند شد گفت دیگه طاقت ندارم از تو فضای داشبورد مانند بغل تخت یه نایلون دراورد داخلش ژل و کاندوم بود
من خواستم برگردم که جلومو گرفت و کاندوم رو کشید رو کیرم
دیگه واقعا تو کونم عروسی بود
ژل زد و خودش اومد بالا میزون کرد و اروم اروم نشست رو کیرم
خیلی تنگ بود و حسابی قرمز شده بود و عرق کرده بود منم دستشو سفت گرفته بودم و با یه لبخند رضایت زل زده بودم به چشمای خمار و سبیل مردونه و داشتم لذت میبردم
نزدیک دو دقیقه طول کشید تا ارروم اروم و سانت به سانت داخل بشه و کامل بشینه روم
وقتی کامل نشست یه آخی گفت و سرشو اورد سمتم و منم با یه جووون سرمو بلند کردم و لباشو خوردم
خودش یواش بالا پایین میشد تا جا باز کنه
یکم که گذشت جا باز کرد و شروع کرد بالا پایین شدن منم فقط نگاه میکردم از این که این مرد جذاب و با این ابهت رو دارم میکنم نهایت لذت رو میبردم و تو دلم میگفتم دم مهمونات گرم مصطفی که باعث شدن من به این سکس برسم
رضا کیرمو از کونش درآورد و به پهلو بغلم دراز شد و گفت ای پاهام درد گرفت
به زور جا شده بودیم شونشو یه بوس کردم و به پهلو شدم و کردم داخل از من درشت تر بود و کردن تو‌ اون حالت واسم سخت بود
بهش گفتم دراز بکش و خودم کامل بلند شدم
میخواستم خوب نگاهش کنم
یه بدن‌ درشت پاها و‌باسن سفید و پشمالو که داشت انتظار کیر منو میکشید
چی قشنگ تر از این صحنه رفتم روش و داخل کردم کیرم بزرگ نیست و رضا هم قشنگ باز شده بود راحت رفت داخل شروع کردم تلمبه زدن اولاش اروم میزدم و روش دراز کشیده بودم دهنمو‌ نزدیک گوشش کردم
-عزیزم اذیت نمیشی یکم تند تر و محکم تر بزنم؟
تایید رو گرفتم و پاهامو بردم بین پاهاش تا باز تر بشه
رضا هم فهمید و قشنگ باز کرد و کونشم بیشتر قمبل کرد من دیگه عملا رو زانو هام بودم و دستم رو کمر رضا
موقعیت خوبی بود و شروع کردم محکم تر تلمبه زدن
صدای رضا بلند شد و فهمیدم دارم کارمو درست انجام میدم و سریع ترش کردم
شدت تلمبه هام و برخورد بدنم با کون گوشتی رضا صدای قشنگی درست کرده بود و از شدتش کامل کابین ماشین تکون میخورد
ده دقیقه ای بود که داشتم میکردم کمر سفتی ندارم کاندومش تاخیری داشت و جلومو گرفته بود
در اوردم و از رضا خواستم برگرده تا پوزیشن هفتی که مورد علاقمه بکنمش چون دیدن پارتنر موقع تلمبه زدن خیلی لذت بخشه
نگاه چشای خمار و سبیل خوشگل و بدن پشمالوی رضا میکردم کیر شق شدشو‌ گرفته بودم دستم و تلمبه میزدم انقدر برام سکسی بود که داشتم به اوج میرسیدم ولی قبل ارضا کشیدم بیرون
نمیخواستم تموم بشه
بلند شدم کاندوم رو در آوردم و برگشتم بغل رضا و یکم‌لباشو خوردم
کاندوم برداشتم کشیدم به کیرش
-اگه اذیت میشی همون لاپایی و ساک ابمو میارم
ولی من میخواستم از همه چیز امروزم لذت ببرم رضا حسابی با سوراخم بازی کرده بود و با انگشت بازش کرده بود ولی بازم میدونستم تحمل کردن این حجم از کلفتی کیر قراره اذیتم کنه کلی ژل زدم به کیرش و سوراخم و آروم سعی کردم بشینم روش
واقعا واسه منی که دو ماه بود سکس نکرده بودم خیلی کلفت بود به سختی سرش رفت تو و یه اییییی بلند گفتم رضا محکم دستمو گرفت و خواست بلندم کنه که خودم اجازه ندادم گفتم بذار باز بشه
خیلی درد داشتم ولی انقدر حشری شده بودم که ادامه بدمش
شاید اگه یکی دیگه بود یا حتی همین رضا اول کاری می خواست بکنه اصلا نمیتونستم تحمل کنم ولی انقدری با رفتار و عشق بازی قبلش داغ شده بودم که ادامه بدم
اروم اروم نشستم نزدیک ۵ دقیقه ای کشید تا کامل بشینم روش و رضا رو بغل کنم
هیچکدوم تکون نمیخوریم و فقط رضا با دست کمر و باسنمو ماساژ میداد
یکم که گذشت دردم کمتر شد سرمو بالا اوردم و با لب گرفتن شروع کردم اروم بالا پایین شدن
دردم کمتر شده بود لذت جاشو گرفته بود سرعتمو بیشتر کردم رضا هم دید اوکیم خودش همراهی میکرد و ریز تلمبه میزد
بلند شدم و ایستادم به رضا گفتم سرپا بکن
داخل کرد دردم خیلی کم شده بود
تلمبه میزد ولی یواش و زیاد عمیق نمی کرد ناله جفتمون رفته بود بالا که رضا یهویی داد زد
لامصب انقدر تنگ و داغی که نزدیکه ابم بیاد
اینو که گفت خودمو کشیدم جلو
نمیخواستم اینجوری بیاد
دراز کشیدم تو جا خواب پاهامو دادم بالا
میخواستم چشم تو چشم ارضا بشیم
داخل کرد نزدیکم شد یه لب محکم گرفت و کیرشو کرد تو
یه ایییییی از لذت گفتم و رضا با جوووووون بلند شروع کرد تلمبه زدن
پاهام رو شونه رضا و یه دستم رو محکم گرفته بود دست دیگش رو کیرم بود دست منم رو سینش و با موهای سینش بازی میکردم
دیگه دردی وجود نداشت و داشتم از همه چیز لذت میبردم
اینکه چقدر به جزئیات توجه میکرد
اینکه به چشام نگاه میکرد دستمو گرفته بود و لذت بردن منم براش مهم بود
تو‌اوج بودم و‌نزدیک ارضا گفتم محکم بکن رضا گوش نداد و گفت اذیت میشی
گفتم فقط بکن محکم بزن
جون من محکم بزن
دید اصرار‌میکنم دستمو محکم تر فشار داد و تلمبه هاشو عمیق تر و تند تر کرد
کیرش میخورد به پروستاتم و شدیدا تحریک شده بودم به دقیقه نکشید که ابم شروع کرد با فشار و حجمی که تاحالا از خودم ندیده بودم اومدن رضا هم با فاصله کمی از من داخل کاندوم ارضا شد و رسما داشت نعره میکشید
افتاد روم و پاهام دور کمرش رفت
هردومون نفس نفس میزدیم
یواش یواش کیرش خوابید و از کونم در اومد
داشتم زیرش له میشدم و متوجه شد
با معذرت خواهی از روم بلند شد
کاندوم رو پر کرده بود
آب منم که رو‌سینم ریخته بود و بعد اینکه افتاد روم سینه رضا رو هم کثیف کرده بود
من با خنده -بببین چه کثافتی زدیم
-نگو عزیزم این کثافت نیست عشقه عشششق
بعد دستمال مرطوب اورد و اول منو کامل تمیز کرد بعد خودشو
حساب خسته شده بودم و به پهلو دراز کشیده بودم
اومد از پشت بغلم کرد و در گوشم گفت
-خیلی لذت بردم واقعا ممنونم ازت
همونجوری تو بغل هم چشمامونو بستیم و خوابم برد

با صدای تلفن بیدار شدم گوشی رضا بود
صاحب بار زنگ زده بود و میگفت تا شب باید برسی تا تخلیه کنیم
قطع کرد یکم فحشش داد که بیدارمون کرده و ازم معذرت خواهی کرد
یکم دیگه نشستیم صحبت کردیم از خودمون گفتیم و میوه میخوردیم
فهمیدم دو سالی هست از زنش جدا شده چون حسی نداشته و اذیت بوده تو رابطشون و با مادرش زندگی میکنه
منم از خودم گفتم
شماره رد و بدل کردیم و قرار شد بیشتر همو بشناسیم

الان دوماهی از اون داستان میگذره و هفته ای دوبار رضا رو میبینم
یبارم باهم رفتیم تا شمال بار خالی کردیم
واقعا حس میکنم دارم عاشقش میشم
دیگه چشمم دنبال هیچکس نیست و فقط به خودش فکر میکنم
مدام چت میکنیم
واسم کادو و سوغاتی میاره
هنوز به همدیگه نگفتیم ولی حس میکنم اونم دوسم داره
خطمو بخاطرش عوض کردم و کل رابطه و دوست های قبلی رو گذاشتم کنار
واقعا حالم کنارش خوبه…

نوشته: امیر

بازدید 13,719

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

15 پاسخ به “رابطه تصادفی با راننده تریلی”

  1. خوب نوشتینوش جانتانقشنگ با جزئیات نوشتی دمت کیر رضامنم همچین. پارتنری میخوام

  2. عالی بوداگر واقعی بوده که نوش جونت، دقیقاً و مو به مو فانتزی منو تجربه کردی 🥲

  3. دیگه خانومای سایت پیش امثال تو زبونشون. بند رفته انقد که تشنه ی کیرید

  4. اون قسمت ک نوشتی یچیزی بین گی هاست دقیق منم قبول دارم همیشه ب حس شیشمتون باور داشته باشید وقتی جذب یکی شدین و اونم نگاهش فرق دارید صدرصد مطمئن باشید ب همجنس خودش حس داره و اونم خوشش اومده ب حستون اعتماد کنید و برید جلو ولی ن اینکه وقتی از یکی خوشتون اومد باهاش رویابافی کنید تاحد ازدواج جلو برید،ن!ولی از یکی خوشتون اومد و فهمیدین اونم داره با حرکات و زبان بدن داره سرنخ میده جلو برید برای سکس پشیمون نمیشید ما فقط یکبار زندگی میکنیم هرجور و هرجا ک دلتون خواست هرکاری خواستین انجام بدین ب بدنتون لذت برسونید ولی وقتی از طرف مطمئن نبودین کاندوم یادتون نره درگیر مریضی ها نشید

  5. عالی بود ، خیلی خوب و روان و بی غلط نوشتی و صحنه های سکسی رو خوب بیان کردی ولی کاش یکی مثل تو هم گیر من بیاد و یه دل سیر بهش بدم

  6. چه قدر دوس دارم منم یه سکس یهویی و غیر منتظره و اینجوری با همچین مردی تجربه کنم …

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید