از بیرون که اومدم پاها و زیربغلام و غرق عرق بود.گوشه تخت نشستم تا لباسامو دربیارم شوهرم اومد جورابامو درآورد و شروع کرد به لیسیدن کف پاهام ،موهاشو چنگ زدم و گفتم زبونتو بیار بیرون. سیاهیهای لای انگشتامو با زبونش تمیز کردم و زبونشو با انگشتام نیشگون میگرفتم و با پای دیگم سیلی به صورتش میزدم. بعد اینکه پاهامو تمیز کرد جورابامو کردم تو دهنش و گفتم خم شو سوار شم،سوار شدم و سمت میز آرایش هیش کردم،همونجوری که پشتش نشسته بودم کشو رو باز کردم و چستیتی و دیلدو و قلاده و شلاقمو برداشتم.(من نتونستم قلاده و دستبند بدرد بخور پیدا کنم،قلاده آلابای خریدم با زنجیر جدا از ترب و از ریسمان کنفی برا بستن دستاش استفاده میکنم، شلاق هم همینطور بدرد نمیخوردن و شلاق آزمون سوارکاری مو استفاده میکنم).
نشسته رو پشتش قلاده شو روی آخرین ردیف بستم فشار گلوش نفسشو تنگ تر میکرد.با پاشنه پام به کیروش تخماش ضربه زدم و سمت جاکفشی هِیِش کردم. پایین اومدم و ازش خواستم لخت شه و کفش های پاشنه بلند ورنی رو دربیاره. یکطرفه پشتش نشستم و با شلاق به گردن و سرش زدم گفتم باید تمیز کنی لیس بزنی مادر جنده. شروع کرد به لیس زدن کفشام. در حال انجام وظیفه بود که خم شدم چستیتی رو بستم و با شلاق روی تخماش میزدم.اولش پاهاشو جمع میکرد از پشتش اومدم پایین و کون و پاهاشو پی در پی شلاق زدم و گفتم بازش کن اختیار اینکه ببندی نداری،از درد ناله میکرد داد زدم که نشنیدم چی؟ از ترسش پاهاشو باز کرد و گفت قربان(شوهرم بجای ارباب بهم قربان میگه) محکمتر بزن تخمامو له کن ،منو له من ،من سگ توام، من خرتم بشین پشت من و تخمامو له کن منم عین سگ کفشاتو تمیز کنم.همونجوری که پاهاشو با فاصله از هم باز کرده بود چند ضربه به تخماش زدم و هر بار تشکر میکرد منم برای دادن تشویقش رفتم جلو و کفش های تمیز شدمو پام کرد اول یه پامو گذاشتم رو سرش و فهمید که باید سجده کنه.در حالت سجده شاشیدم روی سرش از خوشحالی شروع به پارس کردن کرد و طبق عادت نیم خیز شد تا کوسمو با زبونش تمیز کنه. موهای کوسم اطراف دهنشو پوشونده بود و با ملچ ملوچ داشت کوسمو میخورد و آب دهنش روی موهای کوسم اومده بود. مثل همیشه میگفت کوس و کونت هفت پشت منه. خدمت و درد کشیدن برای این کوس و کون دلیل زندگیه منه.
من شاشخور و برده کونتم و تو صاحب و قربان منی تو امر کن. قلاده شو شل کردم و با کفشم هلش دادم و گفتم زمینو تمیز کن لیس بزن شاشم ریخته بود. خم شد لیس بزنه روی گردنش نشستم و کوسمو مالیدم به گردنش و قلاده اش رو سفت تر کشیدم و از پشت با شلاق روی کونش میزدم.در حال لیس زدن تشکر میکرد :مرسی که خرتو سیراب کردی. بات پلاگ ساشه ای رو تو با تف تو کونش کردم چهل سانتی میشه خودشو جمع میکرد که با لگد به تخمش خودش با دستاش کونشو از هم باز کرد و گفت روده هامو سوراخ کن قربان.نمیدونم چرا وقتی این بات پلاگ تو کونشه براحتی نمیتونه سواری بده شما از استیل های تک گوی بخرین. گفتم به پشت بخوابه و از شکلاتهای تافی قهوه ای دربند انگشته دوتا تو کونم شیاف کردم و بعد روی دهنش نشستم کونمو قشنگ لیس میزد و میگفت همه کسم فدای کونت کاش از کونت میخوردن .دهنشو باز کرد و با یذره زور شکلات ها افتادن تو دهنش و پشتش گوز محکمی تو صورتش زدم و ازم خواهش کرد باز بگوزم و به تخماش بزنم. کونمو تو دهنش کیپ کردم و گوزیدم ،همینجور که رو تخماش میزدم آبش اومد مجبورش کردم با دستش ابشو پاک کنه و بخوره. از قلاده اش گرفتم کشیدن تو توالت. و گفتم چهار دستو پا بشه و سرشو تو کاسه توالت فرنگی خم کنه و تو اون حالت گاییدمش.
نشسته رو پشتش قلاده شو روی آخرین ردیف بستم فشار گلوش نفسشو تنگ تر میکرد.با پاشنه پام به کیروش تخماش ضربه زدم و سمت جاکفشی هِیِش کردم. پایین اومدم و ازش خواستم لخت شه و کفش های پاشنه بلند ورنی رو دربیاره. یکطرفه پشتش نشستم و با شلاق به گردن و سرش زدم گفتم باید تمیز کنی لیس بزنی مادر جنده. شروع کرد به لیس زدن کفشام. در حال انجام وظیفه بود که خم شدم چستیتی رو بستم و با شلاق روی تخماش میزدم.اولش پاهاشو جمع میکرد از پشتش اومدم پایین و کون و پاهاشو پی در پی شلاق زدم و گفتم بازش کن اختیار اینکه ببندی نداری،از درد ناله میکرد داد زدم که نشنیدم چی؟ از ترسش پاهاشو باز کرد و گفت قربان(شوهرم بجای ارباب بهم قربان میگه) محکمتر بزن تخمامو له کن ،منو له من ،من سگ توام، من خرتم بشین پشت من و تخمامو له کن منم عین سگ کفشاتو تمیز کنم.همونجوری که پاهاشو با فاصله از هم باز کرده بود چند ضربه به تخماش زدم و هر بار تشکر میکرد منم برای دادن تشویقش رفتم جلو و کفش های تمیز شدمو پام کرد اول یه پامو گذاشتم رو سرش و فهمید که باید سجده کنه.در حالت سجده شاشیدم روی سرش از خوشحالی شروع به پارس کردن کرد و طبق عادت نیم خیز شد تا کوسمو با زبونش تمیز کنه. موهای کوسم اطراف دهنشو پوشونده بود و با ملچ ملوچ داشت کوسمو میخورد و آب دهنش روی موهای کوسم اومده بود. مثل همیشه میگفت کوس و کونت هفت پشت منه. خدمت و درد کشیدن برای این کوس و کون دلیل زندگیه منه.
من شاشخور و برده کونتم و تو صاحب و قربان منی تو امر کن. قلاده شو شل کردم و با کفشم هلش دادم و گفتم زمینو تمیز کن لیس بزن شاشم ریخته بود. خم شد لیس بزنه روی گردنش نشستم و کوسمو مالیدم به گردنش و قلاده اش رو سفت تر کشیدم و از پشت با شلاق روی کونش میزدم.در حال لیس زدن تشکر میکرد :مرسی که خرتو سیراب کردی. بات پلاگ ساشه ای رو تو با تف تو کونش کردم چهل سانتی میشه خودشو جمع میکرد که با لگد به تخمش خودش با دستاش کونشو از هم باز کرد و گفت روده هامو سوراخ کن قربان.نمیدونم چرا وقتی این بات پلاگ تو کونشه براحتی نمیتونه سواری بده شما از استیل های تک گوی بخرین. گفتم به پشت بخوابه و از شکلاتهای تافی قهوه ای دربند انگشته دوتا تو کونم شیاف کردم و بعد روی دهنش نشستم کونمو قشنگ لیس میزد و میگفت همه کسم فدای کونت کاش از کونت میخوردن .دهنشو باز کرد و با یذره زور شکلات ها افتادن تو دهنش و پشتش گوز محکمی تو صورتش زدم و ازم خواهش کرد باز بگوزم و به تخماش بزنم. کونمو تو دهنش کیپ کردم و گوزیدم ،همینجور که رو تخماش میزدم آبش اومد مجبورش کردم با دستش ابشو پاک کنه و بخوره. از قلاده اش گرفتم کشیدن تو توالت. و گفتم چهار دستو پا بشه و سرشو تو کاسه توالت فرنگی خم کنه و تو اون حالت گاییدمش.
نوشته: خسروی
8 پاسخ به “گاییدن برده”
خسروی هستم از املاک
😒 😞
🤣🤣🤣
کاشکی زن من بود. شوهرش بودم. شوهر که نه، سگش بودم و خرش بودم
کاش انقدر یهویی زود تموم نمیشد
کیر تو مغز تخمیت
قشنگ بود ولی فن بیان و نوشتار ضعیف
کار ندارم کسشعر بود با اینکه خودم گرایش دارم ولی نگو پارس زشتن