سلام اسمم فاطمه ۲۵سالمه قدبلند چاق اصلااا نیستم پاهای لاغری دارم کون نرمی دارم سفید هستم سینه۷۰نسبتا گرد چهره خوبی دارم به خودم میرسم من با محمد۳ساله ازدواج کردم من ادم فوق العاده حشری و فانتزی های خاص و محمد ادم نرمال اولین بار که بامحمد سکس کردم فهمیدم بیچاره شدم شوهرم ورزشکاره با کیر خیلی کوچیک نسبت به کیر دوس پسرایی که داشتم خیلی کوچیک بود و مدام تو سکس سوال میکرد که اینجوری خوبه الان خوبه و رو مخم بود ولی خب شوهرم بود حتی یبار موقع خوردن کیرش بهش گفتم خیلی کوچیکه کیرت یکار کن بزرگ بشه ک ناراحت شد بگذریم قرار شد بریم سفر به رامسر ما همراه۳خانواده دیگه رفتیم یکی از این خانواده ها که عموی محمد میشد یه پسر ۲۰ساله داشت به اسم مهدی خوشچهره سفیدرو و بامزه که با محمدم خیلی جور بود و همبازی بودن تو بچگی توی اون سفر از اولم سفر نگاهش به من فرق کرده بود نمدونم چرا قشنگ معلوم بود با چشاش داره منو میخوره ولی خب یه حس بود شب دوم دیدم یه اکانت فیک تلگرام پیام داد فاطمه منم سجاد(دوس پسر سابقم قبل ازدواجم) منه خررر باور کردم و یاد قدیم باهاش حرف زدم بعد یکی دوساعت درد و دل از سکس هامون حرف شد و من وا دادم بهش گفتم که شوهرم کیرش کوچیکه و کلی حرفای سکسی زدیم اخرم خدافظی کردیم و پاک کردیم چتارو ولی یه ساعت بعد مهدی تو تلگرام تمام چتارو فرستاد برام و من درجا اشکم دراومد ک بعدا فهمیدم مهدی از رابطع من با سجاد مطلع بوده و من بدون هیچ قید و شرطی سفره دلمو براش باز کردم
نمیدونستم چه گهی بخورم فقط گفتم کارت خیلی زشت بود با محمد میگم اونم گف حتما بگو از کیر کوچیکش و هزاران درد و دل دیگه کردی باهام
منم نمیدونستم چی کنم هیچی نگفتمو گفتم پیام نده دیگه گف چیو پیام نده ساعت ۱۰قراره همه خانوما برن لب ساحل تو پیچ بده وسطش کارت دارم گفتم چیکار گفتم خودت چی فکر میکنی؟ گفتم نمیدونم گف کلا نیم ساعت میخوامت شوک شدم و حسابی ریدم بهش اونم شروع کرد حرف بزن ک فاطمه از وقتی با محمدی تو گفتم کف لبای درشت و قرمز بدن باربی و سفیدت اون چهره سکسیت توروخدا نزار این فرصت بپره قولم میدم همین یه باره و تکرار نمیشه الانم اصرار نمیکنم پایه بودی بعده رفتنت یه ربع بعدش بیا سمت میدون اصلی تو ماشینم من
منم شوک بودم سین زدم ج ندادم از یه طرف آتو داشت از یه طرف از تو اصن استفاده نکرد و واقعا فقط منو میخواست از یه طرف ۳سال سکس خوب نداشتم همه اینا سر در گمم کرده بود رفتیم سمت ساحل یه شلوار پارچه ای سبز گشاد با کتونی با لباس گشاد آبی تنم بود زیرشم یه ست مشکی داشتم وسطای ساحل گردی گفتم بچه ها من میرم سمت خونه الان میام کلا ۱۰دقه نبود یکی از خانوما گفت بذار باهات بیام گفتم نه میرم میام تنها میرم بزور پیچش دادم رفتم سمت میدون دیدم ماشین ۲۰۶صندوق دارش اونجاست چراغ زد رفتم با کلیییی دلهره سوار ماشین شدم و درجا شروع کردم غر زدن سرش گفتم تو از من۵-۶سال کوچکتری چجوری جرات کردی اخه بچه الانم فکر نکن برای کاری اومدم و …
اون گفت از روز عروسی تو کفه منه و اصلا نمیخاد زندگیمو بهم بریزه و خودت همه حرفارو زدی و آون سجاد فقط من اطلاع نداشتم از قبل و خودت همه چی گفتی و من اصراری نکردم
خلاصه آخرش این شد که گفت الان جفتمون میدونیم چی میخوایم اگه پایه ای بریم یه گوشه فقط من طعم لباتو بچشم فقط همین
سریع رفتیم یه کوچه تنگ سمت کوچه ها ویلا پارک کرد خاموش کرد شیشه هاشم دودی بود جفتمون لال بودیم ک من گفتم بریم اگ قرار نیست کاری کنیم حسابی خیس بودم
شالمو از سرم برداشت لباشو اورد سمتم و لبامون رفت تو همممم خیلی لباس خوبی داشت حس شهوت و آرامش داشت حسابی لب گرفتیم ک دستش یکی از سینه هامو گرفت اخخی گفتم که باعث شد مطمئن بشه کسم در اختیارشه در جا دکمه هامو باز کرد و سینه ها از سوتین درآورد شروع کرد خوردن
-اوووفففف اروممم مهدی گازش نگیرررر
+جووونننن چ نرمه ولی خیلی بزرگ نیییس
_ایییی اروممم بخور اههههه
+جون چه بدن صاف و نرمی داری دختر
دستمو گرفت گذاشت رو کیرش از رو شلوار ک بزرگ بود دم گوشم گفت میخوریش گفتم درش بیار
درش اورد یه کیره خوشگل و بلند و نازک با رنگ سفید لبو کشیدم روش گذاشتم تو دهنم ۵دقه بکوب خوردم اهش در اومده بود گفت یکم دیگ بخور ابم میاد بخوووررر فاطمه جووون بخورشششش جوووننننن خوردمم تخماشو مالیدم ک با داد و هوارش آبش خالی شد رو دستم
یکم صبر کردیم دستمال داد و پاکش کردم خجالت میکشیدم ازش لباسامو اوکی کردم رفتیم کلا همه اینا نیم ساعت شد
حسابی حشری بودم پیام بازی کردیم و من یقین داشتم باید منو بکنه قرار شد فردا شب همین حرکت اجرا بشه اون یه رفیق داره تو رامسر ک مغازه داره و کلید مغازشو میده
فردا شبش حسابی داغون بودم و کلی استرس داشتم محمد حتی فکر اینکه من سکس بخوام نداشت اون مهدی ولی مدام حشری میکرد من طبق روال که خانوما هرشب تو پایان سفر می رفتیم ساحل پیچ دادم ک خیلی سخت بود این مرحلش سریع گازو گرفتیم سمت مغازش ک بسته بود مهدی باز کرد و کرکره بالا داد من بعدش رفتم داخل تو لب هم رفتیم قشنگ یه فرش وسط مغازه پهن بود با دستمال و آب لب همو خوردیم گردنمو حسابی لیس زد و سینه هامو حسابی خوردش درجا شلوار با شورت درآورد من خجالت کشیدم بدون حرف خودش لخت شد و سرش رفت وسط کس من
اخخخخخ مهدی بخورررررررررر بخورررر۳سال کسی مخورده برامممم جووووننننن اهههه بخور بخور داره ابم میاد همینجوری اره ارررررهههههه اااااهههههههه اهههههه اومد اومدددددددد ایییییییی جووونننننننن
لرزیدمم ابم اومد یکم براش خوردم خیس شد گف بخواب به کمر تنظیم کرد و تا خایش گذاشت توششششش اههههییی کشیدیمممم انگار تا حالا سکس ندیدیم مدام ناله میکردمممم ایییییی مهدی کسمممممم ارومممم ترررر بزن
اونم مدام قربون صدم میرفت جوونننن چشمایی داری جوووونننن چ بدنی داری فاطمههههه چ نرمی داگی بگیر ببینمممم
داگی شدم از کون و پهلوم هام گرفته بود با تمام توان میکرد خیلی حاااللل کردمم زیرش محمد یادم رفته بود و ناله میکردمممم جوننننن اوففف بکننننن
اونم کم نمیذاشت نوک سینه هامو می کشید گردنمو میخورد بوسم میکرد گازم می گرفت ریز اخر خوابیدم کامل زمین افتاد روم سنگینشو عشششق کردمممم ۵دقه محکم اونجوری کرد گردنمو فشار میداد کمرمو لیس میزد کونمو چنگ میزد گف ابمو بریزم رو صورت خوشگلت فاطمه گفتم بریز بعد یکی دو دقه پاشد منم نشستم رو زانو و تمام آبشو خالی کرد رو صورتم کیرش خوابید منم پاک کردم ابشو حسابی لب گرفتیم و رفتیم سمت ویلا بهترین سکسم بود انگار یه پسر۲۰ساله از خودم کوچیکتر با صورت بیبی فیس کس زن همبازی بچگیش گذاشت
بعده اون ۳بار دیگ بهش دادم و اگ پیش بیاد بازم میدم
نمیدونستم چه گهی بخورم فقط گفتم کارت خیلی زشت بود با محمد میگم اونم گف حتما بگو از کیر کوچیکش و هزاران درد و دل دیگه کردی باهام
منم نمیدونستم چی کنم هیچی نگفتمو گفتم پیام نده دیگه گف چیو پیام نده ساعت ۱۰قراره همه خانوما برن لب ساحل تو پیچ بده وسطش کارت دارم گفتم چیکار گفتم خودت چی فکر میکنی؟ گفتم نمیدونم گف کلا نیم ساعت میخوامت شوک شدم و حسابی ریدم بهش اونم شروع کرد حرف بزن ک فاطمه از وقتی با محمدی تو گفتم کف لبای درشت و قرمز بدن باربی و سفیدت اون چهره سکسیت توروخدا نزار این فرصت بپره قولم میدم همین یه باره و تکرار نمیشه الانم اصرار نمیکنم پایه بودی بعده رفتنت یه ربع بعدش بیا سمت میدون اصلی تو ماشینم من
منم شوک بودم سین زدم ج ندادم از یه طرف آتو داشت از یه طرف از تو اصن استفاده نکرد و واقعا فقط منو میخواست از یه طرف ۳سال سکس خوب نداشتم همه اینا سر در گمم کرده بود رفتیم سمت ساحل یه شلوار پارچه ای سبز گشاد با کتونی با لباس گشاد آبی تنم بود زیرشم یه ست مشکی داشتم وسطای ساحل گردی گفتم بچه ها من میرم سمت خونه الان میام کلا ۱۰دقه نبود یکی از خانوما گفت بذار باهات بیام گفتم نه میرم میام تنها میرم بزور پیچش دادم رفتم سمت میدون دیدم ماشین ۲۰۶صندوق دارش اونجاست چراغ زد رفتم با کلیییی دلهره سوار ماشین شدم و درجا شروع کردم غر زدن سرش گفتم تو از من۵-۶سال کوچکتری چجوری جرات کردی اخه بچه الانم فکر نکن برای کاری اومدم و …
اون گفت از روز عروسی تو کفه منه و اصلا نمیخاد زندگیمو بهم بریزه و خودت همه حرفارو زدی و آون سجاد فقط من اطلاع نداشتم از قبل و خودت همه چی گفتی و من اصراری نکردم
خلاصه آخرش این شد که گفت الان جفتمون میدونیم چی میخوایم اگه پایه ای بریم یه گوشه فقط من طعم لباتو بچشم فقط همین
سریع رفتیم یه کوچه تنگ سمت کوچه ها ویلا پارک کرد خاموش کرد شیشه هاشم دودی بود جفتمون لال بودیم ک من گفتم بریم اگ قرار نیست کاری کنیم حسابی خیس بودم
شالمو از سرم برداشت لباشو اورد سمتم و لبامون رفت تو همممم خیلی لباس خوبی داشت حس شهوت و آرامش داشت حسابی لب گرفتیم ک دستش یکی از سینه هامو گرفت اخخی گفتم که باعث شد مطمئن بشه کسم در اختیارشه در جا دکمه هامو باز کرد و سینه ها از سوتین درآورد شروع کرد خوردن
-اوووفففف اروممم مهدی گازش نگیرررر
+جووونننن چ نرمه ولی خیلی بزرگ نیییس
_ایییی اروممم بخور اههههه
+جون چه بدن صاف و نرمی داری دختر
دستمو گرفت گذاشت رو کیرش از رو شلوار ک بزرگ بود دم گوشم گفت میخوریش گفتم درش بیار
درش اورد یه کیره خوشگل و بلند و نازک با رنگ سفید لبو کشیدم روش گذاشتم تو دهنم ۵دقه بکوب خوردم اهش در اومده بود گفت یکم دیگ بخور ابم میاد بخوووررر فاطمه جووون بخورشششش جوووننننن خوردمم تخماشو مالیدم ک با داد و هوارش آبش خالی شد رو دستم
یکم صبر کردیم دستمال داد و پاکش کردم خجالت میکشیدم ازش لباسامو اوکی کردم رفتیم کلا همه اینا نیم ساعت شد
حسابی حشری بودم پیام بازی کردیم و من یقین داشتم باید منو بکنه قرار شد فردا شب همین حرکت اجرا بشه اون یه رفیق داره تو رامسر ک مغازه داره و کلید مغازشو میده
فردا شبش حسابی داغون بودم و کلی استرس داشتم محمد حتی فکر اینکه من سکس بخوام نداشت اون مهدی ولی مدام حشری میکرد من طبق روال که خانوما هرشب تو پایان سفر می رفتیم ساحل پیچ دادم ک خیلی سخت بود این مرحلش سریع گازو گرفتیم سمت مغازش ک بسته بود مهدی باز کرد و کرکره بالا داد من بعدش رفتم داخل تو لب هم رفتیم قشنگ یه فرش وسط مغازه پهن بود با دستمال و آب لب همو خوردیم گردنمو حسابی لیس زد و سینه هامو حسابی خوردش درجا شلوار با شورت درآورد من خجالت کشیدم بدون حرف خودش لخت شد و سرش رفت وسط کس من
اخخخخخ مهدی بخورررررررررر بخورررر۳سال کسی مخورده برامممم جووووننننن اهههه بخور بخور داره ابم میاد همینجوری اره ارررررهههههه اااااهههههههه اهههههه اومد اومدددددددد ایییییییی جووونننننننن
لرزیدمم ابم اومد یکم براش خوردم خیس شد گف بخواب به کمر تنظیم کرد و تا خایش گذاشت توششششش اههههییی کشیدیمممم انگار تا حالا سکس ندیدیم مدام ناله میکردمممم ایییییی مهدی کسمممممم ارومممم ترررر بزن
اونم مدام قربون صدم میرفت جوونننن چشمایی داری جوووونننن چ بدنی داری فاطمههههه چ نرمی داگی بگیر ببینمممم
داگی شدم از کون و پهلوم هام گرفته بود با تمام توان میکرد خیلی حاااللل کردمم زیرش محمد یادم رفته بود و ناله میکردمممم جوننننن اوففف بکننننن
اونم کم نمیذاشت نوک سینه هامو می کشید گردنمو میخورد بوسم میکرد گازم می گرفت ریز اخر خوابیدم کامل زمین افتاد روم سنگینشو عشششق کردمممم ۵دقه محکم اونجوری کرد گردنمو فشار میداد کمرمو لیس میزد کونمو چنگ میزد گف ابمو بریزم رو صورت خوشگلت فاطمه گفتم بریز بعد یکی دو دقه پاشد منم نشستم رو زانو و تمام آبشو خالی کرد رو صورتم کیرش خوابید منم پاک کردم ابشو حسابی لب گرفتیم و رفتیم سمت ویلا بهترین سکسم بود انگار یه پسر۲۰ساله از خودم کوچیکتر با صورت بیبی فیس کس زن همبازی بچگیش گذاشت
بعده اون ۳بار دیگ بهش دادم و اگ پیش بیاد بازم میدم
نوشته: فاطمه
11 پاسخ به “خیانت در سفر”
۳ ساله کسی مخورده برام؟غلط املایی داری اونم زیا د،اسکل جقی اول برو جق بزن ذهنت باز بشه بعد بیا چرت و پرت تف بده،یه پسر کم سن جقی که هیچ دختری بهش محل سگ هم نمیذاره و فقط میاد فانتزی هاش رو می نویسه و یه اسم دختر هم گذاشته تو پروفایلش
فاطمه ۸-۹ ساله از رامسر
فاطمه ۵ ساله از رامسر
فاطمه دارم میام رامسر کجا بیام بکنمت
نمی تونستی طلاق بگیری بعد بدی
بد نبود ولی بهتر میشد اگر موقع نوشتن دستت رو از توی شرتت نمیکردی.
موقع تایپ کمتر جق بزن که اینهمه غلط غلوط ننویسی
پسر جان نگران نباشبزرگ که شدیکسدهم از نزدیک میبینیکس هم میکنی
عالی بود
نوش جونتون
خدا شانس بده مگه میشه؟ مگه داریم؟