سلام اسم من علی هست . خاطره ای که می خوام براتون
تعریف کنم مربوط میشه به 7سال پیش .اون موقع 14سالم بود
. پوستم مثل الان نسبتا سیاه نبود خیلی سفید بودم
طوری که همه تو کف کون من بودن و میخواستند منو بکنند
من اون موقع کامپیوتر را بطور کامل وارد بودم . اکثر بچه محلا
بازی که می خریدن و نمی تونستند نصب کنند صدای من
می زدند و من هم می رفتم براشون نصب می کردم
.یک روز حبیب صدای من زد و گفت که بیا این بازی رو برای
من نصب کن من هم رفتم ولی بازی نصب کردنی در کار نبود
حبیب می خواست منو بکنه ولی من نمی دونستم.رفتم
پای سیستم که روشن کردم و حبیب اومد کنارم نشست
و دست انداخت دور گردنم و من فقط یه نگاهش مردم
بعد موس را از دستم گرفت و یه فیلم سوپر گذاشت گه
من نگاه کنم من هم سریع کفتم قطعش کن ولی اون
فطع نکرد من بلند شدم که بیام بیرون ولی اون منو محکم
گرفته بود و من فهمیدم که می خواهد منو بکنه من هر
چی تقلا برای فرار کردم بیهوده بود و بالاخره تسلیم شدم
و اون منو سریع لخت کرد و وقتی کون سفیدمو دید گفت
جان چه کون نازی باب کردنه و خودش سریع لخت شد و
و قتی من اون کیر گندشو دیدیم ترسیدم و دوباره برای
فرار سعی کردم و موفق شدم تا اومدم از اتاق برم بیرون
منو گرفت و یه تو گوشی محکم ابدار خوردم و گفت کس کش
کونی می خواهی از دست من فرار کنی لاشی همچین
بکنمت که به گوه خوردن بیفتی حالا برو دراز بکش تا بیام
بکنمت من هم که ترسیده بودم رفتم خوابیدم . حبیب درو
فقل کرد و اومد که منو بکنه . دست کرد از تو کشو یه کرم
در آورد و یکم مالید به کونم و یکم هم مالید به کیر خریش.
هرچی زور زد تو نرفت . انگگشتشو چرب کرد کرد تو کونم و
من دردم گرفت گفت شل کن تا دردت نگیره وگرنه جرت میدم
. من هم شل کردم . بعد دو انگشتی و سه انگشتی . حالا
کونم باز شده بود کیرش آورد کرد تو کونم تا نصفه رفت تو داد
زدم گفتم درش بیار گفت الان جا باز میکنه دردت کم میشه .
بعد دردم که کمتر شد تا تهشو کرد تو که دوباره داد زدم این
دفعه یک تو گوشی محکم خوردم و گفت درد اگه دوباره داد
بزنی جرت میدم و شروع کرد به عقب و جلو کردن بعد از چند
تا جلو و عقب کردن آبشو ریخت تو کونم بعد من هم آمدم
بیرون و رفتم حمام …
تظر یادتون نره
تعریف کنم مربوط میشه به 7سال پیش .اون موقع 14سالم بود
. پوستم مثل الان نسبتا سیاه نبود خیلی سفید بودم
طوری که همه تو کف کون من بودن و میخواستند منو بکنند
من اون موقع کامپیوتر را بطور کامل وارد بودم . اکثر بچه محلا
بازی که می خریدن و نمی تونستند نصب کنند صدای من
می زدند و من هم می رفتم براشون نصب می کردم
.یک روز حبیب صدای من زد و گفت که بیا این بازی رو برای
من نصب کن من هم رفتم ولی بازی نصب کردنی در کار نبود
حبیب می خواست منو بکنه ولی من نمی دونستم.رفتم
پای سیستم که روشن کردم و حبیب اومد کنارم نشست
و دست انداخت دور گردنم و من فقط یه نگاهش مردم
بعد موس را از دستم گرفت و یه فیلم سوپر گذاشت گه
من نگاه کنم من هم سریع کفتم قطعش کن ولی اون
فطع نکرد من بلند شدم که بیام بیرون ولی اون منو محکم
گرفته بود و من فهمیدم که می خواهد منو بکنه من هر
چی تقلا برای فرار کردم بیهوده بود و بالاخره تسلیم شدم
و اون منو سریع لخت کرد و وقتی کون سفیدمو دید گفت
جان چه کون نازی باب کردنه و خودش سریع لخت شد و
و قتی من اون کیر گندشو دیدیم ترسیدم و دوباره برای
فرار سعی کردم و موفق شدم تا اومدم از اتاق برم بیرون
منو گرفت و یه تو گوشی محکم ابدار خوردم و گفت کس کش
کونی می خواهی از دست من فرار کنی لاشی همچین
بکنمت که به گوه خوردن بیفتی حالا برو دراز بکش تا بیام
بکنمت من هم که ترسیده بودم رفتم خوابیدم . حبیب درو
فقل کرد و اومد که منو بکنه . دست کرد از تو کشو یه کرم
در آورد و یکم مالید به کونم و یکم هم مالید به کیر خریش.
هرچی زور زد تو نرفت . انگگشتشو چرب کرد کرد تو کونم و
من دردم گرفت گفت شل کن تا دردت نگیره وگرنه جرت میدم
. من هم شل کردم . بعد دو انگشتی و سه انگشتی . حالا
کونم باز شده بود کیرش آورد کرد تو کونم تا نصفه رفت تو داد
زدم گفتم درش بیار گفت الان جا باز میکنه دردت کم میشه .
بعد دردم که کمتر شد تا تهشو کرد تو که دوباره داد زدم این
دفعه یک تو گوشی محکم خوردم و گفت درد اگه دوباره داد
بزنی جرت میدم و شروع کرد به عقب و جلو کردن بعد از چند
تا جلو و عقب کردن آبشو ریخت تو کونم بعد من هم آمدم
بیرون و رفتم حمام …
تظر یادتون نره
نوشته: علی
20 پاسخ به “حبیب کس کش کون کن”
آخه من به چیه این نظر بدم پفیوز؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من اصولا داستان نمیخونم و نظر هم نمیدم ولی واقعا موندم به قول کاربر قبلی باید به چی نظر داد؟؟؟خدا شفات بده مغز تو کلت نیست…اینم نظر :-):-)راستی سوم شدم خخخخخ
یعنی چی؟ن خدایی یعنی چی؟این الان داستان بود؟چقد ب ای کیو ت فشار اوردی؟اخه یکی بگه این اس ام اس بود یا داستان؟
تو که از حبیب کسکش تری با این داستان تخمی ات!!
یعنی العان بزرگ شدی ولی هنوز راه داره.ازطرف حبیب
یعنی العان بزرگ شدی ولی هنوز راه داره.ازطرف حبیب
بهت بر خره ولی واقعا داستانت چرت بود
آهاااااااا وکسخل که میگن همینه…بعله.
آهااااااا کسخل که میگن همینه وبععلللللله.
با این داستان نوشتنتخاک بر سرت
کیرم خوابید!
صدا من زد؟؟؟توگوشی؟؟؟؟اهل کابل هستی یاهراتش کدوم؟؟؟
مخ کامپیوتر بودی؟یعنی وارد بودی؟(اها ببخشید منظورت رو الان فهمیدم فقط بازی نصب میکردی چندتا نکست و فنیش)بعدش راحت کردت و ابشم ریخت و با شورتت پاک کرد؟(اها ببخشید بازم الان فهمیدم تو خودت کرم داشتی و کونی بودی)دوره شما زورگا کردن جرم نبود یعنی شکایت نکردی؟(اها الان گرفتم تو که با افتخار داری مینویسی پس الانم بده هستی)در اخر نظری ندارم یعنی این چندتا اس ام اس که گذاشتی دروغ هم بود جای نظر نداره که!
خب چرا اینقدر جفنگ میگی ، همون اول یه خط بنویس که بابا اعضای سایت من کونیم و میخوام کون بدم . چرا اینقدر آسمون ریسمون بهم میبافی شاسکول .
خب کونی جان یه خط مینوشتی که میخوای کون بدی . اینجا هم که همه بچه ها آماده خدمت رسانی . همچی میکننت که کونت بشه اندازه کلاهت .
احمقانه ترين داستاني بود كه تاحالا تواين سايت ديدموخوندم_
منم به خاطر کون سفید کونی شدم
كامپيوتركامپيوتر با ويندوز 8 تو كونتالبته با كيس و موس و كيبورد
کیر تو داستانت کس مغز
الان که دیگه سالهاست راحتی ومشکلی نداری و بهانه لازم نداره کلی هم برات کیف داره امثال حبیب هم تعدادشون زیاد و لیست بلند بالایی شده