اولین تجربه با زن میانسال

اول از همه سلام امیدوارم اوقات خوشی داشته باشین امشب چون خوابم نمی‌برد گفتم تجربه اولین رابطه جنسی که با یک نفر داشتمو براتون تعریف کنم
داستان طولانیه و قسمت سکسیش خیلی زیاد حوصله نداری نخون دنبال اثبات کردن چیزی به کسی نیستم شما باور کنی یا نکنی به به طرف من هم نیست ی ذره هم برام مهم نیست فقط جهت سرگرمی این خاطره رو مینویسم
الان که این داستان و مینویسم ۲۰ سالمه برا ۳ سال پیشه زمانی که ۱۷ سالم بود مشخصات خودمو بگم اسمم علیه قدم ۱۷۵ هست متوسطه موهام مشکی رو به بوره تو سایه که باشم مشکیه ولی تو آفتاب میدرخشه پوستم سفیده یک امتیازی که دارم چهره خوبیه که بهم به ارث رسیده البته تنها چیز خوبی که به ارث رسیده همینه بگزریم وزنم ۹۰ تپل نیستم چون بدنسازی کار میکنم بدنم رو فرمه و فیت هستم البته اونموقه هم کار میکردم نزدیک ۶ ماه بود اونموقه ها بدنسازی کار میکردم اونموقع میرفتم دبیرستان کلاس ۱۱ رشته کامپیوتر ی رفیق صمیمی داشتم که اسمش اسماعیل هست اسی صداش میکنم از بچگی باهم بزرگ شده بودیم باهم می‌رفتیم مدرسه کلا فقط شنبه یکشنبه ها می‌رفتیم مدرسه اونم ساعت ۹ می‌رفتیم ۱۰ حوصلمون سر می‌رفت فرار میکردیم میومدیم خونه شب ها هم می‌رفتیم بام شهر مشغول عرق خوری گل کشیدن بعدظهرا هم باهم می‌رفتیم باشگاه اونموقع تو دبیرستان خیلی از رفیقام می‌شنیدم میگفتن کس کردم کس کردم منم رنگ کسو از نزدیک ندیده بودم میگفتم خدا میشه یروزی منم بکنم یعنی چجوریه خیلی کنجکاو بودم هفته یبار با اسی می‌رفتیم پارک ها اینجا شب های جمعه تفریحی می‌گشتیم به دخترا تیکه مینداختیم کارای احمقانه نوجوون ها ولی نه من زبون داشتم مخ بزنم نه اسی فقط دخترارو مسخره میکردیم تیکه مینداختیم البته اسی مثل من کس ندیده نبود می‌رفت جنده میکرد یروز جمعه شب همینجوری که اومده بودیم بیرون تو پارک میچرخیدیم اسی به من گفت تو یدوری بزن من حال ندارم میرم ی کله قلیون بگیرم بشینم بکشم توام چرخیدی بیا منم ی کسچرخی زدم تو پارکه اینبر اونبر دیدم حوصلم داره سر می‌ره برگشتم طرف کافه ای که اسی رفته بود قلیون بگیره نزدیک کافه شدم دیدم رو چمن های پارکه نشسته با دوتا زن و ی پسر دوتا قلیون هم گرفته بودن داشتن میکشیدن نزدیکتر شدم دیدم پسره آرمین رفیقمونه دوسال آزمون کوچیکتره ولی دلقکترین آدم محلمونه فهمیدم آرمین رفته پیش این زنا نشسته قلیون بکشه اسی کسکش هم از فرصت سواستفاده کرده رفته پیش آرمین منم رفتم سلام کردم دوتا زنا اسم یکیشون زری بود اسم اونیکی پریسا زنایی میانسالی بودن سنشون ۳۷ تا ۴۵ اینا میخورد باشه ولی پریسا کس خوبی بود منم کنار پریسا نشستم گفتم قلیون نمیدی بکشم قلیونو آورد جا سر شلنگو گفت بیا عزیزم تشکر کردم زبون مخ زنی نداشتم ولی خیلی پرو بودم مشغول قلیون کشیدن شدم طعم کاپوچینو بود سبک بود حال نکردم آرمین دلقک مشغول کس گفتن با زنا بود هی می‌خندیدشون دیدم اسی داره زیرچشی بهم چشمک میزنه ابرو تکون میده منم با ی حالت زیر چشمی که چیه چی میگی بهش فهموندم اونم به طرف پریسا اشاره کرد منم یواشکی نگاهش کردم دیدم چشمش بهمه هی زیرچشمی نگاهم می‌کنه تو دلم گفتم ای کونش میخاره فرصت خوبیه آرمین وسط کس گفتناش گفت پایه هستین بریم باغ عرق خوری زری گفت به آرمین حالا شمارت بده خبرت میدیم که هیچوقت بهش زنگ نزد فقط شمارشو گرفت کیرش کرد البته آرمین کسخلتر ازین حرفاست که این چیزا براش مهم باشه همینجوری مشغول کس گفتنو صحبت کردن بودیم عمویی آرمین اومد دنبالش رفتش اسی هم گفت برم موتورو از پارکینگ پارک یجایی هست مردم موترشونو میزارن گشت نبره تو شهر ما موتورگیری زیاده گفت برم از پارکینگ بیارم توام بیا جلو کافه بریم خونه دیگه حوصله بیرون موندن ندارم رفتش دنبال موتور منم دوتا پوک دیگه قلیون کشیدم بخاطر قلیون تشکر کردم خواستم پاشم برم پریسا گفت ی لحظه علی جان اگه میشه شمارتونو داشته باشم بازم خواستیم بیایم بیرون هماهنگ کنیم همگی باهم بیایم منم گفتم باشه مشکلی نداره شمارمو بهش دادم گفتم کاری داره تو تلگرام پیام بده اسی اومد سوار شدیم رفتیم خونه شب پای تلویزیون بودم تو اینستا هم کسچرخ میزدم دیدم تو تلگرام ی پیام اومده سلام علی خوبی منم فهمیدم پریساست ولی حوصلشو نداشتم خوابمم میومد ردش کردم گرفتم خوابیدم فردا صبحش جواب دادم شما ظهر جواب داد پریسام دیشب باهم قلیون کشیدیم منم گفتم اونی که کنار من نشسته بود خوشگل بود یا اون زشت اونبری گفت همون خوشگله گفتم جان کاری داشتین خانوم خوشگله گفت اگه میشه باهم بریم بیرون دوتایی تفریح کنیم منم فهمیدم میخواد دوتایی بریم ولی کرم ریختم گفتم باشه با ارمینو اسی هماهنگ میکنم که گفت نه اگه میشه دوتایی بریم چون دوستم نمیاد منم راحت نیست بین سه تا پسر گفتم باشه کی بریم گفت پنجشنبه بعدظهر هفته بعد خوبه ساعت ۵ بعدظهر گفتم اوکیه قلیون داری بیاری یا خودم بیارم گفت نه میارم اگه میشه مشروب بیار خودم مزه میارم گفتم اوکیه تا آخر هفته باهاش چت کردم خیلی صمیمی شدیم فهمیدم ی پسر ۵ ساله داره و از شوهرش طلاق گرفته و با پول مهریه ی خونه او ماشین خریده بقیشم گذاشته تو بانک خرج خودشو بچه شو میده راجب زری هم ازش پرسیدم که گفت شوهر داره ی دختر و ی پسر هم داره پنجشنبه شد صبحش به اسی زنگ زدم گفتم ی ۵۰۰ سی سی عرق خوب از قربونی برام بگیر پولش میدمت گفت برا کی میخای گفتم بتوچه کسکش بگیر ظهر میام خونتون ازت میگیرم گوشی روش قطع کردم رفتم خونه داداشم که سنش دوبرابر منه ی پراید ۷۵ اوراقی سفید داشت اونموقع که مفت گرون بود بهش گفتم بعدظهر ماشینتو بده باید برم جایی که گفت وایی نه ماشینمو خراب میکنی گواهینامه نداری کجا میخای بری نمیدم خیلی کس میگفت گفتم نمیدی گفت نمیشه گواهینامه نداری گفتم زنت می‌دونه با رفیقات میری دور دخترای پولی؟ رنگش سفید شد گفت این تهمت هارو به داداشت نزن این دروغا رو کی تو دهن تو گذاشته سنش دوبرابر من بود ولی هیکلش نصف من بود تخم نمی‌کرد دست روم بلند کنه چون میدونست کسخل بشم میزنم میترکونمش بلند داد زدم فاطمه اسم زندادشمه فاطمه کجایی داداشم می‌ره جنده می‌کنه اومد دستمو گرفت گفت باشه باشه بهت میدم فقط توروخدا مواظبش باش گفتم کیرم تو ای ماشین تخمین حداقل ی پراید انژکتوری میخریدی این کارورات چیه که آدم دلش براش بسوزه کلیدو ازش گرفتم رفتم جلو خونه اسی عرقو ازش گرفتم هرکاری کرد گفت برا کی میخای نگفتم زنگ به پریسا زدم گفتم کجا همو ببینیم گفت جنگل بانی ی جنگله تحت حفاظت محیط زیست ورود آدما بهش برا گردش و تفریح آزاده معمولا همیشه خلوته سگ اونجا نمیره گفتم باشه گفت ساعت ۵ بیا جلو درش گفتم اوکیه خدافظی کردم با ماشین کسچرخ زدم تو شهر بنزینم زدم تا ساعت ۴ نیم شد رفتم جلو در جنگل بانی ۵و۵ دقیقه شد اومد با ۲۰۷ سفیدی که از شوهر بدبختش چاپیده بود اومد ی بوق زد دست تکون داد سلامو احوال پرسی کرد گفت بیا دنبالم با ماشین راه افتاد منم دنبالش رفتم تو یکی از جاده های خاکی پیچید ی ۵ کیلومتری رفت تا از اتاق نگهبانی دور باشه زیر ی درخت نگه داشت منم پشت سرش وایسام دستی رو کشیدم از ماشین اومدم پایین اونم اومد دست داد سلامو احوالی پرسی کردیم گفت پتو بندازم زیر درخت بشینیم یا تو ماشین گفتم الان غروب شده دیگه ساعت ۶ هست تقریبا تو ماشین بشینیم بهتره گفت باشه پس مشروبو بیار ماشین من جا دارتره بهتره گفتم باشه مشروبو برداشتم بردم در سمت شاگرد رو باز کردم داخل نشستم اونم از قبل اومده بود داخل گفت عرق خوبیه گفتم خیالت جمع بهترین دست کرد عقب ماشین دوتا پلاستیک سیاه آورد بیرون دیدم به جنده خانوم انواعو اقسام مزه خریده دلستر بولبری مرغ سوخاری گفت ساقی میشی عرق مریزی یا بریزم گفتم کدوم دوس داری گفت پس باشه بریز برام منم شروع کردم پیک ریختن یکم سنگین ریختم براس سریعتر مس بشه اونموقع بهتر بود و هوا خوب بود نزدیک امتحانایی نوبت دوم بود که بدیمو بریم از تعطیلات تابستونی لذت ببریم گرچه همیشه برا منو اسی تعطیلات بود بگزریم چندتا پیک که خورد گفت گرمشه شیشه هارو کشید پایین منم باز مشغول پیک ریختن شدم اونم از زندگیم میپرسید اینکه چیکار میکنم دوست دختر دارم یا ندارم وضع مالیم چجوره انگار اومده بودم خواستگاریش آنقدر سوال میپرسید مخمو میخورد همینجوری مشغول مشروب خوردن شدیم دیگه اخرایی دبه بود من مس کرده بودم انتظار داشتم چون سنش ازم بیشتره تجربه داره ی حرکتی بزنه ولی کاری نمی‌کرد گفتم خودم باید دست بکار شم پس دستمو یواش گذاشتم رو رونش ی شلوار لی تنگ پوشیده بود که کونش توش قشنگ میزد بیرون واقعا زن خوشگلو سکسی هم بودش دستمو که گذاشتم رو رونش توجهی نکرد عادی رفتار کرد به صحبت کردن ادامه داد ی زیرچشمی هم به شلوارم نگاه کرد دید باد کرده ی لبخندی زد هودی هم پوشیده بود رنگش آبی کم رنگ بود دستمو از رونش برداشتم خواستم دکمه شلوارشو باز کنم دیدم جلو دستمو گرفت گفت عزیزم اینجا نمیشه نگهبانان میان رد میشن ببیننمون برام دردسر میشه منم دیگه شق کرده بودم تو اوج حشریت بودم این حرفا حالیم نبود گردنشو گرفتم تو چشماش نگاه کردم گفتم خفه شو من الان میکنمت توهم بهم بدی زر زیادی هم نزن سرشو به علامت تایید تکون داد گفت باشه قبلش بیا این قرصو بخور گفتم این چیه گفت برا اینه که زود ارضا نشی گفتم آماده اومدی بدی میگی نمیخام کونی روی قرصه نوشته بود کینگدول فکر کنم انداختمش بالا با دلستر قورتش دادم گفت ی ۱۰ دقیقه ای میشه اثر کنه تا اونموقع باهم ور بریم گفتم باشه گفت صندلیتو بکش عقب عقب که کشیدم ازونور ماشین اومد رو پاهام نشست متوسط بود اسکینی نبود توپر بود ولی تپل نبود چون رفته بودم باشگاه میتونستم وزنشو تحمل کنم دقیقاً با باسنش رو شلوارم جایی که کیرمه نشست یکم سخنم شد جابجاش کردم سرشو آورد جلو صورتم گفت لبامو بخور منم عین کسخلا لباشو بوس کردم گفت اوه نکنه بار اولته لب میخای بخوری پوزخند زد گفتم خوب که چی گفت خودم یادت میدم پسرم دهنتو باز کن زبونتو بیرون بیار تا آوردم شروع کرد به خوردن زبونم و لبم منم همراهیش کردم گفت گردنمو بخور اینجا ناحیه حساس زناست اگه میخای دیوونشون کنی باید گردنشونو بخوری منم شروع کردم به خوردنو مک زدن سفید بود وقتی مک محکم میزدم سیاه میشد میگفت نکن بقیه میبینن فقط بخور منم که داشتم گردنشو میخوردم با ی دستم کمرشو گرفته بودم اونیکی رو آوردم شروع کردم مالیدن ممه هاش گفت جووون ممه دوست داری همشون مال خودته اگه پسر خوبی باشی بهت جایزه میدم بهش گفتم پیاده شو لخت شو بیا رو پاهام برام سخته تو ماشین دستمو بکنم زیر لباست اولش یکم ممانعت کرد دید قیافم خشن کردم گفت باشه ولی توام باید لخت شی جفتمون پیاده شدیم شروع کردیم در آوردن لباسامون و انداختن صندلی عقب وقتی کامل لخت شدیم ممه هاشو دیدم کیرم سفتر شد نوکشون کم رنگ بود دو درجه از بدنش روشنتر کصش ی خط صاف بود یکم از بدنش تیره تر گفت زودی برو تو ماشین میترسم کسی بیاد ازینجا رد شه گفتم نترس سگم اینموقع شب اینجا نمیاد گفت سریع باش بشین تو ماشین تا نشستم اومد روم نشست کیرم رفت وسط پاهاش داشتم از حشریت کسخل میشدم شروع کردم خوردن نوک ممه هاش و مالیدن قسمت بالایی کسش عاح ریز میکیشید میگفت جون بخور همش برا خودته آنقدر خوردمو مالیدم کسش آب انداخته بود خیس شده بود بهش گفتم کیرمو خیس میکنی یا همینجوری بکنم داخلت گفت دوست داری برات خیسش کنم گفتم آره گفت تو جون بخا از ماشین پیاده شد هم شد تو ماشین سر کیرمو کرد تو دهنش سرش حس بی نظیری داشت ولی اینکه تا نصف میخورد تا ته نمیخورد ضدحال بود گفتم تا ته بخور سرشو بیرون آورد گفت بزرگه نمیتونم گفتم این کجاش بزرگه کلا ۱۵ سانته یکم بیشتر خواست بخوره بیشتر رفت تو دهنش ولی تا ته نمیخورد ضدحال بود سرشو گرفتم تا ته فشار دادم تا ته رفت تو دهنش نگه داشتم سرشو دستمو ول نکردم یهویی با مشت زد تو شکمم دستمو ول کردم سرشو در آورد ی دوتا سرفه کرد به نفس نفس افتاد گفت میخای منو بکشی پسر گفتم ببخشید گفت فکر کنم قرصه تاثیر گذاشته وقتشه بکنی گفتم باشه بیا روش بشین گفت ی لحظه از کشور سمت من یدونه کاندوم در آورد گفت تالا گذاشتی گفتم نه گفت خودم برای میزارم کاندومو کشید رو کیرم بعدش اومد روم گفت بزار روش من عین کسخلا هی میکردم اینور اونور توش نمیکردم آخر خودش گرفت گذاشت داخلش نشست روش جوری که گردنش روبروی من بود سرش طرف شیشه ماشین چون زیاد داده بود گشاد بود راحت تا ته رفت داخلش منم صندلیو تا ته بردم عقب جوری که دراز کشیده بودم دیگه اونم آروم آروم خودشو بالا پایین میکرد عاحو ناله میکرد میگفت عاح جووون بکن منو بکننن چون گشاد بود به من زیاد حال نمیداد جق زدن بیشتر حال میداد تا کردن این اونم همینجوری خودشو بالا پایین میکرد منم روم نمیشد بگم حال نمیکنم ولم کن برم خونمون گفتم بزار تا آخرش بره دیگه ی ۵ دقیقه ای گذشت سریعتر بالا پایین میشد بیشتر عاحو ناله میکرد یاد سوپرایی که دیده بودم افتادم فهمیدم داره ارضا میشه شکمشو گرفتم خوابوندم رو خودم ممه هاشو با دستم گرفتم مالیدم گردنشو براش خوردم سریعتر داخلش تلمبه زدم با تمام سرعت ی ۳۰ ثانیه ای که گذشت ی عاح بلند کشید تا ته نشست رو کیرم دیگه بلند نشد محکم صندلیو گرفت ی لرزشی بدنش گرفت نفس نفس میزد ی ۲۰ ثانیه ای طول کشید تا تموم شه بعدش گفت لطفاً بزار یکم همینجوری بمونم کیرمو کشیدم بیرون ی ۵ دقیقه ای بغلم بود گفت ارضا نشدی گفتم نه کیرم نیم شق بود با دوستاشرفت مالید کامل شق شد گفت چون پسر خوبی بودی وقت جایزته گفتم جایزم چیه گفت کونمه گفتم بدون کاندوم میخام گفت باشه عزیزم مال خودته در آورد کاندومو انداخت بیرون ی کرم آبرسانی تو داشبرد بود به کیر منو سوراخ خودش زد بعد کیرمو گرفت سرشو گذاشت تو کونش خودش آروم آروم روش نشست حقیقتا از کسش تنگتر بود و حس بهتری داشت حداقل بهتر از جق بود آروم آروم بالا پایین شد بعد حرکتشو تندتر کرد منم دیگه نزدیکایی ارضا بودم دوتا دستمو از پهلوهاش گرفتم با تمام توان تا آخر میکردم داخلش و در میاوردم تا اینکه ابم اومد ریختم تو کونش پریسا هم گفت جووون آبت همش مال خودمه بهش گفتم درش نیار از پشت روم دراز بکش گذاشتم ی دقیقه ای بمونه بعد کشیدمش بیرون گفتم ممنون جایزه خوبی بود بعدش سریع لباسامو پوشیدم خدافظی کردم ماشین داداشمو برداشتم رفتم سمت خونه

نوشته: alitata

بازدید 2,138

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “اولین تجربه با زن میانسال”

  1. موهام مشکیه تو افتاب بوره تو سایه مشکیه زیر درخت سبزه زیر آسمون آبیه زیر ک…ر خونیه…چقدر کس شعر

  2. تا اونجایی که نوشتی به یه طرفم نیست خوندم، ولی هر دوطرف من تو دهنت با نوشتنت…

  3. از مشخصاتت بچه خوشگل و کونی بودن یادت رفته ماهم چیزی را نمی خواهیم اثبات کنی چون واقعا هستی

  4. فقط نگهبانان رو خوب امدی امدند دیدند یه کرم ابرسان زنه زد کونم نگهبانان مشغول شدند و چطور یاد گرفتم کون بدهم زنه هم مست منو بزور نشاند رو دنده ۲۰۶ راحت رفت تو کونم .تصل داستان اینه به تخم سگای پارکتان می خوای باور کن میخوای نکن

  5. نویسنده یه برینکنه منظورت یه وری بودهاینقدر مشکل داشت نوشته اتکه کلا باید پاک بشه

  6. اگر اینجا نوشتییعنی واسه بچه های کیر بدست بکن تو نوشتی. هر کدومشون دکترای سکس دارن😁حق دارن بیان پاره پوره ات کنناگر نمیخاستی فحش بخوری که نمینوشتیپس نتیجه میگیریم :اینبر و اونبر پشم بچه ها تو کو… 😄

  7. مشخصات ظاهریتو که خوندم دیگه بقیه داستانو نخوندم چون کصشعری داستانت از صد کیلومتری پیداست از این به بعد خواهشا داستان ننویس کسخل جان 😂😂

  8. هیچ کوسی اینجوری پا نمیده اونم تو برخورد اول، تازشم اونم به تویی ک اینقدر تازه کار بودی

  9. زنه بهت گفت بار اولته سکس میکنی ، خودم بهت یاد میدم پسرم ؟ بعدش بهت میگه بیا گردنمو بخور اینجا ناحیه حساس زناس ؟ 😑آخه کونی کص ندیده مگه کلاسه آناتومیه داره بهت درس میدهخب کصکش کمتر فیلم سوپر ببین تا انقدر تو تخیلات کیریت فاز جردی ور نداری

  10. فرزندم اون قرصی که اسمشو بلغور کردی ۱۰۰ میل ترامادول داره و ۱۰۰ میل سیلدنافیلو خوردنش بلافاصله بعد از مشروب باعث میشه تسمه تایم کونت پاره بشه پس هرچی شنیدی این ور اونور از دوستای کونی تر از خودت به داستانت اضافه نکن .مخاطب خر نیست اینایی که اینجان هزارتا شرت بیشتر از تو پاره کردن

  11. اگه تو با وزن ۹۰ کیلو و قد ۱۷۵ به خودت میگی فیتپس من قهرمان فیتنسمخخخخخخکص مشنگ

  12. چی واسه خودت بلغور کردی.اینقدر افتضاح.این چیه نوشتی؟(عاحو)باید یه مترجم بیاری تا معنی کنه.واقعا که خنده داری.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید