سلام من اسمم رضاست خاطره ای که میخوام براتون بگم برمیگرده به چندسال پیش یه روزبعدازعروسی برادرزنم،زنم اون روزبه من گفته بودبرم یه مشتی وسایل که مونده بود خونه ی مادرش وردارم بیارم منم که میخواستم شب حسابی بکنمش گفتم چشم ورفتم، راستی بگم که مادرزنم خیلی خوشگل بودوچشم همه ی آدم های محل دنبالش بود خلاصه رفتم ورسیدم به خونه ی مادرزنم،هرچی درزدم دیدم کسی دروبازنکردبه ناچارازدیوار بالارفتم ودیدم یه صداهایی ازتوطویله میادازدیوارپایین پریدم ورفتم پیش طویله وای باورم نمیشد مادرزنم کیر خروگرفته بودوهی میمالوندبه کسش ومیگفت آه آخ وای معلوم بودخره هم داره کلی حال میکنه منم بدون رودروایسی یه اهمی کردم رفتم تو مادرزنم تامنودید حول شد تکون خورد وچارپایه اززیرپاش دررفت وکیرخرتاته رفت توکسش بعدیه جیغی کشیدوگفت وای دردم میاد
اون که ازخجالت سرخ شده بود داشت گریه میکرد توهمین موقع خریه دادی کشیدو همه ی آبشوخالی کرتوکس مادرزنم منم رفتم تاکیرخر رو ازتوکسش دربیارم کیرخروگرفتم وبه مادرزنم گفتم زوربزن اونم هی میگفت دردم میاد منم سرش دادزدم گفتم زودباش خلاصه کیرخرو ازتوکسش درآوردمو بردمش لب حوض یه آبی زدم صورتش تاحالش بهترشد بعدبردمش داخل اتاق خوابوندمش یه خورده آب بهش دادم بعدباهاش حرف زدم گفتم اگه آق میرزابفهمه طلاقت مید (آق میرزاپدرزنمه) اونم هی التماس میکردومیگفت نگو منم گفتم بگه آق میرزاسیرت نمیکنه اونم گفت ازوقتی که اون بادفسقش عمل کرده دیگه نزدیک من نمیاد،منم گفتم چراخودتوباخیار باموز یاکیرپلاستیکی سیر نمیکنی اونم گفت اولا این کارومیکردم منتها سردبودومزه نداشت وحال نمیداد تااینکه یه روزرفتم داخل طویله دیدم خره کیرش بلند شده منم حشری شدم وازاونوقت تاحالا باخره حال میکنم .منم دیدم لباسش خاکیه وحال مادرزنم بده بلندش کردم بردمش داخل اتاقش تالباسشو عوض کنم لختش کردم روتخت خوابوندمش ورفتم سرکمدوشرت وکرسه ولباساشو اوردم خلاصه منم که مادرزنمولخت میدیدم حشری شدم وافتادم روش اولش گفت ول کن ولی یه خورده که ازش لب گرفتم وسینه هاشومالوندم شروع کرد به اه واوه کردن وهی میگفت همش مال خودته پارم کن منم کیرم اوردم پیش صورتش وگفتم ساک بزن اونم شروع کرد به ساک زدن یه دودقیقه ای واسم ساک زد بعدکیرم درآوردم ازتودهنش کردم توکسش وشروع کردم به تلمبه زدن به یه سه چهاردقیقه کیرم کشیدم بیرون گذاشتم توکونش وشروع به تلنبه زدن کردم بعددودقیقه دیدم آبم میخوادبیاکیرم کشیدم بیرون وآبمو بافشارریختم روسینه هاوصورتش وولوشدیم روی همدیگه بعد10دقیقه باهم دیگه رفتیم حموم تاخودمون بشوریم توحموم بودیم که دوباره کیرمن راست شد ازپشت مادرزنم گرفتم وکردم توکونش یه جیغی زد بعد که حشری شد برام ساک زد وبعدکه دوباره آبم هردومون اومد خودمون شستیم واومدیم بیرون بعدکه میخواستم برمو ووسایلارو ببرم یه بوس آبدار ازش گرفتم رفتم. نظریادتون نره
اون که ازخجالت سرخ شده بود داشت گریه میکرد توهمین موقع خریه دادی کشیدو همه ی آبشوخالی کرتوکس مادرزنم منم رفتم تاکیرخر رو ازتوکسش دربیارم کیرخروگرفتم وبه مادرزنم گفتم زوربزن اونم هی میگفت دردم میاد منم سرش دادزدم گفتم زودباش خلاصه کیرخرو ازتوکسش درآوردمو بردمش لب حوض یه آبی زدم صورتش تاحالش بهترشد بعدبردمش داخل اتاق خوابوندمش یه خورده آب بهش دادم بعدباهاش حرف زدم گفتم اگه آق میرزابفهمه طلاقت مید (آق میرزاپدرزنمه) اونم هی التماس میکردومیگفت نگو منم گفتم بگه آق میرزاسیرت نمیکنه اونم گفت ازوقتی که اون بادفسقش عمل کرده دیگه نزدیک من نمیاد،منم گفتم چراخودتوباخیار باموز یاکیرپلاستیکی سیر نمیکنی اونم گفت اولا این کارومیکردم منتها سردبودومزه نداشت وحال نمیداد تااینکه یه روزرفتم داخل طویله دیدم خره کیرش بلند شده منم حشری شدم وازاونوقت تاحالا باخره حال میکنم .منم دیدم لباسش خاکیه وحال مادرزنم بده بلندش کردم بردمش داخل اتاقش تالباسشو عوض کنم لختش کردم روتخت خوابوندمش ورفتم سرکمدوشرت وکرسه ولباساشو اوردم خلاصه منم که مادرزنمولخت میدیدم حشری شدم وافتادم روش اولش گفت ول کن ولی یه خورده که ازش لب گرفتم وسینه هاشومالوندم شروع کرد به اه واوه کردن وهی میگفت همش مال خودته پارم کن منم کیرم اوردم پیش صورتش وگفتم ساک بزن اونم شروع کرد به ساک زدن یه دودقیقه ای واسم ساک زد بعدکیرم درآوردم ازتودهنش کردم توکسش وشروع کردم به تلمبه زدن به یه سه چهاردقیقه کیرم کشیدم بیرون گذاشتم توکونش وشروع به تلنبه زدن کردم بعددودقیقه دیدم آبم میخوادبیاکیرم کشیدم بیرون وآبمو بافشارریختم روسینه هاوصورتش وولوشدیم روی همدیگه بعد10دقیقه باهم دیگه رفتیم حموم تاخودمون بشوریم توحموم بودیم که دوباره کیرمن راست شد ازپشت مادرزنم گرفتم وکردم توکونش یه جیغی زد بعد که حشری شد برام ساک زد وبعدکه دوباره آبم هردومون اومد خودمون شستیم واومدیم بیرون بعدکه میخواستم برمو ووسایلارو ببرم یه بوس آبدار ازش گرفتم رفتم. نظریادتون نره
نوشته: رضا
19 پاسخ به “کیر خر تو کس مادرزن”
Aval shodam :$dastano hanoz nakhundam
غضیه حول شد و کیرخر رفت تو کوسش و در نمیومد رو نمیتونم هضمش کنم چجوری بودهولی در کل مزخرف بود و به واقیعت نزدیک نبود
یعنی شیطونه میگه بشاشم روشااااا !شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی 😐
کیرخرتو اون گیجگات که انقده متوهمی کیراسبم تو کس زنت که دیدن داره وقتی میری توطویلت میبینی زنت زیراسبه آویزونه
کسکش اخه مگه کیر خره رو گرفتن نو گفتن باید داستان بنویسی وگر نه میکننش تو کونت که این کسشر هارو مینویسی
الان که خره “ابشو ریخته تو کس مادرزنت یعنی اگه حامله بشه بچه چی میشه؟خر یا ادم؟؟؟؟؟جواب لطفا”
نمیدونم چرا بعضی ها عقده فحش خوردن دارند?میدونه این کسشعرها که مینویسه نتیجه اش چیه , بازم مینویسه!کیر خر تو گوش راستت, کیر اسب تو چشم چپت, تپاله گاو تو حلقت اگر یک بار دیگه بنویسی
=)))))))))))))) باد فسق دیگه چه صیغه ای بود؟ کیر خر توی مغز جقیت
خواهرتو گاییدم ،تویله داشتن کس کش بعدش رفتی سراغ کمد سوتیناش!
ننت جندس?برو اونم سیر کن شاید بابات کیر نداشته باشه.یه موسسه خیریه مادر زن سیرکنی بزن کیرتو سیر کن بدبخت.مواظب زنت باش چون از کوس یه جنده افتاده بیرون کسش بخاره به بابات نده.خخخخخخخخخ.دیووووس
بچه ها بهش چیزی نگید بزارید تو توهمات خودش باشهآخر سر میره کوووووووووووووووووووووووونی میشه هابعد میگن ملت کونی شده تصیر برو بچ بکن توه
تا 2دقیقه پیش کیر خر تو کسش بود بعد تو کردی تو کسش کیر خره تو دهنت جقی
کیر خر تو داستانت
در ماتم ای جوان ناکام از کیرم برفته صبر و ارامالحق که تو جلقی زمانی کیر خر بخور تا میتوانی
عارررره کیره خر تا آخر رفت تو کسش خخخخخخخخخخخماده خرم نمیتونه همشو تحمل کنه خخخخخخخخجقی بدو تا نکردمت خخخ
چطور چارپایه از زیرش در رفته کیر خر تا ته رفته توش مگه خر به کمر خابیده بود.کوس نگوو
بنظرمن مثل اینکه خودت بیشترطالب کیرخرشده بودیاماآرزومیکنم که دریک شبنم صبحگاهی ناشتابهش برسی
کیر خر میدونی کجات
همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون کیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر