سلام به رفقای سایت بکن تو
تو این داستان که بدون کم یا زیاد کردن نکته ای میخوام بهتون بگم،از اسامی مستعار استفاده کرده ام.
داستانم برمیگرده به ۳ سال پیش یعنی زمانی که تازه کنکور داده بودم و تایم و فکر و خیالم تا حدودی آرام شده بود.
بعد کنکور و اواخر تابستون بود که با دوستم صدرا(که دو سال ازم کوچکتره و همسایه بودیم)تصمیم گرفتیم بریم باشگاه ثبت نام کنیم.خودمم چون از بچگی کاراته میرفتم هیکلم نسبت به همسن و سالام ورزیده تر و خوش فرم تر بود.دوستم صدرا(که الان باهاش ارتباط ندارم) پسری بود با ابرو و موهای مشکی،چشمانی نسبتا کشیده و پوستی نسبتا سفید که موهای صورت و دستاش ریز بود یعنی در کل کم مو بود.در کنار این کم مویی خودشم فوتبال رو بهونه میکرد و همیشه موهای پاهاشو اصلاح می کرد.حتی یبار موقع عوض کردن لباسامون تو رختکن سالن محلمون پاهاش عین چی زد تو چشام. هیکل متوسطی داشت(نه چاق بود نه لاغر) پاهاش و اندامش عین دختر، بی مو و براق بود.اون لحظه که پاهاش و روناشو دیدم کیرم که یه هفته بود جق نزده بودم بلند شد و داشت رسما میترکید.خلاصه با این دوستمون رفتیم بدنسازی ثبتنام کردیم.جلسه اول که رفتیم،صدرا از من جلوتر رفت لباسهاشو عوض کنه،یهو در رختکنو وا کرد و منو صدا زد گفت تیشرتمو بیار رفتم که جلو وااااااااااایییییییییییییی،این چی بود،کم مونده بود از حال برم،صدرا یه جفت کفش سفید ساق کوتاه و شرت طوسی تنگ پوشیده بود و اندامش از آخرین روزی که دیده بودمش تپل و تر و خوش فرم تر و سفیدتر شده بود.یعنی اون لحظه بود که عاشق صدرا شدم.اندام فوق العاده و جذابی داشت.
رفتیم تمرین روز اولو با (پا) شروع کردیم. صدرا موقعی که اسکات میزد نگاهام فقط وسط کونش بود😍 هرزگاهیم به شوخی خودمو میچسبوندم بهش و در کونی میزدم بهش.چند جلسه اینطوری به نگاه کردن به اندام بی مو و صاف صدرا و جق های خونگی روزانه گذشت و بعد یمدتی از اینستا بهش کلیپ گی پسرای زنونه پوش می فرستادم و به شوخی بهش میگفتم صدرا تو هم اینجوری کن،وسط این کلیپا دوتا پسر بی مو و خوشگل بودن که داشتن از همدیگه لب میگرفتن،چک کردم دیدم صدرا این پستو لایک کرده.
دو هفته از باشگاه میگذشت و بدنمون بشدت خام افتاده بودم،واسه اینکه بهش نزدیک بشم به صدرا پیشنهاد دادم بریم استخر تا ریکاوری کنیم.فرداش که جمعه بود رفتیم استخر و صدرا بازداشت با اندام و رونای صاف و مایو تنگش غوغا میکرد.همون اول کار تو رختکن استخر سیخ کردم و رفتم تو دستشویی جق زدم.خوش گذروندیم و هی به بهونه کشتی کون و بدن نرم صدرا رو دستمالی میکردم و داخل آب از پشت بغلش میکردم💦.
آخرای تایم استخر بود که بهش گفتم بیا بریم سونای خشک تا ماساژ بدیم همو خام بدنمون بیفته،رفتیم تو سونا چون تایم شب بود و استخرم یکم خلوت بود، تو سونای خشک هیچکس نبود.اول من دراز کشیدم و صدرا نشست رو کونم،نرمی و صافی روناشو تو بدنم احساس میکردم و کیرمو گذاشته بودم وسطای خالی سکوی سونا.با دستاش عین دخترا ناز و نرم و بی قدرت داشت ماساژم میداد و از حشریت سر کیرمو هی نبض میزد.نوبت من شد و حالا قرار بود برای اولین بار راحت و با بهونه هیلی خوب برم رو صدرا🤤😈.
نشستم که رو کونش خیلی تلاش کردم تا کیرم بهش نخوره تا متوجه نشه.وایییییی انگار تو بهشت بودم.آرزوی جقام داشت واقعی میشد داشتم بدن نرم و دخترونه صدرا رو لمس می کردم.کمرش صاف و تر و تمیز بود تخم سگ.دلم میخواست همه جاشو لیس بزنم.بهش گفتم چون پاهاتم خام افتادم میخوای ماساژت بدم با خنده گفت آره برو پایین.
انگار دنیارو داده بودن بهم😍😋رونای توپر و بی مو صدرا رو داشتم میمالیدم و ماساژ میدادم.اونجا متوجه شدم که علاوه بر تیغ، اسکرابم میزنه چون موهاش اصلا دون دون نشده بود و عین پاهای دختر بود.دهنم آب افتاده بود و نمیتونستم خودمو کنترل کنم هی تند تر روناشو میمالوندم و وسطاشم برا اینکه متوجه بشه یه لحظه کیرمو میزدم اینور اونورش.وسط کار بود که دیدم صدرا داره خیلی ریز ناله میکنه،ناله های ریزشو که شنیدم تند تر مالوندمش و دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم،دهنمو چسبوندم لای روناش و بوسش کردم دیدم چیزی نگفت و خیلی ریز خندید چون خودمم خجالت میکشیدم زیاد نتونستم ادامه بدم،به مالوندن و ماساژ دادنش ادامه دادم،دستام از خستگی داشت نبض میزد،ولی من ادامه دادم آخرای ماساژ باز نتونستم خودمو نگه دارم و اون یکی رونشو بوس کردم و این یکیو هم گذاشتم داخل دهنم و دو سه ثانیه میکش زدم🤤 میخواستم کیرمو در بیارم بزارم لای پاش ولی دیدم سه تا پیرمرد وارد سونا شدن و منصرف شدم.ما هم پا شدیم و بدون هیچ صحبت و حرفی مستقیم رفتیم داخل رختکن،با خودم فکر کردم صددرصد بدش اومده و نمی خواد دیگه باهام حرف بزنه،جلوتر از من رفت بیرون و اسنپ گرفت و رفت خونشون .منم که تو اون بی اعصابی کیرم باز شق بود رفتم دستشویی و دومین جقمو زدم.چون چند روز بود که روزانه سه تا به یاد صدرا میزدم کمرم دیگه بی حس شده بود.منم اسنپ گرفتم و رفتم خونه.
ساعت یک شب بود که صدرا بهم از اینستا کلیپ گی فرستاد،شوکه شده بودم،خیلی حس عجیب و خوبی داشتم😍 بعد اون کلیپ پیام فرستاد و گفت فردا بهت زنگ میزنم و…ادامش در پارت دوم
مرسی که داستانمو دنبال کردین،به استقبال شما مونده که پارت دومو زودتر بزارم یا نه.
نظراتتونو راجع به تایپم در کامنتا بگید و اینو هم بدونید،الان که دارم این داستانو مینویسم و این صحنه ها دوباره میاد جلو چشام باز کیرم از شدت شق سرخه سرخ شده و بعد صدرا با دوتا دختر رابطه داشتم ولی هیچکدومشون اندامشون و پوستشون به نرمی و جذابی صدرا نبودند
تو این داستان که بدون کم یا زیاد کردن نکته ای میخوام بهتون بگم،از اسامی مستعار استفاده کرده ام.
داستانم برمیگرده به ۳ سال پیش یعنی زمانی که تازه کنکور داده بودم و تایم و فکر و خیالم تا حدودی آرام شده بود.
بعد کنکور و اواخر تابستون بود که با دوستم صدرا(که دو سال ازم کوچکتره و همسایه بودیم)تصمیم گرفتیم بریم باشگاه ثبت نام کنیم.خودمم چون از بچگی کاراته میرفتم هیکلم نسبت به همسن و سالام ورزیده تر و خوش فرم تر بود.دوستم صدرا(که الان باهاش ارتباط ندارم) پسری بود با ابرو و موهای مشکی،چشمانی نسبتا کشیده و پوستی نسبتا سفید که موهای صورت و دستاش ریز بود یعنی در کل کم مو بود.در کنار این کم مویی خودشم فوتبال رو بهونه میکرد و همیشه موهای پاهاشو اصلاح می کرد.حتی یبار موقع عوض کردن لباسامون تو رختکن سالن محلمون پاهاش عین چی زد تو چشام. هیکل متوسطی داشت(نه چاق بود نه لاغر) پاهاش و اندامش عین دختر، بی مو و براق بود.اون لحظه که پاهاش و روناشو دیدم کیرم که یه هفته بود جق نزده بودم بلند شد و داشت رسما میترکید.خلاصه با این دوستمون رفتیم بدنسازی ثبتنام کردیم.جلسه اول که رفتیم،صدرا از من جلوتر رفت لباسهاشو عوض کنه،یهو در رختکنو وا کرد و منو صدا زد گفت تیشرتمو بیار رفتم که جلو وااااااااااایییییییییییییی،این چی بود،کم مونده بود از حال برم،صدرا یه جفت کفش سفید ساق کوتاه و شرت طوسی تنگ پوشیده بود و اندامش از آخرین روزی که دیده بودمش تپل و تر و خوش فرم تر و سفیدتر شده بود.یعنی اون لحظه بود که عاشق صدرا شدم.اندام فوق العاده و جذابی داشت.
رفتیم تمرین روز اولو با (پا) شروع کردیم. صدرا موقعی که اسکات میزد نگاهام فقط وسط کونش بود😍 هرزگاهیم به شوخی خودمو میچسبوندم بهش و در کونی میزدم بهش.چند جلسه اینطوری به نگاه کردن به اندام بی مو و صاف صدرا و جق های خونگی روزانه گذشت و بعد یمدتی از اینستا بهش کلیپ گی پسرای زنونه پوش می فرستادم و به شوخی بهش میگفتم صدرا تو هم اینجوری کن،وسط این کلیپا دوتا پسر بی مو و خوشگل بودن که داشتن از همدیگه لب میگرفتن،چک کردم دیدم صدرا این پستو لایک کرده.
دو هفته از باشگاه میگذشت و بدنمون بشدت خام افتاده بودم،واسه اینکه بهش نزدیک بشم به صدرا پیشنهاد دادم بریم استخر تا ریکاوری کنیم.فرداش که جمعه بود رفتیم استخر و صدرا بازداشت با اندام و رونای صاف و مایو تنگش غوغا میکرد.همون اول کار تو رختکن استخر سیخ کردم و رفتم تو دستشویی جق زدم.خوش گذروندیم و هی به بهونه کشتی کون و بدن نرم صدرا رو دستمالی میکردم و داخل آب از پشت بغلش میکردم💦.
آخرای تایم استخر بود که بهش گفتم بیا بریم سونای خشک تا ماساژ بدیم همو خام بدنمون بیفته،رفتیم تو سونا چون تایم شب بود و استخرم یکم خلوت بود، تو سونای خشک هیچکس نبود.اول من دراز کشیدم و صدرا نشست رو کونم،نرمی و صافی روناشو تو بدنم احساس میکردم و کیرمو گذاشته بودم وسطای خالی سکوی سونا.با دستاش عین دخترا ناز و نرم و بی قدرت داشت ماساژم میداد و از حشریت سر کیرمو هی نبض میزد.نوبت من شد و حالا قرار بود برای اولین بار راحت و با بهونه هیلی خوب برم رو صدرا🤤😈.
نشستم که رو کونش خیلی تلاش کردم تا کیرم بهش نخوره تا متوجه نشه.وایییییی انگار تو بهشت بودم.آرزوی جقام داشت واقعی میشد داشتم بدن نرم و دخترونه صدرا رو لمس می کردم.کمرش صاف و تر و تمیز بود تخم سگ.دلم میخواست همه جاشو لیس بزنم.بهش گفتم چون پاهاتم خام افتادم میخوای ماساژت بدم با خنده گفت آره برو پایین.
انگار دنیارو داده بودن بهم😍😋رونای توپر و بی مو صدرا رو داشتم میمالیدم و ماساژ میدادم.اونجا متوجه شدم که علاوه بر تیغ، اسکرابم میزنه چون موهاش اصلا دون دون نشده بود و عین پاهای دختر بود.دهنم آب افتاده بود و نمیتونستم خودمو کنترل کنم هی تند تر روناشو میمالوندم و وسطاشم برا اینکه متوجه بشه یه لحظه کیرمو میزدم اینور اونورش.وسط کار بود که دیدم صدرا داره خیلی ریز ناله میکنه،ناله های ریزشو که شنیدم تند تر مالوندمش و دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم،دهنمو چسبوندم لای روناش و بوسش کردم دیدم چیزی نگفت و خیلی ریز خندید چون خودمم خجالت میکشیدم زیاد نتونستم ادامه بدم،به مالوندن و ماساژ دادنش ادامه دادم،دستام از خستگی داشت نبض میزد،ولی من ادامه دادم آخرای ماساژ باز نتونستم خودمو نگه دارم و اون یکی رونشو بوس کردم و این یکیو هم گذاشتم داخل دهنم و دو سه ثانیه میکش زدم🤤 میخواستم کیرمو در بیارم بزارم لای پاش ولی دیدم سه تا پیرمرد وارد سونا شدن و منصرف شدم.ما هم پا شدیم و بدون هیچ صحبت و حرفی مستقیم رفتیم داخل رختکن،با خودم فکر کردم صددرصد بدش اومده و نمی خواد دیگه باهام حرف بزنه،جلوتر از من رفت بیرون و اسنپ گرفت و رفت خونشون .منم که تو اون بی اعصابی کیرم باز شق بود رفتم دستشویی و دومین جقمو زدم.چون چند روز بود که روزانه سه تا به یاد صدرا میزدم کمرم دیگه بی حس شده بود.منم اسنپ گرفتم و رفتم خونه.
ساعت یک شب بود که صدرا بهم از اینستا کلیپ گی فرستاد،شوکه شده بودم،خیلی حس عجیب و خوبی داشتم😍 بعد اون کلیپ پیام فرستاد و گفت فردا بهت زنگ میزنم و…ادامش در پارت دوم
مرسی که داستانمو دنبال کردین،به استقبال شما مونده که پارت دومو زودتر بزارم یا نه.
نظراتتونو راجع به تایپم در کامنتا بگید و اینو هم بدونید،الان که دارم این داستانو مینویسم و این صحنه ها دوباره میاد جلو چشام باز کیرم از شدت شق سرخه سرخ شده و بعد صدرا با دوتا دختر رابطه داشتم ولی هیچکدومشون اندامشون و پوستشون به نرمی و جذابی صدرا نبودند
نوشته: Whitedick81
11 پاسخ به “اولین پسری که کمرو خالی کرد (۱)”
آخه کون دادن داستان نوشتن داره… نکنه میخوای بگی تو بکن بودی که واقعا زشته چون معلومه زیرکاری میدونی که بهترین زیر گیر جهان علی دبیر بود همکارت… مورد بعد نفستو گاییدم سونا خشک دو دقیقه آدم نمیتونه تحمل کنه … کون گلابژ
این خام رو هم واسمون یه توضیح بده لطفادیوص
این رونش رو بوسیدیاون رونش رو کردی تو دهنت چند ثانیه مکیدی ؟تو سونا خشک ؟چقدر بی مو ، بی مو نوشتیخودت اسکلیبقیه یکبار بنویسی متوجه میشن
واقعی بنظر میاد
نذار پارت دوم توروخدا
سکس یه مرد حشری با پسر تپل و بی مو و سفید زنونه پوش رو فوق العاده دوست دارم.ایکاش برای داستانت اینقدر حاشیه نمیرفتی و قضیه یه کونلیسیدن و کون کردن سیر و حرفه ای با این مضمون رو مینوشتی
خیلی حس خوبی داشت دلم خواست…به هر حال داستان بود
ولی دوس داشتم
منم صدرا میخوام
خوب بود…
راست کرددم