تابستون داغ با پسر دایی کشتی گیر

اسم من بابک هست چاق هستم پوستم سفید هست و قیافم خوبه به دلیل چاقی کونم هم قمبل هست خانواده من و داییم مثبت هستن گیر هستن از دوست دختر و دوست پسر رفیق بازی و سکس و این چیزا اصلا حرفی نباید باشه و گر نه کونمون پاره هست داییم یک پسر داره به اسم متین و یک دختر داره به اسم هنگامه پسر داییم متین از من دو سال بزرگتر هست و بچه خوشگل مدرسه و محل و فامیل هست سفید برفی ورزش کشتی هم میره و هیکل وزشی خوبی داره و خلاصه از اونا که همه می خوان بکننش بعدا هم فمیدم که چند تا از بچه های مدرسه و ورزشگاه کردنش خواهرش هنگامه هم سن من هست هنگامه هم خوشگل و سفید برفی هست از اون شاه کس ها ولی چون خانواده هامون مثبت بودن تا قبل از اینکه بکنمش هیچ وقت با لباس راحت ندیدمش نهایت نصف آستین بازو هاشو لخت دیدم اونم وقتی داییم اینا نبودن اونم فقط یک لحظه که از اتاقش اومده بیرون یا در اتاقش باز بوده جلوش رد شدم هنگامه هم خیلی مثبت و از اینا که بهشون بگی سکس میکن متنفر هستن داییم و زنش هر دو کارمند هستن و معمولا دیر میان خونه ماجرا از چند سال قبل شروع شد تابستون شد و چون خیلی چاق بودم پدرم تو فکر بود چه کنه که یک روز داییم اینا مهمان ما بودن داییم گفت متین هم اگر نمی رفت ورزش همین طوری چاق می شد میره ورزش هم لاغر می مونه هم ورزش می کنه برای سلامتیش خوبه هم بی کار ول نمیشه تو کوچه تابستونی و فکر های خلاف به سرش نمی زنه خلاصه بحث گرم شده بود که مادرم پرسید متین چند شنبه ها میره ورزش و چند میگیرن و از این حرفا متین هفته ای سه روز می رفت کشتی پدرم که خیلی خوشش اومده بود فکر می کرد من هم برم یک خمره یک روزه تبدیل میشه به نی قلیون خلاصه دستور داد برم ثبت نام سالن نزدیک خونه داییم بود قرار شد خودم برم برگشت با متین برم خونشون تا بابام از سر کار بیاد و منو ببره خونه داییم اینا نمی دونستن متین چی کاره هست اما من تو مدرسه اخبار به دستم رسیده بود که بعضی ها دنبالش هستن دست مالیش می کنن عین همه بچه خوشگل های مدرسه ها که همه می دونید چه وضعی دارن و بچه ها چی کارهایی باهاشون می کنن اما به کسی نگفته بودم و تو فامیل و خانواده متین هم عین من بچه مثبت می زد به هر حال رفتیم باشگاه و شروع شد چون متین چند سالی بود می رفت مربی گفت با من کار کنه یعنی حریف تمرینی هم بودیم فامیل هم که بودیم دیگه به هر حال دو سه جلسه که گذشت متوجه شدم دیگه رفتار متین عادی نیست فن اجرا کردن و خاک کردن تو کشتی و این حرفا بهانه هست و رسما متین داره منو دست مالی می کنه و بهش می چسبه تو کشتی هم میشه همه کاری راحت کرد برای اجرای فن راحت میشه دست لای کون هم کرد یا موقعت خاک شدن به هم بجسبیم هیچ کس شک هم نمی کنه عادی هست تو اون سن می دونستم دیگه سکس چیه شهوتم کمی فعال بود اما با این حرکات متین شهوتم بیشتر شده بود متین هم که بچه خوشگل بود و بدنش عین دختر ها نرم سفید و بدون مو بود نمی شد نزارم بهم دست بزنه یا بچسبه فهمیده بودم شهوتم هم بیشتر شده و داره کشیده میشم طرف متین و سکس کسی می فهمید آبروم می رفت به پدرم گفتم من نمی خوام برم ورزش که یک داد زد گفت غلط می کنی هیکلت شده عین سیرابی فردا مسخرت می کنن پول هم دادیم باید بری دهن من دیگه بسته شد نمی تونستم به پدر مادرم یا مربی بگم متین داره منو دست مالی یا انگشت می کنه یا به من می چسبه عصبانی بودم کلی فکر کردم در نهایت تصمیم گرفتم هر کاری باهام می کنه تلافی کنم یعنی اگر دست لای کونم می زاره من هم همین کار باهاش بکنم اگر منو خاک می کنه بهم می چسبه من هم همین کار بکنم بهانش فقط اینکه خودمو راضی کنم که تلافی کردم خلاصه اولش به بهانه تلافی شروع شد وقتی دست لای کون متین می کردم یا بهش می چسبیدم متین که مشکلی نداشت راحت پا میداد خوشش هم می اومد و می زارشت راحت باهاش از این کارا بکنم کم کم شهوتم به اوج رسیده بود و دیگه موقع تمرین با متین کیرم هم سیخ میشد سعی می کردم تو لباس کشتی که شورت و دو بند رو شونه هست یک جور کیرمو جمع کنم که کار سختی بود چون برای بقیه هم همین بود و اهمیت نداشت همه مشغول تمرین بودن زیاد تابلو نبود خلاصه با این وضع موقع تمام شدن کشتی با شهوت روی هزار می رفتیم خونه داییم می موندیم تا یکی دو ساعت دیگه بابام بیاد ببره منو هنگامه کلاس زبان می رفت و گاهی موقعیت میشد که هیچ کس خونه متین نباشه و با هم تنها بشیم متین دیگه سر شوخی را هم با من باز کرده بود روش باز شده بود و یک روز که تنها خونشون بودیم فیلم سکس گذاشت چه بکن بکنی بود یارو از کس و کون داشت زنه را می کرد اولین بار بود این نوع فیلم می دیدم اولش خجالت می کشیدم کم کم عادی شد و با متین نشستیم نگاه کردیم دیگه شهوت داشت دیوونم می کرد هر وقت متین موقعیت گیر می آورد و تنها می شدیم دیگه فیلم سکس می زاشت و خودش هم موقع رسیدن به خونه لباس هاشو که در می آورد لباس خونه نمی پوشید و راحت با شورت جلو من بود تن و بدن متین سفید برفی بدون مو نرم عین دخترها با شورت جلوم می چرخید و فیلم سکس چه فشاری بهم می اومد سعی می کردم خودمو کنترل کنم اما شهوتم از هزار رد می کرد یک روز که فیلم سکس می دیدم متین اومد کنارم تو گوشم گفت در بیار جلق بزن تا کسی نیومده نترس به کسی نمیگم گفتم گمشو بیشعور متین دستشو گذاشت روی کیرم یک فشار داد کیرم حسابی سیخ شده بود زدم رو دستش گفت خره بزار برات بخورم حسابی کیف می کنی دست خودم نبود فیلم سکس و اون فضا دیوونم کرده بود شهوتم بالا بود دیگه نمی دونستم چی کار کنم که متین باز دست گذاشت روی کیرم و فشارش داد دید دیگه چیزی نگفتم کیرمو از رو شلوار گرفت تو دستش و یک کم مالید بعد گفت بزار درش بیارم بخورم برات واکنشی نداشتم دست کرد تو شلوارم و این بار کیرمو تو شلوارم تو دستش گرفت خوشم اومده بود اما هم خجالت می کشیدم هم غرورم اجازه نمی داد بگم خوشم اومده به هر حال متین کار خودشو کرد کیرمو از تو شورت و شلوارم کشید بیرون و لب هاشو گذاشت روش نو کیرمو بوس کرد کرد تو دهنش و شروع کرد به خوردن چشم هامو بسته بودم رو ابرا بودم چه کیفی داشت آبم اومد اما چون سنم کم بود زیاد نبود و ریخت تو صورت متین و رفت شست دو سه بار دیگه موقعیت گیر اومده بود و متین برام ساک زده بود و دیگه برام عادی شده بود حسابی هم خوشم می اومد شهوت منو عوض کرده بود از یک پسر مثبت دست نخورده تبدیل شده بودم به کسی که حسابی تو کف سکس هست و دیگه دختر داییم هنگامه را هم دید می زدم اما طوری نبود بشه بدنشو دید نهایت بازو هاش لخت بود تو اتاقش و دید می زدم قضیه دید زدن هنگامه باعث شده بود به متین بیشتر راه بدم و به همین بهانه بیشتر برم خونشون به خاطر دید زدن هنگامه اما تابلو نمی کردم خلاصه یک روز که از ورزشگاه رفتیم خونه متین و هیچ کس نبود متین طبق معمول کیرمو کرد تو دهنش اما این بار یک دفعه بلند شد شورتشو کشید پایین و نشست رو کیرم دستمامو گرفت و از پشتش برد جلو شکمش و دستامو رو هم گذاشت من هم دیگه دست خودم نبود بقلش کردم آخ چه کیفی داشت بدنش داغ بود عین دختر نرم و سفید بدون مو به یاد خواهرش هنگامه هم شده محکم بقلش کردم که گفت پاشو بیا اتاق خوابم و رفت تو اتاقش کامل لخت شد و خوابید تو تخت من هم رفتم دنبالش گفت بابک کامل لخت شو منو بکن من هم لخت شدم و رفتم خوابیدم روش چه کیفی داشت اما بلد نبودم بکنمش بلند شد منو به کمر خوابوند تو تخت روغن وازلین آورد به کیر کوچیک من که حسابی سیخ بود زد و به سوراخش و تنظیم کرد و نشست روی کیرم و کیرم راحت رفت توش معلوم بود بجه ها راست میگن قبلا متین کرده بودن خیلی راحت رفت توش و متین زیاد هم دردش نمی اومد دفعات بعد کردن هم یاد گرفته بودم و به روش های مختلف که از فیلم سکس می دیدیم متین می کردم دیگه من دنبال کردن متین بودم خوشم اومده بود و برای اینکه بزاره کنمش راضی شدم بهش لاپایی بدم کم کم مخ منو زده بود و منو کرد با اینکه کیر متین کوچیک بود اولین بار خیلی درد داشت من هم تنگ بودم هم دست نخورده اما تحمل کردم هم به خاطر اینکه متین بزاره کنمش هم اینکه به متین حال بدم که اگر خواهرش هنگامه را بعدا خواستم بکنم متین مشکل درست نکنه به هر حال دیگه عادی شده بود هفته ای دو سه بار بعد ورزشگاه که می رفتیم خونه متین می رفتیم تو اتاق متین و همدیگه را می کردیم اگر هم هنکامه خونه بود متین در اتاقشو می بست من می دونستم هنکامه شک کرده اما برام مهم نبود اصلا می خواستم بفهمه قضیه سکس هست که شهوتش بره یالا و بلکه بتونم بکنمش خوشبختانه هنگامه به دایی و زن داییم هیچ چیزی در مورد اینکه تو اتاق متین چه غلطی می کنیم یا در قفل می کنیم نگفته بود و خیالم راحت شده بود دهنش قرص هست با جرات بیشتری روم باز شده بود به هنگامه گاهی چشمک می زدم دیگه دست مالی هنگامه را شروع کرده بودم یا موقع رد شدن به بهانه اتفاقی بودن بهش می مالیدم یا می چسبیدم بهد هم می گفتم ببخشید متین کمی ناراحت بود اما می دونست بخواد نزاره دیگه بهش پا نمیدم به خاطر همین به رو نمی آورد هنگامه اولش ناراحت می شد اما کم کم دیگه اونم راحت تر برخورد می کرد روش نمی شد چیزی بگه اما اول ها یک اخم می کرد بعد کم کم دیگه اخم به لبخند تبدیل شده بود فهمیده بودم هنگامه هم بدش نمیاد اما جلو متین که نمیشه ولی دیگه هنگامه فهمیده بود من و متین با هم سکس می کنیم و به خاطر همین در اتاق ففل می کنیم و ظاهرا شهوتش زده بود بالا و حس کنجکاویش بالاتر رفته بود یک روز متین رفت دستشویی با هنگامه تنها شدم رفتم طرف هنگامه برای اولین بار شالشو یک کم زدم عقب دست گذاشتم روی بازوی لختش هنگامه نمی خواست متین بفهمه یک اخم کرد حرفی نزد من هم تو گوشش آروم گفتم جوننننن هنگامه منو حل داد و از خودش جدا کرد کم کم با هنگامه گرم گرفتم با هم دوست شدیم بیرون باهاش قرار گذاشتم که متین نباشه و ازم پرسید با متین چی کار می کنید در قفل می کنید ؟ گفتم توقع داری چی کار کنیم هنگامه سرخ شد مثلا خجالت می کشید گفتم قول بده به هیچ کس نمیگی تا بگم و هنگامه قول داد قسم جون مامیشو خورد گفتم همدیگه رو می کنیم هنگامه کفت خاک تو سرتون این کثافت کاری ها چیه گفتم اولا متین دوست داشت دوما همه شهوت دارن کلی بجث کردیم و مخشو زدم تا حدی بعد آدرس سی دی فیلم های سکس متین بهش دادم اما کشو قفل بود همیشه به هنگامه گفتم دوست داری فیلم سکس ببینی هنگامه گفت می خوام چی کار گفتم کلید کشو میز متین جور می کنن ببینی کیف کنی اونم سرشو انداخت پایین یعنی خجالت کشیده خلاصه یک روز تو ورزشگاه تو رخت کن کلید کشو میز متین کش رفتم به متین گفتم من باید برم کتاب بخرم تو برو خونه من میام و متین رفت رفتم کلید سازی و سفارش یک کلید از روش دادم گفت شب بیا ببرش متین زنگ زد کلیدم گم شده گفتم شاید ورزشگاه باشه فردا می ریم می بینیم فردا رفتیم گشتیم نبود اما تو جیب من بود با کپیش رفتیم خونشون متین رفت دستشویی به هنگامه دادم بزاره تو کمد لباس متین و با لبخند سریع این کار کرد شب متین زنگ زد کلید پیدا شد تو دلم گفتم اسکول خودم بلندش کرده بودم خلاصه با هنگامه قرار گذاشتم سر قرار بهش گفتم اینم کلید اول ناز خرکی اومد گفت نمی خوام بعد دستشو آوزد بگیره بهش گفتم این طوری که نمیشه یک بوس بده تا بدم گفت برو گمشو به هر حال گرفتمش که بوسش کنم نمی زاشت در همین حین گرفته بودمش سینه هاش اومد تو دستم و مالیدمش یک کم به زور بقلش کردم گفت ولم کن بیشعور ولش کردم کلید هم دادم بهش من و متین می رفتیم باشگاه کسی هم خونه نبود هنگامه فیلم ها رو دیده بود و شهوتش معلوم بود زده بالا قرار گذاشتیم بیرون این بار با یک کم التماس هنگامه برای اولین بار گذاشت بوسش کنم آخ چه کیفی داشت صورت هنگامه سرخ شده بود از خجالت ولی معلوم بود بدش نمیاد حاظر بودم هر روز به متین حسابی کون بدم فقط بزاره هنگامه را بکنم به بقل کردنش هم راضی بودم شوخی های سکسی با هنگامه شروع شده بود دور از چشم متین سر قرار ها دیگه وقتش بود باید ورزشگاه را می پیجوندم می رفتم خونه داییم سراغ هنگامه به هنگامه گفتم متین که رفت ورزشگاه میام سراغت اون روز به متین زنگ زدم که نمیام ورزشگاه و کار دارم و پیچوندم رفتم سر خیابون و رفتن متین به ورزشگاه را متوجه شدم و رفتم در خونه داییم هنگامه در باز کرد و پریدم تو هنگامه یک نصف آستین تنش بود با شلوارک و شال رو سرش و بازو های لختش را هم شال پوشونده بود رفتیم بوس داد شالشو کشیدم گفتم این چیزی دیوونه هیچ کس که خونه نیست موهاشو اولین بار باز کامل دیدم اولش خجالت می کشید کم کم عادی شد دست مالیش هم کردم اما زیاد پا نمی داد بدنش هم که لخت نبود تا بازو لخت بود به خاطر همین قرار بعدی بردمش بیرون بردمش لباس فروشی براش یک تاب لختی خریدم با دامن کوتاه گفت اینا چیه مامانم بفهمه می کشتم گفتم بگو دوستم هدیه تولد آورده بوده نتونستم قبول نکنم نمی پوشمش که گفت حالا میگی من اینو بپوشم گفتم پس چی مال خوشگلی هست ؟ خره وقتی موقعیت گیر اومد اومدم سراغت اینا رو بپوش دیگه گفت نه گفتم بپوشی باهات قهر می کنم به هر حال موقعیت جور شد رفتم خونشون تنها بود اما باز با همون لباس نصف آستین بود گفتم برو تاب و دامن بپوش اگر نه میرم باهات کلا قهر می کنم رفت اتاقش پوشید اما دیدم بیرون نمیاد رفتم سراغش دیدم نشسته دم تخت منو دید خودشو جمع و جور می کرد خیلی خجالت می کشید با اون تاب و دامن کوتاه اما چه جیگری شده بود سفید نرم جوننن برای اولین بار رون لختشو دیدم شاه کسی بود برای خودش نشستم کنارش کمی حرف زدم کم کم روش باز شده بود خجالتش کم شده بود رفتم سر فیلم های متین یک بکن بکن گذاشتم و با زور هنکامه را بردم پای فیلم کنارش نشستم شونه های لختش تو دستم بود بقلش کرده بودم و هی ازش بوس می گرفتم اونم فیلم می دید دستمو گذاشتم روی رون لختش آخ چه کیفی داشت دستشو گرفتم گذاشتم روی کیرم از رو شلوار معلوم بود سیخ شده اول دستشو کشید بعد به زور دستشو گذاشتم رو کیرم کم کم شل کرد سینه هاشو هم تو دستم گرفته بودم و می مالیدم آخ جوننن از پنبه نرم تر بود دیگه وا داده بود تو فضا بود کیرمو در آوردم یکهو دید گفت وای این چیه گفتم بگیر تو دستت می فهمی گذاشتم کف دستش و گرفتش و بهش گفتم بمالش معلوم بود خوشش اومده بهش گفتم بزار سینه هاتو بخورم گفت نه اما ولکن نبودم به زور تابشو زدم بالا چه بدن سفید و نرمی داشت چوننن سینه هاش کوچیک عین دو تا انار نرم و لیز بود سینه هاشو گرفتم تو دستم سوتین نبسته بود شروع کردم به خوردن سینه هاش من تو فضا بودم اونم دیگه تو حال خودش نبود فقط چشماشو بسته بود و داشت کیف می کرد شلوار و شورتمو تا زانو کشیدم پایین و بلندش کردم نشوندمش روی پام دامن کوتاه که تنش بود راحت زدم کنار و پاهای لختش روی کیرم چسبید کیرمو بین چاک کونش جا کردم باهاش کمی بازی کردم دیگه داشت آبم می اومد بهش گفتم بلند بشه دیگه نمیشد ادامه بدیم ممکن بود هر لحظه متین یا کسی بیاد جمع کردیم زدم بیرون از خونشون باز قرار گذاشتیم چند بار همین طور لاپایی بود تا یک روز خانواده داییم رفتم مسافرت و هنگامه به بهانه درس پیچونده بود و نرفته بود و قرار گذاشت و رفتم از کون کردمش که دفعته دیگه براتون تعریف می کنم متین فهمیده با خواهرش رابطه دارم بهش نکفتیم ولی خر که نیست فهمیده اما به خاطر اینکه می زارم هر روش سامورایی دوست داره منو بگاد و بکنه قضیه هنگامه را هم به روی خودش نمیاره متین هر طوری بخواد هر وقت بخواد منو می کنه چه خونه ما مکان بشه چه خونه خودشون من هم هنگامه را از کون می کنم هر سه راضی هستیم هیچ کس نفهمیده و شک هم نکردن اول ها خر بودم سنم هم مقداری نبود بفهمم کس چیه و گر نه از اول راحت به متین کون می دادم که بزاره زودتر هنگامه را بکنم البته کون دادن هم خوبه خوشم میاد دیگه اما کردن هنگامه خیلی کیفش بیشتره خوش به حال شوهرش که پردشو می زنه و کسش می زاره فعلا سه تایی داریم ادامه میدیم البته من و متین جدا وقتی هنگامه تنها باشه موقعیت باشه میرم سراغش می کنمش عالیه حاظرم هر روز هم باشه روزی ده بار کون بدم فقط برای کردن هنگامه بفهمن هر سه مون را جر میدن اما فعلا که کسی نفهمیده نمی دونم نظر شما جیه و چی میگین اما من و متین و هنگامه راضی هستیم کون لق نا راضی مهم اینه ما کیف می کنیم با هم از اون تابستون تا حالا کارمون شده سکس مخفیانه و عشق و حال سینه های هنگامه هم بزرگتر شده عجب کسی شده بعدا قضیه کردن هنگامه از کون را هم تعریف می کنم

نوشته: بابک

بازدید 5,324

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “تابستون داغ با پسر دایی کشتی گیر”

  1. داداش مرض داری بگی داستانت گی هست بعد دختر خاله بازی باشهتابستان داغ و پسر دایی کشتی گیر چیهگی چیه…

  2. متین کونی بود یا بکن؟ چطوری ب دختره گفتی کون میدی خودشم با افتخار. در ضمن ب باشگاه میگی ورزشگاه؟کیر تختی تو کونت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید