سلام به دوستان
زنم سالن زیبایی زد و کلی دردسر برام درست کرد.
بیا اینه بزن بیا لامپ ببند بیا شیر آب درست کن بیا هواکش ببند و …
رفته بودم آرایشگاه احمد مو کوتاه کنم که زنم زنگ زد و گفت هواکش میخواد سالن و کلی غر زد.بعد تلفن به احمد گفتم هواکش چنده؟شانسم یکی داشت که قرار شد امانت بهم بده.فرداش رفتم مغازش که بگیرم دیدم نمیشه با موتور ببرمش.ازش خواستم که بیاره تا سالن زنم.تو راه فهمیدم کارای فنی بلده.ازش خواستم ابزارشا بیاره تا باهم ببندیم.اول من رفتم داخل دیدم زنم با زهرا که از فامیلای دور بود که خوشگلتر و خوش هیکل تر از زنمه با تاپ و ساپورت دارن تمیز میکنن.ازشون خواستم مانتو بپوشن که قبول نکردن و منم مجبور شدم به احمد بگم بیاد داخل.احمد آمد داخل و سلام و احوالپرسی کرد با خانما.با کمک احمد هواکش و یه آینه بزرگ را نصب کردم.در حین کار چند باری دیدم حواس احمد به کوس و کون زنم و زهراست.آخر کار که احمد خواست بره زنم ازش پرسی پکیج را بلده روشن کنه.احمد گفت آب داغ را باز بزارن و رفت سمت پکیج.زهرا داشت چیزی نیست که لباساش خیس شد و بدنش معلوم شد از زیر تاپ نازکش.احمد وقتی نتونست پکیج را روشن کنه رو به من کرد و گفت فردا زودتر بیاییم تا پکیج را روشن کنه و باقی کارا راهم بکنیم.وقتی خواست خداحافظی کنه زهرا را که دید چند ثانیه قفل کرد رو زهرا که همه متوجه شدیم.منم با احمد رفتم تا موتور را از مغازش بردارم.تو راه پرسید زنت کدومه منم الکی گفتم زهرا زنمه.پرسید آرزو کیه گفتم فامیل دور و شریک زهرا.خداراشکر کرد و ازم خواست نزارم با آرزو شریک بشه.دلیلشا خواستم.گفت زن خوبی نیست و مشکل داره.تا خواستم بگم آرزو زنمه که گفت حاضرم شرط ببندم آرزو صدتا کیر خورده تا حالا.حرفما نزدم و احمدم شروع کرد ادامه دادن که امشب چندبار آرزو بهش آمار داده.منم گفتم اشتباه میکنی که گفت من جنده را از هزار متری تشخیص میدم.از حرفاش حشری شده بودم ولی روم نمیشد راستشا دیگه بگم که آرزو زنمه.وقتی رسیدیم مغازه و موتورا برداشتم پرسید فردا چه ساعتی بیام کمک که قرار شد از کارم که زدم بیرون به احمدم زنگ بزن اونم راه بیفته سمت سالن.ازش تشکر کردم و خواستم خداحافظی کنم که گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی.پرسیدم چی؟
گفت آرزو خیلی آمار داده بهش.پرسید اگه بکنمش ناراحت میشم یا نه؟
نگاش کردم گفتم اشتباه میکنی اینجوری نیست.اونم گفت اگه تونستم میکنم.
دیر وقت بود و خیابونا خلوت منم همش حرفای احمد تو سرم بود و راست کرده بودم.
رسیدم دم در موتورا گذاشتم سر جاش و رفتم سمت آسانسور که یکی از همسایه ها با یه آقای دیگه آمدن بیرون.بعد سلام ازم اجازه خواست که مهمونشون امشب ماشینشو بزاره پارکینگ واحد ما.منم گفتم ایرادی نداره که با صدای در نگاه کردیم سمت در.ارزو با همون تاپ و ساپورت آمد داخل.از خجالت جلو همسایه سریع خداحافظی کردم و با آرزو رفتم داخل آسانسور.شروع کردم قر زدن که گفت لباسام خیس و کثیف بود خواستم مانتو کثیف نشه ولی من همچنان دعوا میکردم.یاد حرفای احمد و این اتفاق حشریم کرده بود ولی خودمو عصبی نشون میدادم که آرزو گفت مگه چی شده گفت همه زنا چندتا چندتا دوست پسر دارن و شوهراشون کاری ندارن باهاشون.با صدا بلند گفتم چرت نگو الکی.رفت داخل اتاق و منم رفتم تراس سیگار بکشم.از حرفا و اتفاقاتی که افتاده بود شهوتم رفته بود بالا.فکرم درگیر بود اگه احمد بفهمه آرزو زنمه چی میشه.رفتم داخل دیدم آرزو شام آورده.داشتم شام میخوردم که ازم تشکر کرد بابت کمک و نصب هواکش و از احمدم تعریف کرده و گفت خیلی چشم پاکه و خیلی فنی بلده.با اسم احمد حشری شدم و گفتم احمدم ازت خیلی تعریف کرد.گفت الکی میگی که بلند شدم که آماده بشم برا خواب گفتم جدی میگم تعریف کرد ازت.دراز کشیدم و به حرفا احمد فکر میکردم که آرزو هم آمد و خوابید.شب بخیر گفتیم و خوابیدیم چند دقیقه بعد آرزو را بغل کردم و گفتم کی دوست پسر داره که میگفتی.اونم گفت همه زنا دارن دیگه.گفتم زهرا را میگی.گفت همه دارن گفتم کی مثلا گفت سحر عروس خالت نجمه زن دوستت رضا.گفتم جدی میگی که قسم خورد.گفتم خودت چی.با یه حالتی گفت چرت نگو و ادامه داد و پرسید احمد چیا گفت.منم حرفای احمد درباره زهرا را نسبت دادم به آرزو.گفت معلومه احمد خیلی زنشا دوست داره که اینقدر خوب و چشم پاکه.خندم گرفت گفتم جداشدن از هم.جفتمون حشری بودیم دستما کردم تو شرت آرزو که دیدم خیس خیسه و گفتم جوابما ندادی تو چند تا دوست پسر داری؟گفت بخدا ندارم.پرسیدم میخوای با احمد باشی.با یه شهوتی گفت اذیتم نکن لعنتی.گفتم حالل که چشمش دنباله توست خودم برنامه میچینم که باهم رابطه داشته باشین.برگردوندمش و لباشا گذاشتم دهنم و هردو بدتر از هم شده بودیم.کنار گوشش گفتم فرداشب لباتا احمد میخوره.برگردوندم و شرتشا در آوردم با یه حرکت تا نصفه کردم تو کونش و تلمبه زدم. جفتمون دیوونه شده بودیم.اولین بار بود اینقدر راحت گذاشت کونش بزارم.گفتم نذاری احمد از کون بکنه گشاد بشه.ابمو ریختم تو کونش ولی آرزو ارضا نشده بود خوابیدم کنارش و کوسشا میمالیدم اونم چشماش بسته بود و حال میکرد.پرسیدم فردا میتونی زهرا را ساعت ۵ بفرستی بره.با سر گفت آره.
زنم سالن زیبایی زد و کلی دردسر برام درست کرد.
بیا اینه بزن بیا لامپ ببند بیا شیر آب درست کن بیا هواکش ببند و …
رفته بودم آرایشگاه احمد مو کوتاه کنم که زنم زنگ زد و گفت هواکش میخواد سالن و کلی غر زد.بعد تلفن به احمد گفتم هواکش چنده؟شانسم یکی داشت که قرار شد امانت بهم بده.فرداش رفتم مغازش که بگیرم دیدم نمیشه با موتور ببرمش.ازش خواستم که بیاره تا سالن زنم.تو راه فهمیدم کارای فنی بلده.ازش خواستم ابزارشا بیاره تا باهم ببندیم.اول من رفتم داخل دیدم زنم با زهرا که از فامیلای دور بود که خوشگلتر و خوش هیکل تر از زنمه با تاپ و ساپورت دارن تمیز میکنن.ازشون خواستم مانتو بپوشن که قبول نکردن و منم مجبور شدم به احمد بگم بیاد داخل.احمد آمد داخل و سلام و احوالپرسی کرد با خانما.با کمک احمد هواکش و یه آینه بزرگ را نصب کردم.در حین کار چند باری دیدم حواس احمد به کوس و کون زنم و زهراست.آخر کار که احمد خواست بره زنم ازش پرسی پکیج را بلده روشن کنه.احمد گفت آب داغ را باز بزارن و رفت سمت پکیج.زهرا داشت چیزی نیست که لباساش خیس شد و بدنش معلوم شد از زیر تاپ نازکش.احمد وقتی نتونست پکیج را روشن کنه رو به من کرد و گفت فردا زودتر بیاییم تا پکیج را روشن کنه و باقی کارا راهم بکنیم.وقتی خواست خداحافظی کنه زهرا را که دید چند ثانیه قفل کرد رو زهرا که همه متوجه شدیم.منم با احمد رفتم تا موتور را از مغازش بردارم.تو راه پرسید زنت کدومه منم الکی گفتم زهرا زنمه.پرسید آرزو کیه گفتم فامیل دور و شریک زهرا.خداراشکر کرد و ازم خواست نزارم با آرزو شریک بشه.دلیلشا خواستم.گفت زن خوبی نیست و مشکل داره.تا خواستم بگم آرزو زنمه که گفت حاضرم شرط ببندم آرزو صدتا کیر خورده تا حالا.حرفما نزدم و احمدم شروع کرد ادامه دادن که امشب چندبار آرزو بهش آمار داده.منم گفتم اشتباه میکنی که گفت من جنده را از هزار متری تشخیص میدم.از حرفاش حشری شده بودم ولی روم نمیشد راستشا دیگه بگم که آرزو زنمه.وقتی رسیدیم مغازه و موتورا برداشتم پرسید فردا چه ساعتی بیام کمک که قرار شد از کارم که زدم بیرون به احمدم زنگ بزن اونم راه بیفته سمت سالن.ازش تشکر کردم و خواستم خداحافظی کنم که گفت یه چیزی بگم ناراحت نمیشی.پرسیدم چی؟
گفت آرزو خیلی آمار داده بهش.پرسید اگه بکنمش ناراحت میشم یا نه؟
نگاش کردم گفتم اشتباه میکنی اینجوری نیست.اونم گفت اگه تونستم میکنم.
دیر وقت بود و خیابونا خلوت منم همش حرفای احمد تو سرم بود و راست کرده بودم.
رسیدم دم در موتورا گذاشتم سر جاش و رفتم سمت آسانسور که یکی از همسایه ها با یه آقای دیگه آمدن بیرون.بعد سلام ازم اجازه خواست که مهمونشون امشب ماشینشو بزاره پارکینگ واحد ما.منم گفتم ایرادی نداره که با صدای در نگاه کردیم سمت در.ارزو با همون تاپ و ساپورت آمد داخل.از خجالت جلو همسایه سریع خداحافظی کردم و با آرزو رفتم داخل آسانسور.شروع کردم قر زدن که گفت لباسام خیس و کثیف بود خواستم مانتو کثیف نشه ولی من همچنان دعوا میکردم.یاد حرفای احمد و این اتفاق حشریم کرده بود ولی خودمو عصبی نشون میدادم که آرزو گفت مگه چی شده گفت همه زنا چندتا چندتا دوست پسر دارن و شوهراشون کاری ندارن باهاشون.با صدا بلند گفتم چرت نگو الکی.رفت داخل اتاق و منم رفتم تراس سیگار بکشم.از حرفا و اتفاقاتی که افتاده بود شهوتم رفته بود بالا.فکرم درگیر بود اگه احمد بفهمه آرزو زنمه چی میشه.رفتم داخل دیدم آرزو شام آورده.داشتم شام میخوردم که ازم تشکر کرد بابت کمک و نصب هواکش و از احمدم تعریف کرده و گفت خیلی چشم پاکه و خیلی فنی بلده.با اسم احمد حشری شدم و گفتم احمدم ازت خیلی تعریف کرد.گفت الکی میگی که بلند شدم که آماده بشم برا خواب گفتم جدی میگم تعریف کرد ازت.دراز کشیدم و به حرفا احمد فکر میکردم که آرزو هم آمد و خوابید.شب بخیر گفتیم و خوابیدیم چند دقیقه بعد آرزو را بغل کردم و گفتم کی دوست پسر داره که میگفتی.اونم گفت همه زنا دارن دیگه.گفتم زهرا را میگی.گفت همه دارن گفتم کی مثلا گفت سحر عروس خالت نجمه زن دوستت رضا.گفتم جدی میگی که قسم خورد.گفتم خودت چی.با یه حالتی گفت چرت نگو و ادامه داد و پرسید احمد چیا گفت.منم حرفای احمد درباره زهرا را نسبت دادم به آرزو.گفت معلومه احمد خیلی زنشا دوست داره که اینقدر خوب و چشم پاکه.خندم گرفت گفتم جداشدن از هم.جفتمون حشری بودیم دستما کردم تو شرت آرزو که دیدم خیس خیسه و گفتم جوابما ندادی تو چند تا دوست پسر داری؟گفت بخدا ندارم.پرسیدم میخوای با احمد باشی.با یه شهوتی گفت اذیتم نکن لعنتی.گفتم حالل که چشمش دنباله توست خودم برنامه میچینم که باهم رابطه داشته باشین.برگردوندمش و لباشا گذاشتم دهنم و هردو بدتر از هم شده بودیم.کنار گوشش گفتم فرداشب لباتا احمد میخوره.برگردوندم و شرتشا در آوردم با یه حرکت تا نصفه کردم تو کونش و تلمبه زدم. جفتمون دیوونه شده بودیم.اولین بار بود اینقدر راحت گذاشت کونش بزارم.گفتم نذاری احمد از کون بکنه گشاد بشه.ابمو ریختم تو کونش ولی آرزو ارضا نشده بود خوابیدم کنارش و کوسشا میمالیدم اونم چشماش بسته بود و حال میکرد.پرسیدم فردا میتونی زهرا را ساعت ۵ بفرستی بره.با سر گفت آره.
نوشته: رضا
20 پاسخ به “جنده شدن زنم (۱)”
جقي عن مغز
یکم طولانی تر بنویس خب
چرندیات واقعی یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده که
خوب ، بعدش 😕داداش کیرمون کردی ؟؟
تو بکن تو فهمیدم هیچکی بابای بچش نیستهمه زما دوست پسر دارن از2ساله تا200سالهاصلا چیزی به نام دختر و بکارت نیستمرداهمه بکننوکونیهمه میلیاردرهمه کیر40سانتیپسرها خواهر و عروس و ننه خودشون گایدنو البته کون هم دادن
متاسفانه کسایی در مورد زناشون مینویسند که اصلا زن ندارند حتی دوست دخترم ندارن
حاحی این لهجه اتو درست کنده درصد از زمان حق زدنتو کم کنی و ادبیات فارسی بخونی واللله که استاد ادبیات می شیزنماکزدماامدماحمیدااصغرااین دیگه کجایی هست ادامه همه حرفات ا داره
چرا انقدر کوتاه نوشتی هنوز کیرم نصفه نیمه راست نشده خوابید
اینو ادامشو هرچه زود تر بزار
کیرم توکوس وکون زن جندت،آرزو.
چند سالته خوشگلم
داد میزنه که بچه اطراف اصفهانی…
شماهاکه اینقدر زنتونو میدین بکنن چرا زن گرفتین میخواستین به مردم خدمت کنیدجنده پولی بخوای بکنی اینقدر راحت پانمیده احساس میکنم دروغ نوشتی
((اول من رفتم داخل دیدم زنم با زهرا که از فامیلای دور بود که خوشگلتر و خوش هیکل تر از زنمه با تاپ و ساپورت دارن تمیز میکنن.^ازشون خواستم مانتو بپوشن که قبول نکردن ^و منم مجبور شدم به احمد بگم بیاد داخل))
با گوگل ترنسلیت معنی کردی؟؟!!
اگزوز موتورتا تا ته تو سوراخا کونتا با این ادبیات کسشعر و داستانا تخمیتا
دروغ نگو ، زن به این راحتی ها با پرسش و درخواست شوهرش راضی نمیشه . من امتحان کردم
اینکه میگه هست و بوده ولی نه به این سریع و عجله ایچون امکان نداره زن ادم قبول کنه ، قبل اینکه نفر سومداشته باشی ، باید سکس ضربدری داشته باشی چند بار کهخانمت حس کنه که بغیر شوهرش کیر دیگه ای هستو از اون مهمتر امنیت هست که شوهرش میدونه که اون دارهسکس میکنه با کس دیگه غیر شوهرشنمیگم نمیشه نفر سوم داشت زمانیکه سکس ضربدریو انجام ندادی و خیلی کم پیش امده و نادره ولی وقتی سکس ضربدریودو سه بار انجام دادی و تنوع سکس ایجاد شد ، حالا میتونیبصورت اینکه مثلا تو سکس ضربدری که داشتیم حس کردمتو از زوج مرد خوشت نیومده و بهانه اینو بگیری حالا حتی زنتم خوشش امده باشه این ی بهانس که زنت یک نفرو بپسنده یابدونی از چه مردی خوشش میاد و روی اون کیس کار کنی برای نفر سوم ، و این داستان تا حدودی میشه درست باشه که طرفامده باشه و شوهر طرفو بعنوان زنش معرفی نکنه و بگه فامیلمونه درصورتیکه اون زنشه و بخواد حرف بکشه از طرف و طرفم خیلی راحت حرفشو میزنه که طلبه گاییدن زنس و اینکه چجوری میکنه و چهو چه ، و حتی از شوهره یا رفیقش میخواد کمک کنه که بتونه مثلا با فامیلش سکس کنه ولی در حقیقتاون داره با زن طرف سکس میکنه و زنشم راضیه 👙💄👠
amir hossein16رفیق با احترام به نظر شما ، من مواردی دیدم که بدون هیچ تجربه ای از سکس ضربدری نفر سوم وارد رابطه کردن.یکی دو مورد موفق بوده اما چیزی که در همه موارد ثابت بوده این بود که خانم اول کار راضی نبود و یه جورایی مجبور شد اما یکی دو نفر بعدش دیگه راضی شدن و باقی موارد متأسفانه همچنان به زور ادامه میدادن که به نظرم شوهراشون روش درستی رو انتخاب نکرده بودن.
amir hossein16@