اولین کوسی که دادم به پسر خاله ام بود

یادمه دو یا یازده سال پیش بود دلم لک می زد برای یه کیر کلفت اخه تاحالا جز چندر پسر بچه ها هیچ کیری ندیده بودم یه پسر عمو داشتم چهار سالش بود چندرش کوچیک بود وقتی تنها میشدم هی می مالیدم به کوسم بلکی بند شه اما نمیشدخلاصه که برای یه کیر دیدن له له می کردم … اینقدر که حاضر بودم پرده امو بدم ویه کیر بره تو کوسم
خلاصه یه روز رفتم خونه خاله پسر خاله تنهایی نشسته بود پشت سیستم وعکسای فوتبالیست ها را می دید یواشکی شورتمو در اوردم گذاشتم تو کیفم
رفتم روی کاناپه روبروشو ویعنی یادم نیست شورت پام نیست به صورت سرپا نشستم
چشم پسر خاله ام افتاد به کوس من چون که همون وقت صورتش شد تشت خون وخجالت کشید
من پاهامو بازتر کردم اونم زیر چشمی به کوس مودار من نگاه میکرد وروی خودش نمی اورد یه دفعه دیدم لای پاش زیر شلوارش بالا اومد
یه دفعه نفهمیدم چم شد بی اختیار پریدم روی شلوارشو یه گاز محکم گرفتم به کیرش وای چه حالی داشتم اون موقع یه چیزی سفت اومد تو دستام همیشه فک می کردم کیر در همه حال نرمه… اما ازین سفتی خوشم اومد قبل از اینکه پسر خاله از هاج وواجی از رفتار من به خودش بیاد شلوارشو کشیدم پایین ودبمک وبمک اینقدر که نوک کیرش زخمی شد اونم محکم موهامو فشار می داد به طرف کیرش از روی صندلی بلند شد ومنو کشوند طرف تخت
با هم غلط خوردیم روی تخت
بی اختیار کیرشو گذاشتم دم کوسمو محکم فرستادم تو کوسم خیلی دردم اومد اما دردی همراه با یه دنیا حال اومدن…
جیغی کشیدم… خون از کوسم چند قطره ای ریخت بیرون
می سوخت کوسم
اما اینقدر حشری بودم که اهمیت نمی دادم فقط کیر می خواستم
بعد سر وته شدیم کیر اون دم دهن من کوس من دم دهن اون می سوختم اما زبون پسر خاله تو کوسم چرخ می خورد کیر اون تو دهنم
الان که دارم می نویسم کوسم حسابی خیس شده از اون خاطره
یه ساعتی کیرش تو کوسم چرخ می خورد یاد شبایی افتادم که تو اتاق بابام کیرش تو کوس مامانم بود وصدای ملچ ملوچ اب کوس مامانم نمی گذاشت بخوابم وهی میگفت مرد بسه کوسم ترکید بچه ها بیدار میشن وهی بابام بالا می رفت وپایین می اومد حالا کیر توی کوس خودم بود وهی پسر خاله روی کوسم بالا وپایین میرفت وتند تند تلمبه میزد روی تشک پر اب خون واب کوسم مخلوط شده بود یه دفعه کوسم داغ شد واب پسر خالم ریخته شد تو کوسم هنوز من ارضا نشده بودم پسر خالم فهمید وقتی کاملا ابش اومد سرشو دم کوسم گذاشت اینقدر میک زد تا ابم اومد دوتایی ولو شدیم کف اتاق
حالا اون زن داره اما ماهی یه بار به یاد اون روز کیرش باید تو کوس من بره تا خاطره اون روزمون فراموش نشه

نوشته: سوزان

بازدید 14,202

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

25 پاسخ به “اولین کوسی که دادم به پسر خاله ام بود”

  1. اول شدم ایول از جیرفتم درضمن کیرم تو داستانت بین دو تا یازده سال … کونی معلومه که پسری

  2. ‏‎ ‎این جقیا مثل زامبی می مونن و لحظه به لحظه دارن زیاد میشن ! من مطمئنم تا یه هفته دیگه همه مون جقی شدیم رفته پی کارش 😐

  3. بچه کونی برو ببین کس رو چطوری مینویسند. اونوخت حامله نشدی؟؟خیلی داستانت افتضاح بود. لااقل بنویس تخیلات من موقع کون دادن. از اون اول که نوشتی دو یا یازده فهمیدم پسری و هنوز دوست دختر هم نداری.

  4. فاصله بین هرزگی ذهنی با هرزگی جسمی خیلی کمهخیلیها نمیدونن هرزگی ذهنی خیلی خطرناک ترهخدایا شفای عاجل عنایت بفرما !!!

  5. تخمی تخیلی، ننویس . . . . . . . . . . . . .پسر هستی از نوع جلقو، دیگه ننویس. اصلا میدونی پرده چیه؟ میدونی خون چیه؟ میدونی خون‌آشام چیه؟ پسرخاله‌ات کُس تو رو با خون خورد؟ شاشیدم تو پرده دیافراگم قفسه سینه‌ات، دیگه ننویس. تو هم مثل بقیه جلقوها کف دستت رو بیار جلو… آفرین من دارم میشاشم کف دستت، لطفا بقیه اعضای بکن تو همراهی کنید و بشاشید کف دست این جلقو. برو و دیگه نیا و ننویس.در ضمن دنبلان طلایی گاومیش به خاطر کسانی که فکر می‌کنن اگه اولین نفر باشن که نظر پای داستان بذارن، بهشون جایزه میدن و ذوق می‌کنن.

  6. :Oدو یا یازده سال؟تفاوت این نه سال رو درک نمیکنی؟ این نه سال توی کما بودی؟چی میگی تو بابا :O بیچاره پورن استار :|تخیل موج میزدننویس اقا ننویس

  7. د آخه کیرم تو نسل پدر سوختت ،جلق زیادی روت تاثیر گذاشته عایا حتی.اووووف حالم یه جوری شد.عاغا ول کنید این داستانارو.بیاید بندر عباس حالشو ببرید.هوا توووووپ.چند روزه پشت هم بارون میاد و هوا ملسه.جووووووون 😀

  8. پسر جون دیگه ننویس باشه؟افرین برو از رو غلط املاییات بنویس تا هم دستت روان شه هم فحش کمتر بخوری

  9. بالاخره دو يا يازده سال ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟سر پا نشستن چه مدليه ديگه مرتيكه متوهم

  10. چرا خجالت كشيدي راستشو بگووقتي پسرخالت تو كون گذاشت حال ميكري ديگه…فش طلبت باشه براي دفعه بعد

  11. کوچولوی دودول هسته خرمایی جلقو به جای نوشتن و جلق زدن پای سیستم برو چشماتو با آب همون هویج که ننت دیشب کرده بود تو کوسش بشور که فرق دو سال با یازده سالو متوجه بشی.

  12. هر کوسی قابل خوردن نیست چه برسه به اینکه خونی باشه،،،میخوام بدونم تو این سایت کسی سکس واقعی نداره بنویسه؟؟؟؟؟؟؟

  13. یه جوری گفت خون زد از پرده بیرون فکر کرده فرق سر شکافته بابا اون خون اونقدی نیست که فواره بزنه پسره مجلوق سر کارمون گذاشتی با این داستان خون اشامیت

  14. تکاور چه جایزه ارزنده ای نثار اولی ها کردی =)) =))خدایی خیلی باحال بود =))هی مشنگ خوشحال نشو داستان تو رو نگفتم ها کامنت تکاور عزیز رو گفتم :Dداستانت بیشتر شبیه آرزوهای یه بچه جلقو بود :))راستی بچه ها من آخر متوجه نشدم جق درسته یا جلق؟ :))هر کی یه چی میگه 😀

  15. کاش نظرا لایک داشدن یکی یه دونه لایک میذاشتم پای کامنتاتون رفقا :*باسه استیو استیفلر و نازلی و خانوم معلم ام بیییگ لایک

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید