گی با همکلاسی پنیری

سلام این داستان کاملا واقعیه و برام پیش اومده میخواین باور کنین میخواینم نکنیم به کیرمم نیست. خب از خودم بگم کلاس نهمم قدم ۱۵۸ وزنم ۵۷ با کیر نسبتا بزرگ این داستان سال پیش برام اتفاق افتاده که هشتم بودم. اون موقع همه چی میدونستم و کارم شده بود روزی ۳ بار جق خیلی دوست داشتم یکیو بکنم مخصوصا پسر. … من تو کلاس خیلی دعوایی بودم و اگه کسی سر به سرم میزاشت فاتحش خونده بود. یه پسری بود تو کلاسمون بود اسمش حسام بود خیلی ازش خوشم میومد قدش نسبتا بلند و کون بزرگ و خوشگل و سفید اینقدر سفید بود که نمیتونم توضیح بدم…شاید ۵۰ بار به یادش جق زده بودم
بارها سعی کرده بودم مخشو بزنم ولی پا نمیده و سرش تو کار خودشه…بریم سراغ داستان یه روز خیلی عادی رفته بودم مدرسه فکر کنم آخرای سال بود بهمن بود. اون روز زنگ اولش که فارسی داشتیم یه نفر جلو معلم سوت زد ولی معلم اونو ندید بعد خودش و چند نفر دیگه داد زدن که من بودم … هیچی دیگه معلم گفت گمشو دم دفتر و ادامه ی زنگ همونجا بودم زنگ تفریح که خورد رفتم تو حیاط نشستم رو صندلی و منتظر پسره بودم که بیاد و پاره پورش کنم بعد ۲،۳ دقیقه دیدم اومد رفتم دنبالش ببینم کجا میره رفت سمت دستشوییا که هیشکی جز من و اون اونجا نبود از فرصت استفاده کردم و چند تا مشت تو صورتش زدم نمیگم من کتک نخوردم منم خوردم ولی خیلی جزئی و کم. هیچی دیگه یه دعوای حسابی داشتیم و دوباره کارم به دفتر کشید… با هزار زور و غلط کردم و ببخشید و تعهد گذاشتن بیام کلاس ولی سر جای قبلیم نه چون نمیخواستن پیش هم باشیم که دوباره مشکلی پیش بیاد چون اون میز جلویی من می‌نشست معاون اومد میخواست جا پیدا کنه برام که گفت پیش همین پسره حسام بشین … سر از پا نمیشناختم و سریع نشستم پیشش و اونی که پیشش می نشست رفت سر جا قبلیم هیچی دیگه هر روز کارم شده بود نگاه کردن بهش و انگولک دادنش بدبخت به کسی هم چیزی نمی گفت گذشت و گذشت تا دو سه هفته بعد یه روز که صبحانه بودیم اون خوابش برده برد سر میز منم که از خدا خواسته اول صداش کردم گفتم حسام ،حسام،دیگه کم کم داشتیم با هم صمیمی می شدیم وقتی جواب نداد آروم دست گذاشتم رو رونش و آروم فشار میدادم … دیدم نه بیدار نمیشه تو خواب سنگینیه دست کردم تو شلوارش و کیرشو گرفتم دستم یکم میمالیدم… خیلی کوچیک بود شاید ۱۰ سانت هم نبود بعد آروم آروم دستمو بردم زیرش و گذاشتم دم سوراخش و آروم کردم تو خیلی تنگ بود و داغ ولی انگشتم کامل رفت تو کونش یکم بالا پایین کردم بیدار شد گفت چیکار میکنی؟ گفتم هیچی گفت خجالت بکش برم به معلم بگم؟گفتم برو آبرو خودت میره و بعد ساکت شد معلم اینجا گفت شما دو نفر برید بیرون (چیزی ندید فقط شنیده بود صدامونو ) گفتیم غلط کردیم و اینا ولی فایده نداشت رفتیم بیرون میخواستم برم دم دفتر که حسام گفت نمیخواد بریم دفتر بریم تو حیاط تا زنگ بخوره منم گفتم باشه رفتیم تو حیاط یه ربع ساعت هیچی نمی گفتیم رو صندلی نشسته بودیم کنار هم بعد ربع ساعت بهم گفت اون کار چی بود تو کلاس کردی؟خجالت نمیکشی؟ منم بهش گفتم خب چیکار کنم حشریم کردی مجبور شدم بعد یه فکری سرم زد بهترین فرصت بود برا کردنش … بهش گفتم بیا بریم دستشویی یکم حال کنیم گفت خفه شو بعد گفتم اگه پول بهت بدم چی؟