اولین و آخرین سکس من با پسرعموم

سلام ، من ماهانم و 19 سالمه و توی مشهد زندگی میکنم. این اولین بار هست که دارم تو این سایت داستان مینویسم ، امیدوارم خوشتون بیاد.
من تقریبا از کلاس سوم و چهارم با پسر عموهام زیاد رفت و آمد میکردم ، اما من کوچیک بودم و چیزی حالیم نبود .
پسر عموهام دست تو شورت هم میکنند و کیر و کون همو میمالیدن .چند بار هم مال منو مالیدن ولی من نمی دونستم چه کاریه و چه لذتی داره .
چند سال گذشت و من کلاس هشتم شده بودم و جق میزدم، یه روز که مهمونی داشتیم و همه ی عموهام و عمه هام دعوت بودن، بابام بهم گفت که بچه ها رو جمع کنم و ببرم طبقه ی پایین تا بازی کنن و منم این کار رو کردم .پسر عموم اسمش حسین بود و هم سن بودیم و حتی تو یک کلاس درس میخوندیم. برای اولین بار بود که من حشری شده بودم و نمی خواستم جق بزنم، دلم یه کار جدید میخواست پس به حسین گفتم که پایه ای بریم تو اتاق کامپیوتر من(که طبقه ی پایین بود) و فقط کیر همو ببینیم؟ اونم قبول کرد. البته چیز عجیبی نبود چون از وقتی بچه بودیم از این کارا میکردیم. رفتیم تو اتاق و در رو قفل کردیم بعد با هم شلوار رو کشیدیم پایین ، من مال اونو دیدم و یکم تعجب کردم که تقریبا اندازه کیر خودم بود، بعد بهش گفتم که میشه به کیر هم دست بزنیم؟ اونم قبول کرد. حس عجیبی داشت ، گرمای دستش یه حس باحالی داشت و اولین بار بود که همچین چیزی رو حس میکردم. خلاصه نشستیم و یکم با کیر هم ور رفتیم و کصشعر میگفتیم، تا اینکه عموم در زد ، ریدیم به خودمون ولی سریع پا شدیم و خودمون رو جمع و جور کردیم و من در رو باز کردم ، عموم گفت چرا در رو قفل کردین ، داشتین چیکار میکردین؟
من خیلی خونسردی خودمو حفظ کردم گفتم که میخواستیم با کامپیوتر بازی کنیم ولی بچه ها اذیت می کرد، پس ما هم در رو قفل کردیم ، خلاصه عموم رو پیچوندم و بعدش با حسین قرار گذاشتیم که جمعه همه رفتن باغ عموم ، ما نریم و به جاش اون بیاد خونمون.
جمعه من بابام رو به خاطر درس و اینا راضی کردم که خونه بمونم و اونها هم رفتن . ساعت ۱۲ شده بود و منم داشتم از استرس می مردم که یکی زنگ خونه رو زد ، سریع در رو باز کردم و دیدم حسینه . اومد تو خونه و کلی صحبت کردیم و جفتمون حشری شده بودیم ، از کیر ورم کرده اش معلوم بود که خیلی حشریه. من پاشدم و شلوارمو در آوردم و بعد به حسین گفتم که بزاره من شلوارشو در بیارم و اونم گفت نه خودم در میارم ، پا شد و شلوارشو در آورد و بی معطلی اومد سمت من و شرتمو کشید پایین بعد نشست جلوی کیرم، یکم باهاش ور رفت تا کیرم حسابی شق شد . بعد بدون اینکه چیزی بگه شروع کرد به خوردن کیرم ، نمیدونم حسشو چجوری توصیف کنم ، دهنش یه گرمایی داشت همراه با اون خیسی که حس عجیبی بود ، بعد چند دقیقه دراز کشید و گفت که منم براش همین کار رو بکنم. من اولش مطمئن نبودم ولی نشستم جلوش و شرتشو در اوردم و شروع کردم به خوردن کیرش ، ولی عجب کیر سفید و سفتی داشت. بعد گفت ماهان راستش من پا خیلی دوست دارم ، من جا خوردم چون نمیدوستم فوت فیتیش چیه ، پس ازش پرسیدم تا توضیح بده . گفت که دوست داره پاهامو بماله به صورتشو و بعد انگشتای پامو بخوره، یکم برام حال بهم زن بود ولی خب منم پاهامو گذاشتم رو صورتش تا بازی کنه و بخوره و منم کج شدم و شروع کردم به خوردن کیرش، فکر کنم نیم ساعت طول کشید که یکدفعه دیدم بدنش داره میلرزه ، فهمیدم که داره آبش میاد پس سرمو اوردم بالا که تو دهنم نریزه و تند تند براش جق زدم و حسین هم پاهامو محکم فشار میداد تا اینکه آبش با شدت پاشید رو دستم و بدنش و البته یکم روی فرش هم ریخت، من نمی دونستم که باید چیکار کنم ، ولی پا شدمو دستمال اوردم و تمیز کاری کردم، اصلا نمیدونستم که قراره چه اتفاقی بیفته که حسین گفت عجب حالی داد حالا نوبت توعه ، کجامو دوست داری ؟ من نمیدونستم چی بگم ولی چون پورن زیاد دیدم گفتم میخوام بکنمت، حسین قبول نکرد و گفت درد داره و دوست نداره ، بجاش گفت من در اختیارتم ، همه جام مال تو . منم اولین کاری که کردم این بود که اون رو به پشت دراز کردم و خودم هم دراز کشیدم بین رون هاش، اول اون کون سفید و بی پشمش رو مالیدم ، خیلی حس خوبی داشت ولی بعدش دلم خواست که لیسش بزنم ، سرمو گذاشتم بین کونش ، انگار که بهشت بود ، اروم لیس زدم ، اصلا دلم نمی خواست سرمو از بین کونش بردارم
اینقدر مالوندم و خوردم که به فکر لاپایی افتادم، سریع پاشدم چ کیرمو گذاشتم جای چاک کونش ، انقدر کونش رو خورده بودم که کیرم هم خیس شد ، پس یه تف انداختم بین کون و رونش و شروع به لاپایی کردم ، انگار داشتم کس میکردم ، اروم تنم رو چسبوندم به تن داغش ، اوف چه حالی داد ، خلاصه انقدر لیز و داغ بود که سریع ابم اومد ولی دوست نداشتم کیرمو در بیارم ، سفت بغلش کردم و نزدیک یک دقیقه ولش نکردم و همینجوری گردنشو بوس میکردم تا بالاخره دل کندم و پاشدم ، بعد از تمیز کاری فکر کردم که حسین دیگه میره و این دفعه اخر میشه ، ولی اشتباه کردم چون ازم خواست باهم بریم حموم، من ذوق زده بودم باهاش رفتم حموم، اروم لباسمو در اورد و سینه هامو یه فشاری داد و یه بوس کرد و بعد باهم رفتیم حموم، حموم ما بزرگه و ما دونفری راحت توش دراز کشیدیم، اول پوزیشن های مختلفی که به ذهنمون میرسید رو امتحان میکردیم ، مثلا حالت 69 برای هم ساک زدیم و اون پاهامو میشست و میخورد و …
تا اینکه گفت بیا بدمون رو شامپو بزنیم تا لیز بشه ، اینطوری حال بیشتری میده ، بدنامون لیز بود همو بغل کردیم ، من کونشو میمالیدم و گردنشو میخوردم و اونم کیرمو میمالید و کونمو میمالید یا عاشق سینه هام بود و میخورد ، خلاصه انقدر تو حموم بودیم که زمان از دستمون در رفت و منم سریع رفتم بیرون و ساعت رو دیدم ، تقریبا نزدیک 7 شب بود و خانوادم ساعت 8 یا 9 قرار بود بیان، سریع به حسین گفتم جمع کنه بره ولی قبول نکرد و گفت بیا تو حموم تا من سریع بزنم بعد میرم ، راستش منم دلم میخواست دوباره لاپایی بهش بزنم پس سریع رفتم تو حموم و این دفعه ایستاده بهش لاپایی زدم ، حسین دستشو گذاشته بود رو دیوار و کمرشو داده بود تو و کونش یه جورایی بیرون بود و منم تند تند تلمبه میزدم ، صدای شالاپ شالاپ کونش که به بدنم میخورد داشت دیوونم میکرد ، انقدر تند تند زدم که زیر یک دقیقه ابم اومد، پس سریع اومدم عقب و حسین هم نشست و از من خواست روبه روش بشینم و با پاهام کیرشو بمالم، بعد چند دقیقه مالیدن بهم گفت تندتر پایین و بالا کن داره ابم میاد و منم همین کار رو کردم تا بلاخره ابش اومد و ریخت رو پاهام .
خودمونو شستیم و اومدیم بیرون و بعد از لباس پوشیدن ، حسین گفت که هفته بعد دوباره انجام میدیم و بعد رفت.
خلاصه من و حسین بعد از اون روز تا همین چند ماه پیش ، هر هفته یک یا دو بار باهم سکس میکردیم و هر بار کارای جدید انجام میدادیم ، البته که مامان بزرگ مادری حسین فوت شده بود و مکان ما همیشه خونه پدر بزرگش بود چون خونه ی پدربزرگش همیشه خالی بود به جز بعضی روزها که پدربزرگش میومد شهر و نمی تونستیم بریم اونجا
البته الان میگه توبه کرده و دیگه باهام سکس نمیکنه
یه چند ماهی هست که جق میزنم و کسی رو پیدا نکردم.

امیدوارم خوشتون اومده باشه و واقعا همچین قضیه ای واقعیه و ساخته ذهن نیست ، البته ما کلی خاطره سکسی داریم ، از پوزیشن هایی که تو هیچ جا پیدا نمیشن تا سکس تو شمال و توی جنگل.
اگر دوست داشتید بازم براتون از خاطره های باحال بینمون بگم .

نوشته: ماهان

بازدید 6,895

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “اولین و آخرین سکس من با پسرعموم”

  1. داستانت خاطره خیلی خوبی بود که همه تقریبا تجربش میکنند پس الان هم میتونی با یه دوست دیگه ادامه بدی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید