شیطونی های دلخواه یک معلم

موضوع داستان همجنسگرایی است و اگر دوست ندارید به خوندن ادامه ندید.
اسمم آرمان و 25 سالمه ، پارسال از دانشگاه فرهنگیان فارغ التحصیل شدم و برای شروع کار که متعهد به خدمت باشه باید می رفتم مدرسه اطراف شهر و درس می دادم. این سبک زندگی و انتخاب ها همه زور خانواده بود. من عاشق مجسمه سازی و کارهای هنری بودم ولی خوب به نظر پدر مادر کارمند من، بهترین انتخاب اینه که حقوق ثابت و مرتب داشته باشی. معافیت سربازی و معلم بودن براشون خیلی ارزش محسوب می شد.
از زمان مدرسه و قبل از کنکور حس های خودم رو می شناختم و کم کم پورن های گی و داستان ها تنها چیزی بود که حس درونم رو کمی تعدیل می کرد. از دخترا و زنها صرفا به عنوان دوست خوشم میومد. ولی حس جنسی ام یه مدلی بود. با دانشگاه رفتن بیشتر این تفاوت رو حس کردم. ترم اول بود که با پسری چند سال بزرگتر از خودم که دانشگاهش نزدیک دانشگاه ما بود آشنا شدم و اولین سکس ها شکل گرفت. پسره اهل شهر دیگه ای بود و سال آخرش بود. دو ترم باهم بودیم و دیگه رفت شهر خودشون.
راستش تازه بدن و حس خودم رو کشف کرده بودم که تنها شدم و سخت بود کسی رو پیدا کنم. توی اینترنت و اینها هم گاهی چت می کردم و عکس ردوبدل می کردم اما جرات اینکه ریسک کنم و با کسی آشنا بشم سخت بود برام. بعد از دانشگاه و قبل از شروع مدرسه ها، توی شمال با یه پسری حدود سن خودم سکس داشتم و بعد از مدت ها وسوسه اینکه دوباره سکس کنم درونم زنده شد. گاهی حتی شهوت ام جوری می شد که دلم می خواست بیخیال خیلی چیزها بشم و با کسی که توی نت آشنا می شم سکس کنم.
گاهی ماشین بابام رو می گرفتم و تا مدرسه می رفتم. یه روز چرخش صدا می داد و می دونستم فردا بابام کلی قراره بازخواست کنه که چرا ماشین رو این شکلی کردی. از دانش آموزا سوال کردم و برادر یکی شون تعمیرگاه داشت. شماره و آدرس گرفتم و سر ظهر بعد از مدرسه رفتم اونجا. گفتی دو سه ساعتی کار داره و باید بره جنس بگیره براش بیاره. پرسیدم ساندویچی ای چیزی این طرفا نیست. گفت خیابون پشتی هست.
ساندویچی ها خیلی جالب نبودند. پایین یه مسجد یه تهیه غذا دیدم و رفتم غذا بگیرم که دیدم جایی برای خوردن نداره. یه آقایی نشسته بود اینطور پیشخون روی صندلی و به اونطرفی ها کارها رو می گفت و سفارش ها رو می گرفت. حدود 40 و اینا بود.خیلی بد اخلاق بود و جدی، صورت ته ریش دار و موهای مجعد و از من بلند قد تر بود و دستهای بزرگ و با کمی اضافه وزن هیکلی حساب می شد. ولی خیلی تایپ من بود. وقتی سفارش دادم و سوال کردم که جایی برای نشستن و خوردن ندارید دیدم برخوردش خیلی خوشرو و مهربون شد و یه کم حرف و سوال و جواب و فهمید که معلم ام و بچه اونجا نیستم دیگه معرفت و تعارف و اینا و گفت بیا اینطرف و روی میز کناری غذات رو بخور. بعد سوال از اینکه کدوم مدرسه ای و اینا و منم الکی یه سمت دیگه رو گفتم. بد جوری به دلم نشسته بود. نمی دونم حس ششم بود یا رفتار و زبان بدن اش بود که احساس امنیت می کردم و دلم می خواست از حسم خبردار بشه. ولی خب اصلا نمی شد حدس زد. غذام تموم شد و به بهانه اینکه پیک دارید و سفارش واینا کارتش رو گرفتم و داشتم نگاه می کردم که ببینم شماره موبایلی چیزی هست، انقدر حواسم نبود که پرسیدم این موبایل خودتونه؟ با خنده گفت بله .خداحافظی کردم و رفتم. دو سه روز توی ذهنم بود ولی خب اصلا راهی نبود.
بالاخره با شماره ای که تلگرام و … برای این کارها رو روش دارم توی تلگرام بهش پیام دادم ولی با برخورد بدی مواجه شدم که اهلش نیست و شماره من رو کی داده به تو و بلاک کردم . بیخیال اش شده بودم که یه هفت هشت روز بعد یکی بهت توی تلگرام پیام داد. گفت آی دی ات رو توی نت دادی. با خودم فکر کردم که یکی از اونهایی بوده که توی اپ دوست یابی یا سایت آی دی داده بودمه. یه کم حرف زدیم و چند تا عکس از بدن ردوبدل کردم و وقتی عکس از بدن و کیرش فرستاد خوشم اومد. یه مرد پشمالو با کیر خوش تراش بود. اسمش سعید بود و سن اش رو 41 گفت و متاهل، کارم رو پرسید و الکی گفتم کارمند شرکت خصوصی ام. ازش کارش رو پرسیدم و گفت : مغازه دارم. مکان داشت و محله ای رو گفت که اطراف شهر بود ولی نه اون قسمتی که من معلم بودم. امن بود و اصلا عجله ای برای اومدن مکان و اینا نبود و فیس دادم و دید، بهش گفتم فیس بده انداخت توی شوخی که فیسم رو میخوای چیکار و اینا و وقتی اصرار کردم دیدم زنگ می زنه. کمی حرف زدیم و لحن اش خیلی با شخصیت بود و الکی با کلاس حرف نمی زد و عادی بود. بعد فیس رو داد که مردونه بود و با ریش و سبیل و از دور انداخته بود. کمی آشنا می اومد ولی اینقدر بی کیفیت بود که زوم هم می شد خیلی معلوم نبود. وقتی بهش گفتم یه با کیفیت بده با شوخی گفت میای و با کیفیت اش رو می بینی.
یکشنبه ها من مدرسه نداشتم و بهش گفتم من آخر هفته ها نمی تونم ولی یکشنبه ها اوکی ام. گفت قبل از ظهر می تونی بیای. گفتم باشه. تقریبا دو سه روزی پیام و حتی زنگ می زد و حرف می زدیم. یه جایی که ایستگاه تاکسی ها بود قرار گذاشتیم که بیاد دنبالم. یکشنبه منتظر شدم همه برن از خونه و با ماشین بدنم رو شیو کردم و فقط کون و رانها و شکم و سینه هام رو با موبر شیو کردم.صورتم رو که همیشه یه ته ریش داشتم رو هم شیو کردم و خودم رو توی فرنگی حموم خالی کردم و شستشو دادم و لباس پوشیدم و با ماشین عبوری ها تا اون ایستگاه تاکسی رفتم. ساعت از 10 گذشته بود. گوشی ام زنگ خورد و دیدم خودشه. گفت کجایی و من جلوتر با ماشین فلان ایستادم. فلاشرها رو روشن کرد و دیدمش و گفتم اومدم. نزدیک ماشین شدم و درش رو باز کردم و سرم رو خم کردم که داخل بشینم خشکم زد. بیرون ایستادم و سعید از ماشین پیاده شد و با مهربونی و خواهش گفت آرمان جون بشین صحبت می کنیم. بعله . آقا سعید همون تهیه غذایی بود که من تلاش کرده بودم و اون برخورد رو دیده بودم. نمیدونستم چه کنم. در ماشین توی دستم بود و داشتم فکر می کردم طرف فکر کرده من دشمنی ای چیزی دارم اومده خفتم کنه که چرا پیام دادم و اینا. از اون سمت اومد اینطرف و دستش رو پشتم گذاشت و گفت بشین باهم حرف بزنیم بعد هر کاری خواستی بکن. کمی آروم شدم و نشستم توی ماشین و سریع اومد و راه افتاد و کمی جلوتر که خلوت و جا بود ایستاد. باهام صحبت کرد که خوب نمی شناختمت و نمی دونستم کیه و با یه خط دیگه بهت پیام دادم و وقتی فهمیدم واقعی هستی و سرکاری نیستی خوشحال شدم.
وقتی دیدم که اصلا داستان یه چیز دیگه است و طرف خودش هم اوکیه آروم شدم. دستش رو گذاشت روی پام و با لبخند و لحن شوخی گفت : بریم آقا آرمان ؟ یه اوهوم گفتم و سرم پایین بود. راستش تازه خجالتم گل کرده بود. خیلی وقت بود سکس نداشتم و اون هم با مردی بزرگتر از خودم و تازه آشنا شده. سر راه یه جا ایستاد و رفت توی یه مشاور املاک و سریع برگشت و راه افتادیم. مکان یه خونه بود که نمی دونم گذاشته بودن برای اجاره یا فروش یا اجاره روزانه. چون مبله بود ولی خیلی وسیله نداشت. یه ساختمون بزرگ بود که واحدهای زیادی داشت. داخل شدیم و رفت دست هاش رو شست و سرویس رو نشونم داد و گفتم اوکی کردم خونه و رفتم دستام رو شستم و برگشتم.(توصیه بهداشتی: قبل از شروع سکس حتما هر دو طرف دستاتون رو بشورید) بعد بغلم کرد و کنار خودش به سمت پذیرایی رفتیم و نشستیم روی مبل راحتی وسط خونه.
چشماش برق می زد و شروع کرد به لب گرفتن از من. بعد از مدت ها این حس رو که در آغوش کسی باشم و طرف با لذت از بدن و لبهام استفاده کنه رو داشتم تجربه میکردم. هنوز گیج بودم . دستم رو گرفت رو از روی شلوار گذاشت روی کیرش و من هم آروم آروم می مالیدم.
دکمه های پیرهنم رو باز کرد و دستش روی سینه هام و شکمم میمالید و همزمان مشغول لب گرفتن از من و خوردن لبهام بود. یه کم بعد رهام کرد و بلندم کرد و گفت لباسهات رو دربیار و خودش شروع کرد به لخت شدن و من هم چشمم به بدنش بود و شروع کردم به درآوردن لباسهام و با یه شورت و جوراب آماده بودم که بگه چکار کنم. با یه شورت و با بدن پشمالو جلوم بود و از دیدن بدن مردونه و کیرش که شق شده بود و از زیر شورت پادارش تکون می خورد لذت میبردم. نزدیکم شد و بدنم رو به بدنش چسبوند و موهای بدن و داغی بدنش رو بدن لخت من واقعا دیوانه کننده بود. دستاش رو پشت و لپای کونم رو از روی شورتم گرفت و کیرش تقریبا روی شکمم بود و سفتی اش رو میشه حس کرد. دستش رو خیس کرد و داخل شورتم کرد و همونجوری که زبونش رو توی دهنم می کرد و لبهام رو می مکید انگشتش رو روی سوراخم می کشید و آروم آروم انگشت می کرد.
دستای مردونه و بزرگش روی لپای کونم نشسته بود و می چلوند و با انگشت وسط روی سوراخم میمالید و انگشت می کرد. پر از شهوت بودم و بدنم و به بدنش که داغ بود و پشمالو بود نزدیکتر می کردم و چشمام رو بسته بودم و توی حجم بدنش خودم رو جا داده بودم. شورتم تا بالای رونهام پایین اومده بود و کیرش از زیر شورتش روی شکمم بود و دلم می خواست توی دستم بگیرمش. کمی عقب رفتم و جا برای دستم باز کردم و دستم رو کردم توی شورتش و سرم رو عقب بردم و پایین رو نگاه کردم و کیرش توی دستم و از شورتش بیرون اومده رو تماشا کردم. چند تا عکسی دیده بودم ولی کیر شق شده ی یه مرد توی دست یه چیز دیگه ایه. اروم شروع کردم به مالیدن که دستاش رفت روی شونه هام و بهش نگاه کردم که با شهوت توی چشماش اشاره کرد که بشینم و پایین پاهاش زانو زدم و کیرش که توی دستم بود رو کمی مالیدم. شورتش رو در اورد و با پا تکون داد و درآمد.
با دستام و مالیدن اش داشتم کیرش رو برانداز می کردم که با چی قراره روبرو بشم. کلاهکش خیلی تپلی بود و با لبهام دورش رو گرفتم و کلاهکش رو توی دهنم کردم. با زبونم روش رو زبون می زدم و با نوک زبونم زیر کلاهکش رو می لیسیدم. کمی کلاهک کیرش رو توی لبهام نگه داشتم و با زبون لیسیدمش و دوباره درآوردم و از پایین تا زیر کلاهک رو لیسیدم و زبون می کشیدم. رگها و برجستگی هاش رو با زبونم حس می کردم و شق شدگی و سفتی کیرش رو توی دستم فشار می دادم. کیرش دیگه خیس شده بود و شروع کردم به ساک زدن. دستش رو گذاشت روی سرم و موهام رو نوازش می کرد و من به آرومی ساک می زدم. میدونستم هر مردی عاشق اینه که سر کیرش رو توی تنگی حلق آدم تجربه کنه. کمی سرعت ساک زدن رو بیشتر کردم و حالا دیگه جون گفتن و تشویق کردن و آه و ناله هاش شروع شد. ساک زدن انگار موتور یه مرد رو روشن می کنه و تازه تحریک اش شروع میشه.
دستام رو گذاشتم روی رونهاش، داغی و پشمالویی بدنش زیر دستام حس خوبی می داد. سرم رو در حالی که کیرش رو با زبونم توی دهنم نگه داشته بودم جلوتر بردم و کیرش انگار راهش رو پیدا کنه جلو رفت و رسید به حلقم. آروم فشار دادم و کیرش رو توی حلقم نگه داشتم. دستش روی سرم ناخودآگاه فشار می آورد. نگاهش می کردم. چشماش رو بسته بود و داشت لذت می برد. عقب کشیدم و کمی نفس تازه کردم و دوباره آروم به ساک زدن و زبونم رو زیر کیرش کشیدن ادامه دادم.
کیرش شق شق شده بود و حساس شده بود وبا هر حرکت من آه و اوه اش در میومد. دیگه نمی خواست ادامه بدم که آبش بیاد و عقب کشید و بلندم کرد و گفت بریم توی اتاق؟ گفتم باشه. دستش رو دورم حلقه کرد و به سمت اتاق برد. لخت بودم و خوردن بدنش به بدنم و تکون خوردن کیر شق شده اش وقتی داشتیم به سمت اتاق می رفتیم حس جالبی بهم می داد. داخل اتاق از توی کمد یه ملافه آورد و انداخت روی تخت و گفت شورتم رو دربیارم و شورتم رو که درآوردم، من رو هدایت کرد که بشینم روی تخت و من رو لبه تخت و چهاردست و پا نشوند و شروع کرد با آب دهنش و انگشت من رو انگشت کردن و باز کردن. انگشت های مردونه اش و کمی زمخت اش روی سوراخ نرم من کشیده می شد و وقتی داخل می شد تحریکم می کرد. یه کم انگشت کرد و هی آب دهنش رو رها می کرد روی سوراخم و با انگشت سعی می کرد خیسی رو داخل سوراخم ببره.
کیرش رو توی دستش گرفت لای کونم می کشید و روی سوراخم ضربه می زد و سرش رو روی سوراخم میمالید که حس کردم میخواد بدون کاندوم بکنه. سرم رو برگردوندم و بهش گفتم : بدون کاندوم نکنی. دستش رو روی کمر و لپای کونم کشید و گفت : بی خیال آرمان جون. من سالمم. واقعا نمی خواستم و سریع خودم رو جمع کردم و برگشتم و گفتم : نه. جو نگیره. بعد انگار خورده باشه توی ذوق اش گفت : کاندوم ندارم. خب از اونجایی که این رو یاد گرفته بودم که برای قرار سکس با خودتون کاندوم ببرید چون ممکنه اون طرف نداشته باشه بهش گفتم صبر کن. رفتم از توی کیف پولم که دو تا کاندوم گذاشته بودم برداشتم و آوردم دادم بهش و برگشتم روی تخت و کاندوم رو کشید روی کیرش و بعد با یه حالت دلخوری طوری آروم به کونم زد و بهم گفت : خوبه !؟ نگاهش کردم و گفتم : ممنون .
سر کیرش رو دوباره لای کونم مالید و خیسش کرد و آروم کلاهک رو از حلقه تنگی سوراخم داخل کرد و نگه داشت. یه درد خفیف رو حس کردم و آماده شدم برای ورود کیرش. این لحظه خیلی دلچسب ه، اولش درد داره و یه لحظه پشیمون میشی از درد و وضعیتی که آدم داره ولی بعدش که بهش فکر می کنی شهوت توی جونت می پیچه. یه فشار داد و کمی از کیرش داخل رفت و فشار و درد توی سوراخم پیچید و سرم رو روی تخت فشار دادم و ناله کردم. با نوازش کونم و بی حرکت نگه داشتن کیرش توی کونم منتظر شد تا باز بشم. کمی نگه داشت و بعد دستش رو روی کمرم کشید و آماده شدم برای تحمل بعدی و کیرش رو آروم فشار داد و انگار شهوت طاقتش رو طاق کرده بود و کیرش رو تا ته داخل کرد. درد و فشار تا زیر دلم تیر کشید و آخ ام رفت روی هوا. با یه حالت سرزنش یا شاید تلافی بهم گفت : با کاندوم سخت تره خوشگل پسر … کمی نگه داشت و کمی کیرش رو آروم عقب کشید و باز داخل کرد. هر دفعه کیرش رو بیشتر عقب می کشید و دوباره تا ته داخل می کرد.
چند دقیقه ای توی این لذت و درد عقب و جلو کردن آروم کیرش و باز شدن سوراخم گذشت و حالا دیگه شروع کرد آروم آروم تلمبه زدن و حجم کیرش که داخل می شد از لذت می مردم. گاهی کیرش رو تا سرش بیرون می کشید و بعد بدون توقف تا ته داخل می کرد و اوووف … این ورود کیر لذت بخش ترین بخش اش بود.
حالا دیگه پهلوهام رو گرفته بود و زیر دستاش لپای کونم و پهلوم هام و می فشرد و انگار از حجم گوشتی بدنم لذت می برد و تلمبه می زد. دستش رو گذاشت روی کمرو پشتم و فشار داد که سر و سینه ام روی تخت باشه و با پاهاش پاهام رو کمی باز کرد و سعی می کرد قوس بدم کمرم رو و به شکل خاصی تلمبه می زد. انگار می خواست زود تحریک نشه و تلمبه زدنش رو کنترل می کرد اما باز تلمبه هاش رو توم تند تند می زد و من زیر کیرش با هر بار عقب و جلو رفتن ناله های شهوتی می کردم.
کمی جابجا شد و کج تر ایستاد و بعد آروم به سمت بالا یه سیلی زد به لپ کونم و با جوون گفتن من که مشکلی ندارم ادامه داد. هر چند تا تلمبه چند تا سیلی می زد و دستای مردونه اش که کف دستش کمی زمخت تر بود روی پوست نازک و صیقلی کونم میخورد و صدای ضربه سیلی اش و برخورد بدنش با بدنم و صدای ناله های من کل اتاق رو پر کرده بود. کمی عرق کرده بودیم و کمی سوزش روی جای سیلی هاش میومد.
دستم رو برده بودم لای پام و کیرم رو می مالیدم.دستم رو کنار زد و کیر کوچولو و شل و ول من رو توی دستش گرفت و راستش حس تحقیر بهم دست داست. دودول کوچولوی من توی دستاش گم می شد. می مالید و همزمان توم تلمبه می زد. حس اینکه حتی توی سکس هم کیرم بلند نمی شه حس اینکه برای این کار و لذت دادن به مردا ساخته شدم توم بیشتر می شد.
کیرش رو بیرون و کشید و برم گردوند و کمی عقب تر رفتم و پاهام رو باز کرد و کمی با دست سوراخم رو مالید و بعد کیرش رو آروم داخل کرد. پاهام رو دوطرفش و کنار کمرش نگه داشته بودم و شروع کرد به تلمبه زدن. دستش روی رون پام بود و آروم میمالید و کیرش رو که حالا انگار عمق بیشتری فرو می رفت رو توم تلمبه می کرد. جوری که وقتی تا ته می رسید زیر دلم یه جوری می شد. با دستم خودم رو نگه داشته بودم و سرم بالا بود و بدن خودم و اون رو تماشا می کردم. بدن لخت و صیقلی من که زیر تلمبه هاش می لرزید در کنار بدن پشمالو و مردونه اش و دستش که تیره تر بود و روی سفیدی و لختی ران هام قشنگ بود و حشری ام می کرد. دودول شل و ولم زیر تلمبه هاش می لرزید و اینطرف و اونطرف تکون می خورد. تخمام و کیرم رو توی دستش نگه داشت و کمی جلوتر اومد و حالا کیرش بیشتر داخلم بود و فقط کمی بیرون می کرد.
سوراخم داغ داغ بود. هر بار که بیرون می کشید حس میکردم سوراخم آب می اندازه و یه بی حسی و بی کنترلی توش حس می کردم. دستاش روی شکم و سینه هام می چرخید و گاهی سینه هام رو توی مشت اش میچلوند و بدون رحم و بی وقفه من رو می گایید. این بخش از سکس رو دوست داشتم. آدم داغ میشه و حشری ه و بین لذت و شهوت و بی طاقتی از فشار و درد خفیف کیری که شق شده و توی سوراخ عقب و جلو میره گیر میکنه. هم دلت می خواد بیشتر لذت ببری و هم بدنت سعی میکنه فشار و درد لذتبخش رو تحمل کنه.
چشمام رو بسته بودم و از صدای ضربه های بدنش به بدنم و حجم کیرش رو که توم غوغا کرده بود لذت می بردم. با دو سه تا ضربه محکم به خودم اومدم و چشمم رو باز کردم. بهم نگاه می کرد. صورت و چشمام پر از شهوت بود. بدنش کاملا منقبض بود و رگهای دستاش بیرون زده بود. یکی از پاهام رو از کنارش بلند کرد و من رو چرخوند و حالا یه وری لبه تخت بودم و دستش روی کون و پهلوم بود و توی این حالت کمی تنگ تر شده بودم و بدون اینکه حتی کیرش رو دربیاره ادامه داد. دستش رو برد روی سینه ام و با یه لحن شهوتی و شوخی گفت : نمیذاری آبم رو توت بریزم. کجات بریزم. وسط ناله ها و آه های شهوتی ام گفتم : نمیدونم.
از اون دسته آدما بود که دوست داشت تسلط بدنی اش رو با ریختن آبش توی بدن یا روی بدن کسی نشون بده. گفت بریزم روی صورتت.؟؟؟ راستش تجربه آب روی بدن و سینه ها و کونم و حتی داخلم داشتم. ولی صورت رو حس میکردم چندش ه. تلمبه هاش اینقدر محکم شده بود که دیگه صدای ناله هام به هق هق و هن و هن افتاده بود. به سختی گفتم : نه . دوست ندارم.
کیرش رو درآورد و نفس نفس می زد. گفت چه مدلی دوست داری ؟
خب من خیلی دوست دارم که بدنم زیر بدن مردی باشه و سنگینی اش و بدوی بودن اون پوزیشن رو دوست داشتم. روی شکم خوابیدم روی تخت و اومد روی تخت و روی رون پام نشست و بعد بالشتی که گذاشته بودم زیر سرم و کشید و کنار گذاشت و سر کیرش رو داخل کرد و بعد روم خم شد و آروم روم خوابید و کیرش آروم داخل شد. دستاش رو دورم سر و سینه هام حلقه شد. چند بار کیرش روی آروم توم تا ته داخل کرد و وقتی بیرون می کشید تا سرش بیرون می کشید و من دیوونه می شدم با این حرکت و با ناله های شهوت انگیز و جون گفتن فهمید که این مدلی رو خیلی دوست دارم. چند بار دیگه کیرش رو همونجوری عقب و جلو کرد. بعد محکمتر بغلم کرد و بدنم توی بدنش فشرده می شد و داغی بدن و نفس هاش توی گوشم رو حس می کردم و سرش رو نزدیک آورد و شروع کرد لبهام رو مکیدن و بعد زبونش رو توی دهنم برد و شروع کرد به تلمبه زدن.
بهترین حال دنیا رو داشتم. زیر سنگینی یه بدن هیکلی و مردونه و داغ بودم و حتی نمی تونستم تکون بخورم و در تسلط کامل اش بودم و داشت بیشترین لذت رو از بدن و لبهام و بیشتر از همه سوراخ کونم می برد. زیر تلمبه هاش و خفگی لب گرفتن ازم داشتم گاییده میشدم و طاقم طاق شده بود. با پاهاش پاهام رو بهم فشار می داد و کیرش رو وقتی تا ته میکرد فشار میداد جوری که انگار بخواد راه جدیدی باز کنه و کیرش بیشتر داخل ام بشه.
دیگه رسیده بود به آخر درجه شهوت اش و تند و محکم تلمبه می زد. راستش تحمل این مدل گاییده شدن که کنترلی نداری و حتی نمیتونی چیزی بگی سخت بود. چند تا تلمبه محکم و ضربه ای توم کوبید جوری که انگار بخواد تمام قدرت مردونگی اش رو با تلمبه ها بهم نشون بده و بعد کشید بیرون و حرکات اش تندتر شده بود. من رو چرخوند و کاندوم رو روی کیرش با دست کمی کشید که فیت تر بشه و پاهام رو جمع کرد توی شکم و روی زانو ایستاد و کیرش رو توم کرد و روم خیز برداشته بود. ادامه تلمبه های سریع و از سر شهوت وحشی رو توم می زد. خیلی محکم می زد و دستم رو بردم سمت اش که آروم تر بزنه که دستم رو گرفت و انگار می خواست زودتر تموم بشه و چون انگار دیگه نمی دونست با این کون چیکار کنه. یه لحظه کیرش رو تا ته فرو کرد و بعد کشید بیرون و همونجوری که خیز برداشته بود روم خم شد و من زیرش چرخیدم و طاق باز شدم روی یه زانو ایستاده بود و کاندوم رو کشید و کاندوم افتاد روی رونم و کیرش که حالا شق و قرمز بود توی دستش فشار میداد و بعد آب سفید و غلیظ از سر کیرش پاشیده شد روی شکم و یه خیز دیگه برداشت و جلوتر اومد و پاشش بعدی روی سینه هام و چونه و لپ ام ریخته شد.
کیرش روی سینه ام بود و ادامه کم و بی جون آبش جاری شد روی سینه ام و سر کیرش رو روی شکمم مالید و کنارم دراز کشید. صورتم رو اونوری گرفته بودم که آب نریزه روی تخت و دهنم.
کمی به خودش اومد و گفت ببخشید. دستمال برداشت و صورتم رو با احتیاط پاک کرد و بعد چند تا دستمال برداشت و کیرش و آبش رو از روی بدنم پاک کرد و کاندوم رو برداشت و از اتاق بیرون رفت. ارضا نشده بودم و حس شهوت توم بود و صحنه ها توی ذهنم مرور می شد . سینه هام رو می مالیدم. کیرم کمی شق شده بود. برگشت توی اتاق و گفت : ارضا نشدی ؟ گفتم نه . گفت : حال نداد ؟ اذیت شدی ؟ گفتم نه . خوب بود. اومد روی تخت و ازم لب گرفت و بغلم کرد و گفت: خیلی حال دادی. دستش رو برد لای پام که برام جق بزنه / گفتم نمیخواد . گفت دوست نداری ؟ گفتم نه . نمی خواد الان . ساکت شد و از پشت بغلم کرد و آروم دستش روی بدنم می چرخید. یه کم دیگه گفت دیر میشه و باید جایی برم. رفتم سرویس و خودم رو تمیز کردم و من رو رسوند. خسته بودم و شهوت تمام جونم رو گرفته بود. سوراخم و شکمم درد داشت و گرفته بود. خونه هنوز کسی برنگشته بود. یه چی خوردم و از خستگی خوابیدم.

نوشته: Ornetpub

بازدید 16,721

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

10 پاسخ به “شیطونی های دلخواه یک معلم”

  1. خیلی عالی بود سعی کن بازم بهش کون بدی بار اول استرس و درد داری ولی دفعات بعدی احساس میکنی واقعا زن هستی و شوهر داری

  2. سامعلیک :پنجمین لایک نوش جونتOrnetpub قشنگ نوشته بودی لذت بردم هر چند سن بالای 50 هستم . ولی یه لحظه بردیم توحس سکس خودت با غذا فروشه .مرسی /زت زیادsasan2024 وای که چقدر زیبا تشبیه کردی مرسی .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید