سلام
علیرضا هستم از شیراز
حدودا دوماه پیش از طریق تلگرام با یه دختری آشنا شدم که استهبان بود حدودا میشه گفت ۲۰۰کیلومتر راه بود خلاصه اینکه دختر خوبی به نظر میرسید البته ۱۷سالش بود یه روز تایمم آزاد شد که برم ببینمش از شیراز راه افتادم دوتا ساندویچ هم گرفتم برای تو را همون رفتم شهرشون. اومد سوار ماشین شد ازم لب گرفت بهش گفتم کجا دوست داری بریم گفت هرجا دوست داری خلاصه با خودش اومدم شیراز تو راه ساندویچ دادم بهش خورد شوخی شوخی گفتم بریم خونه گفت عالیه خلاصه ساعت سه ظهر بود رسیدیم شیراز بردمش خونه خو دختره مثل خودم هورنی عاشق سکس بود
خلاصه ساعت سه ظهر تو خونه شروع کردیم به لب گرفتن یه دستش هم به کیرم بود همینجوری برام می مالید لباس های همو یواش یواش کندیم منم سینشو یه دل سیر کصشو خوردم اونم اومد خیلی خوشگل زیبا برام ساک میزد هیچ وقت اون ساک زدنشو یادم نمیره خیلی کار بلد بود تا ته میکرد تو دهنش با زبونش تخمامو لیس میزد گفتم بسه بیا بخواب بکنمت کاندوم برام کشید روش داگی شد کردم تو کصش جوری اه ناله میکرد انگار پورن استار بعد گفتم من میخوابم بیا روم اومد روم دوتا سینه هاش تو دهنم بود آه میکشید بالا پایین میشد دختره شیش هفت بازی ارضا شد ولی من هنوز نشده بودم کاندوم در آورد شروع کرد باز به ساک زدن پر تف مالیدن تا اینکه یواش یواش داشت ابم میومد گفتم داره میاد کل کیرمو کرد تو دهنش آبمو خورد خیلی تعریف تعمش میکرد 😅 دوتامونم خیس عرق بودیم حدودا ساعت هشت شب شد از ساعت سه رو تخت بودیم ما بهش گفتم یه دور دیگ سکس کنیم بریم برسونمت یه دور دیگه سکس کامل رو انجام دادیم یهو دیدم دختره افتاده به لرزش یه خورده ترسیدم ولی نگو که از رو لذت اینجوری داشت میلرزید خیلی تعریف کیرمو میکرد ساعت نه شب حرکت کردم برسونمش خونشون حدودا ساعت ده رسیدیم استهبان یهو دختره گفت من نمیزارم الان بری دست گذاشت رو کیرم منم دوباره شق کردم رفتیم با ماشین تو یه کوچه خلوت هیچ کس نبود لباسامون تو ماشین در آوردیم دوباره شروع کرد به ساک زدن خیلی کار بلد بود دختره باز سکس کردیم یه سه ساعتی تو ماشین تا یک شب یواش یواش داشتم باز ارضا میشدم گفتم دارم ارضا میشم ابمو ریخت کف دستش باز خوردش دختره دیگ راه نمیتونست بره از بس کرده بودمش خلاصه اون روز روز خیلی خوبی بود هم برای من هم برای دختره خودم برگشتم شیراز خونمون فردای اون روز دختره زنگم زد گفت جلوی مامانم زیر پام خالی شد خوردم زمین منم با خنده گفتم من کاری نکردم من چند ساعت کردمت فقط میگفت تو از عمو جانی هم خیلی دیر انزال تری باید بری دکتر گفت هفت ساعت سکس داشتیم کلا تو دوبار ارضا شدی با لبخند جوابش دادم میگفت بهترین سکسی یود که داشتم هیچ کس تا حالا اینجوری بدنمو به لرزش ننداخته بود که نتونم درست راه برم چند روز بعد این ماجرا دختره گفت مشکل برام پیش اومده باید کات کنیم و کات کردیم تمومشد ماجرا این شد . الآنم که اینو نوشتم شق درد گرفتم تا تمومشد .
علیرضا هستم از شیراز
حدودا دوماه پیش از طریق تلگرام با یه دختری آشنا شدم که استهبان بود حدودا میشه گفت ۲۰۰کیلومتر راه بود خلاصه اینکه دختر خوبی به نظر میرسید البته ۱۷سالش بود یه روز تایمم آزاد شد که برم ببینمش از شیراز راه افتادم دوتا ساندویچ هم گرفتم برای تو را همون رفتم شهرشون. اومد سوار ماشین شد ازم لب گرفت بهش گفتم کجا دوست داری بریم گفت هرجا دوست داری خلاصه با خودش اومدم شیراز تو راه ساندویچ دادم بهش خورد شوخی شوخی گفتم بریم خونه گفت عالیه خلاصه ساعت سه ظهر بود رسیدیم شیراز بردمش خونه خو دختره مثل خودم هورنی عاشق سکس بود
خلاصه ساعت سه ظهر تو خونه شروع کردیم به لب گرفتن یه دستش هم به کیرم بود همینجوری برام می مالید لباس های همو یواش یواش کندیم منم سینشو یه دل سیر کصشو خوردم اونم اومد خیلی خوشگل زیبا برام ساک میزد هیچ وقت اون ساک زدنشو یادم نمیره خیلی کار بلد بود تا ته میکرد تو دهنش با زبونش تخمامو لیس میزد گفتم بسه بیا بخواب بکنمت کاندوم برام کشید روش داگی شد کردم تو کصش جوری اه ناله میکرد انگار پورن استار بعد گفتم من میخوابم بیا روم اومد روم دوتا سینه هاش تو دهنم بود آه میکشید بالا پایین میشد دختره شیش هفت بازی ارضا شد ولی من هنوز نشده بودم کاندوم در آورد شروع کرد باز به ساک زدن پر تف مالیدن تا اینکه یواش یواش داشت ابم میومد گفتم داره میاد کل کیرمو کرد تو دهنش آبمو خورد خیلی تعریف تعمش میکرد 😅 دوتامونم خیس عرق بودیم حدودا ساعت هشت شب شد از ساعت سه رو تخت بودیم ما بهش گفتم یه دور دیگ سکس کنیم بریم برسونمت یه دور دیگه سکس کامل رو انجام دادیم یهو دیدم دختره افتاده به لرزش یه خورده ترسیدم ولی نگو که از رو لذت اینجوری داشت میلرزید خیلی تعریف کیرمو میکرد ساعت نه شب حرکت کردم برسونمش خونشون حدودا ساعت ده رسیدیم استهبان یهو دختره گفت من نمیزارم الان بری دست گذاشت رو کیرم منم دوباره شق کردم رفتیم با ماشین تو یه کوچه خلوت هیچ کس نبود لباسامون تو ماشین در آوردیم دوباره شروع کرد به ساک زدن خیلی کار بلد بود دختره باز سکس کردیم یه سه ساعتی تو ماشین تا یک شب یواش یواش داشتم باز ارضا میشدم گفتم دارم ارضا میشم ابمو ریخت کف دستش باز خوردش دختره دیگ راه نمیتونست بره از بس کرده بودمش خلاصه اون روز روز خیلی خوبی بود هم برای من هم برای دختره خودم برگشتم شیراز خونمون فردای اون روز دختره زنگم زد گفت جلوی مامانم زیر پام خالی شد خوردم زمین منم با خنده گفتم من کاری نکردم من چند ساعت کردمت فقط میگفت تو از عمو جانی هم خیلی دیر انزال تری باید بری دکتر گفت هفت ساعت سکس داشتیم کلا تو دوبار ارضا شدی با لبخند جوابش دادم میگفت بهترین سکسی یود که داشتم هیچ کس تا حالا اینجوری بدنمو به لرزش ننداخته بود که نتونم درست راه برم چند روز بعد این ماجرا دختره گفت مشکل برام پیش اومده باید کات کنیم و کات کردیم تمومشد ماجرا این شد . الآنم که اینو نوشتم شق درد گرفتم تا تمومشد .
نوشته: علیرضا
8 پاسخ به “داستان دوستی خودم که از تلگرام کشید به سکس حضوری”
ارزو داشتي كييير منو داشتي مي كرديش…
داشتی خوب میرفتی جلو یهو زیر پات خالی شد داستانت عنی شد
شما علاوه بر عمو جانی مایکل شوماخر هم هستی که یکساعته از خونه اتون روندی تا استهبانلاکچری هم که تشریف داریندو تا ساندویچ خریدی لعنتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دویست کیلومتر حداقل دو ساغت راهه رفت و برگشت چهارساعتاگه ساعت ده هم راه افتاده باشی دو بعد از ظهر رسیدیبه گفته خودت سه تا هشت شبراند اول پنج ساعت؟بعد تا نه راند دوم که ارضا شدی فقط یه ساغت؟نه تا یازده تو جاده بعد سه ساعت تو کوچه خلوت؟ تو ماشین؟اینم گفتی تا یک قبولاین که شد سه راند یه بار آبت نیومده بود؟چرا دوبار ارضا شدیاون زیر پاش خالی شد تو راحت بودیساعت یک از استهبان راه افتادی سه رسیدی شیراز تمام روزم سکس کردی خوابم نداشتیبخدا به سایتای پورن خودتو معرفی کنی درامدت میلیون دلاری میشه تو
یه مشت کصشعر نوشتی
خودت یبار میخوندی که چی نوشتی!
برو حقتو بزن کننده این کصشرا چیه نوشتی
آخه کوصکش دروغگو من این جاده رو رفتم چطوری یک ساعته رفتی