بازی با کیر کلفت عموی آقام

سلام به همه بکن توها. این داستان مربوط میشه به ۲۵ سال پیش اون موقع من سوم راهنمایی بودم. و به سن بلوغ رسیده بودم و آب کمرو در می‌آوردم و خیلی علاقه داشتم با دول دوستام ور برم و اونا هم منو انگولکم میکردن و انگشت میکردن منو.
منم خوشم میومد.
محله ما یه پارک داشت . که ما بچه های کوچه بیشتر اونجا می رفتیم. و بازی میکردیم.
این پارک بین دو تا خیابون بود و تقریبا ۱۰ تا کوچه اون طرف پارک بود و ۱۹ تا هم این طرف پار ک و از شمال و جنوب پارک هم خیابون بود.
آقای من یه عمو داشت که سنش ۵۸ میشد . که یه مغازه خرازی تقریبا بزرگ داشت .
و این خونش تو کوچه های طرف شرق پارک بود و مغازش تو آخرهای کوچه های طرف غرب پارک بود و میخاست بره مغازه از چون پیاده می‌رفت از وسط پارک رد میشد.
از بد شانسی من مثل اینکه چند باری که از تو پارک رد میشد .
منو با دوستام دیده بود و دیده بود که بچه ها باهام شوخی میکردن و دست به کونم میزدن و انگشتم میکردن و منم به دولشون دست میزدم و میخندیدم.
یه بار که رد شده بود و دید ما رو که پشت درختا بازی میکردیم . منو صدا کرد . و باهام سلام و احوالپرسی کرد و برگشت با اخم به دوستام گفت . نبینم کریم رو اذیت بکنید ها .
و به منم گفت . که به این بچه پروها رو نده عمو جان.
خلاصه تابستان همه بچه ها معمولا سر یه کاری میرفتن .
منم پارسال پیش همین عموی آقام میرفتم و تو مغازه شاگردی می‌کردم و شیشه ها رو تمیز می‌کردم و تو مغازه کمک می‌کردم.
امسال هم آقام از عموش خواست که من برم پیشش و اونم قبول کرد .
امتحانات تموم شد و من رفتم مغازه عموی آقام.
مغازه داخلش ویترین ال مانند داشت . و عموی آقام اون طرف می‌نشست و منم این طرف.
موقعی که مشتری نبود هرکی رو صندلی خوش می‌نشست.
و منم سرمو میزاشتن رو شیشه ویترین و تو رویا بودم و همش تو خیالاتم . داشتن با کیر ور میرفتم و آبشونو در می‌آوردم. و اصلا از ذهن و تفکراتم مسائل جنسی خارج نمیشد و همش دولم سیخ میشد.و عموی آقام که یه موقع می‌گفت. پاشو اینو بیار و یا برو رو ۴ پایه فلان جنس رو بده . منم نمیتونستم صبر کنم تا دولم بخوابه. مجبور بودم سریع از جام بلند شم و برم انجام بدم . و دولمو جابجا می‌کردم. اما وقتی میرفتم رو ۴ پایه جای دولم عوض میشد و از زیر شلوار برآمدگی شلوارم معلوم میشد.
و من که میومدم پایین شلوارمو میکشیدم جلوم که عموی آقام نفهمه.
خلاصه . یه چند باری هم دو تا از دوستام اومدن جلوی مغازه و صدام کردن و چون ظهر هم بود من گفتم . عمو . من برم ناهار . اونم می‌گفت برو .
یه بار مثل اینکه آقام زنگ زده بود و عموش گفته بود کریم رفته خونه ناهار . و اونم گفته بود نیامده.
خلاصه . من ساعت ۳ شد اومدم مغازه . عموم گفت . رفتی خونه . منم گفتم آره.
فردای اون روز که دوستم اومد دنبالم . و من با اونا رفتم پارک .
مثل اینکه عموی آقام مغازه رو میبنده و میاد و تعقیب میکنه . و منم با دوتا از دوستام پشت درختای پشت پارک بودیم و انگولک بازی میکردیم .و عموی آقام میبینه.
بعدازظهر که میام مغازه . عموم میگه دیگه از خونه ناهار بیار . مثل من تو مغازه ناهار بخور و نمیخواد بری خونه.
فرداش که دوستام اومدن عموم گفت رد شون کن برن .
منم رفتم گفتم دیگه ناهار نمیتونم بیام بیرون .
و اونا هم رفتن.
عموم گفت . کریم با من رو راست باش من به کسی چیزی نمیگم . همه تو این سن بلوغ حواسشون پی بازی با شومبول شونه
این طبیعیه و اما اگه تو اجازه بدی کسی بهت دست بزنه و انگولکت کنه و تو شومبولشون دست بزنی . فردا روزی اسمت در میره و میگن کریم کونی محله.
و ابروت میره و برای خانوادتم بد میشه.
و بزرگم شدی دیگه نمیتونی از دهن دوستات این حرفا رو جمع کنی .
منم خجالت زده فقط گوش میکردم.
عموم گفت . تا حالا کون هم دادی بهشون . گفتم نه . فقط چند بار رفتم خونه محسن که باهم درس بخونیم . دولشو میمالید لای کونم تا آبش بیاد.
حالا یه چیزی میپرسم راستشو بگو . جون مادرت .
گفتم باشه .
گفت . من میدونم خیلی سخته آدم بهش فکر نکنه و دولش بازی نکنه . اما حرفهایی که بهت زدم رو قبول داری . گفتم آره.
گفت :میتونی به دودول بازی فکر نکنی . منم با سر گفتم نه .
کمی سکوت کرد و گفت :دوست داری به دول دیگران دست بزنی . منم گفتم :آره فقط همین .
عمو گفت : اگه یه کیر واقعی داشته باشی که باهاش بازی کنی و دستمالی کنی . قول میدی دیگه پیش این بچه ها نری و بهشون رو ندی و آبروی خودتو و خانوادتو نبری .
منم با سر گفتم آره .
من قضیه تو و دوستاتو به بابات نمیگم . چون میدونم که از ذهنت خارج نمیشه . من کمکت میکنم . فقط به شرط این که دیگه با دوستات از این کارا نکنی و به هیچ کس هم چیزی نگی . تا کاملا از ذهنت بیاد بیرون و به درس و آینده فکر کنی.
بعد گفت بیا پیشم .
رفتم طرفش . و چهارپایه کوچولو رو گذاشت جلوی صندلی خودش که روش نشسته بود و به مت گفت بشین و من روبروش رو ۴ پایه کوچیکه نشستم .
و دستمو گرفت . و گفت . الان چیزی رو میدم که باهاش بازی کنی . که اگه همه دودول های دوستاتم جمع کنی به این بزرگی نمیشه .و دستمو گذاشت رو شلوارش و به کیرش مالید .منم خجالت کشیده بودم و سرم پایین بود.
گفت برو درو قفل کن . منم رفتم در ورودی رو قفل کردم و عموم رفت بالا تو بالکن مغازه که انباری جنسامون بود . و منم از پله ها رفتم بالا . اونجا فرش داشت برای استراحت عموم و عموم دراز کشید . و سرشو گذاشت رو بالش .
ومنو نشوند کنارش .
و چشماشو بست و یه دستمال یزدی انداخت رو صورتش.
و دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش و کمی فشار داد.
بعد زیپشو کشید پایین و کیرش در آورد و دستمو گذاشت رو ش و گفت هر چه قدر دوست داری بمال و بازی کن.
کیرشو نگاه میکردم خوابیده و شل بود . با این که خواب بود از دول من که سیخ شده بود بزرگتر و کلفت تر بود .شروع کردم مالیدن .
تا کیرش سیخ شد . یه کیر کلفت و دراز بود . دستمو که دورش میگرفتم انگشتام دورش حلقه نمیشد و دو دستی هم که می گرفتم بازم سر کیرش از دستم بیرون میموند .
عموم رو صورتش پارچه انداخته بود و منو نمی‌دید. و منم بدون خجالت و با یه هیجان بدون وصفی شروع کردم با کیرش ور رفتن و بالا پایین کردن دستم دور کیرش .
داشتم عشق می‌کردم. تا حالا چنین کیری ندیده بودم و خوشحال و سرمست بودم . کیرشو که میمالیدم . پیشاب بی رنگش نوک کیرش میومد بیرون .
فکر کنم نیم ساعتی مالیدم .
عموم گفت ‌ کریم ساعت چنده . گفتم ۳.۵
گفت بسه برو مغازه رو باز کن .
بعد خودش کیر کلفت سیخ شو تو شلوارش جا داد و زیپشو کشید و بعد پارچ رو از صورتش برداشت. و من اومدم پایین و مغازه رو باز کردم و اونم اومد پایین . و این شد کار هر روز من . یه بارم با دوستم دعوا کردم که می‌خواست انگولکم کنه . کارمون به کتک کاری کشید . و با سر و صورت زخمی اومدم مغازه .
که عمو در مغازه رو بست و بامن اومد جلوی در خونه دوستم و با مادرش دعوا کرد . و یه بارم تو پارک دیده بود و زده بود زیر گوش پسره .
خلاصه چند روز بعد . که ناهار رفتیم بالا و خوردیم و عموم دراز کشید . و پارچه رو انداخت رو صورتش . و منم طبق عادت زیپشو کشیدم پایین . کیر خوابیدیم در آوردم.
عموم گفت . برو از تو قفسه یه وازلین بیار . منم رفتم آوردم.
گفت . کریم از این به بعد با وازلین بمال . پوستم اذیت نشه.
و دیدم کمربندشو باز کرد و شلوار و شورتشو کشید پایین .
و منم رو کیرش وازلین زدم و شروع کردم به مالیدن.
معمولا ۲۰ دقیقه یا نیم ساعتی میمالیدم .
و بعضی وقتها می‌گفت. خایمو بمال . منم اون خایه های آویزون و گندشو میمالیدم .
هیچ وقت ابشو نذاشت بیاد بیرون .
و موقعی که میخواست ارضا بشه می‌گفت بسه .
من از این شرایط راضی بودن و هر روز کیر عمو رو با وازلین میمالیدم .
یه بار که داشتم میمالیدم . هوس کردم به سر کیرش زبون بزنم .
و سرمو آوردم پایین و سر کیرشو لیس زدم.
خیلی خوشم اومد و بهم مزه داد.
و اینو بگم که عموم از زمانی که کیرشو در می‌آورد و تا زمانی که میکرد تو شلوارش . پارچه رو از رو صورتش بر نمی‌داشت و منو نمی‌دید.
ماه مردا هم تموم شده بود و شهریور شروع شده بود و من دیگه تا آخر شهریور تو مغازه کار می‌کردم و مهر دیگه میرفتم دبیرستان .
بعد که مزه داد خوردن سر کیر عمو .فرداش هم زیپ شلوارشو که کشیدم و کیر خوابیدیم در آوردم از‌ همون لحظه کیرشو کردم تو دهنم و خیلی زود سیخ شد و تو دهنم جا نمیشد و شروع کردن سر کیرشو تو دهنم خوردن و لیس زدن . که یه دفعه عموم کیرشو با دستش کشید کنار و آب کمرش برای اولین بار اومد.
و ریخت زمین کنارش . چقدر آب کمرش زیاد بود .
بعد ازم دستمال کاغذی خواست و سر کیرشو تمیز کرد و کیرشو کرد تو شرتش و زیپشو کشید .
و پارچه رو از صورتش برداشت و بلند شد.
و منم دیگه هر روز کیرشو میخوردم . اما تا میخواست آبش بیاد می‌گفت بسه.
یه بار گفت :اگه من بخوام هر روز آب کمرم بیاد که .
بدنم خشک میشه و میمیرم .
کلا تو این ۳ ماه ۴ بار آبش رو گذاشت بیاد که اونم با ساک زدن من بود.
دیگه مهر شد و وارد دبیرستان شدم و شاید چند باری که هوس کیر کردم . رفتم مغازش و کیرشو خوردم .
و دیگه تقریبا از سرم افتاد و دیگه علاقه ای نداشتم و خیالپردازی نمیکردم .
آلان خدا رو شکر میکنم . که عموی آقام با این کارش باعث شد . که من از دوستانم فاصله بگیرم . وگرنه تا الان هم کونی شده بودم و دیگه آبرویی هم تو محل نداشتم.
و دیگه نمیتونستم خودمو جمع کنم .

نوشته: کریم

بازدید 14,558

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “بازی با کیر کلفت عموی آقام”

  1. ماهم امیدواریم داستانت راست باشه ؛ و تو از ک…نی شدن نجات یافته باشی…

  2. تنها چیزی که متوجه شدم این بود که دقیق به مختصات جغرافیایی اشراف داری وکاملا بلدی شمال وجنوب شرق وغرب کجا میشه آفرررریییین

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید