خاطرات شمال حمید و سارا (۳)

شب خیلی خوبی بود ، بیشتر با هم آشنا شدیم بچه ها از خودشون گفتند که سه تایی تو میدون تره بار کار میکنن ’ علیرضا پیمان کاره و میوه خرید فروش میکنه کامران هم سرکارگر با ۱۶ تا کارگر و سعید هم تدارکات برا آماده کردن و سورت کردن میوه ها سعید پدرش رو چند سالی از دست داده بود و مجبور بود درس و ول کنه و کار کنه . بعد از شام چند تا پیک مشروب به سلامتی هم زدیم ، کامران گیتارش رو اورد و با علیرضا کلی ترانه خواندن ، شاد؛ غمگین ، درخواستی… خلاصه که هم پسرای با معرفت و با مرامی بودن هم هنرمند و خوش گذرون اولین بار بود با سارا تو اینجور جمعی راحت و ریلکس و خودمونی بهمون خوش میگذشت . سارا به کامران درخواست ترانه های شاد میداد اونم اجرا میکرد با عليرضا همخوانی میکردن ، سعید خوش اندام هم میرقصید سارا هم که کمی مست شده بود با نگاهش به سعید همون جور نشسته هی تو خودش قر میداد و بشکن میزد گفتم سارا جون پاشو ی دور با هم بریم وسط سارا هم دستمو گرفت به کامران گفت ی امشب شب عشقه هایده رو بزن سعید نشست و دوتایی شروع به رقص کردیم من چون بلد نبودم بعد ی دور رقصیدن نشستم دست میزدم و سارا رو تماشا میکردم انگار بار اول بود اینقدر اندام سارا رو خوب و سکسی میدیدم باسن خوش فرمش که هی میچرخوند و سینه ی خوش سایزش که میلرزوند حسابی منو تو رویا برده بود با چشمای خمارش که بهم چشمک میزد دلم میخواست بخوابونمش و ی دل سیر بکنمش … محو تماشای سارا بودم که بچه ها آهنگ باباکرم رو شروع کردن ، به سعید اشاره کردم گفتم پاشو ی دوری هم تو بزن سعید هم پاشد اونم دلبری میکرد طوری باسنش میچرخوند که انگار داره با سارا رقابت میکنه من که از سفیدی و تپلی سعید خوشم اومده بود تو اون حال مستی رفته بودم تو رویای کردن سعید . تو سکس هام با سارا هر وقت تقاضای کون میکردم سارا میگفت منم خیلی دلم میخواد ولی دردش نمیتونم تحمل کنم . با خودم گفتم کاش موقعیتی پیش میومد ی حالی با سعید میکردم . داشتم به علیرضا و کامران فکر میکردم که کیس به این خوبی رو هر وقت بخوان میکنن ناخودآگاه نگاهشون کردم دیدم حسابی دارن سارا رو دید میزنن من که بعد از چند سال داشتنش اینقدر لذت میبردم اونا که دیگه معلوم بود … البته راست میگن از نخورده بگیر بده به خورده . سارا هم با سعید حسابی خوش میگذروند راحت دستاش گرفته بود چشم تو چشمش می رقصید . ی آن تصور کردم الانه که لب تو لب بشن نمیدونم از رو حسودی بود یا چیز دیگه پاشدم دستای سارا رو گرفتم ی دور باهاش زدم ، بهش گفتم خسته شدی خانومی بسه دیگه بشین ی کم استراحت کن . نشوندمش ی لیوان آب خنک هم براش اوردم خورد گفت حمید جوون خوابم میاد . گفتم باشه میخوابیم … از پسرا تشکر کردم گفتم بچه ها شما راحت باشید من و سارا جوونم میخوایم بخوابیم . علیرضا دوتا پتو به ما داد دو تا هم برا خودشو سعید . کامران هم رفت تو کیسه خواب خودش
وقتی چراغ شارژی رو خاموش کردن سارا چسبید بهم و حسابی تو بغل فشارم میداد و ریزه ریزه بوسم میکرد حال به حال میشدم . خیلی دلم میخواست الان تو خونه خودمون بودم و لختش میکردم با چند تا پوزیشن مختلف هوسم و خالی میکردم انگار سارا هم از من حشری تر بود . چند دقیقه در سکوت همدیگه رو فشار دادیم بعد سارا چرخید و پشتش کرد به من باسنش جا داد تو بغلم. خونه که بودیم هر وقت میخواست همین شکلی خودش رو به من میچسبوند . دستش رو از زیر تنه اش اورد و کرد تو شرتم . حسابی حشری شده بودم . یواش تو گوشش گفتم بریم بیرون بزنیم و بیایم بدون اینکه جوابمو بده شرتش کشید پایین کیر منم از تو شرت در آورد چسبوند لای باسنش یواش گفتم خوشگلم مگه میخوای؟ کیرم فشار داد گفت اوووم بعد گذاشتش لای پاش دیدم وای چقدم خیس کرده فقط موقع دیدن سکسهای تریسام اینجوری می شد . حسابی هوس کرده بود مست مشروب هم بود خودش سرش گرفت و گذاشتش دم کصش . بعد ی کم باسن داد به عقب و شروع کرد آروم آروم عقب و جلو کردن دوتایی بی‌خیال اینکه تا پسر دیگه هم تو فاصله دومتریمون خوابیدن داشتیم یکی از خوش خاطره ترین سکسهامون میکردیم مخصوصا سارا که عاشق سکس تو تاریکی و پوزیشن قمبلی و مستی شراب بود… منم که انگار با حوری بهشتی بغل خواب شده بودم از پشت سینه هاش چسبیده بودم و داشتم گردنش بوس میکردم که با ی فشار خاصی آبم اومد استپ کردم سارا هم ی آه سکسی کشید فهمیدم اونم از فشار شهوت خالی شده … وقتی تو بغلش آروم گرفتم متوجه علیرضا و سعید شدم که اونا هم تو هم قفل شده بودن و داشتن زیر پتو وول میخوردن و معلوم بود علیرضا هم داره ترتیب سعید و میده دوباره رفتم تو فکر‌ سعید با اینکه سارا باسنش چسبونده بود بهم و حال اساسی بهم داده بود دلم میخواست جای علیرضا بودم و سعید رو از پشت میکردم با خودم گفتم کاش اینقدر رومون باز شده بود که سارا رو میدادم به علیرضا و سعید و خودم میکردم تو رویای سارا بودم که همش رفتار سارا میومد تو ذهنم .
هیچ تمایلی به اون دوتا نشون نمیداد ولی با سعید فرق میکرد فکر کردم شاید بخاطر بچه دار نشدنمونه آخه سارا هیچ وقت بچه دار نمیشد و عصر هم وقتی دیدم با سعید اینقدر راحت و ریلکس داره لاس میزنه حتی موقع تشکر لپش هم کشید اصلا ناراحت نشدم یا موقع رقصیدن دستش گرفته بود و داشت با چشمای خمارش نگاهش میکرد فهمیدم اونم از سعید خوشش اومده ولی نه مثل من .‌ من از رو شهوت سعید میخواستم سعید که هم خوشگل و تپل و سفید بود هم راحت کون میداد . اینم متوجه شدم علیرضا و کامران از سارا خوششون اومده و تو کف سارا خوابیدن .پارادوکس عجیبی مغزم گرفتار کرده بود . تو همین فکرو خیالها بودم که علیرضا همکارش با سعید تموم شد و خوابیدن منم شرت خودمو سارا رو بالا کشیدم و سعی کردم بخوابم سارا که انگار هفتاد سال خوابش برده ولی من موندم و کلی فانتزی سکسی که تو سرم میچرخید … ی بار خودمو تو بغل سعید حس میکردم …ی بار سارا رو تو بغل سعید … ی بار سارا چسبیده به سینه من و سعید از پشت چسبیده به سارا … ی بار سعید از پشت کرده تو سارا منم از پشت کردم تو کون سعید و دستام رو سینه سارا و کلی منظره و فانتزی جورواجور دیگه … تا این که خوابم برد .
صبح با صدای سارا بیدار شدم گفتم بیا بریم دستشویی پانشدم هنوز نمیدونستم کجام و چکار میکنم رفتیم بیرون تا دو تا نفس عمیق کشیدم حسابی سرحال شدم … آفتاب زده بود بوی جنگل و بارون و صبح قشنگ انرژی خاصی میده
وقتی برگشتیم چادر، پسرا هم بیدار شده بودن و داشتن مرتب میکردن . صبحونه خوردیم و ازشون خداحافظی و تشکر کردیم . علیرضا با لبخند پرسید خوب خوابیدید و هردومون که میدونستیم چه غلطی کردیم با‌ خنده گفتم اره خوش گذشت ازتون خییلی ممنونم و دعوتشون کردم شب بیان سوییت که اونام قبول کردن … شماره هم رد و بدل کردیم و راه افتادیم به سمت ماشین …

نوشته: حمید و سارا

ادامه…

بازدید 7,320

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “خاطرات شمال حمید و سارا (۳)”

  1. دوستان حتما به همسراتون کون بدین!وگرنه از شدت علاقه به کون مجبور میشن بیان سراغ کون ما و خب ما هم مجبور میشیم کمکشون کنیم طعم داغ کونو بچشن :)))

  2. چهارتا خط چرت و پرت نوشتی و اسمشو گذاشتی داستان؟حداقل اونقدری بنویس که یه تکونی به کیرمون بدی. تو که اینقدر کوتاه نوشتی، زیر یکی از داستانها به ثورت کامنت مینوشتی دیگه😂😂😂😂😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید