گفت سه راه آذری؟
گفتم بله
به سمت ۴راه یافت آباد حرکت کردم پیرمرده میدون معلم پیاده شد گفت کرایت گفتم نه پدرجان مسیرم بود هوا گرم بود سوارت کردم گفت خیر ببینی و رفت…یکم جلوتر از آینه نگاهم به خانمه افتاد گفت بفرمایید چقدر میشه گفتم هیچی دیگه دیدم گرمه سوارتون کردم گفت اوه هنوزم فردین بازی هست گفتم زیر پیراهنش تنمه و یکم کص شعر گفتیم خندیدیم رسیدیم شمارمو دادم با یکم من من کردن گرفت و رفت.
هیچ امیدی به تماس گرفتنش نداشتم و گفتم همینطوری گرفت و رفت تا منو از سر باز کنه و واقعا من با پراید ۱۱۱ برای همچین کسی واقعا کم بودم فقط از نظر ماشینی و پولی ولی از لحاظ استایل و فیس اوکی بودیم ب هم میومدیم.
یکم راجب خانمه بگم تصور سازیش کنید
قد ۱۷۰ تا ۱۷۵ رونای اسبی کشیده صورت توپر و جذاب چشم و ابروی مشکی
چند روز بعد ی پیام اومد چطوری فردین؟
گفتم اشتباه گرفتید من امیر هستم
گفت مگه نگفتی زیرپیراهنش تنته؟
گفتم اهاااان شمایید
شروع چتامون ادامه داشت و ازش یکم پرسیدم گفت متاهلم بچه ندارم ۳۰ سالمه.من یکم شوکه شدم تویی ک متاهلی چرا باید شمارمو بگیری و تو فکر رفتم و تهش گفتم بیخیال شیم بهتره چون اهل رابطه نبودم با متاهل
نم نم تو حرفام سرد شدم بیخیالی طی کردم اون هی بیشتر گرم میشد باهام دیگه حوصله نداشتم و بهش بی میلی میکردم تا بره بچسبه ب شوهرش و بفهمه هیچکس باز ب اندازه شوهرش کنارش نیست
اما گویا فایده نداشت ۱ ماهی از چتامون گذشت و نم نم صحبت هایی از سکس کردیم
(داستان تااینجا درخصوص نحوه آشنایی بود از اینجا به بعد مرحله سکسی میشه)
چندباری در خصوص نحوه سکسش پرسیدم میگفت فوق العاده پر سر صدام و موقع سکس شوهرم دهنمو میگیره تا صدام رو کسی نشنوه
گفتم در این حد؟
گفت بیش از حد
گفتم از عقب میدی بهش؟
گفت نه اصلا همین جلوم اندازه عقبم تنگه
(مثل سگ وسوسه شدم)
نمیدونم چی رفت تو جلدم…چی باعث شد…پا گذاشتم رو اعتقاداتم و خواستم این زن پر سر صدا رو فتح کنم…از طرفی میگفتم بیخیال از طرفی استایلش و نوع گفتارش در خصوص سکسش داشت روانیم میکرد
دلو زدم ب دریا و نزدیکش شدم و ادامه دادیم
یه روز گفتم ببینمت؟
گفت کجا؟
گفتم بیرون
گفت نه بابا دیگه چی
گفتم خب چرا ما ۱ ماهه میچتیم
گفت ببین امیر من فقط چتوتماسم
حضوری اصلا نیستم
(حالا منو به نقطه جنون رسونده بود ۲۴ ساعت از نوع سکسش حرف میزد تا به دیدار رسیدیم شد غیر حضوری؟؟؟
اخه درسته این کار؟)
این حرفارو پیش خودم میزدم و گفتم تو که با زبون خوش نمیدی بزار پس از راه تهدید وارد شم
چون خیلی اسمس سکسی داشتیم و از زندگی سکسش کلی پیام داشتم گفتم یا میای یا میام محل کارت ابرو برات نمیزارم
شوکه شد واقعا فکر نمیکرد اینطوری باشم
من خودم حالم از خودم بهم میخورد وقتی اون حرفارو بهش زدم
اما چه کنم که تحریک این زن و نوع گفتاراش در سکس منو کنجکاو کرده بود هر طور شده بود فتحش کنم
۳.۴ روز گذشت و هر روز میگفت نه تو داری شوخی میکنی باورم نمیشه
خلاصه رفتم محل کارش تا منو دید شل کرد ب یه بهونه سوال کردم در اوردم اونم سریع اسمس داد باشه باشه ولی فقط یک بار میام و میرم و همه چی تموم.
گفتم اوکی
ناگفته نماند به هزاران مدل ب خودم فحش دادم که چرا مجبورش کردی و زوری میخای بکنیش تو که اینطوری نبودی امیر
فرداش سرکار بودم ساعتای ۱ بود دیدم پیام داد ساعت ۲ کارم تمومه میام پیشت
اون لحظه ب خودم اومدم و گفتم نه نمیخواد بیای
گفت چرا
گفتم پشیمون شدم بابت همه چی حلالم کن من ادم زوری و تهدیدی نیستم برای زن تمام پیاماتم پاک کردم برو به سلامت
گفت جدی میگی
گفتم کاملا جدی
شروع کرد قربون صدقه رفتنم و کلی خوشحال شد
من اون تایم پاسداران بودم و محل زندگیم یافت آباد
دیگ داشتم میومدم اسمس داد امیر
گفتم جان بخدا کاریت ندارم همه چیو پاکیدم برو پی زندگیت
گفت نه یه چیز دیگه میخوام بگم
گفتم خب بگو
گفت برای این کارت میخوام بیام برات ساک بزنم
اما فقط ساک چیز دیگه ازم نخواه
گفتم دیوووونه ای؟
بهت میگم نمیخوام برو
گفت زوری نیست که خودم میخوام
اما لخت نمیشم با لباس برات ساک میزنم تا حالت جا بیاد برای قدردانی از این معرفتت که آبرومو نبردی
از من انکار از اون اصرار تا گفتم اوکی دیگ خودت میخوای چشم
گاااازو گرفتم ب سمت یافت آباد نمیدونم از پاسداران چطور رسیدم
۲ جلو محل کارش سوارش کردم رفتیم خونه
وارد شدیم یکم همو نگاه کردیم وخندیدیم
گفتم برو تواتاق الان میام
رفتم اشپزخونه یه لیوان آب ریختم خوردم گرما و مسیر دور تشنه ام کرده بود
(یکم تو فکر فرو رفتم گفتم امیر مطمئنی؟)
گفتم خودش میخواد دیگه من چی کنم
رفتم سمت اتاق اومدم وارد شم گفت امیر تشنمه
برگشتم آشپزخونه یه لیوان آب برداشتم رفتم سمت اتاقم
وارد شدم دیدم بلللللله خانم با همون لباس فرم که توتنش داشت جر میخورد از بزرگی رون و کون نشسته بدون شال معطله ساک بزنه بره
گفتم بفرما
خورد و گفت مرسی
گذاشت کنار و من ایستاده اون نشسته
اتاقم تخت نداشت
روتشکم نشسته بود و نگام میکرد
گفتم ببین من بیخیال شدم ب خدا هنوزم دیر نیست
گفت خوووووودم میخوام دیگه زوری نیست که
گفتم اوکی
بلند شد سرپا شروع کردیم لب بازی
اووووف چه لبایی داشت
گوشتی و قلوه ای
همزمان میخوردیم و کمر همولمس میکردیم
اروم شروع کردم به دراوردن مانتو اداریش دیدم هیچی نگفت
اونم تیشرتمو دراورد
وای چی میدیدم یه جفت سینه ۸۵ سفیییید که زیر لباسش داشت میترکید در بیاد
دست زدم هیچی نگفت یکم مالیدم و آه ونالش در اومد
اومدم لباسو بزنم بالا دستمو گرفت گفت فقط ساک اونم با لباس
خورد توذوقم گفتم تو که نمیدی حداقل لخت شو
با اصرار من لباساشو شلوارشو در اورد با شورت سوتین نشست و شلوارمو باز کرد از رو شورت مالید
وااای این زن معجزه بود تو مالیدن
همچنان سرپا بودم و اون زانو زده بود
شورتمودراورد و کیرمو دید یه مکثی کرد
سایز و عکس کیرم در تاپیکام هست نیازی نیست اندازشو بگم
گفت وااای چقدر خوووبه سفیده
گفتم نوش
شروع کرد به زبون زدن
از خایه لیسسس میزد تااا سرششش
سرشو میکرد دهنششش میمکید لیس میزد تا خایه
این زن واقعا دیونه میکرد ادمو و چندین مرتبه تکرار کرد تا اینکه تخمامو گرفت دهنش جفتشو با هم میک زد
همزمان کیرمو میمالید و میخورد
کیرمو رو صورتش نشسته بود چه منظره ای بود
منم دستام روسرش و شونش و سینه هاش میزاشتم بیشتر نمیتونستم خم بشم
دوباره انداخت دهنششش تا تهههه کرد تو دهنششش
اخخخخ مردم اون لحظه
صدای خوردن اوم اوم اوم هوم هوم عوووق زدنش تو اتاق میپیچید جفتمون حشرمون به هزار رسید
نگاش کردم گفتم میشه دستات روکونم باشه فشار بدی تا حس کنم ازم میخای تاته بکنم دهنت
همزمان ک کیرم دهنش بود گفت اوووهوووم کونمو گرفت با دستاش دولپ کونمو فشاااار میداد به جلو و خودشم فشااااار میداد تا ته جا بشه
من دیگ بی اختیار پاهام سست شد نشستم رو صندلی که تو اتاقم بود و اون ول کن کیروخایم نبود همچنان لیس میک میزد
تا اینجا من هیچ کاری باهاش نداشتم چون گفتم بزار بخوره بره
اما یهو اون امیری که نباید در وجودم بیدار میشد شد
بلند شدم نگاهم عوض شد
سرشو موهاشو جمع کردم به طرز وحشیانه ای تلمبه زدم تو دهنش
اونم هی عووووق اااام عوووق اوووم هرچی تف از دهنش بود از بغل لباش زد بیرون
من دیگ صدام در نمیومد تمام تمرکزم رو گاییدن دهنش بود
یه پامو از پشت شونش رد کردم سمت کمرش رودهنش سوار شدم چنان تند تند تا ته تلمبه زدم دیگه در مرض خفگی رفت و با دستاش پسم زد
گفت چته حیون چرا یهو اینطوری شدی
هیچی نگفتم نزدیک شدم دوباره کردم دهنش تند تند تند تلمبه دستاشو میاورد رو بدنم قول بده ک من سرشو گرفتم تا ته گذاشتم و عووووق عووق عوووق زدنش و سرفه هاش درومد
دیگ هرچی آرایش و ریمل داشت از بس اشک چشماش دراومد خراب شده بود
گفتم قمبل کن
گفت چییییییییی؟
انگار برق سه فاز بهش زده باشی
گفتم همین ک شنیدی قمبل کن
با یه مظلومیتی و ترسی گفت امیر قرارمون نبود
گفتم میخوام برگرد قمبل کن
با یکم حالت بغض برگشت گفت نه امیر نزن زیر حرفت
گفتم هیسسس خفه شو
روتشکم قمبل کرد کمرو قوس داد ۱۰۰ کیلو کون تحویلم داد
واااای کمر اندازه یه کف دستم بود کونش اندازه ۲ تا هندونه بزرگ
شورتو دراوردم دیدم دریاااااایی راه افتاده اون زیرش
سر کیرمو بازی دادم گفت امیر به خدا مال شوهرم نصف توئه میکنه من میمیرم جون من نکن
گفتم بزار آروم جا کنم
سرش رفت چنان ناله ای کرد بیا و ببین
منم یادم افتاد باید دهنشو بگیرم یه دستم دهن یه دستم موهاش کشیدم
یهو تا نصف جا کردم جووووری جیغغغغ کشید ایییییییی مامااااااان پاررره شدم که من گفتم کسکششش خفه شو ابروم رفت
حالا تا ته جا دادم دیگ صورتو کرد تو بالشت عررر میزد منم نامردی نکردم چنان تلمبه زدم چناااان تا ته جا میکردم در میاوردم انگار دشمن زیر دستمه
من تو سکس هم خشن بودم هم رمانتیک اما مدل ساک زدنش منو برد تو یه ورژن بی رحمانه فوق حشری
باسنشو گرفتم و تند تند تند تند تلمبه میزدم اونم عین خر نعره میکشید و دیدم صدای گریش در اومد
گفتم دمر شو رفت جلو خوابید
منم روشخابیدم شروع کردم به گاییدن این کس تنگ وجیغ جیغو
چنان آه وناله ای میکرد از لذت و درد که انگار صد ساله کیر نخورده
منم دیگ چک میزدم به صورتش کونش ومومیکشیدم و حالیم نبود چی میخواد بشه
شدت تلمبه بردم بالا خوابیدم روش گوششو خوردم چنان لرزید زیرم انگار زلزله اومده
گفتم چتههههه گفت اخخخ شدممم اخ شدم شدم واااای شدممم امیر شدمممممم واااای این چی بود کردی تو کوصم
منم حس غرور گرفتم و گفتم این سکسه یا اونی ک شوهرت میکنه
گفت عوضی اون بخاطر حال من در آرام ترین صورت ممکن سکس میکنه
گفتم سرپا وایسا
بلند شدیم سرپایی از پشت کردم تو کوصش دستاش ب دیوار اتاقم
قد خودم ۱۸۸ قد اون ۱۷۵ اینا میشد
چنان میزدم و منظره رون و باسنشو دیدم کیف کردم
تمام این کارا حدود ۲۰ تا ۲۵ دقیقه زمان برد و دیگ نزدیک ارضا شدنم بود
چندتا تلمبه دیگه زدم سینشو از سوتین مالیدم چون از اول اصلا سینشو دست نزدم و هیچ وقت تو سکس علاقه ای ب سینه ندارم
آبمو با شدت فراوان رو کمرش خالی کردم اومدوایسه گفتم نشو نشو میریزه خم بمون
دستمال اوردم
پاکش کردم
یه ربعی بغل هم دراز کشیدیم و سکوت حکمفرما شد
بعد یه ربع گفت امیر
گفتم جان
گفت غراشو از من میشنوه لباسمو اون میخره
بعد من بغل تو باید ارضا شم؟
گفتم عزیزم هرچی بگی حق داری
من خودمم از خودم بدم اومد
تو اولین زن متاهلی بودی که کردم
لباسامونو پوشیدیم زدیم بیرون اومدم سمت سه راه آذری همون جایی ک پیاده شده بود اولین بار
و اون خداحافظی شد برای آخرین بار
یه دیدار شد بینمون فقط که اینطوری گذشت و دیگه تکرار نشد هیچوقت
ن من دیگ اونو دیدم
ن اون منو دید
اما تا ۲ ماهی پیام بازی میکردیم ک اخرین بار گفت امیر من برگشتم شهرخودمون با شوهرم دیگه نمیتونیم تهران بمونیم مخارج بالاست
امیدوارم خوشتون اومده باشه
مرسی کهخوندید
حالا تهش شما بگید
کی مقصر شد؟من یا اون؟
نوشته: Amir206mazlom
26 پاسخ به “گاییدن شوهرداری که بی تقصیر بودم”
اگه راست بگی که دیگه تو از یادش نمیری
قشنگ بود
داستانت خوب بود ولی معلومه که توش زیادی اغراق کردی . اینقدر که برات ساک زد و تو براش تلمبه زدی جانی سینز هم زده بود سه بار ارضا شده بود. فیلم پورن هم اینقدر طولانی نمیشه. اونوقت توی گوزو ۲۵ دقیقه پشت سر هم میکردی جون عمت
اگه واقعا خاطره ی واقعی بود که خیلی خوب نوشتی خوشم اومد
عالی بود بازم بنویس
تو کیر نداری دودول خان
نوش جونت عزیزم کصی که خارش میکنه خودش سفارش میکنه میگه بیابکن
اینهمه داستان رو نوشتی . میمردی از جمله ، وای چی میدیدم استفاده نمیکردی؟خدا رو شکر که رو ابرا نبودی .داستانی که این دو جمله توش باشه از نظر من دیسلایک تقدیمش خواهد شد.ملت متحد بکن تو. همانطور که با اتحاد شربت از داستانها حذف کردیم. رو ابرا بودم هم حذف کنیم.اتحاد رمز پیروزی است.
خودت کرم داری داداش ،حالا اون ب جهنم زدی ضربتی ،ضربتی نوش کن دانی چی میگم ک…
مدیر سایت بکن تو بی شرفه ، مدیرسایت بکن تو گی شرفه، مدیر سایت گی شرفه،گی خور، گی خور، گی خور، گی خور، گی خور، گی خور
مدیر سایت بکن تو بی شرفه ، مدیرسایت بکن تو گی شرفه، مدیر سایت گی شرفه،گی خور، گی خور، گی خور، گی خور، گی خور، گی خور
اگه راست باشه تو مقصری که دیت اول کردیاگه نمیکردی تو دیت دوم خودش میداد و همیشه ام میومد
مقصر تقصیر کاره 😆
نتیجه اخلاقی داستان اینکه اگر در کار خیر و ثواب پیشقدم باشید مزدتون کسه کسسسس
تویه جمله خلاصه کنمکیر مسلمو ام ابول تودهن ادم دروغگو
میگن شوهر دار را نکنین اگه خودش خارش داشت و با رضایت گفت بیا منا بکن حکمش چیه بکنیم یا نه
چطور ممکنه داستانی که با اسم امیر نوشته شده ۲۲تا لایک بخوره، امیر کونی اسم فردین رو تو کصتانت نیار حرمت داره ،از اونجایی که اشاره زیادی به سایز کیرت کردی معلوممیشه دول میشی هستی
فقط نگفتی کی از خاب بیدار شدی
کیرم؛توکوس وکون آن زن شوهردار.
به نظر جدای از اغراق هاش میتونه واقعی باشه
تقریبا شبیه شو تجربه کردماما با اینکه دلم نمیخواست ولی شهوت جلو چشمامو گرفت بدم گرفت.سخت میشه کنترلش کرد، کار هر کسی نیست.من که نتونستم ولی کاش بقیه بتونن
خوب شد گم شد دهاتش تهران و خلوت کرد جنده شهرستانی
بعضیها فقط خوب بلدا دروغ بگن،طوری که باور نکردنش غیر ممکنه،البته این خودش خیلی هنر میخواد،کار هر کسی نیست
مرسی از نظراتدوستان…
تو ادم بدی نیستی ولی کودکی دردناکی داشتی وازترس ابروت به ارازل محل سرویس دردناک میدادی
ساعت ۱ ظهر تو اوج ترافیک از پاسداران تا یافت آباد یه ساعت؟؟