ت مثل تریسام (۱)

{قسمت اول -ایده}

بیش از ۶ ماه از آشناییمون میگذشت
رفته رفته تار و پود رابطمون داشت با تکرار تو سکس گره میخورد
من و شیدا هر دو فریلنسر بودیم و به صورت ریموت تو خونه کار میکردیم
اوایل آشنایمون فوق العاده بود
هرکدوممون از کوچیکترین فرصتی استفاده میکردیم که طرف مقابل رو تحریک کنیم
مثلا وقتی وسط جلسه آنلاین بود و میدیدم وبکمش روشن نیست شروع میکردم به مالیدن سینه هاش تا حدی که وسط جلسه مجبور می شد میکروفونشم ببنده تا قطع و وصل شدن نفساش معلوم نباشه
یا مثلا یه بار دقیقا وقتی داشتم پروژه رو دمو میکردم به کارفرما دیدم انگشت فاکش رو گذاشته بالای مانیتور
همینطور که انگشتش رو رو به بالا دنبال کردم با چشمام دیدم کامل لخت وایساده پشت مانیتور و شروع کرد به مالیدن خودش
یادم نمیاد چطوری جلسه رو تموم کردم و با بستن گوگل میت حتی در لب تاب رو هم نبستم و بلند شدم و ازش لب گرفتم و همونو باهم رفتیم تو اتاق…
اینا همش بخشی از زندگی مشترک من و شیدا بود
نمیدونم شما هم اسمش رو میزارید مشترک یا نه
ما ازدواج سفید کرده بودیم
توافق مون این بود تا لحظه ای که همو دوست داریم پیش هم باشیم
و هر موقع خواستیم جدا بشیم تمام دارایی من رو با فرمول ساده ریاضی تقسیم بر ۲ میکنیم و هرکی سهمش رو برمیداره…
گذشت تا جایی که دیدم خیلی از صحنه های سکسمون رو قبلا دیدم انگار
مثل فیلمی که برای بار دوم یا سوم با فاصله زمانی کوتاه میدیدش
یه شب که تو بغلم بود
دستامو بردم سمت سینه هاش
نسبت به قبل گرماشو از دست داده بود
آروم در گوشش گفتم
-تو هم حس منو پیدا کردی؟
+هوم
-تو هم داری به چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی؟
+پرهام میترسم
-از چی؟
+از بعدش… از اینکه بعدش بازم همو بخوایم… تو منو بخوای و من تورو…
-پس بیا منطقی باشیم! ما تو رابطمون فقط تو بخش رابطه جنسی به مشکل خوردیم پس فقط همین یه قسمت رو حل کنیم
+وای تا تو رخت خواب هم منطقت مارو ول نمیکنه
-باید اینجا هم چارچوب رعایت کنیم
+چاره چه چوبی؟‌نصفه شبی …
-قانون اول : فقط غریبه . حتی کوچیکترین آشناییتی که بخواد بعدش آتو بشه نمیخوام
+تو دیوار آگهی کنیم کیر و کس میخوایم؟
-انقدر بدم میاد وسط حرفم میپری
+خب بفرما
-قانون دوم :‌فقط تو قالب سکس باشه . پیام بازی و … نداشته باشیم
+خب
-قانون سوم :‌هرگونه رابطه باید با اطلاع همدیگه باشه حتی اگه نخوایم جلوی هم باشه
+بازم قانون داری؟‌برم دفتر بیارم نوت بردارم؟
-قانون آخر : تو نفر سوم خانوم رو اوکی میکنی من نفر سوم آقا رو چون همجنسامونو بهتر میشناسیم الک کردنش آسون تره
+عالیه باید کسکشی تورم بکنم

لابلای حرفامون متوجه شدم بدنش طی صحبت هامون داغ تر شده…
فشارو روی سینه هاش بیشتر کردم
دختری که تا به مرحله لیسیدن داغ نمیشد الان نفساش رو میشد بشمری
نمیدونم با فانتزیا تا کجا پیش رفته بود تو ذهنش ولی بعد مدت ها تو میک لاو های شده بود
طبق روال همیشگی که خانوما مقدم ترن
رفتم پایین که خانوم رو قبل سکس ارضا کنم که آمادگی بیشتری داشته باشه
با بوسیدن از لای سینه هاش شروع کردم رفتم پایین
با هر بوسه داغ تر میشد
صدای نفساش از حبس کردن صدا تبدیل شد به ناله های ریز که لابلای نفساش میپیچید
خیسی شورتش حتی ملافه ی روی تخت دونفرمون رو هم نم دار کرده بود
آروم شورتش رو دادم پایین
نوک زبونم رو خیلی با احتیاط و یواش رسوندم به نوک کلیتوریسش
با هر بار اتصال انگار داشتم قطب مثبت و منفی رو تو بدنش بهم وصل میکردم
وقتی زبونمو ازش میخواستم جدا کنم تا حد امکان کمرشو می اورد بالا
بعد مدت ها انگار داشتم به یه سکانس جدید از داخل فیلم تکراری نگاه میکردم
این شدت حشری شدنش من رو هم بیشتر حشری میکرد
دوست داشتم ادامه بدم ولی میدونستم هر چقدر الان لفتش بدم
از اون طرف خودم زمانم تا ارضا شدنم کمتر میشه
پس شروع کردم به خوردن
ولی این سری انگار یه چیزی فرق میکرد و واسه همین مزه اش رو بیشتر از قبل دوست داشتم…
وسط ناله هاش دستشو آورد زیر چونم و تلاش میکرد صورتمو بکشه سمت خودش
عجیب بود این حرکتش
اخلاقمو میدونست همیشه قبل از سکس ارضاش میکردم
ولی همراهیش کردم اومدم بالا ولی با دستم شروع کردم به مالیدن
با اون یکی دستش جلوی مالیدنمم رو هم گرفت
اومدم بالا
به محض رسیدن صورتم روبروی صورتش
منو گرفت تو بغلش آروم گفت : بکن…فقط بکن
شروع کردم
با هر بار که کیرم میرفت داخلش نفساشو میداد بیرون
همین روند آروم رو ادامه دادم تا جایی که احساس کردم کصش بیشتر از حد معمول داره داغ میشه
سرعتمو بیشتر کردم
پاهاشو پشتم قلاب کرد و منو فشار میداد سمت خودش
من داشتم نزدیک میشدم که بیام اومدم خودمو بکشم عقب
ولی نزاشت
فشارم داد سمت خودش
در گوشم گفت : پرهام…میخوام…
همین ۲ تا کلمه کافی بود تا با تمام توان ارضا بشم
یه لحظه حس کردم بدنم خالی شد…
یواش خودمو از روش چرخوندم به بغلش که سنگینی وزنم اذیتش نکنه
با اینکه سکس تموم شده بود ولی دیدم نفس نفس میزنه
بیشتر که توجه کردم دیدم یه جورایی شبیه هق هق گریه کردنه
من و شیدا هم زمان ارضا شده بودیم
قبلا شنیده بودم ممکنه خانوما بعد از ارضا شدن حس گریه کردن داشته باشن ولی ندیده بودم…
بقلش کردم
با تمام حس عجیبی که داشتم بدون زدن حرفی حس کردم یواش یواش آروم شد
نگاهش کردم دیدم خوابیده…
نمیدونم چرا ولی انگار قشنگ تر از هر شب شده بود
خوشگل تر از چیزی که میشناختمش
و حالا من بودم و شیدا و حسی که حتی فکر بهش انقدر هیجان رو تو جفتمون شعله ور کرده بود…

ادامه دارد…

نوشته: Developer

بازدید 17,014

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “ت مثل تریسام (۱)”

  1. داستانت زیبا بودولی از یه سریا سوال دارمچطور میتونید کسی که عاشقشید رو با کس دیگه ای شریک شید؟روی شهوت اسم عشق گذاشتید یا واقعا فکر میکنید سکس احساسات نداره و روی رابطه تاثیری نداره ؟!

  2. بعد مدتها یه داستانه درست و حسابی خوندم . خلاصه بدون وارد کردن مشخصات سن و بدن و قد و اندامها. گذاشتی خواننده هر جوری که دوس داره تصورتون کنه.مهمتر از همه این بود حاشیه نرفتی داستان رو طولانی نکردی. عالیه ادامه بده .

  3. شروع به خوندن کردم. تا به کلمه فرینلفسفلر رسیدم . دیگه باقیش نتونستم بخونم 😂ولمون کن عامو .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید