سلام دوستان اسم من مریمه و سنم 33 هست این خاطرات در مورد زمانی که تینیجر بودم و یه از پسر همسایه مون که دو سال بزرگتر بود و اسمش هم کاظم بود خیلی خوشم میآمد ما موقعی که بچه بودیم با هم خیلی رفت آمد می کردیم و من از همون موقع ها ازش خوشم میآمد یه روز که از مدرسه میآمد تو راه همو دیدیم و با هم پیاده میآمدیم و درباره بچگی هامون حرف میزدیم قبل از این که به خونه برسیم تصمیم گرفتم که بهش بگم که از خوشم میاد ولی دیدم اگه یکدفعه ای بگم شاید جواب رد بشنوم برای همین ازش خواستم که بعد از ظهر اگه وقت داره اونو داخل یه کافه ببینم و خدارو شکر قبول کرد و قرار شد ساعت پنج همو ببینیم خیلی دلواپس بودم که قبول نکنه نزدیک ساعت چهار بود شروع کردم به لباس پوشیدن و آرایش کردن بعد تمام شدن آرایشم رفتم سمت کافه و رسیدم دیدم که آمده و نشسته رفتم سمتش خیلی استرس داشتم نشستم روبه روش و شروع کردم به حرف زدن بعد یه ساعت حرف زدن بهش گفتم من ازت خوشم میاد اگه موافق باشی یه رابطمون رو شروع کنیم اونم بعد یه دقیقه بهم گفت که منم ازت خوشم میاد و خیلی خوشحال شدم وقلبم داشت از جاش در میاومد بعدش رفتیم و داخل خیابون قدم زدیم و بعدش هم از هم جدا شدیم تو راه خونه خیلی خوشحال بودم رسیدم خونه و بعد یه ربع دیدم پیام آمده و خودش بود بهم پیام داده بود که خونه رسیدی منم در جواب گفتم اره ممنون عزیزم یه یک ماه از رابطه همون گذشت خانواده رفته بودن مسافرت و خونه تنها بود منم برایش غذا میبردم هر چند وقت یکبار یه دفعه که رفته بودم خونشون غذا رو بدم گفت بمون یکم حرف بزنیم منم قبول کردم شروع کردیم به حرف زدن که هر از گاهی دستش رو رو موهام میکشد که بهم حس خیلی خوبی میداد و هم خجالت میکشیدم و ناگهان شروع کرد به بوسیدنم یه دفعه ای خودم عقب کشیدم هر چند از یه طرف میخواستم ادامه بدم و از یه طرف حس بدی داشتم وقتی خودم عقب کشیدم احساس خجالت و عصبانیت رو تو صورتش دیدم با صدای رو به بالا بهم گفت که اگه منو دوست نداری پس چرا بهم پیام میده منم بهش گفتم معذرت میخوام ولی الان زوده به نظرم برای این کارا از طرفی دلم طاقت ناراحتی شو نداشت بنابراین خودم شروع کردم به بوسیدنش که شروع کرد به در آوردن لباسامون من تیشرت اونو دراوردم و اون هم مانتومو همینجور که لب میگرفتیم دستش رو برد سمت کسم که دستش رو پس زدم باز ناراحت شد فهمیدم که نمیتونم بیشتر از این مقاومت کنم باید یا باهاش سکس کنم یا قید رابطمون رو بزنم بنابراین باید از خط قرمز هام عبور کردم و من هم دوست نداشتم که تا بعد ازدواجمون رابطه کامل داشته باشم بنابراین بهش گفتم من نمیتونم این کار رو کنم ولی میتونم برات جق بزنم یا لاپایی بزارم بزنی که در جواب بهم گفت این کارا رو خودمم میتونم انجام بدم که از طرفی بهم برخورد ولی از طرفی هم دوسش داشتم بنابراین یه ایده به ذهنم رسید و بهش گفتم میتونم برات ساک بزنم اون هم قبول کرد و نشست رو مبل و لم داد بهم گفت شلوار شو بکشم پایین و بشینم رو زانو هام شروع کردم از روی شلوار کیرشو مالیدم
بعد شلوارشو در اوردم و از روی شورت یکم با کیرش ور رفتم بعدش شورتش رو کشیدم پایین و کیرش که سیخ کرده بود بیرون زد یه کیر 16 سانتی سفید بود و تازه شیو کرده بود کلفتی خوبی داشت شروع کردم به ساک زدن اول با شک یکم زبون زدم برام سخت بود بعد اروم سرشو کردم تو دهنم و اون خیسی شفاف نوک کیرشو مکیدم دستشو گذاشت رو سرم بعد چند دقیقه واسم راحت تر شده بود و سریعتر میخوردم مزه و داغی کیرش به کنار صدای اه و ناله ش بیشتر تحریکم میکرد لذت رو میتونستم تو چشماش ببینم و خوشحال بودم که داره لذت میبره شروع کردم تندتر ساک زدن بلند شد ناگهان بلند شد و گفت تیشرتت رو در بیار تیشرتمو در آوردم شروع کرد به مالیدن سینه هام حس خیلی خوبی داشتم در همین حین موهامو و سرمو محکم گرفت و شروع کرد به فشار دادن سرم به طرف خودش و محکم سرمو گرفت و ارضا شد آبشو ریخت تو دهنم از یه طرف دلم میخواست ابشو بخورم ولی چون اولین بارم بود یکم مزش برام عجیب بود
تفش کردم تو دستمال سریع رفتم دستشویی دهنم رو شستم برگشتم لباسامو بپوشم دیدم بلند شد آمد سمتم بهم گفت میخوای من هم برات بخورم که ناگهان گوشیم زنگ خورد مامانم بود بهم گفت کجایی سریع بیا خونه کمکم که یکی از فامیلا میخواد بیاد خونه منم اونجا موندم چیکار کنم به کاظم گفتم مجبورم برم سریع لباسامو پوشیدم و رفتم
دوستان زیاد بود شرمنده ولی اگه دوست داشتین که بقیشو بگم لطفاً لایک کنید
بعد شلوارشو در اوردم و از روی شورت یکم با کیرش ور رفتم بعدش شورتش رو کشیدم پایین و کیرش که سیخ کرده بود بیرون زد یه کیر 16 سانتی سفید بود و تازه شیو کرده بود کلفتی خوبی داشت شروع کردم به ساک زدن اول با شک یکم زبون زدم برام سخت بود بعد اروم سرشو کردم تو دهنم و اون خیسی شفاف نوک کیرشو مکیدم دستشو گذاشت رو سرم بعد چند دقیقه واسم راحت تر شده بود و سریعتر میخوردم مزه و داغی کیرش به کنار صدای اه و ناله ش بیشتر تحریکم میکرد لذت رو میتونستم تو چشماش ببینم و خوشحال بودم که داره لذت میبره شروع کردم تندتر ساک زدن بلند شد ناگهان بلند شد و گفت تیشرتت رو در بیار تیشرتمو در آوردم شروع کرد به مالیدن سینه هام حس خیلی خوبی داشتم در همین حین موهامو و سرمو محکم گرفت و شروع کرد به فشار دادن سرم به طرف خودش و محکم سرمو گرفت و ارضا شد آبشو ریخت تو دهنم از یه طرف دلم میخواست ابشو بخورم ولی چون اولین بارم بود یکم مزش برام عجیب بود
تفش کردم تو دستمال سریع رفتم دستشویی دهنم رو شستم برگشتم لباسامو بپوشم دیدم بلند شد آمد سمتم بهم گفت میخوای من هم برات بخورم که ناگهان گوشیم زنگ خورد مامانم بود بهم گفت کجایی سریع بیا خونه کمکم که یکی از فامیلا میخواد بیاد خونه منم اونجا موندم چیکار کنم به کاظم گفتم مجبورم برم سریع لباسامو پوشیدم و رفتم
دوستان زیاد بود شرمنده ولی اگه دوست داشتین که بقیشو بگم لطفاً لایک کنید
نوشته: Maryamam
یک پاسخ به “خاطرات خوب و بد مریم (۱)”
حتما آخرش میکنه بعدش هم ولت میکنه یا همچین چیزهایی.دمت گرم ادامه نده .