سلام بر دوستان بکن تو. داستانی که براتون مینویسم مربوط به خودم و دخترخالم هست. فکر میکنم خیلی از شماها با دخترا فامیل تو بچگی ور رفتین. کوتاه مینویسم چون خودم حوصله داستان بلند ندارم. ده سال پیش تازه به سن بلوغ رسیده بودم دخترخالم چند سالی ازم کوچکتر بود اونم تازه به سن بلوغ رسیده بود این رو میشد از سبز شدن ممه هاش فهمید. خالم اینا زیاد خونه ما میومدم و گاهی شبا هم میموندن ما بچه ها با هم بازی میکردیم. تو جمع بچه ها من از همه چند سالی بزرگتر بودم. یادم میاد یا تو حیاط فوتبال بازی میکردیم یا تو اتاق با جورابایی که تو هم میکردیم. یه بار که تو حیاط فوتبال بازی میکردیم با دختر خالم تو یه تیم بودیم موقع حمله تیم مقابل عقب عقب اومد و کونش به کیرم تماس پیدا کرد خیلی حس خوبی بهم دست داد و یکم راست کردم. بقیه هم بچه بودن و تو حال و هوا بازی. چند باری تکرار شد و حسابی حال کردم. تو بازی های بعدی هم بارها و بارها این کار تکرار شد. من که حسابی حال کرده بودم سعی میکردم بچه ها رو راضی کنم تو اتاق بازی کنیم چون هم در رو میبستیم و هم فضا کوچیک بود و احتمال مالیدن بیشتر. بنظرم میومد دخترخالم مشکلی نداره و خودش هم حال میکنه چون هیچ وقت اعتراضی نکرد و بعدها خودش تو هر موقعیتی عقب عقب میومد و کونش رو حسابی به کیرم میچسبوند. برای همین منم خیالم از بابت دخترخالم راحت شده بود. یادم میاد یه شب شام خونه ما بودن و مادرم بهش گفت بره از زیرزمین خیارشور بیاره زمستون یا پاییز بود. گفت میترسم و مادرم به من گفت باهاش برو. یادمه از لحظه وارد شدن به زیرزمین کونش رو به کیرم میمالوند و منم محکم از پشت بغلش کرده بودم و دستم رو ممه های اندازه لیموش گذاشته بودم. این کار رو تا رسیدن به دبه خیارشور اخر زیرزمین ادامه دادیم و تو مسیر برگشت تا در زیرزمین هم بمال بمال ادامه داشت. از حشر داشتم میمردم برا همین با ظرف خیارشور فرستادمش بالا و خودم رفتم تو دستشویی حیاط جق زدم و زود امدم بالا. بدون اغراق دو سالی این قضیه ادامه پیدا کرد تا اینکه یه بار مادرم در حالی که از پشت بهش چسبیده بودم ما رو دید و این قضیه برا همیشه تموم شد. چند باری که فقط ما بچه ها خونه بودیم اونقدر از پشت کیرم رو به کونش مالیدم که ارضا شدم. هر دوتامون با کسای دیگه ازدواج کردیم و خوشبختیم. یاد دوران نوجوانی بخیر
نوشته: علی
9 پاسخ به “دوران نوجوانی و کون دخترخالم”
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ.چه فکری کردی این داستان رو نوشتی؟؟؟؟؟ 🙄
موضوع انشای کلاس پنجمیا : تابستان خود را چگونه گذراندید ؟ حالا این علی کوچولو یکم خلاقیت به خرج داده خاطرات تابستونشو مالیده به کون دخترخاله نوشته به جای انشا .علی آقا امسالم قبول نمیشی با این انشات ، ظاهرا واسه گرفتن نمره باید با آقا معلم یجوری کنار بیای …
O_o
اخه کسکش خودتم داری میگی جقی کون اونجا بودهو نتونستی بکنی رفتی جق زدی
ای مرتیکه پدوفیلی خخجالب بود بسی خندیدیم داچ
خیلی هم خوب بود اتفاقا من داستانای خاطره وار رو دوست دارم مخصوصا برا زمان کودکی ونوجوانی ،بعضیا سکس رو با ادبیات اشتباه گرفتن یا شایدم یه شاخه ای بوجود آوردن ادبیات سکسی از سال بعد تو کتابای دبیرستان در کنار ادبیات غنایی و ادبیات حماسی قراره تدریس بشه ?سکسه شکسپیر نیس که والا
گر تو نتوانی بگایی کوون را / پس ببر با دسته زنجان دول را
خالم اینا زیاد خونه ما میومدم
یارو کونی نوشته ما نیومدیم اینجا مالیدن.لابد اومدید کون بدید اونم گروپ.باید بگم موفق شدی.هنرمند نوشتاری برو که دهنت هنوز بو کیر میده.اونی که کیر در دهان میگرفتی همه عمردیدی که چگونه کیر,کون او را بگرفتتقدیم به عاشقان ادبیات