پاییز یا زمستان ۱۴۰۳ بود
تو موسسه سر کلاس آموزش تبلیغات نشسته بودیم ناگهان وسطای کلاس یک دختر جدید وارد کلاس شد با برانداز بقیه در جای خودش نشست از مدتی دیدم که پاش رو انداخته روی صندلی و داره گوش میده
انرژی خاصی ازش دریافت کردم یه موجی از شهوت و جذابیت با اینکه دختر ساده ای بود تیپ امروزی بدون آرایش و یه کلاه سفید که به تیپش میومد
من پارسام تو یه شرکت تبلیغات و اینستاگرام کار میکنم و ۲۵ سالمه و گویا این خانوم عضو جدید بودن و مصاحبه کرده بودن
اون تو بخش ادبت بود و من تو بخش تبلیغات پس خیلی ارتباط خاصی بینمون پیش نمیومد و من همیشه افراد جدید رو زیر ذره بین میزاشتم که اگه میخوارن پیشمون بیان و اگه بچه خوبین مراقبشون باشیم ،
خلاصه گذشت و من اون روز فهمیدم دختر رو داریه و راحته .
من کنار این کار شغل های دیگه ای هم دارم و یه دفتر جدا داشتم که بیشتر مکانه برای خلوت و توکار انرژی درمانی و سنگ و جواهر هم هستم
جلسه دوم که دیدمش توی دفتر یه سلام گرم بهش کردم که اونم سلام گرمتر کرد و فهمیدم که دختر اجتماعی ارتباطمو مذاکرات رو باهاش ادامه دادم و گفت شما همونی هستی که تو کار انرژی گفتم بله و گفت که من پس چند تا سوال دارم همونجا بهش شمارمو دادم و شمارشو ازش گرفتم
مجری اون جلسه اونروز من بودم و جلسه و اعضا و مدیر مجموعه محو صحبت ها و نکات من بودن و خوب ماهایی که اجرا میکنیم و روی تریبون قرار میگیریم معمولاً کراشهای رومون قرار میگیره چون به تصویر می کشیم درون و بیان میکنیم عقایدمون رو همراه با قدرت
اساماس دادنمون از همون شب شروع شد و ناخودآگاه با زبان انگلیسی با هم چت کردیم و انگار مرزها و حریمها بینمون شکسته شد اون بهم گفتش که پسر اغوا کنندهای هستی و سکسی هستی (به زبان انگلیسی)
همونجا فهمیدم که روم کراش زده و دختر هورنی و حشری هستش خیلی محافظه کارانه به جوری که توی چت خیلی مدرک بجا نزارم پیامهاشو دادم یکم ازش تعریف کردم فرداش که فکر میکنم جمعه بود ازش خواستم که بریم بیرون قبول نکرد و پیشنهادم رو رد کرد کم کم توی صحبتهامون بهش گفتم که من یه دفتر کاری دارم و بیا اونجا با هم صحبت کنیم که قبول نکرد.
توجهمو ازش برداشتم پیامهاشو سرد جواب میدادم و در واقع سردتر شده بودم و چند روزی ازش درخواست بیرون نکردم تا اینکه یک روز که احساس کردم اگه این دختر رو که اسمش ندا بود رو تصاحب نکنم ممکنه به راحتی با افراد دیگهای جوش بخوره و از دستم بپره خلاصه مصر شدم و ارتباطمو حرفهایتر کردم و هر موقع حضوری میدیدمش با حرکات لبم لمسهای گهگدار اونو داغ و حشری میکردم و بهش گفتم که بیا ببینمت و برای دیدنت لحظه شماری میکنم و قرار رو گذاشتیم که بعد از دفتر با هم بریم به دفتر من و قول گرفته بود که سکس نکنیم و منم گفته بودم باشه و پذیرفته بودم وارد دفترم که شدیم یکم با هم صحبت کردیم و کم کم تو بغل همدیگه بودیم و حسابی لبای همدیگرو خوردیم گردن و کم کم سینهها کم کم دستم روی پاهاش بود و لباساشو درآوردم(پوست خیلی سفیدی داشت ، باشن متوسط و ممه هایی معمولی و کوچولو ) و انقدر عشق بازی کردم و اونو گرم کردم که خودش بهم گفت منو بکن و با انگشتت با کسم بازی کن
کسش خیس خیس شده بود و آماده یه ورود عالی میگفت نمیتونه سکس از جلو رو تحمل کنه و دردش میگیره و اذیت میشه که من فقط مطمئن شدم که قبلاً دخول داشته و دست به کار شدم حسابی آبدارش کردم حسابی با دستم بازش کردم و بعد سر کیرمو گذاشتم رو کسش و فرو کردم محکمم این کارو انجام دادم با تمام قدرت تلمبه میزدم و صدای اون فضا رو پر کرده بود کم کم صدای منم در اومد در اومده بود و فضا پر از آه و ناله بود
اون روز پر از اولین بود براش و برای اولین بار یک سکس کامل از جلو رو تجربه کرده بود و کسش حال اومده بود و دیگه طاقت نداشت که راندهای بعدی رو داشته باشیم ولی کسش جا باز کرد و افتتاح شد
تو قسمتهای بعد راجع به افشاسازیها های ی که برام داشت و خیانتی که بهم کرد جبرانی که من کردم و روابط دیگمون براتون مینویسم امیدوارم دوست داشته باشید
تو موسسه سر کلاس آموزش تبلیغات نشسته بودیم ناگهان وسطای کلاس یک دختر جدید وارد کلاس شد با برانداز بقیه در جای خودش نشست از مدتی دیدم که پاش رو انداخته روی صندلی و داره گوش میده
انرژی خاصی ازش دریافت کردم یه موجی از شهوت و جذابیت با اینکه دختر ساده ای بود تیپ امروزی بدون آرایش و یه کلاه سفید که به تیپش میومد
من پارسام تو یه شرکت تبلیغات و اینستاگرام کار میکنم و ۲۵ سالمه و گویا این خانوم عضو جدید بودن و مصاحبه کرده بودن
اون تو بخش ادبت بود و من تو بخش تبلیغات پس خیلی ارتباط خاصی بینمون پیش نمیومد و من همیشه افراد جدید رو زیر ذره بین میزاشتم که اگه میخوارن پیشمون بیان و اگه بچه خوبین مراقبشون باشیم ،
خلاصه گذشت و من اون روز فهمیدم دختر رو داریه و راحته .
من کنار این کار شغل های دیگه ای هم دارم و یه دفتر جدا داشتم که بیشتر مکانه برای خلوت و توکار انرژی درمانی و سنگ و جواهر هم هستم
جلسه دوم که دیدمش توی دفتر یه سلام گرم بهش کردم که اونم سلام گرمتر کرد و فهمیدم که دختر اجتماعی ارتباطمو مذاکرات رو باهاش ادامه دادم و گفت شما همونی هستی که تو کار انرژی گفتم بله و گفت که من پس چند تا سوال دارم همونجا بهش شمارمو دادم و شمارشو ازش گرفتم
مجری اون جلسه اونروز من بودم و جلسه و اعضا و مدیر مجموعه محو صحبت ها و نکات من بودن و خوب ماهایی که اجرا میکنیم و روی تریبون قرار میگیریم معمولاً کراشهای رومون قرار میگیره چون به تصویر می کشیم درون و بیان میکنیم عقایدمون رو همراه با قدرت
اساماس دادنمون از همون شب شروع شد و ناخودآگاه با زبان انگلیسی با هم چت کردیم و انگار مرزها و حریمها بینمون شکسته شد اون بهم گفتش که پسر اغوا کنندهای هستی و سکسی هستی (به زبان انگلیسی)
همونجا فهمیدم که روم کراش زده و دختر هورنی و حشری هستش خیلی محافظه کارانه به جوری که توی چت خیلی مدرک بجا نزارم پیامهاشو دادم یکم ازش تعریف کردم فرداش که فکر میکنم جمعه بود ازش خواستم که بریم بیرون قبول نکرد و پیشنهادم رو رد کرد کم کم توی صحبتهامون بهش گفتم که من یه دفتر کاری دارم و بیا اونجا با هم صحبت کنیم که قبول نکرد.
توجهمو ازش برداشتم پیامهاشو سرد جواب میدادم و در واقع سردتر شده بودم و چند روزی ازش درخواست بیرون نکردم تا اینکه یک روز که احساس کردم اگه این دختر رو که اسمش ندا بود رو تصاحب نکنم ممکنه به راحتی با افراد دیگهای جوش بخوره و از دستم بپره خلاصه مصر شدم و ارتباطمو حرفهایتر کردم و هر موقع حضوری میدیدمش با حرکات لبم لمسهای گهگدار اونو داغ و حشری میکردم و بهش گفتم که بیا ببینمت و برای دیدنت لحظه شماری میکنم و قرار رو گذاشتیم که بعد از دفتر با هم بریم به دفتر من و قول گرفته بود که سکس نکنیم و منم گفته بودم باشه و پذیرفته بودم وارد دفترم که شدیم یکم با هم صحبت کردیم و کم کم تو بغل همدیگه بودیم و حسابی لبای همدیگرو خوردیم گردن و کم کم سینهها کم کم دستم روی پاهاش بود و لباساشو درآوردم(پوست خیلی سفیدی داشت ، باشن متوسط و ممه هایی معمولی و کوچولو ) و انقدر عشق بازی کردم و اونو گرم کردم که خودش بهم گفت منو بکن و با انگشتت با کسم بازی کن
کسش خیس خیس شده بود و آماده یه ورود عالی میگفت نمیتونه سکس از جلو رو تحمل کنه و دردش میگیره و اذیت میشه که من فقط مطمئن شدم که قبلاً دخول داشته و دست به کار شدم حسابی آبدارش کردم حسابی با دستم بازش کردم و بعد سر کیرمو گذاشتم رو کسش و فرو کردم محکمم این کارو انجام دادم با تمام قدرت تلمبه میزدم و صدای اون فضا رو پر کرده بود کم کم صدای منم در اومد در اومده بود و فضا پر از آه و ناله بود
اون روز پر از اولین بود براش و برای اولین بار یک سکس کامل از جلو رو تجربه کرده بود و کسش حال اومده بود و دیگه طاقت نداشت که راندهای بعدی رو داشته باشیم ولی کسش جا باز کرد و افتتاح شد
تو قسمتهای بعد راجع به افشاسازیها های ی که برام داشت و خیانتی که بهم کرد جبرانی که من کردم و روابط دیگمون براتون مینویسم امیدوارم دوست داشته باشید
کوتاه و مختصر ، نکته ای لازمه اضافه کنم به نوشته ها بگین دوستان با تجربه
نوشته: پارسا
10 پاسخ به “تو اولین قرار سفت بهم داد”
نکته :داداش عکس کونتو نذاشتیحس میکنم خیلی انرژی خوبیبه خواننده منتقل کنه
خودت بخون ببین میفهمی چی نوشتی؟
نه نکته خاصی نموندفقط اینکه هرکسی میره کنفرانس بده بقیه میکنم بیا مارو بکن😂😂😂😂
خجالت نمیکشی با زبونی که حرف میزنیبلد نیستی بنویسی ؟آقای دفتر داراینستا دارشرکت دارسخنرانبلاگرو …
کوس گفتی ای کوس گفتیامیدوارم که یه کیر به طول خط استوا بره تو کونتدروغگو
کم کم بغلت اومدکم کم دستشو گرفتیکم کم دستتو بردی لای پاشکم کم دیدی کیر دارهکم کم کونتو شل کردی گذاشت کونتگفت سکس از جلو درد داره؟از عقب حتما اوکی بوده پسفهمیدی قبلا سکس داشته بعد تو اولینش بودی؟عمو جون تو سن تو جق زدنم زوده کمتر بزن تو سن رشدی خودتو نابود میکنی
نویسنده یه پسر عقده ای که تو خیال خودش توموسسه وچندجای دیگه مشغولِ ،مگه نگفتی دختره گفت ازعقب داره ازجلو بکن توهم امتحان کردی یه وقت باکره نباشه ،پس چرا آخر داستان گفتی اولین بارش بود از جلو سکس می کرد تو کلا اشتباه می زنی
تابلوعه از نوشتت که هول بازی در آوردی، دختره ریده بهت
عزیزم؛با احترام میگم:شما گوه خوردین دروغگو😃
واقعا برای یه پسر ۲۵ ساله زشته که بره روی تریبونپسرم سعی کن روی شخصیت خودت کار کنیاینکه خیلی خلا روحی روانی داری و پر از عقده ای یه طرفسواد درست و حسابی هم نداریاونم که از رفتارتآخه کدوم احمقی جلوی اون همه همکار میره روی تریبون