اولین سکس با نامزد مذهبیم

با زن داداشم وارد یک فروشگاه بزرگ و شیک شدیم. قرار بود مدیر فروشگاه را برای من خواستگاری کنند. به پیشخوان رسیدیم و زن داداشم گفت اون دختر محجبه رو میبینی خودشه. بعد چون باهاش آشنا بود رفت باهاش دست داد و شروع به صحبت کردن کردند.
من هم در حال برانداز کردنش بودم. دختری کوتاه قد و سبزه بود. دماغش هم بزرگ بود. شکی نبود زیبا نبود. شش ماه هم زن پسرعموش بوده و جدا شده بود. یکسال هم از من بزرگتر بود.هیچ روشنایی نبود جز اینکه خانواده پولداری داشت و من برای رهایی از وضعیت بد زندگیم گویا چاره دیگری نداشتم. وقتی بیرون اومدیم زن داداش گفت خوب نظرت؟ گفتم اول نظر خودت رو بگو. گفت ظاهر که مهم نیست مهم اخلاق و سازگاریه. این جواب پر از تحقیر و تمسخر بود.
بهرحال زیاد کش ندهیم نامزد شدیم و سه ماه گذشت. یک کاری در فروشگاه به من دادند که بیشتر شبیه حمالی و خالی کردن بار بود. بهرحال باید خودم را ثابت میکردم. واقعا تغییر کردم. مشروب و زن بازی و شرارت را کنار گذاشتم. روزها به سختی کار میگردم و غروب بیهوش میشدم. خانواده نامزدم دو ویژگی اصلی که داشتند اول سخت کار کردن و پول درآوردن بود. واقعا در کاسبی نابغه بودند. دوم در ایام فراغت اندکی که داشتند غرق خسله و جلسات مذهبی میشدند.
روز مورد بحث نامزدم بمن زنگ زد که شام خونشون دعوت هستم. بعد از همونجا قرار بود بریم سرکار. شیفت من و نامزدم هر دو به شب افتاده بود. تریپ مریپ زدم و بعد از اذان مغرب راهی شدم. دم در خونشون یه حسی بهم گفت اوضاع عادی نیست. وقتی از پله ها بالا رفتم خونه ساکت و نیمه تاریک بودم. هیچکس توی پذیرایی نبود. چند دقیقه بعد نامزدم از اتاقش بیرون اومد و گفت یکی از فامیل ها فوت کرده همه رفتن روستای پدری. فاز غیرت برداشتم گفتم چرا بهم نگفتید ناراحت شدم. در این روز سخت من باید کنار پدر جان باشم. گفت کار فروشگاه هم به همون اندازه مهمه سریع شامت رو بخور سفره رو توی آشپزخونه چیدم.
به آشپزخونه نیمه تاریک رفتم. گفتم پس خودت چرا نمیای. گفت من شام خوردم نوش جان. نشستم روی میز و برای خودم کشیدم.‌
وسط شام خوردن رعد و برق زد و اولین بارش پاییزی شروع شد. پنجره نیمه باز بود و باد خنکی داخل شد و همه وجودم را نوازش کرد. ازین هوا بوی گناه و لذت میومد. دستهامو ستون سرم کردم و یک دقیقه چشامو بستم. گرگ درونم بعد مدتها بیدار شده بود و توبه شکستن طلب میکرد. دست توی جیبم کردم ولی یادم اومد سه ماهه سیگار رو کنار گذاشتم. یک دختر یا درست بگم با یک بیوه زن توی خونه تنها بودیم. از سرجام بلند شدم و ناخودآگاه سمت اتاقش رفتم. بدون مقدمه وارد شدم. لباس فرم پوشیده بود و با پدرش تلفنی صحبت میکرد. چشماش گرد شده بود از حضور ناگهانیم. ولی واکنشی نشون نداد. روی تختش نشستم. اونم روبروم نشسته بود و به دیوار تکیه زده بود. وقتی تلفنش تموم شد سعی کرد همه چی رو عادی جلوه بده. گفت شامتو خوردی. میشه ماشین رو از پارکینگ در بیارم بریم. گفتم میریم فعلا که یکساعت مونده. نمیدونستم چی بگم. گفتم شنیدی امروز ترامپ چی گفت. میگفت حاضریم با ایران زودتر به توافق برسیم. گفت نمیدونم چند روزه نرفتم تلگرام. نگاهی به اطراف انداختم چشمم به سیستم صوتی افتاد. گفتم یه آهنگ پلی کن ببینم سلیقت چجوریاست. گفت فقط قرآن دارم ولی الان ما عزاداریم روشن نمی کنیم. پاهاش بود چشمم دنبال قلمبگی کسش بود. متوجه شد پاهاشو جمع کرد و مانتو رو پایین داد.
من مخ زدن بلد نبودم. سروکارم قبلا با زنان فاحشه بود که خودشون لخت می شوند. گفت بریم دیگه اگه ترافیک باشه دیر میرسیم. منتظر جواب نشد و راه افتاد. جثه کوچکی داشت ولی کونش قلمبه بود و میلرزید. جست زدم و دم در خفتش کردم. گفت ولم کن دیوونه شدی. سریع عذرخواهی کن. ازپشت بغلش کردم و کیرمو روی کونش گذاشتم. گفتم یادت باشه من کارگرت نیستم مثلا شوهرتم. گفت ما که عقد نکردیم الان در حال زنا هستیم. گفتم ولی آخوند محله ما میگه زنی که از مردش تمکین نکنه باید تنبیه بشه. جلوم زانو بزن. گفت میدونم منظورت چیه واقعا برات متاسفم تو یک حیوونی. چرخدونمش‌و یه دونه خوابوندم توی صورتش. صداش توی اتاق پیچید. جیغ زد. گفتم یواشتر جنده شما عزاداری ابروتون میره. شونه هاشو فشار دادم و نشوندمش جلو پام. زیپ شلوارم رو باز کردم و برگ برنده را رو کردم. کیری دراز و کلفت که حرف نداشت. خشکش زد. بعد سعی کرد فرار کند. نگهش داشتم. گفتم باز بخوای در بری از پنجره پرت میکنم پایین. حالم بده آدم باش یا آدمت میکنم. لبشو باز نمی کرد توی دهنش بزارم. کیرمو روی پیشانی و لب هایش حرکت میدادم.
گفت به پلیس زنگ میزنم. گفتم خودم برات میگیرم ولی باید بهشون بگی شوهرم میخواد منو بکنه. جوابی نداشت. گفت یک کاری بکنیم اصلا. با دهنم آبت رو میارم ولی تورو خدا به بدنم کاری نداشته باش. گفتم باشه چشم هرچی عروسم بگه. حالا بوسش کن. چند بار سر کیرم رو بوسید بعد آروم دهنشو باز کرد.
کلاهک کیرم را کردم توی دهان داغ و خیسش. دهنش تنگ و کوچک بود و کیرم داخل نمی‌رفت. گفتم مقنعتو دربیار. گفت خفه شو حیوون. زیر کیرم رو لیس کشید و خایه هام رو به نوبت توی دهنش کرد. بعد سر کیرم رو توی دهن کرد و شروع به میک زدن کرد. گفت چرا نمیای. گفتم باید بیشتر ساک بزنی. خوب بلیسش. شروع به ساک زدن کرد. کیرم عین سنگ سفت و آماده شده بود. بلندش کردم عین پر کاه روی دوشم گذاشتم. بردمش سمت تخت. گفت چیکار میکنی قول و قرارمون چی شد.پرتش کردم روی تخت. از بین پاهام در رفت گرفتمش چند تا درکونی بهش زدم. نمیذاشت لباساشو در بیارم. قاطی کردم مانتو و شلوارش رو جر دادم. شورتش رو پایین کشیدم و سر کیرم رو بین پاهاش گذاشتم. سرشو روی تخت گذاشته بود و کونش سمت من قلمبه بود. کلاهک کیرم رو چند باری از سوراخ کونش تا چوچوله کسش حرکت دادم و وقتی کسش خیس شد خودشو داخل کردم. گفت وییییش کسم. اولویتم این بود لذت ببرد. فقط کلاهک کیرم رو داخل کسش میکردم تا اذیت نشود. هی داخل میکردم و بیرون میکشیدم. دیگه داشت لذت میبرد و فقط آه و ناله میکرد. خیلی زود به مرحله ارضا شدن رسید و چند تا تلمبه توی کسش زدم. کسش تنگ و داغ بود و منم به حالت انفجار رسیدم. کیرم رو بیرون کشیدم و توی چاک کونش گذاشتم و آبمو روی سوراخ کونش خالی کردم. وقتی آروم شدم آب از کس و کونش می‌چکید. اولین سکسمون زیر دو دقیقه طول کشید از بس کسش تنگ بود. بوسیدمش و گفتم واقعا کس و کون محشری داری. چرا این جواهر رو قایم میکنی؟ گفت فقط خفه شو برو نمیخوام ببینمت. از خونه زدم بیرون و با آژانس رفتم فروشگاه. دیرتر اومد. حمام کرده بود و لباسش رو تغییر داده بود. اصلا بهم نگاه نمیکرد. حتی جواب سلامم رو نداد.بهش پیام دادم بیام لباستو جر بدم. یه استیکر عصبانیت فرستاد. نوشتم از سوراخ کونت بپرس بهش خوش گذشت امشب. دیگه جواب نداد. ساعت چهار صبح شد. این خلوت ترین ساعت بود. فقط من و نامزدم و یک کارگر مانده بودیم. رفتم پیش کارگره گفتم داداش خسته بنظر میای برو خونه استراحت کن خودم جاتم.هر چی انکار کرد فرستادمش رفت. نامزدم رفت دستشویی رفتم دنبالش. نزاشتم در رو ببنده باهاش رفتم داخل. گفت باز چیه سیر نشدی از تجاوز کردن به من. نمیزاری یه شاش هم بکنم. گفتم کاری باهات ندارم. منم میخوام بشاشم. بلافاصله کیرم رو درآوردم. گفتم بگیرش تا شاشم بیاد. گفت خفه شو.‌گفتم زود باش دیگه یهو مشتری میاد. کیرمو گرفت و روی توالت برد و تکون داد. اون دستهای ظریف و نرم سبب شد کامل راست کنم. گفتم دوستش داری. گفت به من چه مربوطه میخوام ازت طلاق بگیرم. گفتم دیگه مسخره بازی بسه فقط بگو پسندیدیش یا نه. گفت من چه میدونم با این کیرت اول و آخر نداره. شاشم اومد و خالیش کردم. گفتم بشورش. انکار کرد گفتم لباستو جر میدم. شلنگ رو باز کرد و کیرم رو شست. بلندش کردم و به دیوار تکیه اش دادم. از پشت چسبوندم بهش. گفت چه خبرته همش میای پشت من. گفتم شلوارت رو بکش پایین. گفت میخوای چیکار کنی اینجا محل کاره. گفتم زود باش یکی میاد آبرومون میره. شلوار و شورتش رو کشید پایین. زمان کوتاهی فرصت داشتم. تا دسته توی کسش کردم و تلمبه های رگباری و شدیدی رو استارت کردم. هوارش بلند شد. دستمو جلوی دهنش گذاشتم و شدیدترین تلمبه ها را توی کس داغش زدم. روزی که برای اولین بار توی فروشگاه دیده بودمش تصور نمیکردم به این زودی اینجا کسش بزارم. صدای تلمبه توی کس خیسش توی توالت پیچیده بود. غرق عرق شده بودیم و بالاخره گفت محکم تر توروخدا پارم کن. دستمو دور گردنش حلقه کردم و با تمام وجود آخرین تلمبه رو توی کسش زدم. یک لیوان آب داغ توی کسش خالی کردم. هر دو نفس نفس میزدیم. خودم رو جمع وجور کردم. بهش گفتم عجله نکن من میرم بیرون تو خودتو بشور بعد بیا. کس و کونش را روی توالت فرنگی گذاشت تا آبمو خالی کند. وقتی خواستم بیرون برم صدام کرد. برگشتم گفت درسته عقل نداری ولی خیلی خوب میکنی. رفتم پیشش لبشو بوسیدم. گفتم همش برای اینه خیلی دوستت دارم. گفت من حس میکنم دارم بهت علاقه پیدا میکنم. ولی پررو نشو برو سرکارت. پاهاشو باز کردم و انگشتمو توی کسش کردم و گفتم چشم خانم مدیر.

نوشته: حمید

بازدید 5,564

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “اولین سکس با نامزد مذهبیم”

  1. واقعیت داستان:نویسنده توی فروشگاه انقدر تحقیر میشده که گفته تلافی کنمولی خانوم مدیر زودتر متوجه شده و فروشگاه رو خلوت کرده و داده چند نفر خوب کونشو پاره کردنحالا داره میگه کردهآرهشمام بگین کرده

  2. کلیات داستانت تحریک کننده بودولی میشه بگی خانواده مذهبی چطور دختر عقد نکردشونو با تو تنها گذاشتنچطوری وقتی هنوز عقد نکردی بهت گفت میخوام ازت طلاق بگیرمچه فروشگاهی هست که شیفت شبش بعد از شام شروع میشهضمنا توی شیفت شب بخاطر امنیت سه نفر آدم برای دکه مناسبه نه فروشگاه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید