سلام به بچه های بکن تو من خیلی وقته این جا میام سایت بدی نیست اسمم مریم 18 سالمه قدم 163 وزنم 62 کیلو خیلی خوشگل نیستم ولی ی باسن جنیفری دارم که تعریف زیاد میکنن ازش لازم نیست فش بدین اگه قرار فش همین الان از خوندن این داستان منصرف شو.
خیلی دوستش داشتم از بچگی اسم محمد بود دوری ای که من 15 سالم بود اون 25 سالش ی پسر قد 189 وزنش 90 خیلی خوشگل عشق اولم بود ی سال بود دنبالش بودم تا بتونم باهاش باشم شمارشو بالاخره گرفتم شب بهش زنگ زدم
خیلی خوب صحبت میکرد انگار صد سال بود میشناختمش 3 چهار ساعت صحبت بالاخره خواست برم جلو در یکم اولش ترسیدم ولی دلم زدم به دریا اخه میترسیدم ولم کنه رفتم پاین در باز کردم اومد خونمون دیدم چراغ خونه همسایهمون روشن شد بهش گفتم بیا بریم بالا گفت نه گفتم من نمیتونم پاین باشم میخای بیا نمیخایم باید بیایی دستش گرفتم اروم رفتیم بالا جلوی انباری بغلش کردم قلبش داشت تند تند میزد محمدی که هیچ کس نمیتونست بهش بگه تو داشت سکده میکرد یکم همدیگر بغل کردیمشروع کرد گونه هام بوسیدن خودمم استرس داشتم چون سکس اولم بود ی دفعه به چشاش نگاه کردم لباشو گذاشت رو لبام بار اولم بود یکی میبوسیدم شروع کرد زبونش کردن تو لبامو زبونمو میک میزد قلبم داشت میاومد تو دهنم نمیدونم چرا ی دفعه بهش چسبیدم محکم لباشو خوردم دیونه شد صدای نفساش تو گوشم میپیچید لب خوردنش ی طرف نفس کشیدناش داشت دیونم میکرد اومد رو گردنم گردنم میخورد چشاش قرمز شده بود ی نگام کرد لباسم کشید پاین شروع کرد سینه هام خوردن ولی تو اون لحظه حس شوت نداشتم باور کنید همش به خودم میگفتم اخر به عشقم رسیدم ازم خواست ساپورتم در بیارم اول مانع شدم ولی دیگه من تا این جاش اومده بوددیگه به خودم گفتم مریم خانم پردت رفت ساقم کشیدم پاین چشام محکم بستم ولی هیچ کاری نمیکرد ی کوچولو چشام باز کردم دیدم داره نگام میکنه گفت دوست دارم گفتم برات میمیرم گفت نترس اذیت نمیکنم کیرش گذاشت لا کسم واقعا بزرگ بود تا اون موقع فقط فیلم میدیم حتی خود ارضایم نمیکردم از فیلم بزرگ تر بود قشنگ حسش میکردم دیگه لخت لخت بودم ی جوری شده بود عقب میرفتم ی دفعه خودش رو بهم میچسبوند واقعا بدنش داغ بود از داغی بدنش داشتم می سوختم که ی دفعه گفت جووووووووووووووووووووون ترسیدمکه بیحال روم افتاد خیلی سنگین بود ولی هیچی نگفتم گفت حالا تو گفتم من نمیشم اگه میشدم ارگاس تا الان شدم بود بدنم شروع کرد لیسیدن هیچ فایده ای نداشت میدونستم باید سکس کامل داشته باشم تا ارگاس شم با دستم اشاره دادم بیا بالا اومدم دوباره روم لباشو خوردم گفت دیگه وقتشه بری گفتم باشه هرکاری کرد تمیزم کنه نذاشتم گفتم نه شلوارمو شورتم کشیدم بالا لباسامو پوشیدم تا پاین با هاش رفتم وقتی رفت دیگه برنگشت شاید اونم عاشقم بود ولی ما هرگز بهم نمیرسیدیم من چند تا عکس ازش دارم هر وقت دلم براش تنگ میشه نگاه میکنم دوست دار شما مریم
خیلی دوستش داشتم از بچگی اسم محمد بود دوری ای که من 15 سالم بود اون 25 سالش ی پسر قد 189 وزنش 90 خیلی خوشگل عشق اولم بود ی سال بود دنبالش بودم تا بتونم باهاش باشم شمارشو بالاخره گرفتم شب بهش زنگ زدم
خیلی خوب صحبت میکرد انگار صد سال بود میشناختمش 3 چهار ساعت صحبت بالاخره خواست برم جلو در یکم اولش ترسیدم ولی دلم زدم به دریا اخه میترسیدم ولم کنه رفتم پاین در باز کردم اومد خونمون دیدم چراغ خونه همسایهمون روشن شد بهش گفتم بیا بریم بالا گفت نه گفتم من نمیتونم پاین باشم میخای بیا نمیخایم باید بیایی دستش گرفتم اروم رفتیم بالا جلوی انباری بغلش کردم قلبش داشت تند تند میزد محمدی که هیچ کس نمیتونست بهش بگه تو داشت سکده میکرد یکم همدیگر بغل کردیمشروع کرد گونه هام بوسیدن خودمم استرس داشتم چون سکس اولم بود ی دفعه به چشاش نگاه کردم لباشو گذاشت رو لبام بار اولم بود یکی میبوسیدم شروع کرد زبونش کردن تو لبامو زبونمو میک میزد قلبم داشت میاومد تو دهنم نمیدونم چرا ی دفعه بهش چسبیدم محکم لباشو خوردم دیونه شد صدای نفساش تو گوشم میپیچید لب خوردنش ی طرف نفس کشیدناش داشت دیونم میکرد اومد رو گردنم گردنم میخورد چشاش قرمز شده بود ی نگام کرد لباسم کشید پاین شروع کرد سینه هام خوردن ولی تو اون لحظه حس شوت نداشتم باور کنید همش به خودم میگفتم اخر به عشقم رسیدم ازم خواست ساپورتم در بیارم اول مانع شدم ولی دیگه من تا این جاش اومده بوددیگه به خودم گفتم مریم خانم پردت رفت ساقم کشیدم پاین چشام محکم بستم ولی هیچ کاری نمیکرد ی کوچولو چشام باز کردم دیدم داره نگام میکنه گفت دوست دارم گفتم برات میمیرم گفت نترس اذیت نمیکنم کیرش گذاشت لا کسم واقعا بزرگ بود تا اون موقع فقط فیلم میدیم حتی خود ارضایم نمیکردم از فیلم بزرگ تر بود قشنگ حسش میکردم دیگه لخت لخت بودم ی جوری شده بود عقب میرفتم ی دفعه خودش رو بهم میچسبوند واقعا بدنش داغ بود از داغی بدنش داشتم می سوختم که ی دفعه گفت جووووووووووووووووووووون ترسیدمکه بیحال روم افتاد خیلی سنگین بود ولی هیچی نگفتم گفت حالا تو گفتم من نمیشم اگه میشدم ارگاس تا الان شدم بود بدنم شروع کرد لیسیدن هیچ فایده ای نداشت میدونستم باید سکس کامل داشته باشم تا ارگاس شم با دستم اشاره دادم بیا بالا اومدم دوباره روم لباشو خوردم گفت دیگه وقتشه بری گفتم باشه هرکاری کرد تمیزم کنه نذاشتم گفتم نه شلوارمو شورتم کشیدم بالا لباسامو پوشیدم تا پاین با هاش رفتم وقتی رفت دیگه برنگشت شاید اونم عاشقم بود ولی ما هرگز بهم نمیرسیدیم من چند تا عکس ازش دارم هر وقت دلم براش تنگ میشه نگاه میکنم دوست دار شما مریم
17 پاسخ به “یواشکی و اولین بار”
احسان هات میفرماید:
جنده تشریف نداشتی احیاناً؟
این دفعه با احسان موافقم تا همون قد و وزن خوندم خیلی کس و شر بود…
با اون که خیلی بی سوادی اما اشکال نداره بجاش حال بده خوبی هستی حالا هم میدی یعنی عاشق همه میشی اگه یه عاشق دیگه می خوای من هستم عزیزم . ماچ
وقتی گفتی باسن جنیفری دارم فهمیدم داری کس میگی
این آقای اخبار های جدید دیگه کیه!!!همش حرف از نظام و این سایت میزنه!!!آقای احسانه هات بجای فحش دادن به نویسنده ی داستان ها یه کمم حال این اسکل رو بگیر!!!
احسان واقعا شورشو درآوردى.به کيره تمام بچه ها ي بکن تو که تا کجا خوندى
ریدی، دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . .شاشیدم تو سوادت، هرچند فکر میکنم که یک پسر افعانی هستی که این متن تخمی رو نوشتی. کله کیری دیگه ننویس.
گاهیدم هر چی خلی بنده کونی رو
دیگه هر کاری تونستی برا عشقت کردی <3
کسی به احسان هات چیزی نگهdiabloضمنا داستان شدیدا کیری بود شدییییید
حاج اکبر بروسلی، به چپتم نگیرشون 😀
امیر اف بی پادشاه هکرا میفرماید : تا اسمم مریم خوندم
روزی که کامنتا از داستانا تخمی تر شه نیادصلوات
diabloاخه دندون پسرشجاع چوچوله مامانتو تراش بده.کونى کونت من بل من بل ميکنه برو بده.چرامياى اينجا کوس وشعرمينويسى وقت بچه هارو که ميخوان چندتا داستان خوب بخونن ميگيرى.کيرجبارسينگ تو کوس مامانت.
من هیچ کسیو تو سایت نمیشناسم!اما نمیدونم چرا اینقد جهان سومی با نظر احسانهات برخورد میکنیناصلا دوست داره بگه تا کجا خونده،به کسی هم توهین نکرده!!!من از احسان نه واسه شخص خودشواسه آزادی نظر دادن(بدون توهین به کسی) حمایت میکنم!!!
احسان هات به عسل فرمود: