خیانت مامان

سلام داستانی که قراره برای شما دوستان تعریف کنم سرنوشت تلخ زندگی منه من دریا هستم الان 20 سالمه داستان من مال 1393 بر میگرده یعنی زمانی که 10 سالم بود کلاس چهارم ابتدایی بودم دقیق 3 آبان 93 بود با داداشم رفتیم مدرسه داداشم اسمش آریا 3سال از من بزرگتره وقتی برگشتیم خونه دیدیم دم در خونه ما آدم زیاده پلیس آمبولانس من و داداشم دویدیم سمت خونه پلیس جلو منو گرفت گفتیم خونه ماست عمو آمد سمت ما رفتیم بغل عمو دیدیم دو تا جنازه از خانه آوردن بیرون بعدش بابامو دستبند زده آوردن بردن داخل ماشین پلیس من و داداشم دویدیم پیش بابا پلیس جلو منو گرفت .رییس پلیس هم محلی ما بود گفت بیاین بابا فقط گفت نگران من نباشید ببرید خونه مامان بزرگ .ما هنوز از هیچ چیز خبر نداشتیم رفتیم خونه مامان بزرگ .تا مامان بزرگ ما را دید گفت کار پسرم خوب بود زد مادرتو کشت من و داداشم اریا شکه شدیم بله مادر من خیانت کرد و بابا در حال خیانت مامانو با مرد همسایه دید و هر دو آنها را کشت .بعد از دو روز بابا را آوردن برای بازسازی صحنه جرم .به جرم قتل عمد .پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری شکایت نکردند گفتند ما شکایت نداریم برادر همسایه که بابام داداششو کشته بود معتاد بود با 100 میلیون سال 94 رضایت داد ولی دادگاه به خاطر جنبه عمومی جرم بابامو 5 سال زندان محکوم کرد زندانی که بعد از یک سال روز ها بیرون بود و شبها زندان .بعد از یک سال که بابام روز ها بیرون بود مادر بزرگم به بابام گفت از کجا معلوم این بچه ها بچه های تو باشند باید بری آزمایش دی آن ای بدی ما را بردن. برای آزمایش بعد از 2ماه جواب آمد .و من بچه بابام نبودم از آن روز روز های تاریک من شروع شد من رو از خانه انداختن بیرون یک شب تو پارک بودم پلیس منو گرفت برد کلانتری زنگ زدن به بابام بابام آمد کلانتری همه چیز را تعریف کرد تا از آنجا زنگ زدن بهزیستی آنها خیلی تلاش. کردند که بابامو راضی کنند ولی نتوانستند بهزیستی زنگ زد به دادیم انها که همین را گفتند بعد از چند روز بابام آمد بهزیستی تمام وسایل من را آورد و رفت برای همیشه داداشم آریا بعضی وقت ها می آمد پیشم یک نفر به بابام خبر داد زد سر و دست داداشم و شکست اونم دیگه نیامد درسامو خوندم رشته حقوق دانشگاه قبول شدم الآنم که دارم این داستان را می نویسم داخل یک کارگاه خیاطی کار می کنم همین جا هم می خوابم الان هم ترم 3 رشته حقوق هستم انشالله آینده را درست میکنم
خیانت بدترین چیز در دنیا است ای کاش دیگه چنین چیزی
برای کسی پیش نیاد
پایان دریا 🥹🥹🥹😢😢😥
پایان

نوشته: دریا

بازدید 16,109

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

31 پاسخ به “خیانت مامان”

  1. گناه تو چی بوده؟حداقل خانواده ی مادرت باید ازت نگهداری میکردن.من خودم حاضرم باهات ازدواج کنم و تا آخر عمد مواظبت باشم. اگه خواستی دایرکتم پیام بده

  2. واقعاً ناراحت و متاسف شدم. خیلی سخته که توان بیشعوری مادر و پدرت رو توباید بدی.

  3. اگه واقعی باشه نمیدونم چی باید گفت لعنت به مادرت که زندگی توبا برادرت وپدرت، رو تباه کرد اما تو را که مقصر نبودی باید پدر واقعی تو مسئولیت تو رو گردن می‌گرفت .

  4. اگه داستان مال ۱۳۹۳ باشه که تو ده ساله باید باشی چرا الکی داستان میسازی از خودت ؟ هدفت چیه ؟ میخوای بگی خیانت خوب نیست ؟ باشه قبول اما اینطوری میگی که بدتر هست کار تو

  5. جاکش، این داستان یا خاطرتو باید بدی مجله چاپ کنه، نه اینکه بیاری تو سایت بکن تو. فازت چیه

  6. میشه گفت پدرش بیشعوره، چون اونم حقی داشته اما مادرش بد کرده . البته نمیشه داوری کرد . اماخیانت خیلی نادرسته ،واقعا چنین کاری و نمیشه با هیچ منطقی قبول کرد .اما واقعا اگر واقعیت باشه مقصر این دختر نیست که تاوان کار نادرست دیگران و این پس داده .جوانی و کودکی و نوجوانی اش نابود شده بخاطر هوس مادرش.

  7. مامانت خیانت کرده تو بچه بابات نیستی ،بابات زده مامان و دوس پسر مامانتو کشته ،عجب زندگی غم انگیزی ،امیدوارم در ادامه زندگیت خوشبخت و موفق باشی ،

  8. اینکه خیانت بدترین کار دنیا هست شکی نیست حتی درحق کسی که بهت بدی کرده برات کم وکسر گذاشته و… هم خیانت کارکثیفی هست وبا هیچ بهانه ای نمیشه موجه نشونش داد اما اون مثلا پدر تو هم که گفتی خیلی آدم بی معرفتی بوده مگه گناه تو چی بوده که بیرونت کرده از خونه واقعا این چنین فردی ونباید زنش وگایید؟

  9. باران‌جان اول واقعا از صمیم قلب ناراحت شدم و آرزو میکنم آینده سرشار از آرامش و خوشبختی داشته باشی.دوم به چرت و پرت آدم‌ها بخصوص این‌هایی که رُخ سومرمن گرفتن اصلا گوش نکن و به هیچکس اعتماد نکن.همه‌ی این به ظاهر جنتلمن‌ها فقط دنبال هوا و هوس خودشون هستن.الا فقط تمرکزت رو بذار برای درس‌خوندن.

  10. قانون بلد نيستياگر مردي زنش و مرد ديگرو ببينه در حال زنا و ايناميتونه بكشه جفتشون رو و تبره ميشهاصلا رضايت اينا نميخواست

  11. دریا دیسلایک دادمچون خیلی چرت نوشتیچون پسر بچه ای هستی که داستانی شنیدی و باهاش همزاد پنداری کردی و خودت رو جای اون دختر جا زدی

  12. خدا میدونه نویسنده ش پسره یا دختر و اصلا راسته یا دروغ،تو این وسط ۱ مشت جقی الاف نوشتن بیا خصوصی درد دل کنیم،اخه چه درد دلی میخوایید جق بزنید این همه عکس تو سایت

  13. برو از پدره شکایت کن به جرم قتل مادرتاون دیگه پدرت نیستبه عنوان ولی دم شاکی بشوحق نداشته مادرتو بکشهو شاید پدر واقعیت هم اون مرده که کشته شده بوده

  14. زده داستان سکسی ، این کجاش سکسی بود؟ مگه داریم سریال آقای قاضی نگاه میکنیم؟

  15. حتی اگر داستان هم باشه بالاخره اینجور موارد تو واقعیت رخ میدهیک موضوعی رو هم ده سال پیش تو دانشگاه یه استادمون صحبت کرد برای کسی میشناخته اتفاق افتاده بود.واقعا قدرت تفکر انسان عاجز میمونه از تصمیم و نتیجه

  16. دریا جان عزیزم ان شاء الله از ته دلم برات آرزو میکنم هرگز هرگز هرگز هرگز نرگز در شرایطش قرار نگیری، تا در اون شرایط نبودی تا دلت میخواد حرف های قشنگ بزن و ادای تنگارو در بیار ، اما امان از اون لحظه ای درست بیاد و بشینه روی پاهات ، دیگه نمیدونی چی میشه و چی پیش میاد، عزیزم فقط خواستم بگم نمیتونی بخدا نمیتونی کسی را قضاوت کنیم، بیایم باور کنیم ما هیچی از آدم های دیگه و شرایط و دلایل کارهاشون نمی‌دونیم حتی اگه اون شخص نزدیک شخص بهمون باشه، شادی قلبت و خنده های لبانت را آرزومندم…

  17. هر جور به داستان و قصه دریا جان نگاه کنی ی حسی پشت این کلمات هست که میگه فقط صبر کن و بزار بهت نشان میدم چطور برای که سرت آوردن سرشون میارم اونم با موفقیت تو در رشته حقوق.اینکه روزی تورو به گرانترین وکیل شهر تبدیلت میکنم تا بفهمند لیاقت داشتن یعنی چی

  18. اگر مرد همه نیازهای همسر خودشو چه مادی و معنوی مخصوصا نیاز جنسی و عاطفی بر آورده کنه،احتمال خیانت زن خیلی کمه،اما اگر خیانت هم کرد مرد نباید این اجازه را به خودش بده که اونو به قتل برسونه مخصوصا اگر بچه داشته باشه چرا که با این کار در واقع بچه ها را هم کشته و آن بچه ها تا آخر عمر از لحاظ روحی زجر خواهند کشید بهترین کار همان طلاق دادن زن است چون اینطوری زن زجر بیشتری می کشه

  19. دریا عزیز، نوشتن چنین مطالبی نشون میده که کسی رو برای حرف زدن و درد و دل کردن نداری؛ اگر غمی توی دلته، بخاطر این مسئله خیلی سنگین‌تر می‌شه. باید بدونی که نبود همدرد بزرگترین غم دنیاست (البته ب دید خودم)وقتی غم و اندوه سراغ آدم میاد، بخاطر سکوت و آرامشی که تو اون حس و حال داره، باعث میشه که ناخواسته لذت ببری و تنهایی و افکار پوچ ادامه‌دار میشه و ممکنه سال‌ها ادامه داشته باشه.دیگران آتیشو انداختن تو زندگیت، خودت شعله ورش نکن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید