کون دادن به آقا رضا بابای بهزاد

سلام ، شایانم 20 ساله و تقریبا تپل و سفیدم، قبلا در حد دستمالی و انگشت سکس داشتم تا اینکه بهزادینا اومدن همسایمون شدن و چون هم سن بودیم یه سال آخر همکلاسی هم بودیم.
بهزاد اهل جنوب بود و با باباش زندگی میکرد ، سبزه و لاغر و فیت بود، تقریبا 5,6 ماهی بود که باهم اکی شده بودیم و سکس داشتیم ، ولی چون خیلی کیرش بزرگ بود نمیتونستم بهش بدم و در حد لاپایی بود، دفعه آخر کلی تلاش کرد که بکنه تو ولی خیلی بزرگ بود و درد داشت و نمی رفت تا سرش میرفت تو کلی ناله میکردم و میپردیم جلو ، خلاصه با لاپایی و ساک آبشو آوردم و حاضر شدم که برم، از اتاقش که رفتیم بیرون دیدیم باباش نشسته داره تلویزیون نگاه میکنه ، پشمامون ریخت که نفهمیدیم اصلا کی اومده، خلاصه اون روز گذشت و تقریبا یه ماهی از بهزاد خبری نبود، تا اینکه پیام داد گفت دارم میرم سربازی و امروز اعضام میشم، هرچی گفتم چرا یه دفعه رفتی چیزی نگفت.
خلاصه کلی ضد حال خوردم چون خیلی حشری بودم و فکر کردم الان میگه بیا .
چند ساعت گذشت که یه شماره ناشناس پیام داد، جواب دادم ، گفت رضاست بابای بهزاد، بعد حال احوال گفت بهزاد نیست میشه بیای کمکم کنی ، یه چیزی میخوام بلند کنم تنها نمیشه، خلاصه با کلی غر زدن و ضد حال پاشدم رفتم.
رسیدم زنگ زدم و درو زد و رفتم بالا، رفتم تو یه شلوارک و رکابی تنش بود، هیکلش واقعا خوب بود ، سبزه و هیکلی و قد بلند موهای بدنش هم تازه جوونه زده بود.
بعد احوالپرسی گفتم چیو میخواید بلند کنید، گفت فعلا بشین یه شربت بیارم ، نشستم و با دوتا شربت اومد نشست پیشم، شربتو داشتیم میخوردیم که دستشو انداخت پشتم رو مبل و شروع کرد شونمو مالیدن، لیوانشو گذاشت رو میز و با اون یکی دستش داشت کیرشو جابه جا میکرد و میمالید، واقعا پشمام ریخت و خیلی معذب شدم ، گفتم آقا رضا خب چیو میخوای بلند کنید ؟
همینجوری که داشت شونمو و گردنمو میمالید یه دفعه شلوارک و شورتشو کشید پایین و کیر گندشو درآورد و گفت شایان جون میخوام اینو بلند کنی .
یه دفعه جا خوردم محو کیرش بودم و چند ثانیه حرف نزدم ، کیر خیلی بزرگ و کلفتی داشت ، فکر کنم بیست سانت میشد.
وقتی دید هیچی نمیگم و ماتم گفت پس خوشت اومده، به خودم اومدم و خواستم ازش فاصله بگیرم ، گفتم من اهل این کارا نیستم آقا رضا که یه دفعه آقا رضا کیرشو ول کرد و از بغلش یه گوشی آورد ، گوشی بهزاد بود، رفت تو تلگرام و کل عکس و چتامونو نشون داد و گفت شایان جون اهلش که هستی ، منم دیوونه بدنت شدم ، الانم می‌تونستم از چتات و عکسات سو استفاده کنم و اونجوری تحت فشارت بزارم، در کل آبرو و رازداری برام مهمه و نمی‌خواستم تو کوچه خیابون باهات صحبت کنم که تابلو باشه، دوست دارم باهم رفیق بشیم و کسی نفهمه ، بالاخره هم مختو میزنم ، ولی دوست دارم راضی باشی.
همینجوری که حرف میزد سرم پایین بود و زیر چشمی به کیرش نگاه میکردم، واقعا بدن و کیر خیلی خوبی داشت و با حرفاش تقریبا تونسته بود مخمو بزنه، چیزی نمیگفتم و ساکت بودم که دستمو گرفت و حلقه کرد دور کیرش یه ذره دستمو بالا پایین کرد و دستمو ول کرد منم دستم دور کیرش موند و نتونستم جدا کنم، وقتی دید دستم مونده دور کیرش ، خوشحال شد و سرمو اورد بالا و گفت خب یه چیزی بگو چرا ساکتی؟
خیلی یواش و با مِن مِن گفتم آخه من زیاد اهل این کارا نیستم خجالت میکشم . فقط با بهزاد بودم.
گفت اشکال نداره عزیزم یخت آب میشه ، همونجا یواش هلم داد رو مبل و خودشم اومد روم و شروع کرد لب گرفتن و مالیدن سینه هام، یواش یواش تیشرتمو زد بالا و شروع کرد خوردن نوک سینم که دیگه کاملا من حشری شدم، ازم پرسید چند وقته کون میدی و با بهزادی، گفتم تقریبا شیش ماهه با بهزادم ، البته فقط لاپایی.
گفت چرا؟. گفتم آخه خیلی بزرگه، گفت پس امروز قراره عروس بشی،.
گفتم نمیتونم خیلی بزرگه که گفت کاریت نباشه ، نگران نباش.
پاشد رو مبل نشست و دستمو گرفت بلندم کرد ، جلوش وایساده بودم، اونم دکمه های شلوارمو داشت باز میکرد ، منو چرخوند و کونم روبروش بود ، شلوار و شورتمو درآورد و هی تعارف میکرد و میمالید، یه دفعه یه اسپنک محکم زد رو کونم که سوختم و جیغ زدم ولی چیزی نگفتم، گفت شایان جون برو سرویس و بیا که کلی کار داریم.
همونجوری لخت رفتم سرویس و قشنگ تمیز کردم و برگشتم،
اومدم دیدم رفته تو اتاق و لم داده رو تخت و بغلش هم کاندوم و ژل و یه خیار بود، گفتم واقعا نمیتونم سایزتو تحمل کنم که گفت میتونی، گفت بیا و شروع کن خوردن، رفتم رو تخت و جلوش دراز کشیدم و کیرشو گرفتم دستم و شروع کردم ساک زدن، آقا رضا هم نگاهم میکرد،
با دستاش سرمو گردنمو و گوشامو میمالید، سرمو گرفت تو دستاش و کیرشو تو دهنم عقب جلو میکرد و هی بیشتر فشار میداد، کیرشو تا ته میکرد تو و نگه میداشت، کل صورتم شد خیس .
همونجوری که کیرش دهنم بود داگی م کرد و انگشتشو چرب کرد و شروع کرد سوراخمو مالیدن ، واقعا بهم حال میداد، یه ذره که مالید انگشتشو اروم فرو کرد و همین انگشتش هم درد داشت، یه ذره که گذشت انگشت دومشو کرد تو که واقعا دردم گرفت، بهش گفتم نمیتونم گفت تحمل کن عزیزم. بعد کلی انگشت کردن خیارو برداشت و کرد تو ، گفت رو تخت بخواب، خوابیدم و اومد روم خوابید و شروع کرد مالیدن بدنم و خوردن گوش و گردن و لبم ، همینجوری که تو بغل هم بودیم گفت عزیزم دفعه اول یه مقدار درد داره باید تحمل کنی، دفعه های دیگه فقط لذته، گفتم لاپایی بکن، گفت حیف این سوراخ خوشگلت نیست. گفتم پس خیلی آروم.
خیارو چند بار از سوراخم درآورد و دوباره کرد توش ،یه اسپنک زد و گفت دیگه وقتشه پردتو بزنم.
سر کیرشو گذاشت رو سوراخم و خوابید روم، با یه دستش نوک سینمو میمالید با دست دیگش کیرشو لای کونم بالا پایین میکرد و رو سوراخم میمالیدش، خیلی حال میداد تا اینکه یه دفعه سر کیرشو گذاشت رو سوراخم و فشار داد ، نمیدونم چقدر توش رفت ولی داشتم جر میخوردم ، خواستم برم جلو در بیاد که محکم گرفتتم و نزاشت، گفت الان تموم میشه ، تا خواستم حرف بزنم لباشو گذاشت رو لبم و چسبید بهم، یه ذره که گذشت کیرشو بیشتر فرو کرد ،وقتی چسبید بهم فهمیدم تا ته کرده تو، داشتم جر میخوردم، گفتم آقا رضا دارم جر میخورم ، درش بیار که گفت دفعه اول درد داره تحمل کنی لذت می بری.چند دقیقه صبر کرد و شروع کرد به تلمبه زدن که دیگه نتونستم تحمل کنم و پریدم جلو، آقا رضا خواست دوباره بکنه تو که گفتم بذار بشینم روش حداقل ، دراز کشید و منم پاشدم و سوراخمو با کیرش تنظیم کردم یواش یواش نشستم روش واقعا کلفت بود ، با کلی درد و ناله یه ذره بالا پایین کردم که رضا نشوندم رو کی ش و تا ته کرد تو ، بعد همونجوری بلند شد و همونجوری که تو بغلش بودم شروع کرد سرپا کردن، تلمبه میزد و کونمو میچلوند، دیگه دردش کمتر شده بود ولی خب رضا داشت یواش یواش خشن میشد و محکم میکرد.
به پشت خوابوندتم رو تخت و پاهامو گذاشت رو شونش سر کیرش و گذاشت رو سوراخم و خم شد روم ، بهش گفتم خیلی درد داره یواش بکن که گفت عادت میکنی عزیزم ، گفت شایان جون وقتی دارم کون میکنم میدونی چی بیشتر از همه بهم لذت میده ؟ گفتم نه بگو، گفت دوست دارم وقتی کیرمو تا ته جا میکنم صورت پریشون کونیمو نگاه کنم. بعد سرمو گرفت تو دستاش و کیرشو یه دفعه تا ته جا کرد ، جرر خوردم و ناله کردم، هی التماسش میکردم یواش بکنه ولی اون داشت لذت میبرد و ادامه میداد، کیرشو تا سرش میکشید بیرون و دوباره تا ته جا میکرد، دیگه زیرش واقعا خسته شده بودم ، رضا که متوجه شد خوب گاییده و دیگه حال ندارم گفت خیلی درد داری گفتم آره گفت خب بیا با ساک ابمو بیار ، پاشد وایساد و منم جلوش زانو زدم، شروع کردم ساک زدن ، بعد چند دقیقه سرمو گرفت و تو حلقم تلمبه میزد، باورم نمیشد که کیر به اون بزرگی رو تونسته بکنه تو حلقم ،
همینجوری تو حلقم تلمبه میزد که یه دفعه تا ته کرد تو حلقم و سرمو محکم نگه داشت که یه دفعه حلقم داغ شد ، آبشو ریخت تو حلقم ، همینجوری نفسم بالا نمیومد که بدتر هم شد، بالاخره کیرشو کشید بیرون و کلی سرفه کردم ، کل صورتم از آب کیرش و آب دهنم خیس خیس بود،
پاشدم رفتم دستشویی ، ازش ناراحت بودم خیلی خشن و وحشی گایید ، اومدم بیرون آب میوه داد خوردم ، رفت رو تخت دراز کشید و گفت بیا بغلم ، رفتم نشستم پیشش که کشیدتم تو بغلش ، بهش گفتم خیلی وحشی بودی ، اذیتم کردی.
گفت شایان جون من تو سکس اینجوری ام ، یعنی یه کون خوشگل مثل تو میبینم دیگه کنترلم دستم نیست، مطمئن باش دفعه های بعد بیشتر لذت میبری و خودت همینجوری میخوای. چیزی نگفتم . گفت شایان آبم چه مزه ای بود؟ یه نگاه با ناراحتی بهش کردم و گفتم بد مزه، با لبخند گفت نوش جونت، اگه قول بدی خودت ابمو بخوری دیگه اینجوری تو حلقت نمیریزم، چیزی نگفتم ، تو بغل هم خوابمون برد.

نوشته: big,ass

بازدید 14,631

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

11 پاسخ به “کون دادن به آقا رضا بابای بهزاد”

  1. سکس به زور و با تهدید اصلا درست نیست و اینکه تو شایان با تهدید و به زور تسلیم شدی کار اشتباهی کردی اگر دلت نمی خواست میتونستی قبول نکنی و با اون شخص تهدید کننده برخورد کنی ولو از تو سند عکس و فیلم از سکس داشته باشه اینو گفتم که تحت زور و تهدید کسی تن به سکس ندهد منتهی ممکنه کمی ابروش بخاطر متوسل شدن به قانون و اقدام به شکایت علیه تهدید کننده بره ولی باز هم بهتره تاسکس با تهدید است آمروز آقا رضا تو رو تهدید کرد و باهت سکس کرد فردا ممکنه تو رو برای یه گروه آماده کنه خوب باید به آن گروهی که آقا رضا عاملش شده برای اون ها هم مفعول بشی اگر بخوای با تهدید و به زور تسلیم بشی بدان تهدید حد و اندازه نداره پس هرگز تسلیم تهدید نباید شد در اینگونه مواقع بناچار باید متوسل قانون شد .اگر خواستی بیشتر اطلاع کسب کنی میتونی بهم پیدا بدی .

  2. لایک دادم بهت امااااااین که نوشتی فانتزی خودتهو گر نههیچ سن بالایی اینجور با زور نمیکنهو فقط به لذت خودش فکر نمیکنهو اول مراقب هست مفعول کیف کنه و لذت ببرهبعد خودش لذت ببره

  3. ب بابای بهزاد بگو بیاد منم بکنه هرروز جرم بده من عاشق سنبالاهای کیرکفت و حشریم خیلی کاربلدن😋

  4. انشا بود یا داستانهای اروتیک به جزییات بیشتر پرداخته شود لذت خواندن بیشتر

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید