این داستان را که مینویسم ، یک داستان واقعی است که از آن حدود نه ماه میگذرد. من یک رفیق دارم که تمیم نام دارد و از پیج سال به اینطرف با هم رابطه سکسی داریم که اکثراً من مفعول بوده ام و یگان وقت به اساس خواست خودش من هم او را گائیده ام. سال گذشته از بخت بدم او عروسی نمود و از آن به بعد رابطه اش با من خیلی کم گردید اما من نمیتوانستم دوری او را تحمل نمایم و کونم کیرش را میخواست و بجز از آن کدام رفیق دیگری هم نداشتم تا کونم میکرد و از افشا شدن نزد فامیل و دوستانم خیلی هراس داشتم و نمیتوانستم بالای کسی دیگر ی اعتماد نمایم از اینرو به دوستم تمیم زنگ زدم و ازش تقاضا کردم تا فرصت شدن خودش لطف نموده آدرس یکی از دوستان فاعلش را بمن بده تا کونم کند. باز هم ازش تشکر مینمایم که نمبر یک دوستش را برایم معرفی نمود و سپس من به آن نمبر تماس گرفتم و از آدرس رفیقم خود را معرفی نمودم. خلاصه اینکه او از علاقمندی های سکسی و غیره مسائل ازم سوالات نمود و بالاخره قرار گذاشتیم تا فردای آنروز در یک جای معین با هم ببینیم که تا رسیدن آن لحظات او چندین بار زنگم زد و حرفهای سکسی برایم میگفت که با رسیدن وقت معینه هردوی ما به آنجا حاضر شدیم و به یکی از حمامها رفتیم و لباسهای خود را از تنمان بیرون کردیم و هردوی ما تنها یک یک نیکر داشتیم. دیدم که کله کیرش از لای نیکرش بیرون زده و خوب شخ و لک گردیده است سپس من نیکرم را کشیدم و کونم را لچ نمودم و او نیز همین کار را کرد و برایم گفت تا برایش ساک بزنم که بعد از شستشوی کیرش برای پنج دقیقه کیرش را ساک زدم و سپس به وضعیت سگی برایش قرار گرفتم و او نیز کیرش را در سوراخ کونم تیله تیله نموده و به آسانی درو گردید که چندان درد نکرد بخاطریکه کیرش نظر به کیر تمیم نسبتاً کوچک وکوتاه بود و بعداً به تلمبه زدن شروع نمود که خایه هایش به باسنهایم میخورد و صدای آن بلند میشد و من هم از لذت زیاد با کیرم جلق میزدم و بعد 6-7 دقیقه تنفسش سریع شد و احساس نمودم که دارد آبش می آید همان بود که آبش را به داخل کونم ریخت و کیرش را از کونم خارج نمود اما هنوز آب کیر من نیامده بود و دلم میخواست تا بیشتر بکنه که نمیتوانست و سپس هردوی ما حمام نموده و از هم جدا شدیم از آن به بعد او چندین بار زنگم زد اما من جوابش را ندادم.
نوشته:قیوم
24 پاسخ به “کونم کیر می خواست”
چارشنبه…ای دوشبه کونی بود گفتمان نکرده بودی…کون خود بر ما عرضه دار تا کبر خود بر داخل کونت راهنمایی نماییم…
ريدم تو اين نوشتنت
بابا کل داستانت یعنی اینکه کونی هستی دیگه، همون اول یه خط مینوشتی من کونی ام و خلاصیعنی ریدم تو قد و هیکلت پتیاره ی کونی
بدبخت افغانی پدر سگ…
وای افغانی چه ب دست ب قلم بردن برو لهجتو تعمیر کن خدایا این چه وضعیهlolبچه ها چند تا داستان خوب و قشنگ با قلم روان معرفی کنین ممنون میشمkiss2
هههخخخخخ ترکیدم از خندهکونی خان افغانی خخخخ
خوابم پرید یهو
خخخخخححح روحت شاد ۲ بار خوندم نیم ساعته دارم میخندم
به فارسی دری و پشتو نوشته دوستمونbiggrin
من قبلا فکر میکردم افغانی ها کاارگران ساختمانی خوبی هستند, الان به این نتیجه رسیدم که شاید دو منظوره هم باشنند
کیرش را در سوراخ کونم تیله تیله نموده و به آسانی درو گردید/من تیله تیله نمیکنم یک راست می کنم
…و یگان وقت به اساس خواست خودش من هم او را گائیده ام؟؟؟4 خط خوندم فقطکیر اسب عربی صاف تو کون پدرت که اون لامصبو ریخت تو کص ننت تو درومدی بیرون ازش !!!ننویس ولد لواط ننویس
کیرم دهنت یاد معلم ادبیاتمون افتادم کونی
کون چاقم هوس کیر کلفت کرده
خدايا کسايی که مفعول ها رو مسخره ميکنه به اين درد و عادت صعب العلاج يعنی مفعوليت دچار کن. آمين
این دیگه چی بود
چهارشنبه کدو یکی بود
از ارومیه کسی بود سراغم کنه
بسی کیری نوشتی…مادر جنــــــــــــــــــــده
دوستان گرامی حرف هارا زده اند
یک وقتی طیاره هاآمدندبمباران نمودند چارشنبه کشته میشد!!ازشوخی بگذریم یاافغانی یاخواستی افغانی بنویسی بلدنبودی داستانت هم خیلی خلاصه بودبیشترمیتونستی بنویسیدرکل زنده بادزبان شیرین پارسی
یه خط بیشتر نخوندم …
کوس مغز داستان نوشتی یا انشا ?احتمالا ننتو افغانی گاییده کیرم تو اون ادبیات نوشتاريتdash1
منم کیرم کون میخواست ولی مثل تو کوس مغز شر و ور ننوشتم خیار بکن تو کونت آروم بگيريdash1