گفت چقد؟۱۰۰ تومن تو جیبم داشتم آوردمش بیرون نشونش دادم گفت کمه گفتم بیشتر از این ندارم خدایی هم کم بود برا اون کون سفید و خوشگل گفت به شرطی که تو هم به من بدی گفتم اوکی نمیخواستم بدم بهش فقط میخواستم راضی شه که بریم دستشویی گفت بریم … با سرعت رفتیم سمت دستشویی و درو بستیم رفتم سمت لبش اول که گفت اول پولو بده بهش دادم رفتم سمت لبش و ۵ دقیقه فقط داشتم لب میگرفتم ازش خیلی کیرم شق شده بود میخواستم سریع ارضا شم … شلوارمو زدم پایین کیرمو نشونش دادم … نزدیک بود سکته کنه بنده خدا با دیدنش انقدر کلفت بود بهش گفتم منتظر چی هستی بخورش برام آروم اومد سرشو گذاشت تو دهنش و تا نصفه رفت تو دهنش لامصب خیلی کاربلد بود یه بارم دندون نزد… همینطور داشت ساک میزد برام ولی تا نصفه منم یه دفعه سرشو گرفتم تا ته کردم تو حلقش … تو آسمونا بودم …‌. چند بار خودم کیرمو عقب جلو کردم تو دهنش داشت اوق میزد دیگه که درش اوردم از دهنش گفت کونی این چه کاریه داشتم خفه میشدم گفتم حقته جنده گفت نوبت توئه بخوری برام با این حرفش جا خوردم شلوارشو زد پایین کیرش اندازه یه ناخون گیر بود با دیدنش خندم گرفت گفت چیه گفتم میخوای اینو بخورم برات؟گفت آره مگه چشه گفتم من نه بهت میدم نه میخورم با این حرفم شلوارشو کشید بالا می خواست بره بیرون که گرفتمش نزاشتم بره گفت یا میخوری برام یا میرم من اصلا دوست نداشتم این کارو ولی چاره ای نبود گرفتمش دستم اول یکم با دستم ور رفتم باش بعد کردم تو دهنم داشت حالم بهم میخورد ولی چاره ای نداشتم یکم که خوردم دیدم بزرگتر شده کیرش… من اصلا بلد نبودم هی دندون میزدم ولی اون چیزی نمیگفت دوسه دقیقه بعد ابش اومد تو دهنم همشو بزور قورت دادم و رفتم یکم دیگه لب گرفتم ازش کیرم داشت منفجر میشد رو به دیوار ایستاد کونشو که دیدم داشت آبم میومد خود به خود نوک کیرمو گذاشتم دم سوراخش نمی رفت تو یکم توف زدم به زور یکم کردم داخل یه جیغ آرومی زد ترسیدم کسی بفهمه نزدیکای زنگم بود باید سریع کارو تموم میکردم دهنشو گرفتم که جیغ نزنه بعد با یه حرکت کامل کردم توش کیرمو دستمو گاز گرفت برداشتم دوباره یه جیغی زد که خیلی بلند تر از قبلی بود گفتم الان میشنون خفه شو گفت درش بیار جان مادرت و افتاد به گریه و منم عین خیالم نبودم آروم تلمبه میزدم… گریه و ناله هاش خیلی حشری ترم میکرد ۵ دقیقه همینطوری تلمبه زدم انقد داغ و نرم و تنگ بود که سریع بعد ۵ دقیقه آبم داشت میومد دهنشو با یه دست گرفتم با دست دیگم دور شکمش بود و سه چهار تا تلمبه محکم و سریع زدم و همه آبمو خالی کردم تو کونش … راحت شده بودم یه لب دیگه گرفتم و خودمونو شستیم و زدیم بیرون … هیچوقت این خاطره یادم نمیره. بعد اون روز چند بار دیگه هم باش سکس داشتم و حسابی باهم حال میکردیم… متاسفانه حسام امسال تو مدرسمون نیست و از اینجا رفت🥲 منم دوباره مثل همیشه چسبیدم به جق. این بود داستانم دو ساعت وقت گذاشتم برا نوشتنش یه لایک و کامنتمون نشه؟

نوشته: Hossein

بازدید 8,681

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “گی با همکلاسی پنیری”

  1. داستانی که با جمله ” این داستان کاملا واقعیه ” شروع میشه رو هیچ وقت نخونید.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید