تجربه عجیبی بود!

دوستان این اتفاق مال چند سال قبل ه که منو خانومم دنیز تازه ازدواج کرده بودیم. دنیز 168 قدشه و 55 کیلو وزنشه و باربی با پاهای خوش فرم و اندام خوب. من از اول دوست داشتم مهمونی دامن کوتاه بپوشه و بیرون شلوار کوتاه چون نگاه هیز مردا به پاهاش برام جذاب بود. یادمه یه بار شلوارش انقدر کوتاه بود که کل مچ تا 3 سانت زیر زانو بیرون بودو کل مردای تجریش سر به زیر، چشم چرون پاهای زن من شده بودن. یه بار رفته بودیم تولد دوستمون و دنیزم نیم تنه با دامن کوتا پوشید بود. اینا یه دوستی داشتن که اسمش آراد بود. قد بلند بود . با دنیز صمیمی بود و تو پارتی چند باری باهم رقصیدن و بعد دنیز با من رقصید و یه پیک زدیم. بعد دوستم به من گفت بریم تو حیاط سیگارو مشروب بزنیم، دنیز تو با آرش بود. یکم با دوستم که از قبل دنیزو آرش ومی شناخت حرف زدمو بحثو کشوند به دوستی دنیز و آرش، منم گفتم در جریانم که صمیمی بودن بعد گفت حواست باشه، بیشتر از یه حد صمیمی بودن. گفتم چطور؟ اونم تو مستی گفت دنیز و آرش سکس فرند هستن. گفتم منظورت قبلا بودن ؟ گفت شنیدم بعد ازدواجتونم یه کارایی کردن. بعد گفت تو که دوس داری ملت پر و پاچه زنتو دید بزنن، این یکم بیشتره دیگه! بعدا فهمیدم که نگو دنیز از این دوستم خواسته بود که منو آماده کنه برا حقیقت. یکم بعد دنیز و آرش اومدن سمت ما سیگار روشن کردن بعد دنیز منو بوسید، یه چشمک بهم زد، آرش دستشو گرفتو رفتن سمت پارکینگ پشت باغ. دوستم دید من یجوریم گفت نترس بابا دنیزو میبره یکم بازی بازی کنن. قبل تو هم همین بوده بعد خندید. منم از پشت دور شدن زنمو با یه دامن کوتاه دست تو دست یه مرد غریبه نگاه می کردم. نمیدونستم عکس العملم چی میتونه باشه، دوستمو پیچوندم رفتم پشت خونه سمت ماشین آرش دیدم شیشه عقب نیمه بازه، دنیز صندلی عقب نشسته، آرش رو زیر پایی، پاهای زنم رو شونه آرش و آرش داره کسشو می لیسه. هی دنیز ناله میکن و ماهیچه های ساق پاش میخوره پشت شونه آرش و اونجا قلمبه میشه. بعد جاشون عوض شد و آرش نشست و دنیز براش ساک زد. وسط ساک آرش از تو وسایلش یه گردن بند چرم در آور که روش یه حلقه بود. به دنیز گفت میدونی این چیه؟ یعنی تو برده ی منی. هر موقع گفتم شوهرتو می پیچونی و میایی به من بدی. دنیزم گقت چشم آقا بعد آرش یه چک زد تو گوش زنمو گفت بخورش جنده. بعد دنیز بلند شد نشست رو کیر آرش. بعد آرش یه دست بند چرم دستای دنیزو از پشت بستو دنیز همچنان رو کیر ارش جلو غقب میرفت. حدود 20 دقیقه بعد آرش دنیزو خوابوند پشت ماشین وگفت داره میاد، دهنتو باز کن جنده. یهو دیدم دوستم از پشت اومد و گفت زن خوشگل گرفتن این دردسرارم داره دیگه.

نوشته: پدرام

بازدید 17,240

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “تجربه عجیبی بود!”

  1. موقع جق زدن داستان نوشتن اینطوری میشه دیگه ، زود آبت اومد و داستان رو هم باهاش تموم کردی

  2. بعد ریدی دوباره بعدش ریدی چرا بعد ریدی اونوقت بعدش ریدی سگ توروحت آنقدر ریدی که داستان هم ریده ای شده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید