چندروزی بود بعدازکلاس باهم خیلی دورمیزدیم باهم خیلی پایه شده بودیم تااین حد که شب هاهم کنارهم رویه تخت میخوابیدیم وبیشتر شبها مجید قبل از خواب برام داستان سکسی میخوند.اون چندتاسایت بلد بود که پراز داستان سکسی بود،یه شب که رو تخت خودم دراز کشیده بودم حشری شدم و سایت هایی که از رو گوشیه مجیدحفظ کرده بودم وارد شدم وای…چه داستان هایی کونم به خارش افتاد،همه ی داستان هاش در مورد کون دادن بود وای…تقریبأ ساعت ۳نصف شب بود خواستم بخوابم دیدم مجید داره رو تختش تکون تکون میخورد گفتم یه اس واسش بدم شاید بیدارباشه برم پیشش بخوابم یه کم کونم رو به کیرش بمالونم شاید منم آروم شدم.براش تو پیام نوشتم ;چیه مجید تکون تکون میخوری میخوای بیام خوابت کنم،دیدم سریع جواب اس داد;خودم خوابم میبره اما کیرم نه،تعجب کردم امامنم جواب دادم ;خوب سرش روبزار روبالش تاخوابش ببره،منظورم روفهمیده بود گفت;این موقع شب کون ازکجاگیر بیارم،من کونی هم براش نوشتم;یه دونه دارم میخوای بیارم بزارم زیر سرش ،اونم فق ط نوشت ;آره.من ازروتختم بلند شدم ورفتم روتختش آروم بغلش خوابیدم اونم یواش خودشو انداخت رومن ،کیرشق شدش رو ،روی کونم راحت حس میکردم آروم بهش گفتم بکینی توش راحت ترنیستی ،هیچی نگفت امادیدم بعد از چند لحظه بادستاش داره شلوارم باشرتم رو میکشه پایین یهو دیدیم یه چیزداغ افتاد رو لمبر هام وهی داره زورمیزنه که بکنه توکونم ،ترسیده بودم اماپاهام رو براش باز کردم و اونم آب دهنش رو ریخت در سوراخ کونم اماهرچه زورزد کیرش نرفت تو کونم من پاهام روبیشتر باز کردم اینبار سرکیرش رفت توکونم یه کم دردم گرفت اماچون خوشم اومده بود هیچی نگفتم،تاهمون جاواسش کافی بود یه ۲۰دقیقه ای که گذشت دیدم دیدم یه آب گرمی رفت توکونم فهمیدم به همین سادگی آبش اومده بوداون شب همون جوری تو بغل هم خوابمون برداماصبح زود بیدار شدم قبل ازاین که بچه های دیگه بیداربشن رفتم سرجای خودم خوابیدم،اون روز اصلأ تو چشمای مجید نتونستم نگاه کنم اماشب که شد واسم پیام داد;میای بریم تو حموم یه کم بکنمت آخه کیرم دوباره شق شده،براش فرستادم;اگه یه جور بکنی که دردم نیاد باشه قبوله،اونم فرستاد ;باشه آروم میکنمت عزیزم حالااول تو آروم ازاتاق برو بیرون ومستقیم برو تو حموم تامن بیام،منم که عشقم شده بودیه کیر کلفت سریع پریدم ورفتم توحموم ،ساعت۱۲نصفه شب بودتادوازده و ده دقیقه وایسادم یهودیدم درحموم رو بازکرد واومدتو سریع درروبست وبهم گفت آروم زود باش،لخت لخت شدم واونم همین طور من برگشتم واپاهام رواباز کردم وگفتم بزار توش تااز بی کیری نمردم اونم گفت;ای به چشم امشب میخوام تاته بکنم تو کونت ،گفتم آ خ جووووون …بکن توش،یه کم شامپو آورد مالوند به کیرش یه کم هم مالوند رو سوراخ کون من بعد باانگشت چندبار کرد توکونم ودرآوردو گفت دیشب بازش کردم دیگه بسه و کیرش رو گذاشت توکنم یه کم سرش روجلو عقب کرد و بعد یهو تاته کردتوکونم خیلی دردم گرفت امانمیدونستم دادبزنم چون همه باخبر میشدن،تازه شرو ع شده بود دستاشو گذاشت روکمرم وشروع کردایستاده کونم روپاره کردن بهش گفتم جرخوردم بزار بخوابم دوباره بکن اونم قبول کرد،خوابیدم کف حموم و کونم رودادم بالا دوباره کیرش رو کردتوکونم یه لرزه تو وجودم ا فتاد اون داشت رو کونم تلمبه میزد ،تازه داشت خوشم میومد که دیدم آبش اومد وریخت توکونم وبهم گفت سریع بپوش برو ،بگیر بخواب…منم رفتم اون سال۱۱بارمجیدکون منو کرد ولی بهم خوش گذشت تااین که من از خوابگاه شبانه روزی رفتم…
نوشته: ؟
21 پاسخ به “کون دادن در خوابگاه شبانه روزی”
چه درسی خوندی!! زیست شناسی از در عقب.
منم 15 سالمهخوابگاه تو بندرعباس هست من برم پیشه یه نفر بخوابم؟؟؟؟؟؟؟؟
کیر کیر کیر بره بره و بیاد جون آبم بیاد
ماشالا چقد کونی زیاد شده. شکر خدا.
اخه پسر کون دادن ارزش داره .
ببم جان اگه یه چوب کبریت یه دفعه بره تو کونت طاقت نمیاری و داد بی داد میکنی حالا یه کیر یه دفعه رفته تو کون مبارکت صدات در نیومدهوالا ما قزوینی ها که هرچقدر کون کردیم طرف از دردش گریه کردهتو دیگه فردین بودی که صدات در نیومدهیه سر قزوین بیا بم جان
من کون میخوام کون تر تازه
پس منم كير میخوام :-))
2ترم خوابگاه بودیم هیچکی نصف شب اس نداد چرا انقد تکون میخوری بیام بهت بدم حیوونا فقط میگوزیدن
ای وای منم کون سفید میخوام
اين احسان كوني همش كير ميخاد بهش بديدن گناه داره بيا بهت كير بدم احسان كوني
روشنی آینده مملکت از برکت شما دانش اموزان شریف از همین الان پیداس ؛ 😀
این جوونایی که از عقب میدت واینقدر با آب و تاب هم تعریف میکنناگه دختر بودن کل شهر رو پذیرایی میکردن
منم کرم تو کونم افتاده که به یه نفر بدمپسر 17 ساله ای هستم کونم هم تپل وسفیده هرکی خواست بکنه pm بده منتظر کیر های درازتون هستم
عجب كير تو كيري شده
جون بچه کجایی؟
بمن میدی؟؟؟ا؟ا
ذوق نکن نمیکنمت کیرم ب ایران نمیرسه
من موندم ادمین رو بد و بی راه بگم یا ادمین روقوانین سایت یادت رفت ادمین اینا 18ساله نیستن
خوب حال کجا میدی فیضیه هستی دیگه نه
من موندم خود ادمین قبل از اینکه این داستانارو تایید کنه نمیخونه بابا ادمین جان من یه دفعه داستانو بخون کس سعر محضه