تجربیاتمو روی زنم پیاده کردم (۳)

سلام
توی کامنتا یکی از دوستان گفته بود مگه نقشه نکشیده بودی ماساژور بیاری پس چرا کنسل کردی؟ قسمت قبلی گفتم سارا اوکی داد که ماساژور بیارم اما وقتی یواشکی با ماساژور چت کردم و عکسو فیلمشون رو دیدم و وقتی تصویر میکردم بدن گوشتی نرم سارا میخواد زیر این بخوابه حس خوبی نسبت به ماساژور نداشتم و اینکه از عواقب بعدش میترسیدم که سارا منو مقصر بدونه.هرکسی هم‌بدو بیراه بگه اصلا مهم نیست
توی جشن تولد یکی از اقوام سارا دعوت بودیم سارا یه شومیز قرمز با یه شلوار مشکی تنگ پوشیده بود که از پشت برجستگی و حجم کونش و از جلو خط کوسش کاملا مشخص بود
توی مجلس سارا با دختر خاله ش نیلوفر و شوهرش شوهرش سهیل گرم صحبت بودن سهیل حدودا ۳۵ سالی سن داره و نیلوفر همسن سارا ۳۰ سالش هست.
سهیل معمولا توی مجلسا همیشه یکی از اقوامشون که پدر مادرش از هم جدا شدن رو با خودش میاره اسمش هومنه و حدودا ۲۲ سالشه و مجرد هست رو با خودش میاره و توی اکثرا مراسمات ما هست
هومن پسر درشت هیکل ولی خجالتیه
مجلس تولد شلوغ بود و پنج نفر کنار هم ایستاده بودیم صحبت میکردیم که سارا کلا توی جمع خنده رو و خوش برخورده که یه لحظه چشمم افتاد به صورت هومن دیدم لبخند شیطنت امیز رو صورتشه و با چشمای خمارش زل زده به صورت سارا،من جوری وانمود کردم که حواسم به هیچی نیست ،سهیل یه لحظه به سارا گفت هفته ی دیگه قرار بزاریم بریم ویلاتون توی شمال،سارا هم گفت اوکی پنجشنبه میریم جمعه برمیگردیم .منم گفتم هوا سرده مشروب میچسبه .که سهیل گفت عرقشم با هومن حرف مشخص بود هومن هم میخواد بیاد
هومن پسره پایه ای بود ،سارا هم توی حرفا همیشه از هومن تعریف میکرد و میگفت پسره اروم و مودبیه.
اخر هفته شد همگی جمع شدیم دوتا قلیون چاق کردم دو تا بطری هم هومن از ماشینش آورد ما چهار نفری توی تراس نشسته بودیم بچه ها توی اتاق بازی میکردن هومن هم مشغول چرخاندن زغال بود سهیل و نیلوفر چسبیده به هم نشسته بودن رو زمین .منم نیم متری با فاصله از سارا که وقتی متین اومد بشینه عمدا یه کمی از سارا فاصله گرفتم که بینه منو سارا بشینه
یکی از شلنگ های قلیون دست سهیل بود اونیکی دست سارا که سارا گفت کام نمیده گلو رو هم میزنه هومن دستشو اورد جلو شلنگ قلیونو از سارا بگیره دست انداخت رو دست سارا،سارا هم بدون اینکه بخواد دستشو بکشه چند ثانیه مکث کرد هومن یه نوازش ریز دسته سارارو کرد .سارا یه لحظه سر چرخوند منو ببینه یه چشمش منم سرمو سمته توی گوشی گرفته بودم ،که حواسم نیست.
هومن شروع کرد پیکارو عرق ریختن برای سارا رو از همه بیشتر می ریخت کاملا مشخص بود تو کفه ساراست.بعد خوردن چند تا پیک تقریبا بطری به ته رسیده بود ساعت ۱۱:۳۰شب بود که سهیل و نیلوفر رفتن بخوابن ما سه نفر بیدار بودیم که سارا بدون روسری نشسته بود خط سینه هاش هم کاملا پیدا بود که بلند شدم رفتم تو اتاق بخوابم از پشت پنجره آمارشو بگیرم طوری بود که بالکن کاملا مشخص بود ولی چون داخل تاریک بود از تراس داخل مشخص نبود.یه لحظه سارا اومد به بهونه چایی بردن من سریع چشمامو بستم خودمو بخواب زدم
سارا برگشت سمت تراس که به هومن بطری رو ریخت برای خودش و سارا شروع کردن خوردن سارا که از همه بیشتر خورده بود خواستم بلند بشم پیششون بشینم یا نزارم بیشتر بخورن ولی میدونستم دیگه همچین موقعیتی پیش نمیاد یا اگه هم قرار باشه پیش بیاد من بی خبر میمونم. توی اتاق تاریک بود و سهیل و نیلوفر کنار هم از خواب غش کرده بودن منم از شدت حشر به خودم میپیچیدم که هومن اومد داخل سرک کشید به سارا اروم اشاره کرد خوابن وقتی که درو بست رفت توی تراس سرمو بلند کردم دیدم دارن لب میگیرن صداشون نمیومد ولی هومن میخواست بره سراغ سینه سارا ،سارا با دست پس میکشید نمیزاشت باز شروع کردن لب گرفتن ،منم ضربان قلبم رفته بود بالا از هیجان نفس نفس افتاده بودم که سارا درو باز کرد ببینه همه خوابن مجدد رفت توی تراس دیگه خیالشون راحت بود که خوابیم .منم تمام دستو پاهام داشت می لرزید به زور نفس می کشیدم که هومن سرش از قسمت گردن سارا آروم آروم برد پایین رسید به سینه های سارا سینه های سارا رو دراورد شروع کرد خوردن سارا بلند شد اومد برای اینکه مطمئن بشه یه نگاه به داخل خونه انداخت دید همه خوابن برگشت سمته تراس با ترس جوری که منو نبینن نگاه کردم دیدم شلوار سارا رو کشید پایین داده بود پایین
هومن سرشو کرده بود سمته کوس سارا با ولع داشت کوس سارارو میخورد و فاصله گرفتن هومن کیرشو دراورد سارا با دستش کیره بزرگه هومنو گرفت داشت مثل فیلم سوپرا ساک میزد چشماش کاملا خمار داشت صورت هومنو نگاه میکرد که آخرین باری که برای من ساک زد چند سال گذشته بود . یه لحظه سارا شلوارشو کشید بالا اومد داخل منم حسابی ترسیده بودم نکنه فهمیده باشه بیدارم که رفت سمته کمد یه پتو برداشت یه نگاه کرد که بیدار نشده باشیم رفت سمته تراس از زیر پتو معلوم بود هومن رو سارا خوابیده که بعد چند دقیقه تلمبه زدن سارا محکم هومنو رو خودش بغل کرد خیلی دوست داشتم برم دو نفری سارا رو بکنیم ولی جرات حرکت نداشتم هومن همچنان رو سارا خوابیده بود و زانوهای سارا رو به بالا بود لبشون تو لب همدیگه کارشون تموم شد که دیگه از شدت شهوت سارارو داگی خوابوند کیرشو کامل تو کوس سارا میدیم داره عقب جلو میکنه بعد چند لحظه کیرشو از کوس سارا دراورد ابشو خالی کرد لای کون سارا سارا مشخص بود هنوز تشنه است منم براش هیچ وقت کم نمیزاشتم دست انداخت کیره نیمه سیخه هومنو گرفت شروع کرد مالیدن سارا توی همون حالت دمر خوابید بدونه اینکه سارا اب کیره هومنو پاک کنه هومن کیرشو یواش یواش داشت از عقب میکرد تو سوراخش سارا هم محکم بالشتو گاز گرفته بود که هومن مثل وحشیا عقب جلو میکرد .تا کاملا اینبار ابشو تو کون سارا خالی کرد.درصورتی که هروقت میخواستم سارا رو از عقب بکنم نمیزاشت میگفت خیلی درد داره ولی بدون هیچ مکثی هومن سارا از کون هم کرد با فاصله خوابیدن ساعت ۳ نصفه شب بود که از شدت مستی هر دوتاشون با فاصله خوابیدن که صبح بیدار شدن کسی شک نکنه.بعد اون روز حس شهوتم به سارا چند برابر شده بود و اینکه زن قرار باشه بده میره میده حالا چه جلوی روت چه پشته روت.
پایان

نوشته: ارمین

بازدید 4,712

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “تجربیاتمو روی زنم پیاده کردم (۳)”

  1. کاش زن منم با دوستم این کار رو بکنه،همیشه تو سکس حرفش رو میزنیم اما بعد سکس جرا حرفیدن نداریمچه کنم

  2. هرموقع تونستی مسواکتو بدی به کسی استفاده کنه و بعدش خودت از اون مسواک استفاده کردی ، اونوقت میتونی زنتم بدی یکی دیگه بکنه و بعد خودت بکنیش ، زن شخصیه ، اگر دنبال ضرب و موازی هستید برید یه زن بیزینسی صیغه کنید با اون برید نه با زن عقدی خودتون که تا اخر عمر از خاطراتون نمیره و یه عمر پشیمونی داره

  3. من لایک کردم ولی خداییش توی تاریکی از اون فاصله زیر پتو تو چطوری این جزئیات رو دیدی؟ واقعی بنویس عزیزم

  4. حیف زن واسه همچین کسایی ، کصخول مردی هست که فرق بین کون آکبند با کون گشاد کار کرده رو ندونه ، خاک بر سر مردی که زنش واسش ساک نمیزنه و لذت واسش ساک زدن زنش واسه دیگران ، بهش کون نمی‌ده ، لذت واسش کون دادن به دیگران ، حقیر کسی هست که زن داره ولی مال دیگران و نهایت لذتش تماشا کردن سکسش با دیگران و قسمت خودش ته مونده دیگران و باز از اون ته مونده هم قسمت های خوبش مال دیگران و آشغالش مال اون ، تو یه داستانهای زنه جنده هست و به دیگرانم تو خفا میده ولی به شوهرش که میرسه واسه جبران و … به شوهرش بهترم میده ، زنت فهمیده تو هیچی نیستی فقط رفع تکلیفی و از سر باز کنی بهت میده ، تو اینم شانس نداری .افسوس واسه همچین جاکلیدی های.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید