خر و استاد رام

مجبور بودیم برا درس خوندن بیشتر از هفت هشت کیلومتر راه بریم تا برسیم به شهر کوچک نزدیک روستامون هرچند راه دور مث خر دهنمونو سرویس کرده بود وای ب اون روزی که وانتای روستا زودتر میرفتن دیگه اون روز چوب ناظم و پیاده رویی پوستمونو میکند اما پیاده رویی موقع برگشتن به خونه برامون خالی از لطف نبود در این مابین میرفتیم سراغ باغ و حیوانات زبون بسته،
ی دوست داشتم راه رام کردن خرا و گاوارو برای کردن خیلی خوب بلد بود و ما اسمشو گذاشته بودیم استاد، با دستش کاری میکرد خود خره میومد بزور بهت میچسپید بکنیش، ی بار چند نفری با بر و بچه فامیل از شهر داشتیم پیاده ب سمت روستا میومدیم دوره راهنمایی بودیم و فقط می‌خواستیم کیرمونو توو هر سوراخی فرو کنیم هنوزم بعضی وقتا دور همی میشینیم و تعریف میکنیم و می‌خندیم یکی از قشنگترین ماجراها همینه که دارم براتون بنویسم
رسیدم به باغای کشاورزی سر هر مزرعه و زمینی گاو و خر بسته بود و زمینا ب قدری بزرگ بود راحت میتونستی خرارو ببری کوهای اطراف بکنی ، دوستم ک بهش میگفتیم استاد رفت توو یکی از همین زمینای نزدیک و ی خر سفید و قد بلند آورد بطوری که برا کردنش باید سنگی چیزی میذاشتیم زیر پامون خلاصه موقعیت کردنو جور کردیم و استاد شروع کرد به آماده کردن مقدمات اول جفت پاهای خرو بست و بعد با حرکات استادانش شروع کرد والیدن کس خر برا آماده کردن عملیات نگو خر بدبخت اسهال داره شدید همین که استاد با دست برد چند حرکت رو کس خره انجام داد ،خرم دمشو داد بالا با نهایت فشار محتویات آبکی شکم
شو رو استاد خالی کرد مثلا استاد ماهر بود و با ی جهش به موقع خودشو کشید عقب ، همین حرکت باعث شد محتویات بریزه رو سر ، صورت و لباسش انگار ی سطل رنگ سبز روش خالی کرده بودن اما استاده ضربه خورده کوتاه نیومد و با اینکه همه از خنده روده بر شده بودیم با دوتا ضربه خرو خوابوند و شروع کرد به گاییدن خره قاطی کرده بود دستشو تا آرنج میکرد توو کس خر بدبخت ما هم فقط کارمون شده بود خنده خلاصه با همون حال خراب هممون ترتیب خر بیچاره‌ رو دادیم ک بفهمه ما از هیچ موقعیتی نمیگذریم حتی اگه اسهال باشه و هممونو سبز رنگ کنه، البته خرم از خجالت هممون در اومد و یکی یکی ماهارو سبز و
کاهی کرد از اون روزای عالی بود ترتیب دادن الاغو نمیگم اون برامون عادی بود اما اینکه از خجالت هممون موقع کردنش در اومد کلی خندیدیم بیشتر حرکت ماتریکسی استاد چسپید ک باعث شد محتویات اسمشو نبر بپاشه رو صورتش الان میگم کاش اون موقع موبایل مث الان ی چیز عادی بود چه صحنه هایی میشد شکار کرد
نوشته: boy-hafkhat

بازدید 18,948

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “خر و استاد رام”

  1. یبار خاطره بز کردنتو مینویسی یبار خاطره خر کردن؟!ای کاش کیر خر تا دسته بره تو کونت که دیگه اینجا مانور ندی …

  2. فردا هم حتما میخوای جریان کون دادنت به کره الاغ کدخدارو واسمون بتعریفی ؟؟؟ 🙂 🙂 😉

  3. اولین باره زیر داستانی پیام میدم ولی چون خیلی خندوندیم خواستم یه حالی بهت بدمناموسا عجب ذهن حال بهم زنی داری 🙄 🙄 🙄

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید