دو ساله ازدواج کردم زنم یه خواهر داره که ۹ سال از خودش کوچیکتره
دختری که الان ۱۷ سال داره بسیار لوس مغرور و بی تربیت اما خیلی خیلی زیبا با پوست سفید قد متوسط و بدن نه چاق نه لاغر
داستان از جایی شروع شد که من فهمیدم ایشون با پسر همسایه دو طبقه پایینشون دوست هست و در غیاب خانواده با بهانه های مختلف این شازده پسر میاد تو خونه و احتمالا با هم سکس دارن
برم سر اصل ماجرا
یه روز تعطیل در دوران عقدمون که مث همیشه برای نهار خونه پدر خانم مهمون بودیم بعد از نهار من رفتم داخل اتاق خانمم که استراحت کنم که اونجا گوشیم زدم به سیم رابط شارژ و استراحت مو کردم وقتی خواستم گوشیم را بردارم از شارژ متاسفانه از دستم افتاد روی زمین
وقتی خواستم گوشی را از روی زمین بردارم چشمم به یه بسته کاندوم استفاده نشده خورد که واقعا تعجب کردم و از جاش تکونش ندادم
تا اینکه عصر موقع خدافظی خواهر خانمم که خیلی بی ادبه مثل همیشه تو اتاقش مشغول بود من در رو زدم اجازه گرفتم و خدافظی کردم و آخرش بهش گفتم فک کنم یه چیزی زیر تخت اتاق ((اسم خانمم)) جا گذاشتی بعد برو بردار.
خدافظی کردیم و اومدیم بیرون
گذشت تا دو شب بعدش دیدم از طرف خواهر خانمم سکرت چت تلگرام درخواست داده بازش کردم که بهم گفت اون چیزی که گفتی جا مونده مال من نیست
منم بلوف زدم گفتم همه همسایه ها میدونن پسر آقای…… میاد خونتون . جواب من رو چرت و پرت نده… فقط حواست باشه کار دست خودت ندی… بعدا بات حرف میزنم…
فردا ظهر زنگ زد که میخوام بات حرف بزنم
منم با یه لحن عصبانی گفتم اختیار کس و کونت دست خودته اما مراقب باش آبروی همه رو نبری. بعد از چند وقت که خووب کردت ولت میکنه
عمدا اینجوری باش حرف زدمو قطع کردم
دوباره شب بهم سیکرت چت داد و ایموجی گریه که لطفا به کسی نگو و چاره ای نداشتمو تنهامو این کس شعرها
که منم ریدم بهش
بعدش خودش شروع کرد به ایموجی های سکسی فرستادن که مسخره ش کردم گفتم زوده برات بچه ای
مونده تا این هنرهارو بلد بشی
اونم گفت بلدم و منم گفتم خجالت بکش
خلاصه هر شب کارش این شد که سیکرت باز کنه و یه لاسی بزنه باهام
تا دو هفته بعد که جمعه شد و ما دوباره مهمون شدیم خونه پدر خانمم
این دفعه یه جور دیگه نگاهم میکردو احترام میگذاشت
تا اینکه بعد نهار بهم علامت داد بیا توو اتاق که رفتم بدون اینکه مشکوک بشن
وقتی رفتم مثل جنده ها فقط کیر منو از رو شلوار گرفت و گفت به بهانه تمرین پیانو همین روزها میام خونتون هوامو داشته باش
منم با کیر شق شده از اتاقش یه راست رفتم دستشویی و شاشیدم
سه شنبه هفته بعدش با هماهنگی خانمم اومد به خونه ما
که تمرین پیانو انجام بده آخه توو هنرستان موسیقی درس می خواند
خوشبختانه عصر که خانمم برای باشگاه از خونه زد بیرون تنها شدم باش
که گفت زود باش مردم
منم ریدم بهش گفتم اول لخت شو ببینمت که لخت شد وگفت اذیت نکن دیگه
من همیشه دوست داشتم حس کنم تورو و اومد به طرفم گفت بریم توو اتاقتون
الحق که بدن خیلی خووبی داشت فقط سینه هاش خیلی خیلی کوچیک بود
بهش گفتم من نمیخوام بکنمت اما یه حالی بهت میدم که میخوام خودمم همیشه حال کنم باهات
انداختمش روو تخت و بدن سفیدو خوشگلشو لیسیدم کصشم همینطور
بهش گفتم تو با این سن لیزر میکنی که گفت چی فک کردی
اونم با لیسیدنای من توو اوج بود و پاهاشو انداخته بود گردن من
و فقط میگفت بخور منو پدرسگ
منم گفتم باشه ادامه میدم تا ارضا بشی اما شرط داره
گفت قبوله
گفتم یکی اینکه این داستان ادامه داشته باشه که گفت دیوونه ای من از خدامه من از همسن های خودم خوشم نمیاد مرد میخوام
گفتم شرط دیگه اینه که گلدن شاور بریم اما امروز نمیشه چون خواهرت الاناس که برسه
گفت گلدن شاور چیه گفتم بشاشم رووت
اما امروز یه کار دیگه بات دارم….
گفت چی؟؟ گفتم همینه نمیخوای پاشو برو
گفت قبوله
خلاصه بعد از اینکه انقد لیسیدمو خوردم
وادارش کردم برام ساک بزنه
دست آخرم یه لیوان بزرگ برداشتم سرپا شدم
تووش شاشیدم که گفت چندشه حالم بهم خورد
گفتم باید بخوری شاشمو
با هزار بدبختی یه ذره از شاشمو خورد
و سریع لباس پوشید منم رفتم حموم که دیگه خانمم برگشته بود
دختری که الان ۱۷ سال داره بسیار لوس مغرور و بی تربیت اما خیلی خیلی زیبا با پوست سفید قد متوسط و بدن نه چاق نه لاغر
داستان از جایی شروع شد که من فهمیدم ایشون با پسر همسایه دو طبقه پایینشون دوست هست و در غیاب خانواده با بهانه های مختلف این شازده پسر میاد تو خونه و احتمالا با هم سکس دارن
برم سر اصل ماجرا
یه روز تعطیل در دوران عقدمون که مث همیشه برای نهار خونه پدر خانم مهمون بودیم بعد از نهار من رفتم داخل اتاق خانمم که استراحت کنم که اونجا گوشیم زدم به سیم رابط شارژ و استراحت مو کردم وقتی خواستم گوشیم را بردارم از شارژ متاسفانه از دستم افتاد روی زمین
وقتی خواستم گوشی را از روی زمین بردارم چشمم به یه بسته کاندوم استفاده نشده خورد که واقعا تعجب کردم و از جاش تکونش ندادم
تا اینکه عصر موقع خدافظی خواهر خانمم که خیلی بی ادبه مثل همیشه تو اتاقش مشغول بود من در رو زدم اجازه گرفتم و خدافظی کردم و آخرش بهش گفتم فک کنم یه چیزی زیر تخت اتاق ((اسم خانمم)) جا گذاشتی بعد برو بردار.
خدافظی کردیم و اومدیم بیرون
گذشت تا دو شب بعدش دیدم از طرف خواهر خانمم سکرت چت تلگرام درخواست داده بازش کردم که بهم گفت اون چیزی که گفتی جا مونده مال من نیست
منم بلوف زدم گفتم همه همسایه ها میدونن پسر آقای…… میاد خونتون . جواب من رو چرت و پرت نده… فقط حواست باشه کار دست خودت ندی… بعدا بات حرف میزنم…
فردا ظهر زنگ زد که میخوام بات حرف بزنم
منم با یه لحن عصبانی گفتم اختیار کس و کونت دست خودته اما مراقب باش آبروی همه رو نبری. بعد از چند وقت که خووب کردت ولت میکنه
عمدا اینجوری باش حرف زدمو قطع کردم
دوباره شب بهم سیکرت چت داد و ایموجی گریه که لطفا به کسی نگو و چاره ای نداشتمو تنهامو این کس شعرها
که منم ریدم بهش
بعدش خودش شروع کرد به ایموجی های سکسی فرستادن که مسخره ش کردم گفتم زوده برات بچه ای
مونده تا این هنرهارو بلد بشی
اونم گفت بلدم و منم گفتم خجالت بکش
خلاصه هر شب کارش این شد که سیکرت باز کنه و یه لاسی بزنه باهام
تا دو هفته بعد که جمعه شد و ما دوباره مهمون شدیم خونه پدر خانمم
این دفعه یه جور دیگه نگاهم میکردو احترام میگذاشت
تا اینکه بعد نهار بهم علامت داد بیا توو اتاق که رفتم بدون اینکه مشکوک بشن
وقتی رفتم مثل جنده ها فقط کیر منو از رو شلوار گرفت و گفت به بهانه تمرین پیانو همین روزها میام خونتون هوامو داشته باش
منم با کیر شق شده از اتاقش یه راست رفتم دستشویی و شاشیدم
سه شنبه هفته بعدش با هماهنگی خانمم اومد به خونه ما
که تمرین پیانو انجام بده آخه توو هنرستان موسیقی درس می خواند
خوشبختانه عصر که خانمم برای باشگاه از خونه زد بیرون تنها شدم باش
که گفت زود باش مردم
منم ریدم بهش گفتم اول لخت شو ببینمت که لخت شد وگفت اذیت نکن دیگه
من همیشه دوست داشتم حس کنم تورو و اومد به طرفم گفت بریم توو اتاقتون
الحق که بدن خیلی خووبی داشت فقط سینه هاش خیلی خیلی کوچیک بود
بهش گفتم من نمیخوام بکنمت اما یه حالی بهت میدم که میخوام خودمم همیشه حال کنم باهات
انداختمش روو تخت و بدن سفیدو خوشگلشو لیسیدم کصشم همینطور
بهش گفتم تو با این سن لیزر میکنی که گفت چی فک کردی
اونم با لیسیدنای من توو اوج بود و پاهاشو انداخته بود گردن من
و فقط میگفت بخور منو پدرسگ
منم گفتم باشه ادامه میدم تا ارضا بشی اما شرط داره
گفت قبوله
گفتم یکی اینکه این داستان ادامه داشته باشه که گفت دیوونه ای من از خدامه من از همسن های خودم خوشم نمیاد مرد میخوام
گفتم شرط دیگه اینه که گلدن شاور بریم اما امروز نمیشه چون خواهرت الاناس که برسه
گفت گلدن شاور چیه گفتم بشاشم رووت
اما امروز یه کار دیگه بات دارم….
گفت چی؟؟ گفتم همینه نمیخوای پاشو برو
گفت قبوله
خلاصه بعد از اینکه انقد لیسیدمو خوردم
وادارش کردم برام ساک بزنه
دست آخرم یه لیوان بزرگ برداشتم سرپا شدم
تووش شاشیدم که گفت چندشه حالم بهم خورد
گفتم باید بخوری شاشمو
با هزار بدبختی یه ذره از شاشمو خورد
و سریع لباس پوشید منم رفتم حموم که دیگه خانمم برگشته بود
ادامه دارد
نوشته: محمد
36 پاسخ به “حال دادن به نون زیر کباب (۱)”
دوستان يه سوال تو داستان چه جورى ميشه يه عكس هم اپلود كرد ؟ قبلا ديدم چنتا عكس داشتناگر راهنمايى كنيد ممنون ميشم
مملی فشفشه هرکی باور کنه کو…شه اخه چاقال کسی که دادن براش راحته میاد بهت التماس میکنه تو هم که بجز سفیدآب خوردن کاری بلد نیستی عمو جووون
مسالته ندوران عقد بوده با توجه به اینکه اون اتاقی هم که آلات جرم پیدا شده اتاق خانم شما بوده در منزل پدریشون بعد با خانومتون با هم تو خونه شما زندگی میکردین، چجووریاش؟
گوه بخورکوسکش.هم بی ناموسی وبی غیرتیهم توچه گوهی هستی که برای اون نازکنی.هم کثیف ومریص روحی هستی که شاش روبه سکس ربط میدی
میگن دروغگو کم حافظه میشه همینه. دوران عقد بودید یهو رفتید خونه خودتون. در ضمن ساکر عزیز یا همون کصلیس تو خودت شاشخور بقیه میشی اونوقت شاشیدی تو لیوان واسه نون زیر کباب!؟
الان تو به اون حال دادی حرومزاده ؟!
خوارتو گاییدم . دختره زیر ۱۸ ساله کس کش !ایشالله یکی یه روز خشک خشک چوب بکنه تو کونت !
تو دیگه چه زنا زاده ای هستی
معلومه این خواهر خانومت بدجوری کیر میزنه بهت هرسری و آدم حسابت نمیکنه که اینقدر ازش عقده داری 🙂
مطمئنم حاضری شاششو قرقره کنی ولی حتی نمیشاشه واستالانم از روی سوزش کونت اینا رو نوشتی
شاشیدم تو مغزت اوسکول
از موتورى جنس نگيراولا دختر تو خونه حواسش هست كه كاندومو زير تخت اطاق زن تو نذاره بلكه اگه كاريم كنه تو اطاق خودش ميكنه حالا اصل مطلب و ببين ….دوما دختر پر رويى بود با خواهرش راحت نبود با تو راحت بود كه باهاش قبل از بيام دادن به تو هماهنگى كنه؟زتت كه راحتتر ميتونست بگه خودم خريدم ميخوام بريزى توشسوم نميتوست بگه دوستامون اينجا بودن شايد برا اوناست؟چهارما اونكه پرو بود اگه اصلا كيرت ميكرد و جوابى بهت نميداد چه غلطى ميتونستى بكنى؟
تا وقتی نشاشیدی بد نبود ، ولی اگه بچه های بکن تو از خجالتت در نیان قسمت دوم حتما تو بشقاب میرینی با یه لیوان شاش ، میشینین با هم میخورینبه ما مربوط نیست هر گهی دوس داری بخوری، بخور ولی اینجا تعریف نکن حال بهم زنه
کسکس تو کف کسی داری جق میزنی و مینویسی . کیرم تو کس مادرت با این داستان تخمیت
معلومه اون شاشیده تو خوردی کصخل شدی
گلدن شاور ؟ 😐
زر نزن عنتر 👎 ریدم تو مغزت
چرت وپرت نوشتی دیگه ننویس
قشنگ پیداست گو خوردی اول میگی خانومت با پدرش زندگی میکنی بعد میگی وقتی خانومت رفت وخونه خالی شد کیرتوکون کم حافظه اتدوم اون اتاق خانومت بوده پس صد درصد خانوم برنامه ها داشته وانداختنش به توشاش بعدجق مسلمو ام ابول
من حال فحش دادن ندارم خودتون جای من فحش بدید
انداختیش رو تخت ؟مگه بالشت بود ؟
کیرم؛توکوس وکون خواهرخانمت.
حاجی چی میزنید شماها،بابا ساقی تون و عوض کنید،این کسشعرها چیه خداییش
سلام به نظر من اصلا دروغ نیست😀😀😀
گیر ال کاپو تو ماتهتت با این لاشی بازیت …معلومه کاملا عقده ای شدی از بس تو کونت تپوندن و شاشیدن به هیکلت تو هم عقد گرفتی و رو این دختر بچه انجام دادی .توف به روت
دوست من اونی که به پسر همسایه میداده نامزد جنابعالی بوده خواهرشم واسه اینکه تو نفهمی داده کس لیسی کنی… کوسخول
شاشوی بدبخت.کیر دو تا کاربرد داره تو دستشویی میشاشن باهاش تو سکس ارضا میشن بعد توئه کوسکش تو سکس میشاشی تو دستشویی جق میزنی آبت بیاد؟
یه فکری به حال دستگاه گوارشت بکن،از اول تا آخر داشتی میریدی
گه خوردی که نوشتی و گه خوردی که ادامه داردبه جان همه مردا اگه همچین اتفاقی برای تو افتاده باشه، تو خیلی حال کرده باشی از طریق مالش پروستاتت با کیرهای مختلف اونهم در ابعاد بزرگ بوده،کیر تو اول و آخر همه کست که توذهنیاتت به یه دختر ۱۷ ساله هم رحم نمیکنیبا وجود امثال توه بیوجود مردها خجالتزده میشن…
نظرم اینهخواهرزنت سر پا مادرتو گاییده که اینجور سوختی و عقده کردی
سیکریت میکینی؟ دیگی نینیویس. خیب؟ ایفیرین کیسخیل 😉😉😉
فکر کنم گوشیت نبود که خورد زمین ٕبا سر از رو تخت خوردی زمین
کسخلی؟؟کاندوما تو اتاق زنت پیدا شده بعد مال خواار زنته؟؟کسخل زنت جندس
جقی دوران عقد رفتین خونه خودتون چقد کس مغزی کس کش کونی
یعنی انقدر پدر زنت تورو بد گاییدتت ک عقده دست زدن ب کون دخترش مونده تو کونت مادر فهبه برادر زنات چقد شاش خوردت دادن عقده ای
اخه کونی یبار بخون بعد … تو یه کونی کس ندیده هستی