خواهرزن دانشجوی من

من داماد خانواده ای با سه دختر هستم . دختر اولی ازدواج کرد و تهران زندگی می کنه . من دو سال پیش با دختر دومی ازدواج کردم و دختر سومی هم دانشجوی رشته معماری هست توی شهر زیبای همدان.
من لیسانس پیام نور هستم و چون نتونستم کاری پیدا کنم با پدرم شراکتی کامیونت خریدیم و من شدم راننده کامیون.
چون خانواده خانمم پسری ندارن بیشتر کارهاشون به عهده من هست و با اونا هم راحتم . با خواهر خانم دانشجوم ثمانه هم همینطور.
چند ماه پیش ثمانه با اتمام ترم اول اومده بود خونه . من باری برای نهاوند داشتم و روز قبل حرکت ، خونه پدر خانمم عنوان کردم . ثمانه گفت چه خوب پس منم همرات میام و با اتوبوس نمیرم . بقیه هم تایید کردند و فردا صبح راه افتادیم . ثمانه بعد راه افتادن مانتوش رو دراورد و گرفت خوابید. نگاه کردن به موهای بلند و صورت زیباش برای جذاب بود . ساعت 9 سر پلیس راه نگه داشتم که ثمانه هم بیدار شد . سرو صورتش رو شست . حصیر پهن کردیم و صبحانه دلچسبی خوردیم و راه افتادیم . تو مسیر از همه چیز صحبت می کردیم . از دانشگاه ، خوابگاه ، درس و همکلاسی هاش میگفتیم و میخندیدیم تا رسیدیم دم خوابگاه . ثمانه ازم تشکر کرد و رفت ولی خنده هاش تو ذهنم موند.
چند ماه بعد آخرای اردیبهشت باری برای ملایر گرفتم .
خانمم گفت ثمانه چند وقتیه نیومده به مامان بگم وسیله براش بگیره سر راه براش ببری . گفتم مشکلی نیست . مادرزنم خوشحال شد و یک کیف پر وسیله بهم داد . صبح زود راه افتادم و قبل ظهر با رو خالی کردم
ثمانه زنگ زد گفتم کجایی گفت تا ساعت 2 کلاس دارم . گفتم باشه میام پیشت . از دانشگاه که اومد بیرون رفتم جلو و سلام کردم و با هم دست دادیم و خوش و بش کردیم . سوار ماشین شدیم و رفتیم دم در خوابگاه
بهش گفتم اگه دوست داری وسایلو ببر تو بعدش بیا با هم بریم جاهای دیدنی همدان رو ببینیم
گفت چه خوب . باشه الان لباس میپوشم و میام.
بعد مدتی اومد زیبا و با آرایش ملایم . نگاش کردم و گفتم خوشگل خانم کجا باید بریم ؟ . لبخندی زد و گفت اول ببریم باباطاهر. خلاصه رفتیم باباطاهر و بعدش ابوعلی سینا و بعدش هم هگمتانه . داخل هگمتانه غرفه ای داشت که انگشتر های فیروزه میفروخت . به ثمانه گفتم یکیش رو انتخاب کن . تعجب کرد و گفت واقعا؟ گفتم واقعا . یکیش رو انتخاب کرد و گفت خیلی خوشگله . گذاشت تو دستش و کلی ازم تشکر کرد . منم گفتم مبارکت باشه البته تو لیاقتت بیشتر از اینهاست
خلاصه سوار شدیم رفتیم سر راه کافه یه قهوه خوشمزه با هم خوردیم و رفتیم گنج نامه . چون ثمانه از جاهای دیدنی همدان اطلاعات داشت ، مفصل برام توضیح میداد و من هم با دقت گوش میکردم و لذت میبردم
غروب شد . کنار گنج نامه رودخونه ای داشت . کمی خوردنی گرفتیم و از کنار رودخونه رفتیم بالا تا جایی که کسی نبود و ما تنها شدیم . کنار هم نشستیم و مشغول خوردن و حرف زدن . حین صحبت گفت از شما راننده ها خیلی بد میگن درسته ؟ گفتم مثلا چی؟
گفت مثلا خانم سوار میکنن و از این حرفا دیگه.
گفتم من اهل این حرفا نبودم و نیستم ولی حالا که گفتی باید اعتراف کنم که چند ماه پیش یه خانم خوشکل دانشجو رو سوار کردم و تا دانشگاه رسوندم
یهویی یه مشت به بازوم زد و با لبخند گفت منظورت منم شیطون؟ دستشو تو دستم گرفتم و گفتم اره خود خوشکلت شیطون . با هم قدم زنان اومدیم پایین و رفتیم پایین تر از گنج نامه یه رستوران سنتی شام خوردیم . حین شام اعلام کردن که ساعت 9 همینجا اجرای زنده موسیقی دارن و ثمانه لج کرد که باشیم و ببینیم . گفتم در خوابگاه رو می بندن . قبول نکرد و گفت به درک تو ماشین میخوابیم .
اصرارم جواب نداد و موندیم تا برنامه شروع شد . ثمانه اومد کنارم نشست و من دستم رو گذاشتم رو دوشش . اون خودش رو چسبوند به من و با موزیک دست میزد و میخندید .
اجرا که تموم شد ماشین رو بردم یه جای خلوت کنار پارکی با درختهای بلند که جلوتر از رستوران بود .
پشت کامیونت که چادر زده هم بود ،حصیر پهن کردم و روش ملافه انداختم . به ثمانه گفتم یک متکا و یک پتو بیشتر ندارم . گفت اشکال نداره هوا که گرمه .
کنار هم دراز کشیدیم و من هم نور گوشیم رو روشن کردم تا کمی نور داشته باشیم . چرخیدم سمتش و گفتم مرسی از بابت امروز خوش گذشت بهم . خندید و گفت من بیشتر خنده بی اختیار بوسیدمش . تو چشام نگاه و عشوه ای اومد که دلم ریخت . دستمو بردم زیر پیرهنش و پشت سر هم می بوسیدمش . ثمانه هم چشاشو بسته بود و دستش رو رو دستم می کشید
شروع کردم به خوردن لباش . اون هم همراهی میکرد . دستم رو گذاشتم رو سینه هاش و می مالوندم
نفس نفس می زد . گردنش رو میخوردم و نازش می کردم . دستم رو اوردم پایین تا بزارم وسط پاهاش . دستمو کشید . گفتم اروم باش . حواسم هست فقط لذت ببر . شل شد و من هم دستمو گذاشتم رو چاک کسش . پاهاش رو باز کرد . با اب کسش دستمو خیس کردم و گذاشتم تو سوراخ کونش . کم کم کونشو باز کردم . دیگه طاقت نیاوردم و لختش کردم و خودم هم لخت شدم . پاهاش رو گذاشتم رو دوشم و کیرم رو روی کسش میکشیدم . دستم هم روی سینه هاش بود . کم کم کیرم رو فرو کردم تو سوراخ کونش و با دستم چوچولش رو می مالوندم . اروم اروم کیرم تا نصفه رفت تو . هی تلمبه میزدم و با کسش بازی می کردم که دیدم ثمانه ارضا شد . با ارضا شدنش من هم به اوج شهوت رسیدم . اب کیرم رو تو کونش خالی کردم
خیلی حال داد بهم . روش دراز کشیدم و سینه هاش رو می خوردم
واقعا شب به یاد ماندنی ای بود.

نوشته: علی

بازدید 18,869

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

19 پاسخ به “خواهرزن دانشجوی من”

  1. کاری به راست و دروغ داستانت ندارم ولی با کامیون چطوری داخل شهر و این همه جای دیدنی رفتی !!!؟؟؟سعی کن توی زندگی بیشتر برای زن خودت وقت بذاری و با اون بری تفریح وگرنه یکی دیگه انجام میده.

  2. ممنون خیلی خوشم اومد کامل داستانت را حس کردم من همه این منطقه ها گنجنامه بوعلی باباطاهر بودم خیلی از داستانت حض کردم

  3. یکی از ارکان اصلی داستان ها اینه که دختره بعد سکس ازت تشکر کنه. آیا تشکر کرد یا نه؟

  4. یعنی واقعا دخترا به این راحتی به شوهر خواهرشون پا میدن و بهش کون میدن؟ یکی من را توجیح بکنه تا باور کنم.

  5. باز زدی نهاوند امد باهات ملایر بار داشتی وسایل دادند بردی جلو خوابگاه وبه سامانه گفتی بریم جاهای دیدنی همدان را نشانت بدهم بعد ثمانه همه جا را بلد بود و توضیح میداد مطمئنی امشی میل نکردی؟معلوم نیست ساکن کجایید واصل داستان کجا اتفاق افتاده

  6. کیر بابا طاهر عریان همراه گنبد دارز بوعلی تو کون آدم خیانتکار دروغگو ، کدوم دختری بار اول دم کونش بزاری بدون درد و آخ و آوخ تا خایه فرو کنی توش لذت میبرهیا تو دانشگاه کونش رو کاسه کردن یا تو خوابگاه زیر پتو خیار و کدو جا میکنه توش

  7. کص ننه دروغگومن خودم همدانیم تو همدان بوعلی طرح ترافیکه با سواریم نمیتونی بری بعد تو با کامیون رفتی؟گنجنامه منطقه توریستیه به هیچ وجه کامیون نمیزارن برهکدوم پارک نزدیک گنجنامه هست که من بلد نیستمریدم به قبر پدرت دروغگو

  8. یه سرحافظیه هم می‌رفتید قبل غار علی صدر .منار مسجد اموی تو کون آدم دروغگو کونی عقده ای ترسو

  9. اونوقت نهاوند تا همدان یا ملایر تا همدان و سمانه یا ثمانه جونت با چی می رفت؟بعدشم یا تو خیلی دول فندقی یا خواهرزنت که فانتزی کردنش و داری یه کونی حرفه ای است که همون بار اول راحت زدی توشحالا کاری به پوست گوجه و اینا هم نداریم که چسبید به نوک شومبولت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید