سلام , این ماجرای کونی شدن منه و کاملا واقعیه
راستش چیزی که بیشتر بهم لذت داده اینه که فاعلم خودش کونیه ، بیشتر از این لذت میبرم ، مفعولا امتحان کنن اونایی عاشق تحقیرن .
خب بریم سر داستان ، راستش از ۲۲ سالگیم شروع شد ، خوندن داستانهای سکسی گی و دیدن فیلمهای گی مخصوصا ایرانی ، خیلی تحریکم کرده بود و توی تمام فیلمها خودمو مفعول تصور میکردم و واقعا لذت میبردم ، اما فقط توی تنهاییم ، از انگشتنما شدن و آبروریزی میترسیدم توی شهر خودم ، فقط دوبار توی مسافرت چون توی شهر خودم نبودم قرار گذاشتم و ساک زدم ، ساک زدن بدجوری منو عاشق طعم و بوی کیر کرده بود ، اما هنوزم وا نداده بودم توی شهر خودم ، توی تنهاییم لباس زنونه هم پوشیده بودم و جوری بهم حال داده بود که دوست داشتم تغییر جنسیت بدم ، وقتی توی تنهاییم میرفتم سراغ زنونه پوشی و فیلم گی ، یه زن کامل میشدم ، اینا گذشت تا ۳۱ سالگی ، توی چت با یه پسر همشهری ۲۵ ساله مفعول آشنا شدم ، قرار سکس گذاشتیم ، مکان نداشتیم ، اما یه جایی خارج از شهر وسط طبیعت بین چندتا درخت سراغ داشتم که یه جورایی میشه گفت پاتوقم بود واسه مکان سکس , شب برنامه شد و ساعت ۷٫۵ رفتم دنبالش و رفتیم اونجا ، اومدم بیرون از ماشین و شروع کردیم به لب گرفتن ، لباسشو زدم بالا و سینه هاشو خوردم ، شلوار و شورتمو هم یکم داده بودم پایین و کیرم بیرون بود اونم داشت کیرمو میمالید ، با خوردن سینه هاش حشری شد و زانو زد برام و شروع کرد به ساک زدن ، گفت فقط قبل از اینکه آبت بیاد بهم بگو تا منم آبمو بیارم ، یکم که گذشت گفتم الان آبم میاد
بلند شد و گفت:
-منم میخوام خودمو بمالم بهت تا آبم بیاد
+اگه فقط مالیدنه اوکیه
ـ آره ، همزمان واسه دوتامون جلق هم میزنم
اومد از جلو چسبید بهم و با مالیدن کیرامون بهم سعی داشت آبمو بیاره ، داشت میمالید که یهو لباسمو زد بالا و شروع کرد سینه هامو خوردن ، حس دیوانه واری از شهوت بهم دست داد ، یه لحظه توی ذهنم تمام مفعول بودنا و زنپوشیهای توی تنهایی مرور شد ، همین فکرا تو سرم بود که یهو منو چرخوند و رفت پشت سرم و از پشت سر کیرشو به کونم میمالید ، اصلا توان مقاومت کردن هم نداشتم ، نمیدونم چم شد که اون مسائل آبرو و این حرفا هم نتونست باعث بشه مقاومت کنم ، خلاصه اون شهوته خیلی خیلی بالا رفته بود ، اونم فقط داشت کیرشو به کونم میمالید و همزمان برای من جلق میزد ، همه این اتفاقا و فکرا پنج یا ده ثانیه بود که یهو آبش اومد و آبشو ریخت روی بدن من بالای کونم (پایین کمرم) و خودشم خم شد جلوم و کیرمو گذاشت دهنش و آب منم کامل اومد توی دهن اون ، تمام آبمو مکید و قورت داد ، بعدشم دستمال کاغذی از تو ماشین آورد و کمرمو پاک کرد و لباسارو پوشیدیم و خودمونو مرتب کردیم و رفتیم ، توی مسیر تا یه بیست دقیقه ای دوتامون گنگ بودیم ، بعدش که آخرای مسیر شد زبون باز کردیم و از هم تشکر کردیم و گفتیم خوشمون اومده و این حرفا ، اون رفت و منم رفتم خونه .
شب توی رختخواب تمام اون اتفاقا توی ذهنم مرور میشد و بدنم مور مور میشد ، چشامو بسته بودم و تصورش میکردم و داشتم کیرمو میمالیدم ، به سرم زد بهش پیام بدم شاید حرفی زدیم و جوری شد باهاش اوکی شدم که واسه بار اول مفعول بشم ، با خودم گفتم این خودش بهم گفته مفعولم پس حرفمو پیش کسی نمیزنه و واقعا هم همین بود و اینقدر خوب بود که پشیمون نشدم از اینکه باهاش بودم ، خلاصه پیام دادم و مکالمه شروع شد:
+سلام ، خوبی؟ بیداری؟
ـ سلام آره ، بیدارم ، تو خوبی؟
+منم خوبم ، مرسی بابت امروز ، واقعا عالی بودی و لذت بردم
-منم همینطور ، تو هم عالی بودی
+تعارفی میگی عالی بودم؟ من که کاری نکردم
-نه جدی گفتم ، خیلی وقت بود دنبال همچین فاعلی بودم
+چطور فاعلی؟
ـ اینکه سنت ازم بیشتره ولی مودب و باشخصیت و رازنگهدار باشی
+منم یه پسر به خوشگلی و رازنگهداری تو میخوام
ـ و یه چیز دیگه ، خوشم اومد گی واقعی هستی
+چطور مگه؟
ـ از اینکه از پشت چسبیدم بهت بدت نیومد و گذاشتی منم به سبک خودم ارضا بشم ، بقیه فاعلایی که داشتم اصلا بفکر ارضا شدن من نیستم ، یه بارم با یکیشون خواستم همچین کاری کنم خوابوند زیر گوشم
+غلط کرد حرومزاده ، با من راحت باش ، من اینقدر ازت خوشم اومده همه جوره باهاتم ، هرکاری بخوای با هم انجام میدیم
ـ خاطرخوام شدی؟
+راستش آره ، همه جوره هواتو دارم ، رفاقت ، سکس ، مالی ، احساسی ، عاطفی ، هرچی بخوای
ـ مرسی عزیزم ، منم واقعا از خودت خوشم اومده ، راستش یه چیزی میخوام بگم
+بگو عزیزم (دلم خون شد تا به اینجا برسه)
ـ از ساک زدنم لذت بردی که ارضا شدی؟
+راستش سینمو که خوردی اینقدر تحریک شدم نفهمیدم فاعلم یا مفعول ، خیلی لذت بردم
ـ آهان ، فکر کردم وقتی چسبیدم بهت خوشت اومده ، گفتم اگه توام گی واقعی باشی و گاهی وقتا بتونیم دوطرفه کنیم که عالیه ، همیشه باهات میمونم
+ای ناقلا ، راستش کیرت بزرگه مثل کیر خودم ، وقتی چسبیدی بهم و داشتی میمالوندی به کونم ، گرمای کیرت تحریکم کرد ، آره خوشم اومد ، دوطرفه هم بخوای پایه ام
ـ فرداشب اوکیی؟؟
+آره ، ولی شیو نیستم بدت نمیاد؟
ـ نه ، اتفاقا خوشم میاد ، چون خودم بیشتر حس مفعولی دارم ، دوست دارم خودم مثل الان شیو باشم و تو هم همینطور با مو باشی
+اوکی راستش منم خیلی وقته دوست دارم امتحانش کنم ، تمام این سالها آدمشو پیدا نکردم ، امروزم از وقتی از پیشم رفتی تا الان حشریم و بازم دلم میخواد
ـ آهان ، حدس زدم ، فرداشب پشیمون نشی توروخدا
+نه ، اگه خواستم مقاومت کنم سینمو بخور شل میشم ، یا وقتی کیرتو بهم مالوندی توی گوشم آروم حرف بزن و تحقیرم کن ، عاشق تحقیرم ، نهایتا وقتی از پشت بهم چسبیدی و بغلم کردی دوتا بوسم کنی همه چی حله ، کلا خودم فتیش گول خوردن و زود خر شدن دارم😁
ـ چه جالب😁 نشنیده بودم ، ولی باشه ، قول میدم لذت ببری ، جوری تحقیر کنم که شل کنی ، خودمم تحقیرو دوست دارم ، خوب شد اینارو بهم گفتی ، فقط اگه بدونی فردا شب قبل از قرار باید سوراختو تمیز کنی
+آره دیگه اینارو میدونم ، یکمم ماساژش میدم باز بشه ، خوبه؟
ـ عالیه ، چه حالی کنیم ، خیلی وقته دوست دارم دوطرفه کنم ، خوب شد تورو پیدا کردم ، دو طرفه با کیس مورد علاقه و دلخواهم
+منم همینطور عزیزم
خلاصه خیلی صحبت کردیم از لذت ساک زدن و سینه خوردن و اینجور حرفا و پته همو ریختیم رو داریه😁 و بعدش شب بخیر گفتیم و دیگه خیالم راحت شد فرداشب بعد از اینهمه سال مفعول میشم با یه کیس بی نظیر ، یه پسر خوشگل و کیر بزرگ که کل بدنش لیزره .
فردا شب شد و آماده شدم و پیام دادم و سلام کردم و پرسیدم که چقدر دیگه میاد ، اون نامرد کارشو از الان شروع کرده بود و بلد بود چه جوابی بده آخه توی جوابش نوشت:
کیر میخوای؟؟
همین دو کلمه دیوونم کرد ، منم گفتم آره و اونم جواب داد و اومد دنبالم ، اونشب با ماشین اون رفتیم ، تو ماشین که تو مسیر بودیم حرکت و صحبت خاصی نداشتیم تا از شهر زدیم بیرون و وارد اتوبان خلوت و نسبتا تاریکی شدیم که دیگه مغازه یا ماشین یا خونه ای نبود که مارو ببینه و همون لحظه دست گذاشت روی رونم و شروع کرد مالیدن ، من که تمام اون احساسات زنونه توی وجودم شکوفا شده بود ، شل شده بودم روی صندلی و فقط با نفسای عمیق و حرارت بدن و لبهای بهم فشرده و چشمای خمار نگاهش میکردم ، یه لحظه نگام کرد و بهم گفت چقدر حشری شدی ، دلت رفته تا ساک بزنی آره؟ منم با سر تکون دادن و صدای لرزون و آروم گفتم آره ، دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش و گفت ببین اگه سایزشو دوست داری درش بیار و بخورش ، منم که دیده بودمش و عاشق کیرش شده بودم بی معطلی کیرشو از تو شلوار و شورت در آوردم ، خودشم کمک کرد و شلوار و شورتشو تا زانو داد پایین ، نشستم رو صندلی و قمبل کردم و به حالت داگی یا سجده خم شدم روی کیرش ، تمیز و بزرگ و خوردنی ، نامرد عطر هم بهش زده بود ، بوی کیرش دیوونم میکرد ، چشمامو بستم و به عقده اینهمه سال کیرشو گذاشتم دهنم و جوری براش خوردم که میگفت به زور ماشینو کنترل میکنه ، باورش نمیشد اینجوری ساک میزنم براش ، تخماشو هم براش خوردم ، بوی خوش کیرش نمیزاشت لحظه ای سرمو از کیرش جدا کنم ، یه جاهایی وسط ساک زدن سرمو میبردم پایین و کیرشو تا آخر میکردم تو دهنم که دماغم میچسبید به شکمش ، هی بو میکشیدم و میومدم بالا ، بوی کیر و تخماش شد بهترین عطر زندگیم ، لذت میبردم که باوجود اینکه سنش ازم کمتره اینهمه کاربلد و درجه یکه ، خلاصه به زور ماشینو کنترل کرد و رسیدیم به مکان شب قبل ، شلوارو کشید بالا و خودمونو جمع و جور کردیم و پیاده شدیم و سریع جا پهن کرد و بقولا مارو برد رو تشک ، لب گرفت و سینه خورد و لباسامو درآورد ، منو به حالت داگی گذاشت و رفت پشت قمبلم وایساد ، یه لحظه فکر کردم میخواد بدون مقدمه بکنه تو ، شلوارمو کشید پایین و شروع کرد به خوردن کونم ، وااای دیوونه شدم ، اون لحظه حالی بهم دست داد که متنفر بودم از اینکه حتی فکر کنم من یه مردم ، خودمو کاملا زن میدونستم ، اون لحظه فهمیدم ماجرا چیه توی داستانهای بکن تو مینویسن ناله های زنونم دراومده بود ، عجیب کسخل شده بودم که سریعا با کیرش جرم بده ، یکم خودمو کنترل کردم و گفتم کیر میخوام ، توی همون حالت داگی بودم اومد جلوم ، صحنه ای که شلوار و شورتشو داد پایین و کیر شق شدش یهو پرید بالا هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه ، شهوتمو چندبرابر کرد ، کیرش پرید بیرون و افتاد جلو صورتم ، مثل تشنه ها پریدم و شروع کردم ساک زدن ، وسط ساک زدن گفت یه لحظه وایسا ، یه اسپری تاخیری آورد و گفت محض احتیاط استفاده کنیم ، فکر کردم واسه کیرامون آورده ، اما نه ، اسپری رو زد به سوراخ کونم و مالیدش ،میخواست سوراخمو بیحس کنه که دردم نگیره ، اومد جلوم وایساد و منم زانو زدم و ادامه ساک زدن ، از اون حس حال هرچی بگم کم گفتم ، ساک زدم و بلندم که و به حالت تکیه زدن خوابوندم رو صندوق عقب ماشین و شروع کرد سینه هامو خوردن ، از لذت مثل مار تو خودم میپیچیدم ، هنوزم نقطه ضعفم اینه و نمیتونم با این حرکت مقاومت کنم و کون ندم ، خلاصه بعد از چند دقیقه ای خوردن دورم داد و دوباره افتاد پشت سرم ، کیرشو میمالید به سوراخم و همزمان توی گوشم صحبت میکرد و حرفای تحقیر کننده میزد ، (عجب کونی داره ، الان میکنم تو کونت پسر کونی ، یا مثلا گفت کیر دوتامون بزرگه ولی من کونم کوچیکه و تو کونت بزرگه میدونی چرا؟ چون خدا هم دوست داره تو به من کون بدی که همچین کون گنده و نرم و زنونه ای بهت داده) این وسطاش هی بوسم میکرد ، من دیگه با جون و دل کاملا آماده دادن بودم ، دیگه کم کم کیرشو حس نمیکردم و بیحسی کار خودشو کرده بود و دهانه سوراخ کونم که تنگه بیحس بود ، خوابوندم روی موکتی که پهن کرده بود و گفت داگی شد چون عاشق قمبل کون گندتم ، اطاعت امر کردم و اومد پشتم ، سرمو برگردوندم و نگاهش میکردم ، صحنه ای که تف انداخت روی سوراخم و روی کیرش حس کردم یه جندم و لذتم چند برابر شد(اینو هم توی بکن تو خونده بودم و برای همین نگاه کردم و واقعا عالی بود اون صحنه ، باید بات باشی و زیرخواب باشی این صحنه های بینظیرو تجربه کنی «در خدمت مرد خودت بودن سعادته» )
کیرشو هول داد داخل و شروع کرد تلمبه زدن ، چون درد خیلی خیلی کمی حس میکردم و لذت رو کاملا احساس میکردم واقعا عالی بود ، داشتم روانی میشدم ، عالی میکرد ، همزمان هم توی گوشم حرفای تحقیرآمیز میزد ، مثلا میگفت کونیه یه کونی شدی دوست داری؟؟ گرمای کیرمو توی وجودت حس میکنی ، خلاصه توی چند پوزیشن کرد ، همون داگی تلمبه زد ، خوابیده تلمبه زد ، ایستاده تلمبه زد ، آخرش هم که دوباره خوابیدم و خوابید روم و داشت تلمبه میزد آبش اومد و کیرشو با فشار کرد داخل و نگه داشت و نبض زدن کیرش باعث شد لذت منم چند برابر بشه و آب منم بیاد .
اینقدر کیف کردم که بدون دست زدن به کیرم آبم اومده که نگو ، بلند شدم و آب توی کونمو پاک کردم ، چندتا دستمال کاغذی هم گذاشتم توی سوراخم که اگه آبی هست نریزه تا برسم به حموم ، خواستم لباس بپوشم که با یه لبخند بهم گفت مگه تو منو نمیکنی؟ قرار بود دوطرفه کنیم ، منم خندیدم و گفتم فکر کنم از این به بعد قراره فقط تو منو بکنی ، خوبیه سکس دوتا کونی اینه که اینقدر بهم اعتماد داریم و باهم راحتیم که واسه دادن ناز نمیکنیم و استرس و اضطراب آبرو نداریم و سر دادن بحث داریم نه سر کردن ، خلاصه اومدیم و درد سوراخ آخرشب به کنار و گذشت تا قرارهای بعدی اتفاق افتاد ، الان ارتباطمون جوریه که براش زنپوشی میکنم ، آرایش میکنم ، و دوتامون هم خیلی خیلی خوشحالیم از این قضیه ، با هم خوشیم ، تک پر همیم و خرجشم میکنم ، الان توی سکس واسه تحقیر میگه شوگرددیم شدی ، خرجم میکنی که بکنمت ، اونایی که عاشق تحقیرن امتحان کنن ، خیلی لذت داره ، پسر کمسن میاد پیشم ، براش زنونه میپوشم ، بعدش منو محکم میکنه ، وقتی هم آبمون اومد پول میریزم به حسابش ، چشم حسودا دربیاد ، بعضی وقتهاا هم براش کادو میخرم ، میبرمش بیرون و هرچی بخواد براش میخرم ، فقط به عشق اینکه منو خیلی خوب و عالی میکنه ، عاشق بوی کیرشم ، الان دیگه آبشم میخورم ، توی قرارسکس اول یه بار آبش میاد من میخورم و قورت میدم بعد میکنه و میریزه توم ،الان ۳۲ سالمه و یک سال بیشتره که باهمیم و بهم علاقه داریم ، امشبم رفته مسافرت با خرج خودم برام شورت و سوتین جدید هم خریده ، پیشم نیست و دلم هواشو داشت ، اومدم ماجراشو بنویسم که تا برگشت بیاد نظراتو بخونه ، برم تا نیستش جلق بزنم به یاد کیرش و بخوابم ،
شبتون بخیر
راستش چیزی که بیشتر بهم لذت داده اینه که فاعلم خودش کونیه ، بیشتر از این لذت میبرم ، مفعولا امتحان کنن اونایی عاشق تحقیرن .
خب بریم سر داستان ، راستش از ۲۲ سالگیم شروع شد ، خوندن داستانهای سکسی گی و دیدن فیلمهای گی مخصوصا ایرانی ، خیلی تحریکم کرده بود و توی تمام فیلمها خودمو مفعول تصور میکردم و واقعا لذت میبردم ، اما فقط توی تنهاییم ، از انگشتنما شدن و آبروریزی میترسیدم توی شهر خودم ، فقط دوبار توی مسافرت چون توی شهر خودم نبودم قرار گذاشتم و ساک زدم ، ساک زدن بدجوری منو عاشق طعم و بوی کیر کرده بود ، اما هنوزم وا نداده بودم توی شهر خودم ، توی تنهاییم لباس زنونه هم پوشیده بودم و جوری بهم حال داده بود که دوست داشتم تغییر جنسیت بدم ، وقتی توی تنهاییم میرفتم سراغ زنونه پوشی و فیلم گی ، یه زن کامل میشدم ، اینا گذشت تا ۳۱ سالگی ، توی چت با یه پسر همشهری ۲۵ ساله مفعول آشنا شدم ، قرار سکس گذاشتیم ، مکان نداشتیم ، اما یه جایی خارج از شهر وسط طبیعت بین چندتا درخت سراغ داشتم که یه جورایی میشه گفت پاتوقم بود واسه مکان سکس , شب برنامه شد و ساعت ۷٫۵ رفتم دنبالش و رفتیم اونجا ، اومدم بیرون از ماشین و شروع کردیم به لب گرفتن ، لباسشو زدم بالا و سینه هاشو خوردم ، شلوار و شورتمو هم یکم داده بودم پایین و کیرم بیرون بود اونم داشت کیرمو میمالید ، با خوردن سینه هاش حشری شد و زانو زد برام و شروع کرد به ساک زدن ، گفت فقط قبل از اینکه آبت بیاد بهم بگو تا منم آبمو بیارم ، یکم که گذشت گفتم الان آبم میاد
بلند شد و گفت:
-منم میخوام خودمو بمالم بهت تا آبم بیاد
+اگه فقط مالیدنه اوکیه
ـ آره ، همزمان واسه دوتامون جلق هم میزنم
اومد از جلو چسبید بهم و با مالیدن کیرامون بهم سعی داشت آبمو بیاره ، داشت میمالید که یهو لباسمو زد بالا و شروع کرد سینه هامو خوردن ، حس دیوانه واری از شهوت بهم دست داد ، یه لحظه توی ذهنم تمام مفعول بودنا و زنپوشیهای توی تنهایی مرور شد ، همین فکرا تو سرم بود که یهو منو چرخوند و رفت پشت سرم و از پشت سر کیرشو به کونم میمالید ، اصلا توان مقاومت کردن هم نداشتم ، نمیدونم چم شد که اون مسائل آبرو و این حرفا هم نتونست باعث بشه مقاومت کنم ، خلاصه اون شهوته خیلی خیلی بالا رفته بود ، اونم فقط داشت کیرشو به کونم میمالید و همزمان برای من جلق میزد ، همه این اتفاقا و فکرا پنج یا ده ثانیه بود که یهو آبش اومد و آبشو ریخت روی بدن من بالای کونم (پایین کمرم) و خودشم خم شد جلوم و کیرمو گذاشت دهنش و آب منم کامل اومد توی دهن اون ، تمام آبمو مکید و قورت داد ، بعدشم دستمال کاغذی از تو ماشین آورد و کمرمو پاک کرد و لباسارو پوشیدیم و خودمونو مرتب کردیم و رفتیم ، توی مسیر تا یه بیست دقیقه ای دوتامون گنگ بودیم ، بعدش که آخرای مسیر شد زبون باز کردیم و از هم تشکر کردیم و گفتیم خوشمون اومده و این حرفا ، اون رفت و منم رفتم خونه .
شب توی رختخواب تمام اون اتفاقا توی ذهنم مرور میشد و بدنم مور مور میشد ، چشامو بسته بودم و تصورش میکردم و داشتم کیرمو میمالیدم ، به سرم زد بهش پیام بدم شاید حرفی زدیم و جوری شد باهاش اوکی شدم که واسه بار اول مفعول بشم ، با خودم گفتم این خودش بهم گفته مفعولم پس حرفمو پیش کسی نمیزنه و واقعا هم همین بود و اینقدر خوب بود که پشیمون نشدم از اینکه باهاش بودم ، خلاصه پیام دادم و مکالمه شروع شد:
+سلام ، خوبی؟ بیداری؟
ـ سلام آره ، بیدارم ، تو خوبی؟
+منم خوبم ، مرسی بابت امروز ، واقعا عالی بودی و لذت بردم
-منم همینطور ، تو هم عالی بودی
+تعارفی میگی عالی بودم؟ من که کاری نکردم
-نه جدی گفتم ، خیلی وقت بود دنبال همچین فاعلی بودم
+چطور فاعلی؟
ـ اینکه سنت ازم بیشتره ولی مودب و باشخصیت و رازنگهدار باشی
+منم یه پسر به خوشگلی و رازنگهداری تو میخوام
ـ و یه چیز دیگه ، خوشم اومد گی واقعی هستی
+چطور مگه؟
ـ از اینکه از پشت چسبیدم بهت بدت نیومد و گذاشتی منم به سبک خودم ارضا بشم ، بقیه فاعلایی که داشتم اصلا بفکر ارضا شدن من نیستم ، یه بارم با یکیشون خواستم همچین کاری کنم خوابوند زیر گوشم
+غلط کرد حرومزاده ، با من راحت باش ، من اینقدر ازت خوشم اومده همه جوره باهاتم ، هرکاری بخوای با هم انجام میدیم
ـ خاطرخوام شدی؟
+راستش آره ، همه جوره هواتو دارم ، رفاقت ، سکس ، مالی ، احساسی ، عاطفی ، هرچی بخوای
ـ مرسی عزیزم ، منم واقعا از خودت خوشم اومده ، راستش یه چیزی میخوام بگم
+بگو عزیزم (دلم خون شد تا به اینجا برسه)
ـ از ساک زدنم لذت بردی که ارضا شدی؟
+راستش سینمو که خوردی اینقدر تحریک شدم نفهمیدم فاعلم یا مفعول ، خیلی لذت بردم
ـ آهان ، فکر کردم وقتی چسبیدم بهت خوشت اومده ، گفتم اگه توام گی واقعی باشی و گاهی وقتا بتونیم دوطرفه کنیم که عالیه ، همیشه باهات میمونم
+ای ناقلا ، راستش کیرت بزرگه مثل کیر خودم ، وقتی چسبیدی بهم و داشتی میمالوندی به کونم ، گرمای کیرت تحریکم کرد ، آره خوشم اومد ، دوطرفه هم بخوای پایه ام
ـ فرداشب اوکیی؟؟
+آره ، ولی شیو نیستم بدت نمیاد؟
ـ نه ، اتفاقا خوشم میاد ، چون خودم بیشتر حس مفعولی دارم ، دوست دارم خودم مثل الان شیو باشم و تو هم همینطور با مو باشی
+اوکی راستش منم خیلی وقته دوست دارم امتحانش کنم ، تمام این سالها آدمشو پیدا نکردم ، امروزم از وقتی از پیشم رفتی تا الان حشریم و بازم دلم میخواد
ـ آهان ، حدس زدم ، فرداشب پشیمون نشی توروخدا
+نه ، اگه خواستم مقاومت کنم سینمو بخور شل میشم ، یا وقتی کیرتو بهم مالوندی توی گوشم آروم حرف بزن و تحقیرم کن ، عاشق تحقیرم ، نهایتا وقتی از پشت بهم چسبیدی و بغلم کردی دوتا بوسم کنی همه چی حله ، کلا خودم فتیش گول خوردن و زود خر شدن دارم😁
ـ چه جالب😁 نشنیده بودم ، ولی باشه ، قول میدم لذت ببری ، جوری تحقیر کنم که شل کنی ، خودمم تحقیرو دوست دارم ، خوب شد اینارو بهم گفتی ، فقط اگه بدونی فردا شب قبل از قرار باید سوراختو تمیز کنی
+آره دیگه اینارو میدونم ، یکمم ماساژش میدم باز بشه ، خوبه؟
ـ عالیه ، چه حالی کنیم ، خیلی وقته دوست دارم دوطرفه کنم ، خوب شد تورو پیدا کردم ، دو طرفه با کیس مورد علاقه و دلخواهم
+منم همینطور عزیزم
خلاصه خیلی صحبت کردیم از لذت ساک زدن و سینه خوردن و اینجور حرفا و پته همو ریختیم رو داریه😁 و بعدش شب بخیر گفتیم و دیگه خیالم راحت شد فرداشب بعد از اینهمه سال مفعول میشم با یه کیس بی نظیر ، یه پسر خوشگل و کیر بزرگ که کل بدنش لیزره .
فردا شب شد و آماده شدم و پیام دادم و سلام کردم و پرسیدم که چقدر دیگه میاد ، اون نامرد کارشو از الان شروع کرده بود و بلد بود چه جوابی بده آخه توی جوابش نوشت:
کیر میخوای؟؟
همین دو کلمه دیوونم کرد ، منم گفتم آره و اونم جواب داد و اومد دنبالم ، اونشب با ماشین اون رفتیم ، تو ماشین که تو مسیر بودیم حرکت و صحبت خاصی نداشتیم تا از شهر زدیم بیرون و وارد اتوبان خلوت و نسبتا تاریکی شدیم که دیگه مغازه یا ماشین یا خونه ای نبود که مارو ببینه و همون لحظه دست گذاشت روی رونم و شروع کرد مالیدن ، من که تمام اون احساسات زنونه توی وجودم شکوفا شده بود ، شل شده بودم روی صندلی و فقط با نفسای عمیق و حرارت بدن و لبهای بهم فشرده و چشمای خمار نگاهش میکردم ، یه لحظه نگام کرد و بهم گفت چقدر حشری شدی ، دلت رفته تا ساک بزنی آره؟ منم با سر تکون دادن و صدای لرزون و آروم گفتم آره ، دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش و گفت ببین اگه سایزشو دوست داری درش بیار و بخورش ، منم که دیده بودمش و عاشق کیرش شده بودم بی معطلی کیرشو از تو شلوار و شورت در آوردم ، خودشم کمک کرد و شلوار و شورتشو تا زانو داد پایین ، نشستم رو صندلی و قمبل کردم و به حالت داگی یا سجده خم شدم روی کیرش ، تمیز و بزرگ و خوردنی ، نامرد عطر هم بهش زده بود ، بوی کیرش دیوونم میکرد ، چشمامو بستم و به عقده اینهمه سال کیرشو گذاشتم دهنم و جوری براش خوردم که میگفت به زور ماشینو کنترل میکنه ، باورش نمیشد اینجوری ساک میزنم براش ، تخماشو هم براش خوردم ، بوی خوش کیرش نمیزاشت لحظه ای سرمو از کیرش جدا کنم ، یه جاهایی وسط ساک زدن سرمو میبردم پایین و کیرشو تا آخر میکردم تو دهنم که دماغم میچسبید به شکمش ، هی بو میکشیدم و میومدم بالا ، بوی کیر و تخماش شد بهترین عطر زندگیم ، لذت میبردم که باوجود اینکه سنش ازم کمتره اینهمه کاربلد و درجه یکه ، خلاصه به زور ماشینو کنترل کرد و رسیدیم به مکان شب قبل ، شلوارو کشید بالا و خودمونو جمع و جور کردیم و پیاده شدیم و سریع جا پهن کرد و بقولا مارو برد رو تشک ، لب گرفت و سینه خورد و لباسامو درآورد ، منو به حالت داگی گذاشت و رفت پشت قمبلم وایساد ، یه لحظه فکر کردم میخواد بدون مقدمه بکنه تو ، شلوارمو کشید پایین و شروع کرد به خوردن کونم ، وااای دیوونه شدم ، اون لحظه حالی بهم دست داد که متنفر بودم از اینکه حتی فکر کنم من یه مردم ، خودمو کاملا زن میدونستم ، اون لحظه فهمیدم ماجرا چیه توی داستانهای بکن تو مینویسن ناله های زنونم دراومده بود ، عجیب کسخل شده بودم که سریعا با کیرش جرم بده ، یکم خودمو کنترل کردم و گفتم کیر میخوام ، توی همون حالت داگی بودم اومد جلوم ، صحنه ای که شلوار و شورتشو داد پایین و کیر شق شدش یهو پرید بالا هیچوقت از ذهنم پاک نمیشه ، شهوتمو چندبرابر کرد ، کیرش پرید بیرون و افتاد جلو صورتم ، مثل تشنه ها پریدم و شروع کردم ساک زدن ، وسط ساک زدن گفت یه لحظه وایسا ، یه اسپری تاخیری آورد و گفت محض احتیاط استفاده کنیم ، فکر کردم واسه کیرامون آورده ، اما نه ، اسپری رو زد به سوراخ کونم و مالیدش ،میخواست سوراخمو بیحس کنه که دردم نگیره ، اومد جلوم وایساد و منم زانو زدم و ادامه ساک زدن ، از اون حس حال هرچی بگم کم گفتم ، ساک زدم و بلندم که و به حالت تکیه زدن خوابوندم رو صندوق عقب ماشین و شروع کرد سینه هامو خوردن ، از لذت مثل مار تو خودم میپیچیدم ، هنوزم نقطه ضعفم اینه و نمیتونم با این حرکت مقاومت کنم و کون ندم ، خلاصه بعد از چند دقیقه ای خوردن دورم داد و دوباره افتاد پشت سرم ، کیرشو میمالید به سوراخم و همزمان توی گوشم صحبت میکرد و حرفای تحقیر کننده میزد ، (عجب کونی داره ، الان میکنم تو کونت پسر کونی ، یا مثلا گفت کیر دوتامون بزرگه ولی من کونم کوچیکه و تو کونت بزرگه میدونی چرا؟ چون خدا هم دوست داره تو به من کون بدی که همچین کون گنده و نرم و زنونه ای بهت داده) این وسطاش هی بوسم میکرد ، من دیگه با جون و دل کاملا آماده دادن بودم ، دیگه کم کم کیرشو حس نمیکردم و بیحسی کار خودشو کرده بود و دهانه سوراخ کونم که تنگه بیحس بود ، خوابوندم روی موکتی که پهن کرده بود و گفت داگی شد چون عاشق قمبل کون گندتم ، اطاعت امر کردم و اومد پشتم ، سرمو برگردوندم و نگاهش میکردم ، صحنه ای که تف انداخت روی سوراخم و روی کیرش حس کردم یه جندم و لذتم چند برابر شد(اینو هم توی بکن تو خونده بودم و برای همین نگاه کردم و واقعا عالی بود اون صحنه ، باید بات باشی و زیرخواب باشی این صحنه های بینظیرو تجربه کنی «در خدمت مرد خودت بودن سعادته» )
کیرشو هول داد داخل و شروع کرد تلمبه زدن ، چون درد خیلی خیلی کمی حس میکردم و لذت رو کاملا احساس میکردم واقعا عالی بود ، داشتم روانی میشدم ، عالی میکرد ، همزمان هم توی گوشم حرفای تحقیرآمیز میزد ، مثلا میگفت کونیه یه کونی شدی دوست داری؟؟ گرمای کیرمو توی وجودت حس میکنی ، خلاصه توی چند پوزیشن کرد ، همون داگی تلمبه زد ، خوابیده تلمبه زد ، ایستاده تلمبه زد ، آخرش هم که دوباره خوابیدم و خوابید روم و داشت تلمبه میزد آبش اومد و کیرشو با فشار کرد داخل و نگه داشت و نبض زدن کیرش باعث شد لذت منم چند برابر بشه و آب منم بیاد .
اینقدر کیف کردم که بدون دست زدن به کیرم آبم اومده که نگو ، بلند شدم و آب توی کونمو پاک کردم ، چندتا دستمال کاغذی هم گذاشتم توی سوراخم که اگه آبی هست نریزه تا برسم به حموم ، خواستم لباس بپوشم که با یه لبخند بهم گفت مگه تو منو نمیکنی؟ قرار بود دوطرفه کنیم ، منم خندیدم و گفتم فکر کنم از این به بعد قراره فقط تو منو بکنی ، خوبیه سکس دوتا کونی اینه که اینقدر بهم اعتماد داریم و باهم راحتیم که واسه دادن ناز نمیکنیم و استرس و اضطراب آبرو نداریم و سر دادن بحث داریم نه سر کردن ، خلاصه اومدیم و درد سوراخ آخرشب به کنار و گذشت تا قرارهای بعدی اتفاق افتاد ، الان ارتباطمون جوریه که براش زنپوشی میکنم ، آرایش میکنم ، و دوتامون هم خیلی خیلی خوشحالیم از این قضیه ، با هم خوشیم ، تک پر همیم و خرجشم میکنم ، الان توی سکس واسه تحقیر میگه شوگرددیم شدی ، خرجم میکنی که بکنمت ، اونایی که عاشق تحقیرن امتحان کنن ، خیلی لذت داره ، پسر کمسن میاد پیشم ، براش زنونه میپوشم ، بعدش منو محکم میکنه ، وقتی هم آبمون اومد پول میریزم به حسابش ، چشم حسودا دربیاد ، بعضی وقتهاا هم براش کادو میخرم ، میبرمش بیرون و هرچی بخواد براش میخرم ، فقط به عشق اینکه منو خیلی خوب و عالی میکنه ، عاشق بوی کیرشم ، الان دیگه آبشم میخورم ، توی قرارسکس اول یه بار آبش میاد من میخورم و قورت میدم بعد میکنه و میریزه توم ،الان ۳۲ سالمه و یک سال بیشتره که باهمیم و بهم علاقه داریم ، امشبم رفته مسافرت با خرج خودم برام شورت و سوتین جدید هم خریده ، پیشم نیست و دلم هواشو داشت ، اومدم ماجراشو بنویسم که تا برگشت بیاد نظراتو بخونه ، برم تا نیستش جلق بزنم به یاد کیرش و بخوابم ،
شبتون بخیر
نوشته: ناشناس
6 پاسخ به “کونی شدن دقیقه ۹۰”
قشنگ بود. دوست داشتم حست رو چون شبیه حس منه. مخصوصا این که دوست دارم گول بخورم و مثلا مخم رو بزنن که گی بازی بام کنن. ولی هنوز قسمت نشده
بمیر بابا
بمیر بابا
جوونمنم سن پایین میدم حسدحقارتش عالیع
خسته نباشی دلاور خداقوت پهلوان.چنان وادادی فکر کنم انشم بخوری
تجربه کون دادن به کونی رو منم داشتم خیلی حالش بیشتر از کون دادن به فاعلهکلا ادم احساس خودمونی بودن و راحت بودن باهاش داره و یه درک بالا بین همدیگه حاکم هست