بازی برد برد محسن و نادیا (۲)

با سلام خدمت آقایون و خانومای حشری. همه میدونیم که خیلی از ما مخاطبین سایتهای بکن تو و پورن بخاطر شرایط فرهنگی و جو بسته حاکم بر جامعه خصوصا جو بسته اغلب خونوده ها مجبوریم فانتزیامون رو فقط توی رویا و خیال دنبال کنیم و اگه شرایطش فراهم بشه خیلی از افراد و حتی خانواده ها سبک زندگی جنسیشون را راحت تر تغییر میدادن. به امید اون روز میریم سراغ ادامه داستان

یه دوستی توی دوران دبیرستان داشتم بنام کیان که خیلی با هم مچ بودیم و در جریان کس بازیهای همدیگه بودیم و گاهی یه کیسو باهم و مشترکا به سیخ می کشیدیم واسه همین به خاطر اعتماد و رازداریش تصمیم گرفتم که اونو واسه کردن نادیا جورش کنم البته اون بعد از دیپلم رفت سربازی و از شانسش افتاد شهر خودمون ولی یه سالی بود که ازش خبری داشتم واسه همین زنگش زدم گوشیش خاموش بود فردا طرفای ظهر بیدار شدم و از لای پاهای نادیا که اونم خواب بود خودم را کشیدم بیرون و رفتم در خونشون که مامانش کلی تحویلم گرفت و گفت کیان به خاطر سنگ کلیش بیمارستانه و همین الآن تو اتاق عمله و باباش پیششه واسه همین گوشیش خاموشه منم با دعا واسه سلامتیش از مامانش خداحافظی کردم و گفتم بعدا میام واسه عیادتش ولی حقیقتا بدجوری حالم گرفته شد چون میخواستم هر چه سریعتر استارت انجام فانتزیامون رو بزنم بعدش رفتم خونه بابا اینا یه سر به مامانم زدم و بعدش توی راه داشتم میرفتم بازار پیش بابام که دیدم نادیا زنگ زد
_سلام عروسکم ساعت خواب
_سلام عشقم کجا رفتی چرا منو بیدار نکردی
_واسه اینکه عروسکم دیشب تا صبح اضافه کاری داشت و باید استراحت میکرد منم نخواستم مزاحم استراحتت بشم حالام دارم یه سر حجره بابا و طرفای عصر برمیگردم خونه
_باشه عشقم عصر میبینمت بوس بوس و بای !!
عصر که اومدم خونه نادیا برعکس همیشه که با لباسای سکسی و لختی میومد استقبالم با یه تاپ و دامن معمولی اومد دم در و بعد یه دقیقه لب بازی بهم گفت که قبلا یه لباس خواب خیلی سکسی خریدم و میخوام باهاش سورپرایزت کنم بعد یه لیوان آب داد به دستم و گفت بیا این قرص ویاگرا را بخور که امشب تا صبح باهات کار دارم بعدم برو دوش بگیر تو این فاصله منم اونو میپوشم و روی تخت منتظر خودتو کیرتم منم اطاعت امر کردم و پریدم زیر دوش و هی اونو تو لباسای مختلف سکسی تصور میکردم که الآن روی تخت آغوشش رو واسم باز کرده و منم لخت میپرم تو بغلش و الی آخر. تو همین فکرا بودم و در حالیکه داشتم با حوله موهامو خشک میکردم وارد اتاق خواب شدم که یه دفعه با چیزی که دیدم برق سه فاز از کونم پرید. خدای من بجای نادیا ، خانم سرمدی مربی شنای نادیا که شاه کسی واسه خودش بود و خیلی خیلی شبیه پورن استار معروف هالیوود Silvia saint بود روی تخت من بود و با لبخندی آغوشش را واسم باز کرده بود من که کم مونده بود از تعجب و البته از ذوق و خوشحالی سکته کنم برگشتم و نادیا را دیدم که پشت سرم وایساده و با خنده میگه اینم جایزه شعور و معرفت شوهر گلم. چون تو بهم قول دادی که میخوای فانتزی منو عملی کنی با اینکه هنوز انجامش ندادیم ولی هم واسه تشکر از عشقم هم واسه اینکه نمک گیرت کنم و نذارم که مبادا پشیمون بشی خواستم اول فانتزی تو را انجامش بدیم بعد مال منو.
حقیقتا همیشه توی رویاهام حسرت سکس با خانم سرمدی رو داشتم که بعضی روزا موقع رسوندن نادیا تا دم در استخر میدیدمش و باهاش سلام و تعارف میکردم و حالا در کمال ناباوری داشتم اونو با یه لباس خواب تور و ست قرمز و آرایشی خیره کننده در حالی میدیدم که توی اتاق خواب خودم و روی تخت خودم آغوشش رو واسم باز کرده. مغزم چند ثانیه ای واسه تجزیه تحلیل این سورپرایز هنگ کرده بود که صدای نازش منو به خودم آورد
_سلام آقا محسن چیه چرا خشکت زده سورپرایز شدی ؟
_من که حوله از رو دوشم افتاده بود زمین و کیرم بر افراشته شده بود گفتم آره خوشگل خانم کم مونده از تعجب و از خوشحالی سکته کنم آخه منو این همه خوشبختی محاله. شما کجا اینجا کجا نکنه دارم خواب میبینم ؟
که نادیا در حالی که داشت روی کاناپه ای که اونو دقیقا جلوی تخت گذاشته بود لم میداد گفت نه عشقم کاملا بیداری فعلا تا این کس و کون شهلا جون از دهن نیفتاده بپر رو تخت که دلم واسه تماشای یه فیلم سوپر زنده داره له له میزنه اونم با هنرمندی عشق زندگیم و بهترین دوستم شهلای کس طلا. توضیحات مربوطه را هم خودم بعدا خدمت شوهر عزیزم تعریف میکنم فعلا سکسو بچسب
منم یه بوس واسه نادیا فرستادم و پریدم رو تخت و آروم خزیدم سمت شهلا و رفتم‌ خیمه زدم روش و چند ثانیه اون چهره زیبا را تماشا کردم بعد لبامو گذاشتم رو لباشو در حالیکه خوابیدم روش شروع کردم به خوردن اون لبای شیرین و خون چکون اونم کیرمو گرفت تو دستاشو شروع کرد به مالیدن اون بعد دو سه دقیقه لب بازی خوابیدم کنارش و دو تا پستوناش که از توی سوتین بدون کاپ بیرون زده بود رو گرفتم تو دستام و سرمو بردم تو گردنش و مشغول بوسیدن گردن و گلوی بلوریش شدم. با مالیدن پستوناش چشماش خمار شد و صدای آه و نالش بلند شد و فکر کنم نادیا بهش گفته بود که من خیلی دوست دارم که زیر خوابم با صدای بلند ، آه و اوف بکنه بعدش یه دستمو گذاشتم رو قمبل دنبه ایش. خدایا چه کون نرمی وقتی لمس این کون به این نرمی و به این برجستگی اینقدر حال میده گائیدنش و تلمبه زدن روش چه حالی بده میخواستم برم پائین تر واسه خوردن کسش که دیدم خیلی حشریه و پاشو باز کرد و با دستاش کیر منو گذاشت دم کوسشو گفت محسن جون بخدا طاقت ندارم فقط منو بکن یالا کسمو بگا.
ظاهرا نادیا قبل از اومدن من با شهلا لز کرده و اونو حسابی حشری کرده بود چون بد جوری داشت له له کیر میزد
خلاصه سرتونو درد نیارم بمدت دو ساعت توی انواع پوزیشنا کس و کون شهلا جونو گائیدم و چندین بار اونو ارضاش کردم شهلا در حالیکه داشت تخمها و کیر منو میلیسید و بوسشون می کرد رو به نادیا کرد و گفت آی کسکش آی کونکش تو که واسه شوهرت کس و کون جور میکنی این کیر نمیخواد آبش بیاد و بخوابه دیگه کس و کون واسم نذاشته و جرم داد پاشو بیا جاهامون عوض حالا نوبت منه که فیلم سوپر تماشا کنم.
نادیا هم دستشو از تو شرتش در آورد و گفت با کمال میل و پاشد اومد رو تخت و شهلا پرید رو تخت و شروع کرد به مالیدن کسش بعد یک ساعت و نیم که کس و کون نادیا را گائیدم واقعا دیگه خسته شدم و گفتم دیگه نمیتونم شهلا پاشد اومد لب تخت و به نادیا گفت اگه میخوای آب عشقت بیاد بخواب رو تخت به منم گفت برعکس رو زنت خیمه بزن و کیرت را بذار دهنش تا واست ساک بزنه بعد رفت پشتم و شروع کرد به لیسیدن و مکیدن سوراخ کونم و نوک زبونشو میکرد تو کونم و اتفاقا باعث شد که تحریک بشم و آبم رو تو دهن نادیا خالی کنم. ساعت دوازده شب بود و تازه فهمیدیم گشنمونه و یه نفری همینجوری لخت رفتیم سر میز شام و نادیا سریع غذا را کشید و مشغول خوردن شدیم بعد شام رفتیم تو پذیرائی و من روبروشون رو کاناپه نشستم و در حالی که تازه فرصت پیدا کردم سر فرصت خوشگلی های شهلا جونو تماشا کنم و اندام قشنگشو دید بزنم به نادیا گفتم نمیخوای یه فکری به حال این شاخه هائی که از تعجب رو سرم سبز شده بکنی و توضیح بدی که چطوری امشب این تاج افتخار رو به سر من گذاشتی و منو مهمون آغوش هوس آلود و‌ شهوتناک شهلا جون کردی ؟
_راستش شش ماه قبل که رفتم واسه آموزش شنا ثبت نام کنم شهلا جون شد مربی من و چون فقط دو سال از من بزرگتر بود خیلی سریع توی دو سه جلسه ما با هم کانکت شدیم و انگار که نصفه گم شده همدیگه رو پیدا کردیم و خیلی زود به هم وابسته شدیم روزهائی که منو میرسونه استخر و خودت میرفتی بازار و نمیتونستی بیای دنبالم شهلا جون منو میرسوند که در جریان هستی. عشقم این شاه کسی که امشب اوردم خوابوندمش زیر کیرت یه الهه شهوته یه الهه هوس و شهوت ناب. تو این مدت تو با سکسامون آتش شهوتمو شعله ور میکردی و شهلا جون با کلام و طرز فکرش و نهایتا کارمون به کامجویی و لذت بردن از همدیگه کشید و لز شد برنامه ثابت هفتگیمون و وقتی تو قول دادی فانتزی مو عملی کنی و یه کیر دیگه واسم جور کنی منم موضوع را به شهلاجون گفتم و شهلا جون که چشماش تو رو گرفته بود با کمال میل قبول کرد که بیاد زیر کیرت بخوابه.
شهلا خانوم در حالیکه رو کاناپه لم داده بود و پاهای کشیده شو انداخته بود رو هم و وقتی این پا اون پا میشه کس طلائی شو در معرض چشای هیز من میذاشت رو به من گفت محسن جان حقیقتش داستان زندگی من و شوهرم و طرز تفکر مون مثل شماست فقط با این تفاوت که ما یک سال زودتر از شما شروع کردیم به عملی کردن فانتزیامون و همه اونارو انجامشون دادیم از تریسام mfm و fmf گرفته تا ضربدری و اگه کیس مطمئن میخوای واسه سکس دو کیره واسه نادیا جون هیشکی بهتر از شوهر خودم اقامسعود نیست اونم مثل خودتون روشنفکر ، باجنبه ، مطمئن ، رازدار و خوشتیپ و خوش سکسه و میتونین با هم رویا و آرزوی نادیا جونو برآورده کنید
_راستش شهلا جون امروز رفتم واسه دعوت از یه کیر مطمئن ولی از شانس خوبمون جور نشد و چه پیشنهادی از این بهتر و چه کیسی بهتر از شوهر خودت ؟
_بذار یه زنگ بهش بزنم و این خبر خوب را بهش بدم
_شهلا جون یه وقت خواب نباشه
_نه عزیزم خواب نیست فقط باید همین الآن یه توضیحی واستون بدم راستش ما تو این یه ساله هم به خاطر رعایت مسائل امنیتی و هم بخاطر رعایت نکات بهداشتی و حفظ سلامتی مون واسه پیدا کردن یه زوج مناسب هم شان و همفکر خودمون خیلی وسواس به خرج دادیم و بالاخره با یه زوج جوون بنام پیام و ساغر که پنج سال از ما بزرگترین وارد رابطه سکس گروهی و ضربدری شدیم که مثل خودتون آدم حسابی ، خوشگل ، خوشتیپ ، پولدار ، شهوت آلود و حشری و البته سالم و رازدار و مطمئن و الآن یه سالی هست که سه شنبه ها تو خونه همدیگه سکس گروهی داریم و شبای جمعه تا فردا شبش هم بصورت ضربدری همسرامون را عوض میکنیم و هر کدوم از ما خانوما میریم خونه اون یکی پیش شوهرش و البته اگه موافق باشین میتونین شمام وارد این چرخه شهوت و لذت بشین
_چه قدر جالب و هیجان انگیز. چرا که نه مگه نه محسن جون
_آره حق با توئه من که پایم اگه هم تو پایه نباشی چی ؟ به کیر و خایم
شهلا از این حرف زد زیر خنده و گفت خدا خفت نکنه محسن چه با نمکی
_لطف داری شما پس اینو می مکی ؟
شهلا جون ادامه نده وگرنه تا خود صبح این محسن هر چی بگی مثل مشاعره یه چیزی میگه.
بجاش به آقا مسعود زنگ بزن و صدا رو بذار رو اسپیکر
_الو مسعود جون سلام خوبی ؟ و در حالی که مسعود داشت نفس نفس میزد بریده بریده گفت آره فعلا که دارم تو کس ساغر جون تلمبه میزنم پیام که دو تا آب ازش اومد خوابش برد و من مجبورم جورش را بکشم و واسه هشتمین بار زنشو ارضا کنم. بعد صدای ساغر اومد که همراه با آه و اوه کردن و با ریتم تلمبه خوردن و بریده بریده گفت نادیا جون قربون کیر شوهرت برم که مثل کیر خره جات اینجا زیر کیرش خالیه
_نوش جونت ساغر جون منم تا سر شب تا حالا زیر یه کیر مشتی و کار بیست به اسم آقا محسن بودم. به زودی میای خونش و رو تخت خواب خانومش به جای اون بهش کس و کون میدی و خانومشم که اسمش نادیاست میره خونه ما و رو تخت من به عشق من مسعود کس میده و منم میام خونه تو و زیر کیر پیام جونت عشق و حال میکنم فعلا مزاحم سکستون نمیشم. هم تو هم عشقم بای !
شهلا جون امشب تو برکت خالص بودی واسه من. تو امشب راهی که منو نادیا باید واسه پیدا کردن کیس مناسب ، مدتها با نگرانی و سختی طی می کردیم را از جلو پامون برداشتی به همین خاطر و به پاس قدردانی از تو اگه دوست داشته باشی این کیر رو بهش بر پا میدم و تا خود صبح اختصاصا به خودت حال میدم
_محسن جون اولا منم خوشحالم که شما را کشف و به جمع سکسیمون دعوت کردم و از هر دو تون واسه این همراهی مچکرم دوما کیه که همچین کیر با صلابتی را نخواد سوما اگه قرار باشه تا صبح فقط روی من تلمبه بزنی که دیگه کس و کون من جر میخوره این راند دیگه تماشاچی نداریم نادیا هم باید بیاد رو تخت و تو با رعایت عدالت و به تساوی تو چهار تا سوراخ ما تلمبه بزنی.

نوشته: آریامهر۲۰۲۶

ادامه…

بازدید 7,030

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “بازی برد برد محسن و نادیا (۲)”

  1. واما ادامه داستانبعد از دوساعت گاییدن شهلا دوباره نادیا رو کردم که یکساعت و نیم طول کشید که دوباره خانم سرمدی گفت کیر میخوام که 4ساعت طول کشید و بعدشم سه ساعت دیگه نادیا رو کردم هنوزم دارم میکنمشون الان چند روزه امیدوارم باور کنید الان شش روزه کیرم نخوابیده و دارم میکنم باور نمیکنید شما هم بیایید بکنید

  2. جمعا 3/30 رو ساعت داش محسن در حال امور خاک بری پس جا دارم واسه ایشون شعر مازنی همه باهمباریکلا مردم مهربون باریکلا باریکلا مرد خوش زبون…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید